دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٣ - چ
چ
نویسنده (ها) :
ملیحه مهدوی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چ، هفتمین حرف از الفبای فارسی. این حرف در کتابهای لغت به نام جیم فارسی، جیم عجمی و جیم معقوده، مشهور است و نام «چِ» (= če) برای آن ضبط شده است ( لغتنامه ... ؛ انوری؛ سپهر، ١٤٧؛ معین، حاشیه ... ، ٦٠٧) و به صورتهای چ ، ـچ ، ـچ، چ در آغاز، وسط و آخر واژه نوشته میشود (همو، فرهنگ ... ؛ رضوی؛ مشیری).
در حساب ابجد، «چ» نمایندۀ عددی نیست؛ به همین سبب در ماده تاریخها به کار نرفته است، اما در حساب جُمَّل معادل «ج» محاسبه میشود و نمایندۀ عدد ٣ است (صدری، «و»، «یب »؛ «هدایتنامه»، ٦؛ صفوی، ١ / ١١٥). این حرف به سبب داشتن نقطه از حروف نقطهدار یا معجمه، و به سبب آنکه به دو شکل کوچک و بزرگ نوشته میشود و شکل کوچک آن در آغاز یا وسط کلمه میآید، از حروف پیوسته بهشمار میرود (نیساری، ٦١، ٩١، ١٠٢).
«چ» در گروه علامتهای اختصاری نشانۀ چاپ است (انوری) و در دانش زبانشناسی نشانگرِ صامت انسدادی ـ سایشی، لثوی ـ کامی، بیواک است و تولید آن به وسیلۀ مکانیسم بسته و باز صورت میگیرد، و پس از برطرف شدن گرفتگی، هوا بهتدریج و همراه با سایش از دهان خارج میشود و نوک و تیغ و جلو زبان و لثۀ بالا و بخش آغازی سخت کام در تلفظ «چ» دخیلاند. مکانیسم تولید آن ترکیبی از مکانیسم تولید «š» و «t» است، ولی نه «š» است و نه «t»، و نه مجموعۀ این دو (ثمره، ٤٨، ٧٨، ٨٠، ٩٧؛ نیساری، ٨٠؛ نجفی، ٥٧؛ وثوقی، مقالات ... ، ١٤، «مقایسه ... »، ٣٣٢-٣٣٤؛ خانلری، وزن ... ، ١٣١؛ زمردیان، ١٩١-١٩٢؛ هایمن، ٧٣ بب ، نیز ٣٣٧-٣٧٥؛ مشیری).
ابنسینا ضمن آنکه «چ» را مانند «ج» معرفی میکند، معتقد است که حبس و انسداد در تولید «چ» قویتر از جیم عربی است و هنگام تولید آن بخش بزرگتری از زبان درگیر میشود و فشار در کندن و راندن هوا در تولید «چ» بیشتر است (ص ٢٣-٢٤، ٨٣). الفبای آوانگاری که در بررسیهای تاریخی برای این آوا قرار داده شده، «č» است (نک : باقری، ١٢، ١٢٦). صامت «چ» در آغاز، میان و یا پایان واژه از فارسی باستان تا فارسی کنونی گاه به آواهای دیگر تبدیل شده، و گاه نیز آواهای دیگر به «چ» بدل گردیده است و این احتمال وجود دارد که در تلفظ نخست به «ج» و سپس به «ژ» و بعد به «ر» تبدیل یافته باشد (خانلری، تاریخ ... ، ١ / ٢٥٦).
بارزترین دگرگونیهای تاریخی «چ» بدین شرح است:
الف ـ اگر در کنار «ن» قرار بگیرد، در فارسی میانه و فارسی نو به «ج» بدل میشود: panča- (اوستایی)، panǰ (فارسی میانه)، panǰ (فارسی نو).
ب ـ چنانچه در کنار مصوت قرار بگیرد، به «ز» تبدیل میشود: raučah- (فارسی باستان)، rōz (فارسی میانه)، rūz (روز: فارسی نو).
ج ـ اگـر در کنـار «ت» قـرار بگیرد، در تحول بـه «خ» بدل میشود. بهترین نمونه برای این تحول آوایی، بن ماضی فعلهایی است که در ریشۀ آنها «چ» وجود دارد: *tač- (فارسی باستان)، tāxt (فارسی میانه)، tāxt (تاخت: فارسی نو).
گفتنی است بن ماضی و مضارع فعلهایی که در ریشۀ آنها «چ» وجود دارد دو تحول متفاوتِ این صوت را نشان میدهد. در بن ماضی «چ» در کنار «ت» واقع میشود و به «خ» تبدیل میگردد، در حالی که در بن مضارع «چ» در کنار مصوّتی واقع شود که شناسه با آن آغاز میگردد، «چ» به «ز» بدل میشود: به عنوان نمونه، مصدر دوختن که از ریشۀ *duč است؛ بن مضارع آن dūz (دوز) و بن ماضی آن dūxt (دوخت) میشود (باقری، ١٣٢-١٣٣).
اینک برخی از دیگر دگرگونیها: چ / ت: لوت = لوچ؛ چ / ج: چوزه = جوجه؛ چ / د: کوچک = کودک؛ چ / ز: روچن= روزن؛ چ / س: چریش = سریش؛ چ / ش: لخچه = لخشه؛ چ / ک: پوچ ـ پوک؛ چ / گ: چل = گل؛ چ / ی: ماچه = مایه؛ چ / غ: افروچ = افروغ. این صامت در تعریب به آواهای دیگر بدل میشود: چ / ج: چلغوز= جلغوز؛ چ / س: چراغ = سراج؛ چ / ش: چوبک = شوبق؛ چ / ص: چرم = صرم (خانلری، تاریخ، ٢ / ٧٢، ٧٨، ٧٩، ٨٤، دستور ... ، ٣٥-٣٦؛ جوالیقی، ٢٢٠؛ سپهر، ١٤٧؛ لغتنامه؛ آنندراج؛ برهان، «یح»؛ نیز معین، حاشیه، ٦٠٧؛ بهار، ١ / ٢٣٠؛ صفا، ٢١٣). گاه نیز «چ» و «ش» به جای یکدیگر میآیند: چموشی = چموچی (خانلری، همان، ٣٨). در رسمالخط قدیم «چه»ی موصول را در برخی موارد بدون «ﻪ» مینوشتند و گاه «چه»ی استفهامی در مواردی از قبیل «چه گونه» و «چه تواند بود» و امثال آن با حذف «ﻪ» به واژۀ پس از خود وصل میشده است و پس از «هر» و «آن» نیز با حذف «ﻪ» میآمده است ( لغتنامه)؛ به عنوان نمونه: «آنچ بر خلق دشوارتر بود ... » (هجویری، ٣٨).
مآخذ
آنندراج، محمدپادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٦ش؛
ابنسینا، مخارج الحروف، به کوشش پرویز خانلری، تهران، ١٣٤٨ش؛
انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، ١٣٨١ش؛
باقری، مهری، تاریخ زبان فارسی، تهران، ١٣٨١ش؛
برهان قاطع، محمدحسین بن خلف تبریزی، به کوشش محمد معین، تهران، ١٣٦٢ش؛
بهار، محمدتقی، سبکشناسی، تهران، ١٣٦٩ش؛
ثمره، یدالله، آواشناسی زبان فارسی، تهران، ١٣٧١ش؛
جوالیقی، موهوب، المعرب، به کوشش احمد محمد شاکر، قاهره، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، تهران، ١٣٦٩ش؛
همو، دستور تاریخی زبان فارسی، به کوشش عفت مستشارنیا، تهران، ١٣٧٣ش؛
همو، وزن شعر فارسی، تهران، ١٣٥٤ش؛
رضوی بهابادی، علی و حسین حسن پورآلاشتی، فرهنگ زبان فارسی، بهاباد، ١٣٧٤ش؛
زمردیان، رضا، «ویژگیهای گویش قاین»، مجموعه خطابههای نخستین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، به کوشش مظفر بختیار، تهران، ١٣٥٠ش، ج١؛
سپهر، محمدتقی، براهین العجم، به کوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٥١ش؛
صدری، مهدی، حساب جمل در شعر فارسی و فرهنگ تعبیرات رمزی، تهران، ١٣٧٨ش؛
صفا، ذبیحالله، «ویژگی دستور تاریخی زبان فارسی»، تاریخ زبان فارسی، به کوشش فرهنگ جهانبخش، تهران، ١٣٨٣ش؛
صفوی، کورش، از زبانشناسی به ادبیات، تهران، ١٣٧٣ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مشیری، مهشید، فرهنگ فارسی الفبایی ـ قیاسی، تهران، ١٣٨٢ش؛
معین، محمد، حاشیه بر ج٢ برهان قاطع (هم )؛
همو، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٧١ش؛
نجفی، ابوالحسن، مبانی زبانشناسی و کاربرد آن در زبان فارسی، تهران، ١٣٧١ش؛
نیساری، سلیم، دستور خط فارسی، تهران، ١٣٧٤ش؛
وثوقی، حسین، مقالات زبان شناسی، تهران، ١٣٧١ش؛
همو، «مقایسۀ دستگاه صوتی زبان فارسی و زبان اردو»، مجموعه خطابههای نخستین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، به کوشش مظفر بختیار، تهران، ١٣٥٠ش، ج١؛
هایمن، ل. م.، نظام آوایی زبان، ترجمۀ یدالله ثمره، تهران، ١٣٦٨ش؛
هجویری، علی، کشفالمحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ١٣٥٨ش / ١٩٧٩م؛
«هدایتنامه»، مجموعه رسائل حروفیه، به کوشش کلمان هوار و رضا توفیق، لیدن، ١٣٢٧ق / ١٩٠٩م.
ملیحه مهدوی