دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٩ - بهاءالدین بغدادی
بهاءالدین بغدادی
نویسنده (ها) :
حمید رضا شایگان فر
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهاءُالدّین بَغْدادی، محمد بن مؤید بغدادی (یا بغدادكی) خوارزمی (زنده در ٥٨٨ق /١١٩٢م)، از منشیان و مترسلان بنام سدۀ ٦ق /١٢م. وی در بغدادك از نواحی خوارزم متولد شد (دربارۀ انتساب وی به بغدادكِ خوارزم، نک : حمدالله، ٦٦٨؛ جامی، ٤٢٤؛ نیز نک : قزوینی، تعلیقات...، ١ /٣٤٩-٣٥٠).
بهاءالدین در دربار سلطان علاءالدین تكش خوارزمشاه (د ٥٩٦ق / ١٢٠٠م) منصب دبیری داشت (جوینی، ٢ /٢٣؛ هدایت، ١ /٤٤٣). سال تولد، وفات و جزئیات زندگی او دانسته نیست؛ اما آنچه از منابع كهن بهویژه تاریخ جهانگشای جوینی بر میآید، این است كه وی در ٥٨٢ق /١١٨٦م، هنگامی كه سلطان تكش خوارزمشاه، شادیاخ (نک : ه د،نیشابور) را محاصره میكند، ملازم ركاب او بوده است. این محاصره دو ماه به طول میانجامد و سپس میان سلطان تكش با سنجر شاه (د ٥٩٥ق)، حاكم شادیاخ صلحنامهای امضا میشود. سلطان تكش دست از محاصره میكشد و منشی خود، بهاءالدین بغدادی را به همراه دو تن دیگر برای اتمام مصالحه نزد منكُلبِك (یا منگلی بیك، مق ٥٨٣ق)، اتابك سنجر شاه میفرستد. منكلبك بهاءالدین را با همراهانش محبوس كرد و مقید نزد سلطان شاه (د ٥٨٩ق)، برادر كهتر تكش كه با وی در جنگ بود، فرستاد. بغدادی از ٥٨٢ تا ٥٨٥ق، در زندان به سر برد و سرانجام، بعد از مصالحۀ تكش با سلطان شاه، با همراهان خود نزد تكش بازگشت (جوینی، ٢ /٢٣، ٢٦؛ قس: قزوینی، همان، ١ /٣٢٨- ٣٣٠).
دربارۀ سال وفات بهاءالدین بغدادی، برخی گفتهاند: وقتی كه شمسالدین مسعود (مق ٥٩٦ق)، وزیر سلطان تكش به دلیلی نامعلوم از بهاءالدین آزرده خاطر شد، وی را محبوس كرد و او در حبس، به سال ٥٤٥ق درگذشت (رازی، ١ /١٠٦؛ هدایت، ١ /٤٤٤)؛ اما سال وفات یاد شده مسلماً نادرست است، زیرا به روایت تاریخ جهانگشای، بهاءالدین بغدادی در ٥٨٨ق زنده بود و در جوین با جد پدری عطاملك جوینی، یعنی بهاءالدین محمدبن علی در حضور سلطان تكش مناظره كرده است (جوینی، ٢ /٢٨؛ قس: قزوینی، بیست مقاله، ٢ /٢٥٥).
به گفتۀ برخی نویسندگان، بهاءالدین بغدادی برادر كهتر مجدالدین بغدادی، صوفی، شاعر و نویسندۀ اواخر سدۀ ٦ و اوایل سدۀ ٧ق است (حمدالله، همانجا؛ هدایت، ١ /٤٤٣؛ آقابزرگ، ٩(٣) /٩٩٠). ظاهراً بهاءالدین با خاقانی شروانی نیز آشنایی داشته است و برخی محققان، قصیدۀ خاقانی (ص ٢٧٥) را به مطلع:
طفلیّ و طفیل توست آدم خردیّ و زبون توست عالم در مدح بهاءالدین میدانند، چنانكه در یكی از نسخ خطی دیوان خاقانی، عنوان این قصیده چنین است: «در مدح و ستایش بهاءالدین محمد، دبیر خوارزمشاه بن ایل ارسلان» (نک : سجادی، ٢٧٥). فروزانفر (ص ٦٣٤) با استناد به این نكته و نیز با توجه به چند بیت از خاقانی (نک : همانجا، نیز ٢٧٦)، بر آن است كه خاقانی قطعاً آن قصیده را در ٥٨٠ق در ستایش بهاءالدین بغدادی سروده است تا برای تدارك سفرش به خوارزم، نزد سلطان تكش سفارش كند.
آثـار
١. التوسل الی الترسل، یا رسالات بهایی. این كتاب مشهورترین اثر بهاءالدین بغدادی است و نسخههای خطی آن در كتابخانههای لیدن، پاریس و نور عثمانیۀ استانبول موجود است. عكس و میكروفیلم آن نسخهها نیز در كتابخانههای ملی و مركزی دانشگاه تهران نگهداری میشود (نک : بلوشه، II /٢٦٠؛ منزوی، ٣ /٢٠٩٤-٢٠٩٥؛ مركزی، ٦١، ٥٩٣). این كتاب براساس نسخههای لیدن و پاریس توسط احمد بهمنیار در ١٣١٥ش در تهران به طبع رسیده است.
التوسل الی الترسل شامل یك مقدمه، دو فصل كوتاه و ٣ قسم [باب] مفصل است: قسم اول، مشتمل است بر منشورها، فرمانها و عهدنامههای حكومتی، فتحنامهها و یك سوگندنامه؛ قسم دوم، حاوی فرمانها، تحیتنامهها و نامههایی است كه سلطان برای ملوك و بزرگانِ وقت فرستاده است؛ قسم سوم، شامل نامههای خصوصی، رقعهها و مدایحی است كه نویسنده به دوستان خود و بزرگان عهد نوشته است.
بهاءالدین بغدادی شیوۀ نویسندگی خود را در این اثر التقاطی از سبكهای مختلف نثرنویسی، از نثر ساده تا نثر مسجع و متكلف، میداند (نک : ص ١٠-١١)؛ اما آنچه در سراسر متن كتاب دیده میشود، نثری است مصنوع و مشحون از هنرها و صنایع ادبی و نیز واژگان، اشعار و امثلۀ عربی؛ چنان كه به گفتۀ بهار اگرچه منشآت بهاءالدین بغدادی از حیث انسجام و صحت قواعد ادبی بینقص است، اما تكلفات ادبی مفرط در متونی از این دست، مقدمۀ تباهی نثرنویسی را در سدههای بعد فراهم میكند (نک : ٢ /٣٧٩-٣٨٠).
این كتاب تا مدتها سرمشق منشیان، مترسلان و ادبا در نامهنگاری و فن انشا بوده است. نویسندگانی چون عوفی، سعدالدین وراوینی در تحریر مرزباننامه (نک : مرزبان بن رستم، ٤)، و محمد بن هندوشاه استادی او را در فن ترسل و بلاغت ستودهاند (عوفی، ١ /١٣٩؛ نخجوانی، ١(١) /٩، ٢ /٣٤٠-٣٤١). التوسل الی الترسل، علاوه بر ارزش ادبی، از لحاظ بررسی اوضاع تاریخی، اجتماعی و سیاسی ایران در اواخر دورۀ خوارزمشاهیان نیز اهمیت شایانی دارد.
٢. «رسالۀ شادیاخ» یا «رسالۀ حبسیه»، نامهای است بلند به سبك التوسل الی الترسل. دو نسخۀ خطی از این رساله، یكی در كتابخانۀ لیدن و یكی نیز همراه با نسخۀ التوسل الی الترسل در كتابخانۀ ملی پاریس موجود است (نک : قزوینی، تعلیقات، ١ /٣٣٠؛ بهمنیار، «یب»). عوفی دربارۀ اهمیت «رسالۀ شادیاخ» مینویسد: «آن یك نامه بر هزار دفتر ترجیح دارد و آن نامه مشهور است» (١ /١٤٢). این نامه را بهاءالدین بغدادی هنگامی كه در قید منكلبك گرفتار بوده ــ یا بعد از انتقال به زندان سلطان شاه ــ برای شهابالدین منشی النظر (منشی حضور)، به خوارزم نوشته، و از گرفتاریهای حبس در زندان شادیاخ نالیده است و ابیات شكوهآمیز او كه در حبس شادیاخ سروده، گواه این مدعاست (نک : بهاءالدین، ٣٢٣)، «رسالۀ شادیاخ» در انتهای التوسل الی الترسل به كوشش بهمنیار به چاپ رسیده است (نک : همانجا).
٣. اشعار. بهاءالدین بغدادی چند قصیدۀ عربی و فارسی، مفردات و قطعاتی سخته و زیبا دارد كه در جای جای منشآتش در كتاب التوسل الی الترسل درج كرده است. در بعضی از تذكرهها اشعار دیگری هم از او نقل شده است (برای نمونه، نک : عوفی، ١ /١٣٩-١٤٢).
بهاءالدین بغدادی ظاهراً دیوان اشعار مستقلی نداشته است و حتى صاحب الذریعه با وجود ذكر «دیوان» اشعار به نام بهاءالدین، با قید «اَو شعره» مینمایاند كه شخصاً دیوان وی را ندیده است (آقابزرگ، ٩(١) /١٤٣).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
بهاءالدین بغدادی، محمد، التوسل الی الترسل، به كوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣١٥ش؛
بهار، محمدتقی، سبكشناسی، تهران، ١٣٥٦ش؛
بهمنیار، احمد، مقدمه بر التوسل... (نک : هم ، بهاءالدین بغدادی)؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٦٦ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، به كوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٣٤ق /١٩١٦م؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٣٩ش؛
خاقانی شروانی، دیوان، به كوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، ١٣٥٧ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
سجادی، ضیاءالدین، حاشیه بر دیوان خاقانی (هم )؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، به كوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢٤ق /١٩٠٦م؛
فروزانفر، بدیع الزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ش؛
قزوینی، محمد، بیست مقاله، تهران، ١٣٢٢ش؛
همو، تعلیقات بر لباب الالباب (نک : هم ، عوفی)؛
مرزبان بن رستم، مرزباننامه، تحریر سعدالدین وراوینی، به كوشش محمد قزوینی، تهران، ١٣٣٦ش؛
مركزی، میكروفیلمها؛
منزوی، خطی؛
نخجوانی، محمدبن هندوشاه، دستور الكاتب، به كوشش علیزاده، مسكو، ١٩٦٤م؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٦ش؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscrits persans,
حمیدرضا شایگانفر