دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٨ - اسیر اصفهانی
اسیر اصفهانی
نویسنده (ها) :
مینا حفیظی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسیرِ اِصْفَهانی (یا شهرستانی)، میرزا جلال فرزند میرزا مؤمن متخلص به اسیر از شعرای دورۀ صفویه در نیمۀ اول سدۀ ١١ق/ ١٧م و از بنیانگذاران سبك هندی.
خاندان اسیر از سادات نامدار شهرستانك (روستایی نزدیك اصفهان) بودند(نصرآبادی، ٩٥؛ صدیق،٢٦؛ آفتاب،٥٤؛ آزاد، ٥٣؛واله، ١٠١). صفا ولادت وی را در ١٠٢٩ق/ ١٦٢٠م آورده است ( تاریخ ...، ٥(٢)/ ١٢١٢). گفتهاند كه دختر شاهعباس اول، ملك نسا بیگم همسر وی بود (نصرآبادی، صدیق، آزاد، همانجاها؛ فلسفی، ٢/ ٢٠٢؛ تربیت، ٣٢٢) و ظاهراً پیش از مرگ پدر (١٠٣٨ق) درگذشت (فلسفی، همانجا)؛ در این صورت تاریخ ١٠٢٩ق برای تولد اسیر درست نمینماید.
منابع از استادان وی تنها به فصیحی هروی اشاره كردهاند (نك : صدیق، آزاد، همانجاها؛ ایمان، ٦٣). او خود از فصیحی بهعنوان استاد خویش نام برده (ص ٣٠٧)، و به شاگردی در مكتب وی اشاره كرده است (ص ٢٨١، ٢٨٥). تحصیل او نزد فصیحی به احتمال بسیار میبایست پس از سفر این شاعر از هرات به اصفهان (١٠٣١ق) بوده باشد (صفا، همان، ٥(٢)/ ١٢١٣). با این حال، ارادت وی به صائب چنان بوده كه گاه بر شاگردی او نزد فصیحی سایه میافكنده است (ص ٣٠٧، ٥٤٣). با اینهمه، نمیتوان وی را شاگرد صائب دانست؛ چه، صائب نیز بارها به گفتۀ خود «تتبع سخن میرزا جلال» كرده (نك : ٤/ ١٨٩٦)، و نیز در جُنگی كه از سرودههای شعرا گرد آورده، ابیاتی چند از اسیر برگزیده است (نك : بیگناه، ١١).
ذوق ادبی و هنری اسیر و انتسابش به خاندان شاهی سبب شد كه خانۀ وی محفل شعرا و سخنوران شود (نك : نصرآبادی، ٩٦، ٣٢٨، ٣٩٩-٤٠٠؛ صدیق، آزاد، واله، همانجاها؛ كوپاموی، ٤٧؛ بیگناه، ٦). او از برخی از اینان چون نظیری در دیوان خویش یاد كرده است (نك : ص ٢٤٥، ٢٧٣). كسانی چون كلیم كاشانی نیز وی را ستودهاند (ص ٢٩٩).
با آنكه اسیر در برخی از ابیاتش اشاراتی به پیری خویش كرده است (مثلاً نك : ص ٣٧٦، ٣٩٣)، اما اینگونه سرودهها را شاید بتوان بیانی شاعرانه از حالات روحی وی دانست؛ چه، آنانكه شرح حال وی را نوشتهاند، درگذشت او را در جوانی دانستهاند (نك : نصرآبادی، ٩٦؛ صدیق، آزاد، كوپاموی، همانجاها؛ آغا احمد، ١٥٦). بیشتر تذكره نویسان مرگ وی را در ١٠٤٩ق/ ١٦٣٩م (صدیق، آزاد، كوپاموی، آغا احمد، همانجاها)، و برخی نیز در ١٠٤٠، یا ١٠٦٩ق ذكر كردهاند (نك : صفا، همان، ٥(٢)/ ١٢١٤، گنج...، ٣/ ١٠٢). در این میان ١٠٤٠ق بهسبب وجود ماده تاریخ ١٠٤٤ كه اسیر در دیوان خود آورده (ص ٩٦)، نادرست است.
اسیر را میتوان از پیشروان سبك هندی بهشمار آورد. مضامین وی چنان به تخیل و تصویرسازی آمیخته است كه برخی از تذكرهنویسان او را «بانی بنیاد خیالبندی» خواندهاند (نك : لودی، ٧٦). اگرچه، اسیر با صائب هم عصر بوده است و هر دو متعلق به یك مكتب بودهاند و حتی اسیر در جایی میگوید: «شعری بگو اسیر كه صائب كند پسند» (ص ٥٣٤)، اما وی زبان و سبكی خاص خود دارد. اسیر در محسوس كردن معانی انتزاعی (شفیعی، ٨٤٧)، و آفرینش تركیبهای مجازی و استعاری (مثلاً ص ٢٨٧، ٣١٨، ٣٢٦، ٣٣٨، ٣٣٩، جم ؛ نك : صفا، تاریخ، ٥(٢)/ ١٢١٥- ١٢١٦)، با استفاده از دو اسم ذات یا معنی، یا یك اسم ذات و یك معنی (بیگناه، ١٦) بسیار چیره دست است. با آنكه اسیر به هندوستان نرفته بود، اشعارش در آن كشور مشهور بوده است (نك : سرخوش، ٣) و طرفداران سبك هندی در هندوستان از آغاز سدۀ ١٢ق به بعد از سبك او پیروی كردهاند (خوشگو، ٢١٤، ٢٢٧، ٢٤٩؛ صفا، گنج، همانجا؛ زرینكوب، ١٣٥). او نیز چون دیگر شعرای این سبك در سرودن غزل چیره دست بوده است و شفیعی او را در سرودن غزلهایی با وزنهای كوتاه موفقتر میداند (ص ٨٤٦ - ٨٤٧).
شعر اسیر برخلاف اشعار چكامه سرایان سدههای ١١ و ١٢ق تنها مضمونسازی و معماگویی نیست و گاه غزلیاتش - شاید از ا¸نروی كه وی از جمله آغازگران سبك هندی بوده است - هنوز رنگی عراقی دارد (بیگناه، ١٤). ویژگی دیگر غزلیات اسیر كه در شعر شعرای سبك هندی كمتر یافت میشود، هماهنگی موضوعی از مطلع تا مقطع یك غزل است (همو، ١٥-١٦). با این حال، برخی تذكرهنویسان شعر او را دارای غث و سمین دانستهاند (نك : صدیق، آفتاب، آزاد، همانجاها). از اسیر قصاید بسیاری در ستایش از پیامبر(ص) و ائمۀ اطهار (ع) (نك : ص ٤٢-٤٤، ٥٧ - ٥٨، ٤٩٢، ٥١٥ -٥١٧، جم )، و نیز چند قصیده در ستایش از شاه صفی (نك : ص ٩٤-٩٦) برجای مانده است. با اینهمه، قصاید اسیر چندان پرمایه نیست.
دیوان وی نخست در ١٢٩٦ق/ ١٨٨٠م در لكهنو، و پس از آن در ١٣١٤ق/ ١٨٩٧م در كانپورِ هند به چاپ رسید و منتخبی از آن نیز به كوشش حبیبالله بیگناه با عنوان از دیوان اسیر شهرستانی، در مشهد (١٣٤٨ش) منتشر شده است. بر دیوان اسیر شروحی نگاشتهاند كه از جملۀ آنهاست: شرح معجز كابلی و شرح مهتاب رائی با عنوان گلشن معانی كه تفسیر محمد منیر را از ابیات تحریر كرده، و مطالبی نیز خود بر آن افزوده است. شرح دیگری نیز از دیوان اسیر موجود است كه شارح آن شناخته نیست (منزوی، ٧/ ٨٣٤ - ٨٣٥).
مآخذ
آزادبلگرامی، میرغلام علی، سرو آزاد، لاهور، ١٣٣١ق/ ١٩١٣م؛
آغا احمد، هفت آسمان، كلكته، ١٨٧٣م؛
آفتاب رای لكهنوی، ریاض العارفین، بهكوشش حسامالدین راشدی، اسلامآباد، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
اسیر اصفهانی، میرزا جلال، دیوان، نسخۀ خطی كتابخانۀ گنجبخش، شم ٨٦٥؛
ایمان، رحم علیخان، منتخب اللطایف، بهكوشش محمدرضا جلالی نایینی و امیرحسن عابدی، تهران، ١٣٤٩ش؛
بیگناه، حبیبالله، مقدمه بر از دیوان اسیر شهرستانی، مشهد، ١٣٤٨ش؛
تربیت، محمدعلی، «یك صفحۀ مختصر»، ارمغان، تهران، ١٣١١ش، س ١٣، شم ١؛
خوشگو، بندرین داس، سفینه، پتنه، ١٩٥٩م؛
زرینكوب، عبدالحسین، سیری در شعر فارسی، تهران، ١٣٦٣ش؛
سرخوش، محمدافضل، كلمات الشعراء، لاهور، ١٩٤٢م؛
شفیعیكدكنی، محمدرضا، «اسیر شهرستانی»، سخن، تهران، ١٣٤٨ش، دورۀ ١٩، شم ١؛
صائب تبریزی، محمدعلی، دیوان، بهكوششمحمد قهرمان، تهران،١٣٦٧ش؛
صدیقحسنخان، محمد، شمع انجمن، بهكوشش عبدالمجید، بهوپال، ١٢٩٣ق؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٤ش؛
همو، گنج سخن، تهران، ١٣٣٩ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٣٤ش؛
كلیم كاشانی، دیوان، بهكوشش پرتو بیضایی، تهران، ١٣٣٦ش؛
كوپاموی، محمد قدرتالله، نتائج الافكار، بمبئی، ١٣٣٦ش؛
لودی، امیر شیرعلی، مرآۀ الخیال، بمبئی، ١٣٢٤ق؛
منزوی، خطی مشترك؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذكره، بهكوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣٦١ش؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاضالشعراء، نسخۀ خطی كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران، شم ٥٣٥ پ.
مینا حفیظی