دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٢ - جیحون یزدی
جیحون یزدی
نویسنده (ها) :
یدالله جلالی پندری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِیْحونِ یَزْدی، آقا محمد، متخلص به «جیحون» و ملقب به «نواب» و «تاجالشعرا»، از شاعران روزگار ناصرالدین شاه قاجار (سل ١٢٦٤-١٣١٣ق / ١٨٤٨-١٨٩٦م). وی به سال ١٢٥٠ق / ١٨٣٤م در یزد متولد شد (یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی (١)»، ١٧٥؛ قمی، ٢ / ١٦٥؛ برقعی، ٢ / ١٠٢٩). برخی زمان تولد او را در ١٢٤٦ق ذکر کردهاند (منزوی، «تتبع ...»، ٥٥٦). ادوارد براون نام او را «آقا محمد علی» آورده (ص ٢٨٤)، که بیگمان اشتباه است.
جیـحون خود را از خـاندان آلمظفـر (حک ٧١٨- ٧٩٥ق / ١٣١٨-١٣٩٣م) میدانست و به استناد وقفنامهای که عواید آن نصیب او میشد، نسب خود را به شاه شجاع (حک ٧٥٩- ٧٨٦ق) از سلاطین آل مظفر میرساند (دیوانبیگی، ١ / ٣٩٠؛ یغمایی، حبیب، همانجا). او در روزگار جوانی به تحصیل علوم دینی و آموختن قواعد زبان عربی پرداخت و ضمن آموختن عروض، بدیع و لغت به شاعری روی آورد، اما پیوسته از طریق شغل حکاکی امرار معاش میکرد (همان، ١٧٦). سرانجام با تسلطی که در فنون شعر پیدا کرد، به مدح حاکمان یزد، شیراز و اصفهان پرداخت و پس از درگذشت شهاب اصفهانی ملقب به تاجالشعرا (د ١٢٩١ق / ١٨٧٤م)، به یاری دوستداران خود در دستگاه حکومت ظل السلطان (د ١٣٣٦ق / ١٩١٨م) فرزند قدرتمند ناصرالدین شاه و حکمران اصفهان، لقب خود را که «نواب» بود (جیحون، دیوان، ٩٣؛ دیوانبیگی، ١ / ٣٨٩)، به تاجالشعرا تغییر داد (همو، ١ / ٣٩٠؛ جیحون، همان، ٢١٣؛ یغمایی، حبیب، همان، ١٧٦-١٧٧).
جیحون هنگامی که در تهران سکونت داشت، به حلقۀ شاعران دربار ناصرالدین شاه به ریاست ادیبالملک (د ١٣٠٢ق) درآمد و به همراه شاعران دیگر پنجشنبهها به دربار میرفت و تازهترین مدایح خود را برای ناصرالدین شاه میخواند (یغمایی، اقبال، ٤٠٠). یکی از شاعران انجمن ادیبالملک، یعنی مشتری طوسی (خراسانی)، در شرح حال هزلآمیزی که از جیحون یزدی نوشته، از تقربهای او به حاکمان روزگار خود به طنز و هجو یاد کرده است (یغمایی، حبیب، همان، ١٧٩). برخی از محققان هزلیات مشتری را از مقولۀ حسادتهای شاعرانه دانستهاند (همو،«جیحون یزدی (٢)»، ٣٧١).
آزردگیهای شاعر از مردم زادگاه خود باعث شد تا بخشی از عمر خود را در سفر به شهرهای ایران و هندوستان بگذراند و تا اسلامبول نیز پیش برود (جیحون، همان، ٢١٨؛ یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی(١)»، ١٧٦؛ دیوانبیگی، همانجا)؛ اشاره به سفرهایی که در بنادر دریای عمان، خلیج فارس، بصره و عراق کرده است، در رسالۀ «نمکدان» او دیده میشود (ص٩). صاحب تذکرۀ شعرای یزد بدون ذکر هرگونه مأخذ، به اسارت ٣ سالۀ او در میان ترکمنها اشاره کرده است (فتوحی، ٩٢).
جیحون سـالهای آخر عمر خود را در کرمـان گذراند و در این مدت به مدح فرمانفرما، ناصرالدوله و عبدالحمید میرزا نصرتالدوله، از حاکمان آن ناحیه پرداخت (یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی»، ٥١١). او پس از عمری کوتاه به سال ١٣٠١ق / ١٨٨٤م (بر اساس مادهتاریخ لوح مزار او) در کرمان درگذشت (نک : همان، ٥٢١).
دربارۀ سال وفات جیحون اختلاف نظر وجود دارد. دیوانبیگی (همانجا)، سال فوت او را «هزار و سیصد و اند» ذکر کرده است. دیگر منابع نیز با وجود نقل مادهتاریخ و سال حکشده بر لوح مزار قدیم و جدید وی، سال ١٣٠٢ق را تاریخ فوت او آوردهاند (نک : یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی(١)»،١٧٧؛ برقعی، همانجا)، اما شماری از منابع به تبعیت از شیخ عباس قمی (همانجا)، ١٣١٨ق / ١٩٠٠م را سال درگذشت جیحون ذکر کردهاند که درست نمینماید؛ زیرا جیحون سالها قبل از قتل ناصرالدین شاه در ١٣١٣ق درگذشته بوده است (آقا بزرگ، ٩ (١) / ٢١٢؛ مدرس، ١ / ٤٤٧؛ لغتنامه ... ، ذیل جیحون). جیحون را در محلۀ خواجه خضر کرمان به خاک سپردند و اکنون آرامگاه وی در مدرسهای که نام جیحون بر آن است، قرار دارد (باقرزاده، ٤١؛ یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی»، همانجا؛ برقعی، ٢ / ١٠٢٩).
برخی جیحون یزدی را با جیحون فریدنی اصفهانی یکی دانستهاند (نوایی، ١ / ٣٩٢) که قطعاً اشتباه است؛ زیرا جیحون فریدنی (ز ح ١٢٩٥ق / ١٨٧٨م) همروزگار جیحون یزدی است که صاحب حدیقة الشعراء از حالات و اشعار او خبر داده است (دیوانبیگی، ١ / ٣٨٩؛ باقرزاده، ٢٧).
شعر جیحون
جیحون یزدی از شاعران نسل سوم دورۀ بازگشت ادبی است که در اواخر دورۀ قاجار، شعر آنها رواج داشت. اگر نسل اول شاعران دورۀ بازگشت به شیوۀ شاعران سبک خراسانی و عراقی متمایل بودند، شاعران نسل سوم همه به پیروی از قاآنی شیرازی (١٢٢٣-١٢٧٠ق / ١٨٠٨-١٨٥٤م) شعر میسرودند و تتبع از شیوۀ او را سبب توفیق در کار شاعری میدانستند (بهار، ١ / ٦٠؛ شفیعی، «ادیب ...»، ٩). با آنکه قاآنی خود به پیروی از شاعران سبک خراسانی شعر میسرود، اما بهار معتقد است که وی با ممارست در اشعار قدما صاحب «سبکی خاص» بوده است (همانجا).
آنچه جیحون و شاعران همعصر او را به پیروی از قاآنی برمیانگیخت و خوانندگان شعر این شاعر را جذب میکرد، تسلط کمنظیر وی بر واژگان شعر فارسی و کاربرد استادانۀ آنها بود. قاآنی چنان شیفته و ربودۀ الفاظ بود که «در آن حال ربودگی هرگز به یاد نمیآورد که ورای الفاظ زیبا، معنی ارزنده ای هم باید و نیست» (زرینکوب، سیری ... ، ١٧٥). برخی بر این باورند که جیحون یزدی در شیوۀ شاعری خود از شهاب اصفهانی (د ١٢٩١ق) پیروی میکرده، و از عهده بر نمیآمده است (دیوانبیگی، ١ / ٣٩٠)؛ در حالی که هر دو شاعر به پیروی از قاآنی شعر میسرودهاند.
توانایی جیحون در سرودن مسمطهایی است که در منقبت یا مرثیۀ خاندان پیامبر (ص) سروده است. در دورۀ قاجار به سبب علاقۀ پادشاهان این سلسله به جلب قلوب مردم از طریق مذهب، شعر مذهبی و بهویژه مرثیه و نوحهسرایی رواج یافت و برخی از شاعران از سر اخلاص و ارادت، و برخی برای برکنار ماندن از «اتهام بیقیدی مذهبی» به سرودن مرثیههایی مؤثر پرداختند (تجربهکار، ٤٤؛ زرینکوب، نقد... ، ٢ / ٦٣٢)، به نحوی که ادوارد براون از اشعار مذهبی قاآنی در کنار اشعار لاقیدانۀ او اظهار شگفتی میکند (ص ١٨٢). جیحون نیز به پیروی از قاآنی و یغمای جندقی (د ١٢٧٦ق / ١٨٦٠م) مرثیههایی سروده، و به قول برخی از محققان در این زمینه «گوی سبقت را از همگان ربوده است» (تجربهکار، ٢٠٨؛ قس: باقرزاده، ٣٦)؛ هرچند منتقدان معتقدند که مرثیههای قاآنی و یغما به مرتبۀ مرثیههای وصال شیرازی (د ١٢٦٢ق) نمیرسد (زرینکوب، با کاروان ... ، ٣٤٣).
همانگونه که قاآنی به پیروی از منوچهری دامغانی (د ٤٣٢ق / ١٠٤١م) در سرودن مسمطهای روان و زیبا توانا بوده است (آرینپور، ١ / ٩٨)، جیحون نیز افزون بر قالبهای گوناگون شعری در سرودن مرثیه در قالب مسمط، مهارت داشته است (دیوانبیگی، برقعی، همانجاها). بسیاری از مرثیههای جیحون را اهل منبر برای مردم میخواندهاند (یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی (٢)»، ٣٧٣؛ باقرزاده، ٤١). جیحون در سرودن قصیده نیز مهارت داشته است. قصاید او را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: بخش اعظم قصاید او به مدح حاکمان ولایات اختصاص دارد، مدایحی که در دورۀ بازگشت به عنوان «عصر مدیحههای مکرر»، رواج داشته است (شفیعی، ادوار... ، ١٩-٢٠)؛ در بخش دیگر این قصاید، جیحون به منقبت پیامبر(ص) و خاندان وی پرداخته است. هنرنمایی جیحون در این اشعار افزون بر ترکیب و تناسب الفاظ، در تغزلهای زیبایی است که آفریده است (یغمایی، حبیب، همانجا، «جیحون یزدی»، ٥١٢)؛ همچنین حسن تخلصهای لطیف و گریز به مدح ممدوح را از ابتکارات اشعار او دانستهاند (همان، ٥١٣؛ آیتی، ٢٨٣؛ قس: خاضع، ٦٨؛ باقرزاده، ٣٧).
جیحون همانند برخی از شاعران دورۀ قاجار برای نشان دادن مهارت شاعری و قدرت حافظۀ خود، گاهی از قوافی دشوار مثل قنطره ( دیوان، ٣٤٠)، طنطنه (همان، ٢٥١) و قم (همان، ١٧٨) استفاده کرده است (در اینباره، نک : یغمایی، حبیب، همانجا) و حتى به سبک شاعران متقدم از الف اطلاق (دراینباره، نک : محجوب، ٣٣) در قافیۀ «مشکینا» (دیوان، ٢٥) و یا ردیف «کشدا» (همان، ٣٣) بهره گرفته است.
جیحون همانند قاآنی غزلهای زیادی نسروده، و در زمینۀ غزلسرایی ادعایی هم نکرده است (آرینپور، همانجا؛ باقرزاده، ٣٣)؛ اما در غزلی سرودن غزل به «سبک سنایی» (نک : همان، ٣٩٠) را بر دیگر شیوهها ترجیح داده است. این موضوع در دورۀ بازگشت خلاف جریان عادی غزلسرایی است، زیرا غالب غزلسرایان دورۀ بازگشت از شیوۀ غزلسرایی سعدی و حافظ و دیگر غزلسرایان سبک عراقی پیروی میکردهاند (نک : ه د،١١ / ٥٩).
در اشعار جیحون همانند اشعار قاآنی، گاهی طنز و طیبتهایی دیده میشود که خالی از لطف نیست (یغمایی، حبیب، همان، ٥١٤؛ قس: باقرزاده، ٣٩)، اما در برخی موارد نیز به شیوۀ قاآنی به شرح عشقورزیهای رسوای ویژۀ روزگار خود پرداخته است (همان،١٣٦، ٣٩٦). این امر موجب شده است تا پایگاهی را که میتوانست در مقام شاعری مرثیهسرا به دست آورد، از دست بدهد. با این همه، شهرت جیحون یزدی بیشتر بهسبب مراثی مذهبی او ست که اهل منبر بهویژه در نواحی جنوب ایران، هنگام ذکر مصیبت سید الشهدا (ع)آنها را بر منبر میخواندهاند (یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی (٢)»، همانجا)؛ حتى این شهرت تا آنجا رسیده بود که در برخی از مکتبهای آن روزگار، نوآموزانْ اشعار مذهبی جیحون را سرمشق خود قرار میدادند و بر اساس آن به مشق خط میپرداختند (همو، «جیحون یزدی (١)»، ١٧٥).
آثـار
دیوان اشعار، که مؤلف تذکرۀ حدیقةالشعراء آن را دیده، و حدود ٤ هزار بیت بوده است (دیوانبیگی، ١ / ٣٩٠)؛ اما دیوان چاپی فعلی (١٣٦٣ش) بیش از ٥ هزار بیت است. نسخههایی از دیوان جیحون در کتابخانههای آستان قدس رضوی و مجلس شورای اسلامی نگهداری میشود (منزوی، خطی، ٣ / ٢٢٧٥)؛ اما نسخۀ محفوظ در کتابخانۀ وزیری یزد به خط شاعر است و اشعاری افزون بر نسخههای چاپی دربر دارد (یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی(٢)»، همانجا؛ مسرت، ٨٠١). دیوان جیحون نخستینبار در ١٣١٦ق / ١٨٩٨م و در ٣١٧ صفحه در بمبئی به چاپ رسید و پس از آن با عنوان «جیحون نامه» همراه خزائن المصائب و الاشعار در ٣٣٣ صفحه در تهران چاپ شد (مشار، ٥ / ٣٦٥-٣٦٦). آخرین چاپ دیوان جیحون در ١٣٦٣ش در ٤٧٨ صفحه به کوشش احمد کرمی صورت گرفت، که برخی از اشعار شاعر را دربر ندارد (مسرت، ٨٠٢).
افزون بر دیوان اشعار، جیحون به تقلید از پریشان قاآنی، که خود تقلید ناشیانه (آرینپور، ١ / ١٠١) یا بیارزش (زرینکوب، سیری، ١٧٤) از گلستان سعدی است، رسالهای به نظم و نثر موسوم به «نمکدان» دارد که همراه دیوان او (بمبئی، ١٣١٦ق) چاپ شده است (براون، ٢٨٤؛ منزوی، «تتبع»، ٥٥٦؛ آقابزرگ، ٩(١) / ٢١٢). رسالۀ مزبور حاوی حکایتهایی پندآموز است که ارزش ادبی چندانی ندارد و چون بخشهایی از آن با هزل آمیخته است، صورت منقح آن با حذف بخشهای هزلآمیز (مسرت، ٦٣١-٦٣٢) در کتاب یزد یادگار تاریخ به چاپ رسیده است (نک : همو، ٦٣٢-٦٥٠).
مآخذ
آرین پور، یحیى، از صبا تا نیما، تهران، ١٣٨٢ش؛
آقا بزرگ، الذریعة؛
آیتی، عبدالحسین، تاریخ یزد یا آتشکدۀ یزدان، یزد، ١٣١٧ش؛
باقرزاده، علی، «جیحون یزدی و کرمان»، ده مقاله در شعر و ادب، مشهد، ١٣٦٧ش؛
براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ بهرام مقدادی، تهران، ١٣٦٩ش؛
برقعی، محمدباقر، سخنوران نامی معاصر ایران، قم، ١٣٧٣ش؛
بهار، محمدتقی، بهار و ادب فارسی، بـه کوشش محمد گلبن، تهران، ١٣٥١ش؛
تجربـهکار، نصرت، سبک شعر در عصر قاجاریه، تهران، ١٣٥٠ش؛
جیحون یزدی، محمد، دیوان، به کوشش احمد کرمی، تهران، ١٣٦٣ش؛
همو، «نمکدان»، همراه دیوان، به کوشش محمد وهاب، تهران، ١٣٩٧ق؛
خاضع، اردشیر، تذکرۀ سخنوران یزد، حیدرآباد دکن، ١٣٤١ش؛
دیوان بیگی، احمد، حدیقة الشعراء، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ش؛
زرینکوب، عبدالحسین، با کاروان حله، تهران، ١٣٨٢ش؛
همو، سیری در شعر فارسی، تهران، ١٣٦٣ش؛
همو، نقد ادبی، تهران، ١٣٦١ش؛
شفیعی کدکنی، محمدرضا، ادوار شعر فارسی، تهران، ١٣٥٩ش؛
همو، « ادیب نیشابوری در حاشیۀ شعر مشروطیت»، زندگی و اشعار ادیب نیشابوری، به کوشش یدالله جلالی پندری، تهران، ١٣٦٧ش؛
فتوحی یزدی، عباس، تذکرۀ شعرای یزد، تهران، ١٣٦٦ش؛
قمی، عباس، الکنى و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق؛
لغتنامۀ دهخدا؛
محجوب، محمد جعفر، سبک خراسانی در شعر فارسی، تهران، ١٣٤٥ش؛
مدرس، محمد علی، ریحانة الادب، تهران، ١٣٦٩ش؛
مسرت، حسین، یزد یادگار تاریخ، یزد، ١٣٧٦ش؛
مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤٣ش؛
منزوی، احمد، «تتبع در گلستان سعدی»، وحید، تهران، ١٣٥٢ش، س ١١، شم ٥؛
همو، خطی؛
نوایی، عبدالحسین، حاشیه بر حدیقة الشعراء (نک : هم ، دیوانبیگی)؛
یغمایی، اقبال، «میرزا ابوالحسن یغما شاعری بزرگ و آزاد اندیش»، یادگارنامۀ حبیب یغمایی، به کوشش غلامحسین یوسفی و دیگران، تهران، ١٣٥٦ش؛
یغمایی، حبیب، «جیحون یزدی»، نامۀ مینوی، به کوشش همو و ایرج افشار، تهران، ١٣٥٠ش؛
همو، «جیحون یزدی (١)»، یغما، تهران، ١٣٢٧ش، س١، شم ٤؛
همو، «جیحون یزدی (٢)»، همان، شم ٨.
یدالله جلالی پندری