دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧ - بدائونی
بدائونی
نویسنده (ها) :
هدی سید حسین زاده
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدائونی، عبدالقادر بن ملوک شاه (٩٤٧-ح١٠٢٤ق١٥٤٠-١٦١٥م)، مورخ و مترجم دربار اکبرشاه (حکـ٩٦٣-١٠١٤ق/ ١٥٥٦-١٦٠٥م). وی در بدائون به دنیا آمد و دوران کودکی خود را در بَساور در شمال شرقی تودا گذراند (رانکینگ، I/ ١١؛ EI٢)؛ در ٩٦٠ق زمانی که ١٢ سال داشت، پدرش ملوک شاه وی را به سنبهل، نزد شیخ حاتم سنبهلی برد تا در آنجا فقه حنفی را بیاموزد (بدائونی، ٣/ ٢-٣). وی همچنین نزد محمدمکی و نیز جد مادریش مخدوم اشرف بساوری، قرآن و علوم عربی را آموخت (همو، ٢/ ٢١، ٦٤؛ حسنی، ٥/ ٢٤٤). بدائونی در ٩٦٦ق به همراه پدرش به آگره رفت و در سلک شاگردان شیخ مبارک ناگوری، علوم رسمی را فرا گرفت (بدائونی،٣/ ٧٤-٧٥) و در موسیقی، تاریخ و نجوم تبحر یافت (بلوخمان،I/ ١١٠؛ حسنی،٥/ ٢٤٥). وی پس از مرگ پدرش به بدائون بازگشت (٩٦٩ق) و تا ٩٧٣ق/ ١٥٦٥م در همانجا ماند. در این زمان، او بدائون را ترک کرد و به خدمت حسینخان جاگیردار پَتیالی درآمد و مدت ٩ سال نزد او ماند (بدائونی، ٢/ ٨٦-٨٧؛ استوری،I(I)٤٣٦).
بدائونی در اواخر ذیحجۀ ٩٨١ به آگره رفت و در آنجا توسط جلالخان قورچی و حکیم عینالملک شیرازی به اکبرشاه معرفی شد (بدائونی،٢/ ١٧٢). ابوالفضل علامی نیز پیش از بدائونی به اکبر معرفی شده بود (هیگ، IV/ ١١١؛ پاول پرایس، ٢٥٩). احتمالاً یکی از انگیزههای اکبر برای پذیرفتن اینان در دربار خود، استفاده از آنان برای رویارویی و تفوق جستن بر عالمان معتصب بوده است؛ چنانکه بدائونی خود به این مسأله اشاره کرده است که او را نزد اکبر به عنوان فاضلی برای سرکوب حاج ابراهیم سرهندی معرفی کرده بودند (ﻧﻜ : ٢/ ١٧٢-١٧٣).
اکبر مناصبی در دربار به بدائونی داد و او را به عنوان «منصبدار ٢٠» تعیین کرد (EI٢). در ٩٨٣ق بدائونی یکی از ٧ امام جماعت دربار شد و در روزهای چهارشنبه مسئولیت برگذاری نماز جماعت را داشت (بدائونی،٢/ ٢٢٦-٢٢٧). به دستور اکبر، بدائونی فعالیتهای گستردهای را در زمینۀ تألیف و نیز ترجمۀ آثار سنسکریت و عربی به فارسی آغاز کرد. او همچنین عنوان «هزاری» گرفت، زیرا هزاربیگه زمین به عنوان مدد معاش به او داده شده بود (همو،٢/ ٣٤٢؛ ایرانیکا).
به دنبال تغییر اندیشههای دینی اکبرشاه (ﻫ م)،بدائونی نارضایی خود را از سیاست دینی اکبر و اطرافیان وی که مشوق او در این امر بودند، پنهان نکرد (ﻧﻜ : بدائونی،٢/ ٣٠٤-٣٠٧). دشمنی آشکار وی با پیشگامان این حرکت فکری ـ شیخ فیضی و ابوالفضل و ﺣﺘﻰ شیخ مبارک ـ به همینسبب بود (همو، ٣/ ٧٤-٧٥؛ قرشی،١٣٨). بدائونی با دنیاپرستی و مالاندوزی علما نیز مخالفت میکرد (بدائونی،٢/ ٣١١-٣١٢؛ طباطبایی، ١/ ١٨١). او از نظر روش ادارۀ حکومت، بیشتر تحت تأثیر دورۀ فرمانروایان سوری دهلی (حک ٩٤٧-٩٦٢ق/ ١٥٤٠-١٥٥٥م) و بهویژه حکومت اسلامشاه (٩٥٢-٩٦٠ق) بود که خود در برههای از آن تاریخ زیسته بود (سرکار، ١٤٠).
بدائونی در ٩٩٩ق/ ١٥٩١م پس از ترجمۀ بخشی از معجمالبلدان یاقوت به بدائون سفر کرد، اما چون اقامت وی در آنجا طولانی شد، مورد بیمهری اکبر قرار گرفت، تا اینکه شیخ فیضی، با فرستادن نامهای از دکن، به اکبر سفارش او را کرد. بدائونی متن این نامه را در منتخبالتواریخ خود آورده است (٣/ ٣٠٣-٣٠٥). اما عدم هماهنگی بدائونی با تغییرات زمانش چنان زیاد بود که سرانجام او را به انزوا کشاند (ﻧﻜ : همو، ٢/ ٢٦٢-٢٦٤). در تاریخ دقیق درگذشت بدائونی اختلافنظر وجود دارد و از میان سالهای ١٠٠٤، ١٠٠٦ و ١٠٢٤ق، استوری آخرین سال را درست میداند (I(٢)١٣٠٩؛ نیز: ﻧﻜ : رانکینگ، I/ ١١). او را در باغ انبۀ عطارپور در نزدیکی بدائون دفن کردند.
آثار
بدائونی آثار باارزشی تألیف و ترجمه کرد. یکی از این آثار تحریر دیگری است که وی از ترجمۀ تاریخ کشمیر نموده است. در ٩٩٧ق هنگامی که اکبر به کشمیر سفر کرد، با کتاب راج ترنگینی که قدیمترین تاریخ شاهان کشمیر باستان بود، آشنا شد (آفاقی،٨-٩) و از ملاشاه محمدشاهآبادی خواست تا آن را به فارسی ترجمه کند (ابوالفضل،١/ ٧٦؛آفاقی،٣٧)، اما این ترجمه چندان مورد پسند اکبر قرار نگرفت و او در٩٩٩ق به بدائونی دستور داد تا این ترجمه را دوباره به فارسی روان برگرداند (بدائونی، ٢/ ٣٧٤).
١. منتخبالتواریخ، مهمترین اثر بدائونی است که میان سالهای ٩٩٩ تا ١٠٠٤ق نوشته شده است. این اثر به تاریخ پادشاهان مسلماً دهلی میپردازد و از تهاجم غزنویان (٣٩٩ق/ ١٠٠٩م) تا چهلمین سال جلوس اکبر (١٠٠٤ق) را دربر میگیرد. شیوۀ تدوین مطالب، براساس طبقهبندی خانوادههای سلطنتی است. طبقۀ اول از سبکتگین آغاز میشود و تا خسرو ملک بن خسروشاه ادامه مییابد و طبقۀ دوم به غوریان اختصاص یافته است که مجموع این دو طبقه، جلد اول را تشکیل میدهد. جلد دوم پادشاهی اکبر را شامل میشود. در جلد سوم به شرح حال مختصر علما، شاعران و دانشمندان همروزگار بدائونی پرداخته شده است. منابع بدائونی برای تألیف این کتاب در درجۀ نخست طبقات اکبری نظامالدین احمد بوده، و تقریباً تا سال سی و هشتم جلوس اکبر از این کتاب اقتباس شده است. بجز این کتاب وی از تاریخ مبارک شاهی مبارک مروزی، نظامالتواریخ قاضی بیضاوی و لبالتواریخ ﭜﺤﭝﻰ قزوینی نیز استفاده کرده است (آفتاب اصغر، ١٥٥-١٥٨). او همچنین از دیدهها و شنیدههای خود بهخصوص در مورد دورۀ سوری و حکومت اکبر استفاده کرده است.
انگیزه و هدف بدائونی از تألیف منتخبالتواریخ تنها علاقۀ وی به تاریخ نبوده است، بلکه او از طریق نوشتن این کتاب، به وظیفه و مسئولیت دینیی که برای خود احساس میکرده، عمل نموده است. مخالفت بدائونی با تغییرات دینی دورۀ اکبر، بب شد تا او به گونهای پنهانی به تألیف تاریخی بپردازد که در آن، ضمن به ثبت رساندن مشاهدات خود، مخالفت فکریش با این جریان و انتقاد از روش اکبر را بیان کند (ﻧﻜ :٣/ ٣٩٣-٣٩٤). به دلیل محتوای انتقادی این کتاب، تا سال دهم جلوس جهانگیرشاه (حکـ ١٠١٤-١٠٣٧ق) کسی از وجود آن آگاهی نداشت و زمانی که جهانگیر از مطالب آن اطلاع یافت، ضمن بازخواست از پسر بدائونی، دستور داد تا از کتابفروشان تعهد گرفتند که آن را منتشر نسازند. اما همین ممانعت، سبب شد تا منتخبالتواریخ در پایتخت با استقبال بینظیری مواجه شود (ﻧﻜ : احمد،١/ ١٩٧-١٩٨، حاشیۀ٨٠).
این کتاب از نظر حوادث و وقایعی که مؤلف خود شاهد آنها بوده، ارزشمند است. سبک بدائونی در نگارش این کتاب، ساده و روان است. بدائونی ذوق شاعری نیز داشته، و در شعر«قادری» تخلص میکرده است. اودر سرودن ماده تاریخ و اشعار دیگر تبحر داشت و ابیاتی از وی در منتخبالتواریخ وجود دارد(ﻧﻜ : ٢/ ١٢٧-١٣٢).
منتخبالتواریخ به کوشش ویلیام ناسولیس و احمدعلی صاحب چندینبار چاپ شده است(مشار،٤/ ٤٩٧٨). این کتاب و انگلیسی (آریری، II(٦)/ ٣٦٢-٣٦٣) و اردو (اختر راهی، ١٨٨-١٨٩) نیز ترجمه شده، و به چاپ رسیده، و شرحها و خلاصههایی نیز براساس آن تدوین شده است(استوری،I(١)/ ٤٣٩-٤٤٠).
٢. ترجمۀ مهابهاراتا (رزمنامه). مهابهاراتا مجموعۀ داستانهای اعتقادی و اخلاقی هند و آریایی است. اکبر به متون کهن هندی علاقۀ بسیار داشت و به همین سبب، در ٩٩٠ق گروهی از عالمان هندی را گرد آورد و ٤تن از مترجمان برجسته را که بدائونی نیز در میان آنان بود مأمور ترحمۀ این کتاب از سنسکریت به فارسی کرد. این اثر در ٩٩٥ق به اتمام رسید و به دستور اکبر رزمنامه نامیده شد (بدائونی، ٢/ ٣٢٠-٣٢١). سهم بدائونی از این ترجمه، ٢ قسمت از ١٨ قسمت بود (الیوت، V/ ٤٧٨). ترجمۀ مهابهاراتا در فاصلۀ سالهای ١٨٩٧-١٩٠٠م در لکهنو به چاپ رسیده است (راشدی، ٣/ ١١٩٨).
٣. نجاتالرشید، بدائونی این کتاب را به خواهش دوست مورخش نظامالدین احمد مؤلف طبقات اکبری در ٩٩٩ق تألیف کرد. هدف بدائونی از نگارش این کتاب هدایت مسلمانان بود. وی برای اثبات اندیشه های خود از حکایات تاریخی بسیاری استفاده کرد. نسخۀ خطی این کتاب در بنگال موجود است(ابوانف،٦٠٤-٦٠٥). نجاتالرشید برای نخستینبار در لاهور(١٩٧٢م) چاپ شده است.
٤. ترجمۀ رامایانا. اکبر بدائونی را مأمور ترجمۀ رامایانا از سنسکریت به فارسی کرد. بدائونی این ترجمه را در مدت ٤سال به پایان برد و در ٩٩٧ق به اکبر تقدیم کرد(بدائونی، ٢/ ٣٦٦؛ استوری، I(١)/ ٤٣٨). نسخۀ این اثر که به حتمال بسیار ترجمۀ بدائونی است، در کتابخانۀ پنجاب موجود است (عباسی، ٣٥-٣٦).
بدائونی ترجمههای دیگری نیز به فارسی داشته است: یکی ترجمۀ کتاب اتهرواودا ست که بدائونی از آن بهعنوان بید اتهرین یاد کرده است (٢/ ٢١٢-٢١٣). این کتاب یکی از ٤کتاب مشهور هندوان بود که به گفتۀ بدائونی«بعضی احکام آن موافق ملت اسلام» بوده است (همانجا). در ٩٨٣ق اکبر به شیخ بهاوَن که برهمن تازه مسلمان شدهای بود، دستور داد تا معنای آن را تعبیر کند و بدائونی نیز آن را به فارسی ترجمه نماید. پس از مدت کوتاهی، بدائونی به دلیل دشواری متن، از ادامۀ کار منصرف شد و شیخ فیضی جای او را گرفت و پس از وی یز حاجی ابراهیم سرهندی عهدهدار ترجمۀ آن شد (همانجا؛ ابوالفضل، ١/ ٧٦؛ رانکینگ، II/ ٤٢٤). راشدی (٣/ ١١٩٨-١١٩٩) و به تبع او منزوی (خطی...، ٤/ ٢١٣٩) کتاب بهگوت گیتا را با مشخصات اتهربن معرفی کرده اند که ظاهراً نباید صحیح باشد، زیرا ترجمۀ بهگوت گیتا منسوب به فیضی است که بارها نیز به چاپ رسیده است(ﻧﻜ : راشدی، همانجا).
کتاب دیگری مجموعهای از ٤٠حدیث با عنوان الاحادیث است که بدائونی تألیف آن را در ٩٧٨ق آغاز کرد و در ٩٨٦ق آن را نزد اکبر برد. مطالب این کتاب دربارۀ فضیلت جهاد و ثواب جنگ در راه خداست (بدانونی،٢/ ٢٥٤-٢٥٥).
در ٩٩٩ق بدائونی در زمرۀ گروهی از مترجمان بود که سوی اکبر مأمور ترجمۀ معجمالبلدان یاقوت حموی شده بودند. بدائونی قسمت مربوط به خود را در مدت یکماه ترجمه کرد (همو، ٢/ ٣٧٥؛ استوری، همانجا).
بحرالاسمار، یک داستان بلند هندی بود که نخست به دستور زینالعابدین شاهی خانی(حک ٨٢٠-٨٧٢ق/ ١٤١٧-١٤٦٧م) از سنسکریت به فارسی ترجمه شد، اما چون این ترجمه ناقص بود. به دستور اکبر در ١٠٠٣ق بدائونی مأمور شد، تا آن را تکمیل کند. وی این ترجمه را در مدت ٥ماه انجام داد، ضمن آنکه ترجمۀ جلد اول آن را به فارسی روان و ساده در آورد(بدائونی،٢/ ٤٠١؛ آزاد،٣٢٣-٣٢٤؛ استوری، همانجا).
سنگهاسن بتیسی، یا نامۀ خردافزا. این کتاب داستانی تاریخی، افسانهای و عرفانی از روزگار راجهبکرماجیت، و در ٣٢حکایت بود. اکبر در ٩٨٢ق به بدائونی دستور داد با کمک یک برهمن هندو، این کتاب را از سنسکریت به فارسی ترجمه کند. این ترجمه نامۀ خردافزا نامیده شد. بدائونی تحریر دیگری نیز از این داستان در ١٠٠٣ق انجام داد (بدائونی، ٢/ ١٨٣-١٨٤؛ منزوی، فهرستواره...، ١/ ٣٢٦).
مآخذ
آزاد بلگرامی، غلامعلی، خزانۀ عامره، کانپور،١٨٧١م؛
آفاقی، صابر، مقدمه بر راج ترنگینی (تاریخ کشمیر)، ترجمۀ شاه محمد شاهآبادی، راولپندی، ١٣٥٣ش/ ١٣٩٤ق؛
آفتاب اصغر؛
تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور،١٣٦٤ش/ ابولافضل علامی، آیین اکبری، لکهتو،١٨٨١م؛
احمد، کبیرالدین و غلامقادر، حاشیه بر منتخباللباب، کلکته، ١٨٦٨م؛
اخترراهی، ترجمههای متون فارسی به زبانهای پاکستانی، اسلامآباد، ١٣٦٥ش؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخبالتواریخ، به کوشش احمدعلی صاحب و کبیرالدین احمد، کلکته،١٨٦٨-١٨٦٩م؛
حسنی، عبدالحی، نزهةالخواطر، به کوشش شرفالدین احمد، حیدرآباد دکن، ١٣٩٦ق/ ١٩٧٦م؛
راشدی، حسامالدین، تذکرۀ شعرای کشمیر، لاهور، ١٩٨٢م؛
طباطبایی، غلامحسین، سیرالمتأخرین، لکهنو، ج سنگی؛
عباسی، منظور احسن، مخطوطات فارسیه (کتابخانۀ پنجاب)، اسلامآباد، ١٩٦٣م؛
مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٣ش؛
منزوی، خطی مشترک؛
همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران،١٣٧٤-١٣٧٥ش؛
نیز:
Atberry, A. J., Catalogue of the Library of the India office, London, ١٩٣٧;
Blochmann, H., noes on The Ain-I Akbari, New Delhi, ١٩٨٨;
EI٢;
EIIiot, H.M. and J. Dowson, The History of India, Lahore, ١٩٧٦;
Haig, W., The Cambridge History of India, ed.R. Burn, New Delhi, ١٩٨٧;
Iranica;
Ivanow, W., Concise Descriptve Catalogue of the Persian Manusctipts in the Collection of the Asiatic Society of Bengal, Calcutta, ١٩٨٥;
Powell- Price, J. C., A History of India, London, ١٩٥٥;
Qureshi, L H., Akbar, Delhi, ١٩٨٧;
Tanking, C.., introd. And notes on Muntakhabu-t-Tawarikh, New Delhi, ١٩٩٠;
Sarkar, J, N., History of History-writing in Mediecal India , Calcutta . ١٩٧٧;
Storey, C.A., Persian Literature, London, ١٩٧٠-١٩٧٢.
هدى سیدحسینزاده