دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٤ - حکمت، روزنامه
حکمت، روزنامه
نویسنده (ها) :
ناصرالدین پروین
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِکْمَت، روزْنامه، نشریهای که در ٢٨ صفر ١٣١٠ (٣٠ شهریور ١٢٧١ ش/ ٢١ سپتامبر ١٨٩٢ م)، به عنوان نخستین روزنامۀ فارسی جهان عربزبان در قاهره منتشر شد و با وقفههایی دراز، انتشارش تا اول جمادیالآخر ١٣٢٩ ق/ ٣٠ مۀ ١٩١١ م (شم ١٢، س ١٩) ادامه یافت. گفتنی است که تاریخهای به دست داده شده در برخی از منابع نادرست است (نک : کهن، ١/ ١٦٦؛ تربیت، ٤٠٩؛ رابینو، ٣٠). این روزنامۀ مجلهمانند، با کاهش قطع و افزایش صفحهها، از سال سیزدهم، با عنوان «مجله» انتشار یافت؛ محتوای متنوعش نیز چنین اجازهای را به آن میداد.
ناشر حکمت
ناشر روزنامۀ حکمت، میرزا محمدمهدی تبریزی (تبـریـز، ١٢٥٣ ق/ ١٨٣٧ م ـ قاهـره، ٤ محرم ١٣٣٣ / ٢٢ نوامبر ١٩١٤ م)، در خاندانی روحانی نشو و نما یافت. وی در زادگاه خود درس خواند و سپس در استانبول پزشکی آموخت و همانجا، با روزنامۀ اختر نیز همکاری میکرد. در ١٣٠٩ ق/ ١٨٩٢ م به قاهره رفت و نزدیک ٦٠ سال از زندگی ٨٠ سالۀ خود را در آن شهر سپری کرد (آرینپور، ١/ ٢٥١؛ نفیسی، ٢٢٠-٢٢٢).
در سرلوحۀ روزنامۀ حکمت، به ترتیب تاریخ از او به این گونهها یاد شده است: میرزا محمدمهدی بک دکتر تبریزی؛ میرزا محمدمهدی بک، دبیر و مدیر روزنامۀ حکمت؛ مدیر و منشی مجلۀ میرزا محمدمهدی خان رئیس الحکماء؛ و سرانجام، با لقب زعیمالدوله. بایستۀ یادآوری است که بسیاری از منابع، نام ناشر حکمت را «میرزا مهدی تبریزی» نوشتهاند و گاه، سرگذشتش را با صاحب همین نام که در استامبول اختر را منتشر میساخت، درهم آمیختهاند (نک : پروین، ١/ ٣٢٢-٣٢٣).
در شعبان ١٣١٧/ دسامبر ١٨٩٩، دکتر محمدمهدی خان از قاهره به استانبول رفت و در آنجا به حضور مظفرالدین شاه که از اروپا باز میگشت، بار یافت. شاه در این دیدار، وی را به «خان» و «رئیسالحکماء» ملقب ساخت و به او اجازۀ استفاده از نشان شیر و خورشید را داد ( ایران، ٤؛ نیز نک : پروین، همانجا). وی در سفر به وطن نیز باز به حضور مظفرالدینشاه پذیرفته شد و شاه و اتابک برایش لقب «زعیمالدوله»، و ٣٠٠ تومان مستمری سالانه مقرر کردند ( ایران، همانجا؛ کسروی، ١/ ٤١)، ولی به نوشتۀ کسروی و ــ گـواهی محتـوای حکمـت ــ «اینها او را از راه نبرده است» (همانجا).
دکتر محمدمهدی خان تبریزی مورد احترام دانشمندان عرب بود (عقاد، ١٩)، و مقالههایی ازجمله در مجلۀ نامدار الهلال (چ قاهره) دربارۀ ایران مینوشت؛ همعصران ایرانیاش نیز وی را ستودهاند. از مدیر حکمت، سرودههای پرشور میهنی و چندکتاب تألیفی برجا مانده که مهمترینشان، مفتاح باب الابواب در تاریخ بابیه است (قزوینی، ٨٩- ٩١؛ بامداد، ٤/ ٦؛ سردارینیا، ١/ ٤٠).
زعیمالدوله دستیار و همکاری نداشت و آنگونه که خود نوشته است: «یکتنه کار ده تنه» میکرد (نک : حکمت، ١٣١٦ ق، س ٧، شم ٢٤٦، ص ٥). در سال هشتم، آگهی استخدامی با عنوان «اعلان از ادارۀ حکمت»، در این روزنامه بهچاپ رسید (١٣١٧ ق، س ٨، شم ٥، ص ١٦)؛ ولی کسی را با عنوان دستیار و یا عنوان دیگری که با محمدمهدی تبریزی همکاری نزدیک کرده باشد، نمیشناسیم؛ همکاران دورتر، مخبران حکمت در شهرهای مختلف، از بمبئی گرفته تا دمشق ــ حتى «مخبر سیار در دریای پارس» ــ بودند و نام آنها ذکر نمیشد (پروین، ٢/ ٤٦٠).
کوتاه سخن آنکه نوشتارهای حکمت با استثناهای بسیار اندک، بیامضا ست. از آن استثناها، مقالهای بلند از حسن تقیزاده است که در ٣ شمارۀ پی در پی، در ١٣٢٣ ق/ ١٩٠٥ م به چاپ رسیده است. عنوان مقاله «تحقیق حالات کنونی ایران یا محاکمات تاریخی این کشور» است، و ایرج افشار آن را در مقالات تقیزاده (٤/ ٣-٤) چاپ کرده است.
تاریخچه
انتشار روزنامۀ حکمت تا سال هشتم (١٣١٧ ق/ ١٨٩٩ م) هفتگی بود؛ گرچه برخی از منابع به نشر هفتگیاش اشاره نکردهاند (براون، ٧٨-٧٩). روزنامه از آن سال تا سال سیزدهم (١٣٢٣ ق/ ١٩٠٥ م)، ٣ شماره در ماه انتشار مییافت و آنگاه به صورت نشریهای ١٥روزه درآمد؛ اما همواره دورۀ نشر منظمش کوتاه بود؛ در آخرین سال پادشاهی ناصرالدینشاه (١٣١٣ ق/ ١٨٩٥ م)، بهسبب بیماری ناشر، از انتشار باز ایستاد و در ١٣١٦ ق، پس از نزدیک به ٤ سال خاموشی، دوباره منتشر شد (مفتاح ... ، شم ١، س ٢؛ نک : پروین، ٢/ ٤٥٩)؛ پس از آن نیز به سببهای گوناگون، وقفههایی در نشر حکمت پیش آمد.
از مهمترین آن وقفهها، ٣ ماهی است که شمارۀ ١٩ سال هشتم (٢٠ رجب ١٣١٧) را از شمارۀ بیستم جدا میسازد. در شمارۀ ٢٠ (٢٠ شوال ١٣١٧)، سبب انتشار نیافتن روزنامه، «موانع صحّیه» ذکر شده است. در ١٣١٩ ق، دکتر محمدمهدی تبریزی به ایران سفر کرد (١٣٣٣ ق) و بهگفتۀ صدرهاشمی (٢/ ٢٢٩) در قاهره رخت از جهـان بربست (١٣٣٣ ق) و حکمت بـرای همیشه تعطیـل شد (نک : پروین، همانجا).
محتوا
تا سال هفتم، حکمت خود را «روزنامۀ سیاسی، اخباری، علمی، طبی، ادبی» معرفی میکرد (١٣١٦ ق، س ٧، شم ٢٤٦ ، ص ١). پس از آن، محتوایش «سیاست و علوم و طب و فنون و صنایع و اختراعات و اکتشافات و ادبیات» اعلام گردید (١٣١٧ ق، س ٨، شم ٥، ص ١). از سال سیزدهم نیز به ذکر «مجلۀ سیاسی و علمی و ادبی و تجاری» بسنده شد؛ این معرفی مختصرتر هم، گویای محتوای بسیار متنوع آن روزنامه است.
حکمت در وهلۀ نخست، روزنامهای خبری بود. خبرها کوتاه و گویا هستند و بخشی از آنها، گزارشهایی است که از سوی «مخبران» روزنامه ارسال شده است. بخش دیگر از خبرها و خبرهای تفسیری را ترجمههایی از روزنامههای ترکی، عربی، روسـی، فـرانسوی و نیـز نقـل قـول از روزنامـههای فـارسی ــ همچـون ناصری (چ تبریز)، حبل المتین (چ کلکته)، و اطلاع (چ تهران) ــ تشکیل میدهد. در سالهای پسین، مطالبی از خبرگزاریهای رویتر و هاواس نیز در این روزنامه ترجمه میشد؛ هر چند در مجموع، غلبه با خبرهای مربوط به ایران بود. خبرهای مربوط به محل انتشار، در سالهای نخست با عنوان «قاهره»، و سپس «مصر» آمده است.
خبرها و آگاهیهای حکمت، مانند بیشتر روزنامههای این دوره، از راه نامههای خوانندگان نیز تأمین شده است. بسیاری از این گونه نامهها ــ همراه با تفسیر یا اظهارنظر کوتاهی از سوی ناشر ــ به طور کامل به چاپ میرسیدند. به رسم آن روزگار، در بیشتر شمارهها، تفسیر سیاسی رویدادهای جهانی با عنوان کلی «سیاسی» به چاپ میرسید و عنوان فرعی نداشت.
در این روزنامه، «اختراعات و اکتشافات» جای مهمی را به خود اختصاص میداد و بـهویژه، بـه پزشکی ــ کـه حرفۀ ناشر حکمت بود ــ توجه بسیار میشد. روزنامۀ حکمت، همواره گسترش دانشهای تازه و حرفههای نو را در ایران تشویق میکرد، و آکنده از مهر وطن بود. این گرایش را بهخصوص در سرودهها، اظهارنظرها و تفسیرهای کوتاه پایان خبرها که همگی از میرزا محمدمهدی تبریزی (ناشر روزنامه) است، میتوان دید. بهویژه باید به بحر طویلهای او که با عنوان «فریاد وطن» چاپ میشد، اشاره کرد (نک : نفیسی، ٢٢٥). نوشتههای وطنخواهانۀ وی در ایران هم مورد توجه بود؛ ازجمله، روزنامۀ طنزآمیز آذربایجان (چ تبریز)، قصیدهای ٥٩ بیتی از او را که دریغی بر تجزیههای ارضی ایرانزمین است، به چاپ رساند و برای دانشآموزانی که آن را از بَر میکردند، جایزهای در نظر گرفت (ص ٧).
بهسبب نوشتههای آگاهکننده و روشنگر حکمت، بهویژه آنچه دربارۀ آزادی و آزادیخواهی، و حکومت قانون در این روزنامه به چاپ رسیده است، باید آن را از روزنامههایی دانست که در جریان مشروطهخواهی مؤثر افتادند (محیط، ٩٠). افزون بر این، حکمت از اسلام و تشیع هواداری میکرد و با مبشران مسیحی به مجادله میپرداخت. زعیمالدولۀ تبریزی حضور بیگانه را در ایران برنمیتافت و نوشتههایش نشان میدهد که وی نه تنها با دو سیاست استعماری روس و انگلیس سر ستیز دارد، بلکه مخالف رفتارهای سیاسی و نظامی عثمانی نیز بهشمار میرود.
پاکی و درستی نثر حکمت، آن را از دیگر نثرهای روزنامهای فارسی این دوره ممتاز میسازد. برخی نوشتهاند که این روزنامه به پارسی سره میپرداخت (نفیسی، همانجا؛ براون، ٧٩)؛ حال آنکه از کاربرد واژههای تازی رو برنمیتافت، اما ترکیبهای آن زبان را کمتر به کار میبرد و گاه واژههایی نیز در برابر واژههای بیگانه مینشاند؛ برای نمونه: «تافتخانه» به جای مطبعه (از سال سوم تا سیزدهم)، «برزخ» به جای کانال (١٣١٧ ق، س ٨، شم ١٦، ص ٧)، و «پیامنگار» به جای خبرنگار. این روزنامه از رسم اَعلامنویسی قدیم هم دوری میجست. ازجمله، به جای فارس «پـارس»، و بـه جای طهران «تهران» مینـوشت (نک : ١٣٢٥ ق، س ١٦، شم ٨٩٤، ص ١) که در مورد اخیر، پیشتاز بود. برخی از شمارههای سالهای اول تا سوم حکمت حاوی مطلبی کوتاه یا شعری به زبان عربی است و هر یک از آنها به مناسبتی در روزنامه چاپ شده است (نک : پروین، ٢/ ٤٦٩).
گفتنی است که تا سال سیزدهم، در سرلوحۀ روزنامه، تاریخ روز انتشار با توجه به گاهشماریهای گوناگون میآمد.
حکمت که نخستین روزنامۀ فارسی مصر و سراسر جهان عربزبان بود، از سال ششم (١٣١٦ ق/ ١٨٩٨ م) با انتشار ثریا، و دو سال بعد با انتشار پرورش، و در ١٣٢٢ ق/ ١٩٠٤ م با ظهور چهرهنما، و سالی پس از آن با نشر کمال، همکاران همزبانی در محل نشر پیدا کرد و همواره به برکت نیکنفسی مدیرش، روابطی دوستانه میان حکمت و دیگر روزنامههای فارسیزبان آن سامان برقرار بود.
ویژگیها
سرلوحۀ حکمت در ١٩ سال انتشار نامرتب آن، تغییر چشمگیری نکرد. در سالهای نخست، نام روزنامه نیز حروفی بود و گرداگردش را نقشهای تزیینی فرا میگرفت و زیرآن، ترجمۀ نام آن به فرانسوی نوشته میشد، سپس، واژۀ حکمت را به خط نستعلیق مینوشتند و پایین آن، سال تأسیس را نیز ذکر میکردند. از سال هشتم، تنها در سوی راست، نشانی روزنامه و نام گردانندهاش به فارسی و فرانسه حروفچینی میشد، و در سوی چپ، بهای آن به چاپ میرسید. تاریخ هر شماره را نیز در میان سرلوحه و متن روزنامه میآوردند.
شمارۀ نخست حکمت نام چاپخانه ندارد و سپس، «مطبعة الجامعة» را بهعنوان محل تولید شناساندهاند. دشواریهای چاپ بسیار بود، بهطوریکه ناشر در شمارۀ دوم از خوانندگان پوزش خواست. چاپخانۀ حکمت، دستکم از سال سوم به بعد، به خود آن روزنامه تعلق داشت و به آن اشاره میشد؛ اما این تحول نیز مشکل حروفچینی به دست فارسیندانان را حل نکرد (١٣١٦ ق، س ٧، شم ٢٤٦).
روزنامه به ندرت، آن هم از سال هشتم به بعد دارای تصویر است. تصویرها بیشتر برای نشان دادن شکلهای علمی همچون میکـربها، نقشههای جغرافیایی و نیز عکس بزرگان دنیا بود (نک : ١٣١٧ ق، س ٨، شم ١٥، که هر ٣ مورد یادشده را دربرداشت). در سالهای آخر، تصویر بیشتری در روزنامه دیده میشود و از آن جمله است: تصویر مظفرالدین شاه در شمارۀ ٨٧٧ روزنامه در یکم ذیقعدۀ ١٣٢٤، و تصویر محمدعلی شاه در شمارۀ پس از آن؛ گاهی هم به مناسبت، در لابهلای مطالب فارسی، حروف لاتین به کار برده میشد.
تا سال هفتم، حکمت در ٨ صفحۀ سهستونی، با اندازۀ ٤٧ × ٣٤ سانتیمتر چاپ میشد و از آن پس، قطع آن به ٥/ ٢٧ × ١٩ سانتیمتر، و شمار ستونها به دو کاهش یافت؛ اما در ١٦ صفحه، یعنی دو برابر صفحات پیشین، به چاپ میرسید. اشتراک سالانۀ حکمت در ایران، ٤٠ قران، در روسیه و قفقاز، ١٠ منات (روبل)، و در دیگر کشورهای جهان، یک لیرۀ استرلینگ بود. از سال هشتم، اشتراک مصر و فرنگستان (یک لیره) و هندوستان (١٥ روپیه) را افزودند.
حکمت وکیلانی در ایران و برخی از دیگر کشورها داشت؛ ولی از آنجا که بسیاری از آنان کسانی صاحب نام و مقام بودهاند، باید وکالتشان را افتخاری انگاشت. درواقع، تنها ٤ «وکیل عمومی» تهران، تبریز، رشت و بوشهر با روزنامه پیوند اداری داشتهاند (١٣١٦ق، شم ٢٤٦، نیز ١٣١٧ ق، شم ٢٦٥).
از شمارگان حکمت ناآگاهیم؛ اما وجود مجموعههای متعدد آن در کتابخانههای گوناگون و نقل قول و توجه به محتوایش در زمان انتشار، نشانگر بالابودن شمارگان این روزنامه است. مجموعۀ حکمت در ١٣٨٤ ش تجدید چاپ شده است.
مآخذ
آذربایجان، تبریز، ١٣٢٥ ق، شم ١٠؛
آرینپور، یحیى، از صبا تا نیما، تهران، ١٣٥١ ش؛
ایران، تهران، ١٣١٩ ق، شم ٠٠٤‘ ١؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ ش؛
پروین، ناصرالدین، تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان، تهران، ١٣٧٧ ش؛
تربیت، محمدعلی، دانشمندان آذربایجان، تبریز، ١٣٥٩ ش؛
تقیزاده، حسن، مقالات، بهکوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٩-١٣٥٧ ش؛
حکمت، شمارههای مختلف؛
رابینو، ه . ل.، صورت جراید ایران و جرایدی که در خارج ایران به زبان فارسی طبع شده است، بهکوشش فرید قاسمی، تهران، ١٣٧٣ ش؛
سردارینیا، صمد، تاریخ روزنامهها و مجلههای آذربایجان، تهران،١٣٦٠ ش؛
صدرهاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، ١٣٦٣ ش؛
عقاد، عباس، «این دانشمند ایرانی، دور از ایران برای مشروطه میکوشید»، اطلاعات ماهانه، تهران، ١٣٣٢ ش، شم ٧١؛
قزوینی، محمد، «وفیات معاصرین»، یادگار، تهران، ١٣٢٧ ش، س ٥، شم ١ و ٢؛
کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران، تهران، ١٣٥٩ ش؛
کهن، گوئل، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٣ ش؛
محیط طباطبایی، محمد، تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٦ ش؛
مفتاح الظفر، ١٣١٦ ق، س ٢، شم ١؛
واعظ چرندابی، حاج عباس قلی، «زعیمالدولۀ تبریزی»، یغما، تهران، ١٣٣٦ ش، س ١٠، شم ٢؛
نفیسی، محمود، «روزنامههای فارسی منتشر شده در خارج از ایران»، سخن، تهران، ١٣٥٥ ش، شم ٢؛
نیز:
Browne, E. G., The Press and Poetry of Modern Persia, Cambridge, ١٩١٤.
ناصرالدین پروین