دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٠ - اسعد افندی
اسعد افندی
نویسنده (ها) :
جلال خسروشاهی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسْعَدْ اَفَنْدی، محمد (٩٧٨-١٠٣٤ق/ ١٥٧٠- ١٦٢٥م)، شیخ - الاسلام، عالم و شاعر دوران عثمانی. وی فرزند خواجه سعدالدین مورخ مشهور عثمانی (د ١٠٠٨ق/ ١٥٩٩م) است و از اینرو، به خواجه زاده نیز شهرت دارد (ثریا، ٣٣٠؛ «دائرةالمعارف زبان...»، III/ ٨٤). در استانبول زاده شد و نخست نزد پدر به فراگیری مقدمات علوم و عرفان پرداخت و پس از آن از محضر ملا توفیق گیلانی كسب دانش كرد و نزد تاج زاده محمد افندی (د ٩٩٦ق/ ١٥٨٨م) خط ثلث و نسخ را فرا گرفت و خوشنویس چیره دستی شد (اوزون چارشیلی، «تاریخ...»، III(٢)/ ٤٦١؛ «دائرةالمعارف زبان»، III/ ٨٤-٨٥؛ عطایی، ٦٩٠).
اسعدافندی در ٢٣ سالگی (١٠٠١ق/ ١٥٩٣م) به مدرسی دارالحدیث سلیمانیه كه بالاترین رتبۀ تدریس بود، دست یافت (همو، نیز اوزون چارشیلی، همانجاها) و در ١٠٠٤ق/ ١٥٩٦م در سایۀ نفوذ و اعتبار پدرش قاضی ادرنه شد و پس از آن نیز با حمایت وی به سرعت ترقی كرد و از طرف سلطان محمد سوم برای تصدی قضای استانبول تعیین شد (عطایی، همانجا؛ IA ؛ هامر پورگشتال، ٣/ ١٦٢٤)، اما سلطان، به سبب مخالفت مادرش، قاضی استانبول عبدالحلیم افندی را بركنار نكرد، در نتیجه اسعد افندی در شوال ١٠٠٨ از این سمت عزل شد (اوزون چارشیلی، «تشكیلات...»، ١٥٧ ؛ ثریا، همانجا). پس از آن در ١٠١٠ق اندك زمانی قاضی عسكر آناتولی شد واز ١٠١٢ تا ١٠١٧ق صدارت روم ایلی را عهدهدار بود و پس از بركناری، گوشۀ عزلت گزید و در ١٠٢٣ق به سفر حج رفت (عطایی، ثریا، همانجاها). در بازگشت، پس از درگذشت برادرش «شیخالاسلام» محمدافندی (١٠٢٤ق/ ١٦١٥م)، مقام مشیخت به وی واگذار شد (اوزون چارشیلی، «تاریخ»، همانجا).
نخستین دورۀ شیخالاسلامی اسعد افندی از ١٠٢٤ تا ١٠٣١ق یكی از دورانهای پر آشوب امپراتوری عثمانی بود، زیرا در همین سالها سلطنت ٤ بار دست به دست شد، ولی اسعد افندی در نتیجۀ تدبیر، درایت و دانش توانست مقام خود را حفظ كند («دائرةالمعارف زبان»،EI٢؛ III/ ٨٤). به نظر میرسد كه وی پس از مرگ سلطان احمد اول (١٠٢٦ق/ ١٦١٧م) در به تخت نشستن و بركناری سلطان مصطفی اول و نیز به سلطنت رساندن عثمان ثانی (گِنج عثمان یا عثمان جوان) در ١٠٢٧ق/ ١٦١٨م از نفوذ خود بهره برده است («دائرةالمعارف ترك»، XV/ ٣٨٩). از اینرو، عثمان ثانی پس از رسیدن به سلطنت از قدرت و نفوذ اسعد افندی كاست و تنها امتیاز فتوا را به او واگذاشت (IA)، اما هنگامی كه سلطان فتوای قتل برادر خود محمد را از وی خواست، اسعد افندی خودداری كرد (هامر پورگشتال، ٣/ ١٧٩٩)؛ در نتیجه روابط او با عثمان دوم تیره شد و هنگامی كه ازدواج دخترش عقیله را نیز با سلطان تأیید نكرد، این روابط تیرهتر شد («دائرةالمعارف زبان»، III/ ٨٤-٨٥؛ «دائرةالمعارف ترك»، همانجا).
پس از كشته شدن عثمان ثانی در ١٠٣١ق/ ١٦٢٢م، اسعد افندی از كار كناره گرفت، اما سلطان مراد چهارم (د ١٠٥٠ق/ ١٦٤٠م) در ١٠٣٢ق وی را دوباره شیخالاسلام حكومت عثمانی كرد.در همین مقام بود كه چندی بعد در استانبول درگذشت. جنازۀ او را در گورستان ایوب كنار مرقد پدرش به خاك سپردند (اوزون چارشیلی، «تاریخ»، III(٢)/ ٤٦١؛ ثریا، ٣٣٠). در منابع از انتصاب وی به عزیز محمود هدایی (د ١٦٢٨م) و نیز پیوستن او به طریقت جلوتیه یاد شده است (اوزون چارشیلی، همانجا؛ میدان لاروس، IV/ ٣٥٤).
آثار
از آثار بر جای مانده از اسعد افندی ترجمه و شرح گلستان سعدی با عنوان گل خندان را كه در ١٢٩٢ق/ ١٨٧٥م در استانبول به چاپ رسیده است، میتوان نام برد. او همچنین دیوانی به ٣ زبان تركی، فارسی و عربی دارد (ثریا، همانجا؛ بستانی، ١٣/ ٤٤). وی تخلص «اسعد» را در اشعار خود به كار میبرده است ( میدان لاروس، III/ ٣٥٤). اشعار فارسی دیوانی كه اكنون به نام اوست، نیكوتر از اشعار تركی وی است، اما از آنجا كه سرودههای وی با اشعار اسعد سالونیكی خلط شده است («دائرةالمعارف زبان»، همانجا)، برخی از اشعار موجود در دیوان او احتمالاً از آنِ وی نیست و از اینرو، نمیتوان دربارۀ قوت و ضعف شعر وی داوری كرد. در فهرست كتابخانۀ آصفیه از دست نوشتهای با عنوان كلیات شیخ الاسلام اسعد افندی به زبان تركی یاد شده كه در ١١٦٢ق فراهم آمده است (آصفیه، ١/ ٥٩٤)، ولی احتمال دارد كه این كلیات نوشتۀ اسعد افندی دیگری باشد.
وی قصیدۀ بردۀ بوصیری را نیز تخمیس كرده كه نسخهای از آن به شمارۀ ٥٩٧ در دارالكتب قاهره موجود است (نک : فهرس ...، ١/ ١٥٢).
مآخذ
آصفیه، خطی؛
بستانی؛
ثریا، محمد، سجل عثمانی ( تذكرۀمشاهیر عثمانیه )، استانبول، ١٣٠٨ق؛
عطایی، عطاءالله، حدائق الحقائق فی تكملۀ الشقائق، به كوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
فهرس المخطوطات التركیۀ العثمانیۀ، قاهره، ١٩٨٧م؛
هامر پورگشتال، یوزف، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمۀ میرزا زكی علیآبادی، تهران، ١٣٦٧ش؛
نیز:
EI ٢ ;
IA;
Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨;
Türk dili ve edebiyati ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٧;
Uzuncarsili I.H., Osmanli devletinin saray teskilati , Ankara, ١٩٨٤;
id, Osmanli tarihi, Ankara, ١٩٨٢.
جلال خسروشاهی