دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٦ - بلگرامی، عبدالجلیل
بلگرامی، عبدالجلیل
نویسنده (ها) :
طاهره اسماعیل زاده
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِلْگْرامی، عبدالجلیل (١٠٧١- ١١٣٨ق / ١٦٦١-١٧٢٦م)، شاعر پارسیگوی هند. پدرش میرسیداحمد (د ١٠٩٦ق / ١٦٨٥م) مردی پرهیزگار و از مشاهیر روزگار خود بود (خوشگو، ٣ / ١٥٥). عبدالجلیل در بلگرام، از توابع شاهآباد قنوج به دنیا آمد (همانجا؛ صدیق حسنخان، ٢٣٨؛ رحمانعلی، ١٠٨). وی از سادات واسطی بود که در حدود سال ٦١٤ق / ١٢١٧م به بلگرام مهاجرت کرده بودند (ریو، .(III / ٩٦٣
بلگرامی تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود آغاز کرد و علوم عقلی و نقلی را نزد غلامنقشبند لکهنوی، و حدیث را نزد سید مبارک محدث بلگرامی (د ١١٠٥ق / ١٦٩٤م)، شاگرد نورالحق ابن عبدالحق محدث دهلوی آموخت (آزاد، مآثر...، ٢٥٣-٢٥٤، خزانه...، ٣٥٢- ٣٥٣؛ خلیل، ١٠٩؛ گوپاموی، ٤٩٢). وی در ١١٠٤ق رهسپار دکن شد و در اورنگآباد با علی خان مدنی، صاحب سلافة العصر و ناصر علی سرهندی (د ١١٠٨ق)، شاعر پارسیگوی هند ملاقات کرد (خوشگو، ٣ / ١٥٧؛ آزاد، مآثر، ٢٥٤؛ صدیق حسنخان، همانجا). او پس از مدت کوتاهی از دکن بازگشت، اما دیگربار در ١١١١ق به آنجا رفت و در اسلامپور، از توابع بیجاپور توسط میرزا یارعلی بیگ به دربار اورنگ زیب راه یافت و به مناصبی چون تیولداری، دبیری و وقایعنگاری رسید (آزاد، همانجا؛ قانع، ٤٠٦؛ خوشگو، ٣ / ١٥٦؛ صدیقحسنخان، همانجا).
بلگرامی در ١١١٦ق / ١٧٠٤م به بلگرام بازگشت و بار دیگر به کمک میرزا یار علی بیگ به مناصب دبیری و وقایعنگاری بکر و سیوستان سند دست یافت (آزاد، همان، ٢٥٥؛ صدیقحسنخان، همانجا). وی چندین سال در این مناصب مشغول بود، تا اینکه میر جملۀ سمرقندی ــ که در آن زمان امور مهم سلطنت را بر عهده داشت ــ در ١١٢٦ق او را از کار برکنار کرد (آزاد، همانجا). ازاینرو، بلگرامی بهشاهجهانآباد بازگشت و ملازم سلطان فرخسیر شد (صدیقحسنخان، ٢٣٩)، اما در ١١٣٠ق، همۀ شغلهایش را به پسرش، محمد سپرد و خود به دهلی بازگشت (قانع، ٤٠٦-٤٠٧). در ١١٣٢ق برای مدتی در بلگرام اقامت گزید، اما پس از یک سال به شاهجهانآباد بازگشت و تا پایان عمر در همانجا زندگی کرد و سرانجام، در ٦٦ سالگی درگذشت. پیکر او را بنابر وصیتش به بلگرام منتقل کردند و در کنار پدرش به خاک سپردند (آزاد، همان، ٢٥٦؛ گوپاموی، ٤٩٣؛ قانع، ٤١٤؛ رحمان علی، ١٠٩؛ خوشگو، ٣ / ١٥٧). هدایت (٢ / ٨٨٩) به اشتباه تاریخ درگذشت او را ١١٧١ق یاد کرده است.
بلگرامی در علوم عقلی و نقلی، به ویژه در تفسیر، حدیث، تاریخ، لغت، ادب، شعر و موسیقی هندی مهارت داشت. وی از حافظهای قوی برخوردار بود و بسیاری از کتب مانند قاموس را از حفظ داشت و به زبانهای فارسی، عربی، ترکی و هندی شعر میسرود (آزاد، خزانه، ٣٥٣، مآثر، ٢٥٤، ٢٥٩؛ میرحسین، ٢٢٤؛ خلیل، همانجا؛ رحمانعلی، ١٠٨).
تخلص بلگرامی ابتدا «طرازی» بود و سپس به سبب واسطی تبار بودنش به «واسطی» تغییر یافت، اما با نامهای «عبدالجلیل» و «میرجلیل» نیز تخلص میکرد (آزاد، خزانه، همانجا، مآثر، ٢٥٩؛ خوشگو، ٣ / ١٥٥). او در مجلس نواب امینالدوله بهادر انصاری سنبهلی، خود را امیرخسرو دهلویِ وقت نامید (میرحسین، همانجا)، وی از آن روی که ٧ پادشاه از شاهان دهلی، یعنی اورنگ زیب، شاه عالم، محمد معزالدین جهاندارشاه، محمد فرخ سیر، رفیع الدرجات، شاهجهان ثانی و محمدشاه را خدمت کرد، با امیرخسرو تشابه دارد (آزاد، همان، ٢٦٣-٢٦٤)، اما برخلاف امیرخسرو، جز دو بار در تمامی مدت عمرش، از پادشاهی صله نگرفت (همو، خزانه، همانجا، مآثر، ٢٦٤).
بلگرامی در سرودن ماده تاریخ مهارت داشت و به مناسبتهای گوناگون، مانند جلوس پادشاهان، وزارت و امارت، فتح و کشورگشایی و درگذشت بزرگان، ماده تاریخ میسرود، از آن جمله است دو ماده تاریخ «گلزار فتح شاه هند» یا «جشن نامۀ فیروزی شاه عالمگیر» دربارۀ فتح دژ ستاره توسط اورنگزیب در ١١١١ق (رحمانعلی، همانجا). بلگرامی در میان انواع شعر، بیشتر به سرودن مثنوی گرایش داشت (خلیل، ١١٠) و هرگونه شعر از مثنوی، قصیده و رباعی را به نظم درآورد، اما به غزل توجهی نداشت (گلچین، ١ / ٤٦٤) و ظاهراً در تمامی عمرش تنها یک غزل سروده است (همانجا).
از شاگردان بلگرامی، علاوه بر فرزندش، محمد (د ١١٨٥ق) و نوهاش، میرغلامعلی آزاد میتوان از این افراد نام برد: میرمحمدمراد لائق جونپوری که خمسۀ خود را به درخواست بلگرامی به نظم درآورد (آزاد، همان، ٢٥٧)، لطفالله احمدی (د ١١٤٣ق) (خوشگو، ٣ / ١٨٣)، سیفالدین محمد اکبرآبادی، متخلص به «طبیعت» (ایمان، ٤٩٧) و سیدطفیل محمد (د ١١٥١ق).
در میان فرزندان و نوادگان بلگرامی، علاوه بر فرزندش محمد، میتوان از میرغلام علی آزاد بلگرامی (ه م)، شاعر، مورخ و عارف مشهور هند نام برد. وی در دو اثر مشهورش داستانهای طولانی و افسانههای دلنوازی دربارۀ بلگرامی نوشته، و اشعار او را به طور پراکنده نقل کرده، و خود نیز در مدح وی قصایدی سروده است (نک : خزانه، ٣٥٢- ٣٥٨؛ مآثر، ٢٥٣-٢٨٦).
دوران شعر هندی و فارسی در عهد اورنگ زیب معمولاً به سبب داشتن دو گرایش شهرت دارد: مثنوی سرایی و احیای دلبستگی شاعران مسلمان هند به زبان هندی. در شعر بلگرامی نمونههای آشکار هر یک از این دو گرایش را میتوان یافت که پس از وی، آزاد بلگرامی آن را به نسلهای بعد انتقال داد ( ایرانیکا، .(I / ١١٩
آثار
بلگرامی آثار بسیاری به نظم و نثر پدید آورده بوده که تنها برخی از آنها برجای مانده است:
١. امواج خیال، مثنویی در تعریف و وصف شهر بلگرام (خوشگو، ٣ / ١٥٧).
٢. . انشای جلیل، یا منشآت، یا مکتوبات، که شامل ٣٩ نامۀ عرفانی بلگرامی به پسرش محمد است. این اثر به نثری آمیخته به نظم و آکنده از مطایبات، و بیانگر وجوه گوناگون زندگی مؤلف، شوق وافرش به گردآوری کتابها، شور و هیجان و گاه سرخوردگی از اشتغالات ادبی، حمایت وی از شاعران هندی و مناسباتش با اشراف مغول است و یکی از نمونههای خوب نثر فارسی هندی در قرن ١٢ق به شمار میآید. این اثر در ١٢٦٩ق در هند چاپ شده است (نک : مشار، فهرست...، ٤/٥٠١٦، مؤلفین...، ٣/٧٠٩؛ نوشاهی، فهرست کتابها...، ١/٥١١؛ منزوی، خطی مشترک، ٣/١٩٩٠، ٥/٢٦٥-٢٦٦). امیر حیدر، متخلص به امیر بلگرامی کلمات النبیل را در شرح این نامهها نوشته است (نک : نوشاهی، همانجا؛ منزوی، همان، ٥ / ٢٦٦-٢٦٧).
٣. پَدْماوَت، مثنوی ملمعی به فارسی و هندی. این اثر ماجرای عشق رَتَنسینه و پَدماوَتی، از داستانهای باستانی هند، و شبیه به قصۀ پدماوتِ ملک محمد جایسی است که نخستین بار این داستان را به زبان هندی تألیف کرد (نک : اته، ٩٣-٩٤؛ ریو، .(III/١٠٣٦ بلگرامی با تألیف این اثر، سنت توجه به شعر هندی را که در میان ادیبان مسلمان هند با امیرخسرو دهلوی آغاز شد و در زمان سلطنت اکبرشاه (٩٦٣-١٠١٤ق) در پدماوت جایسی و دیوان عبدالرحیمخان خانان به اوج رسید، استمرار بخشید( ایرانیکا، همانجا
٤. جواهرالکلام، فرهنگی منظوم به فارسی، ترکی، عربی و هندی (نک : بانکیپور، .(VIII / ١٤٣
٥. دیوان (نک : آقابزرگ، ٩(٢) / ٦٨٣، ٩(٤) / ١٢٤٨).
٦. رموزات، رسالهای مختصر در رمز و راز آیینها و آداب گوناگون دینی، مبانی و اصول کلامی و مانند آنها (ایوانف، ٣٢٨؛ منزوی، خطی، ٢ / ١١٧٩؛ مارشال، .(٩
٧. روزنامچه (نک : اطهر، ٣ / ٢٤٨).
٨. طوبى، یا کتخدایی فرخ سیر، مثنویی بزمی دربارۀ ازدواج فرخ سیر پادشاه با دختر راجه اجیت سنگه راتهور در ١١٢٧ق. این مثنوی از نظر تاریخ و جامعهشناسی بسیار اهمیت دارد، زیرا شاعر علاوه بر نظم واقعهای تاریخی و بیان سنتهای ازدواج دوران خود، آداب و رسوم و فرهنگ عامۀ روزگار فرخ سیر و دیگر پادشاهان تیموری هند را نیز به زبانی ساده، اما به تفصیل یاد کرده است (منزوی، فهرستواره...، ٢ / ١٣١٧؛ آزاد، مآثر، ٢٦٧؛ نوشاهی، فهرست نسخهها...، ٦٢٨). از این اثر دستنویسهای بسیار باقی مانده، و به دفعات چاپ شده است (منزوی، همانجا).
٩. گلزار فتح شاه هند، یا طوی نامۀ فیروزیشاه عالمگیر، رسالهای شامل ١١ قطعه تاریخ فتح دژ ستاره به زبانهای عربی، فارسی، ترکی و هندی (رحمانعلی، ١٠٨؛ منزوی، خطی مشترک، ١٠ / ٤٨٥).
١٠. مثنوی مدح محمدشاه، که در آن آتش بازیها و دیگر جشنهای زمان این پادشاه وصف شده است. اشپرنگر (I / ٤٤٥) و مارشال (همانجا)، از این اثر، به طور مستقل یاد کردهاند، اما آغاز آن با دیگر اثر بلگرامی، یعنی مثنوی طوبی یکسان است (نک : نوشاهی، همانجا).
١١. آداب المرسلین، در انشا و نامهنگاری (نک : بغدادی، ١ / ٥٠١؛ آقابزرگ، ٩(٢) / ٦٨٣).
مآخذ
آزاد بلگرامی، غلامعلی، خزانۀ عامره، کانپور، ١٨٧١م؛
همو، مآثر الکرام، به کوشش عبداللهخان، لاهور، ١٩١٣م؛
آقابزرگ، الذریعة؛
اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ صادق رضازاده شفق، تهران، ١٣٣٧ش؛
اطهر شیر، سید، مرأةالعلوم، پتنه، ١٩٦٧م؛
ایمان، رحمعلیخان، منتخب اللطایف، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی، تهران، ١٣٤٩ش؛
بغدادی، هدیه؛
خلیل، علی ابراهیم، صحف ابراهیم، بهکوشش عابد رضا بیدار، پتنه، ١٩٧٨م؛
خوشگو، بندرا بن داس، سفینه، به کوششمحمدعطاء الرحمان، پتنه، ١٣٧٨ق / ١٩٥٩م؛
رحمانعلی، محمدعبدالشکور، تذکرۀ علمای هند، لکهنو، ١٩١٤م؛
صدیق حسنخان، محمدصدیق، ابجد العلوم، به کوشش عبدالجبار زکار، دمشق، ١٩٨٩م؛
قانع تتوی، میرعلی شیر، مقالات الشعرا، به کوشش حسامالدین راشدی، کراچی، ١٩٥٧م؛
گلچین معانی، احمد، تاریخ تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨ش؛
گوپاموی، محمد قدرتالله، نتائج الافکار، به کوشش اردشیر بنشاهی خاضع، بمبئی، ١٣٣٦ش؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٣ش؛
همو، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤١ش؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٤- ١٣٧٥ش؛
میرحسین دوست سنبهلی، تذکرۀ حسینی، لکهنو، ١٨٧٥م؛
نوشاهی، عارف، فهرست کتابهای فارسی چاپ سنگی و کمیاب کتابخانۀ گنجبخش، اسلامآباد، ١٣٦٥ش؛
همو، فهرست نسخههای خطی فارسی موزۀ ملی پاکستان کراچی، اسلامآباد، ١٣٦٢ش؛
هدایت، محمود، گلزار جاویدان، تهران، ١٣٤٩ش؛
نیز:
Bankipore;
Iranica;
Ivanov, W., Concise Descriptive Catalogue of the Persian Manuscripts, Calcutta, ١٩٢٦;
Marshall, D.N., Mughals in India, London / New York, ١٩٨٥;
Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, Oxford, ١٩٦٦;
Schprenger, A., A Catalogue of the Arabic, Persian and Hindustany Manuscripts, Calcutta, ١٨٥٤.
طاهره اسماعیلزاده