دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٩ - چیستان
چیستان
نویسنده (ها) :
جمیله اعظمیان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چیسْتان، واژهای مرکب از دو جزء «چیست» و «آن» و مترادف لُغَز در معنای پیچیدگی، پوشیدگی و کژمژی.
در اصطلاح علم بدیع، چیستان بهکلامی موزون اطلاق میشود که گوینده در آن نام چیزی را پنهان دارد و با برشمردن اوصاف آن، شنونده را بهطریق سؤال یا خطاب برانگیزد تا مقصود گوینده را دریابد (رادویانی، ١٨٩؛ رشید وطواط، ٧٠-٧١؛ شمس قیس، ٤٢٦-٤٢٧؛ نک : همایی، ١ / ٣٣٥)؛ چنانکه شاعر گوید: آن چیست بر آن طبق همی تابد / چون ملحم زیر شعر عنّابی / / ساقش به مثل چو ساعد حورا / پایش به مثل چو پای مرغابی (رودکی، ٤٩١). شاعر نام ریواس را پنهان داشته، و اوصاف و ویژگیهای ظاهری آن را با ٣ تشبیه برشمرده است: قرارگرفتن (هیئت منتزعه) حریری سبز در زیر پارچۀ عنابی رنگ نازک، ساقی به نازکی ساعد حوران، و پایی به پراکندگی و پهنی پای مرغابی. سپس بهطریق سؤال، شنونده را برانگیخته است تا نامِ مطلوب را دریابد.
این تعریف، با اندک اختلافی در بیشتر کتابهای بلاغی فارسی و عربی آمده است (برای اطلاع از کتابهای فارسی، نک : رادویانی، رشید وطواط، شمس قیس، همانجاها؛ کاشفی، ١٢٨؛ هدایت، ١٨٤؛ تقوی، ٣٢٩؛ همایی، ١ / ٣٣٥-٣٣٦؛ برای آگاهی از کتابهای عربی، نک : جرجانی، ٢٤٧؛ سیوطی، ١٣٧؛ مدنی، ٦ / ٤٠).
شرایط چیستان
شایسته است در سرودن چیستان شاعر نخست تناسب اوصاف با موضوع، الفاظ شیوا و معانی بدیع را در نظر گیرد؛ سپس از تشبیههای کاذب، استعارههای بعید و حشوهای زاید پرهیز کند. برخی از دانشمندان بلاغی، از شرایطی که باید سرایندۀ چیستان رعایت کند، سخن نگفتهاند و گروهی دیگر بر شرایط یاد شده تأکید کردهاند (شمس قیس، ٤٢٧؛ تاجالحلاوی، ٧٦؛ سیوطی، همانجا؛ تهانوی، ٢ / ١٢٩٥؛ همایی، ١ / ٣٣٦).
این صنعت با نامهای «چیستان»، «لغز»، «محاجات» و «تعمیه» در بخش بدیع معنوی کتابهای بلاغی ثبت شده است (نک : رادویانی، همانجا؛ رشید وطواط، ٧٠؛ شمس قیس، ٤٢٦-٤٢٧؛ سیوطی، همانجا)؛ اما بلاغتنگاران و دانشمندان معاصر با دیدگاههایی متفاوت به این موضوع پرداختهاند: تقوی (ص ٣٢٦) این صنعت را از «محسنات بدیعی» خارج گردانیده، و صنعتی شبیه به کنایه بهشمار آورده است؛ مؤتمن (ص ٣٣٤) آن را از ثمرات و نتایج وصف دانسته است؛ تفضلی (ص ٢٥١) این صنعت را نوع مشترکی در ادبیات ملل محسوب کرده، و آن را زیرمجموعۀ ادبیات اندرزی شفاهی قرار داده است، ادبیاتی که در گذر زمان به کتابت درآمده است؛ و سرانجام، شمیسا در کتاب نگاهی تازه به بدیع (ص ١٧٧)، چیستان را صنعت بهشمار نیاورده، بلکه نوعی ادبی محسوب کرده است ( انواع ... ، ٢٩٥).
سبب نامگذاری
ازآنجاکه در چیستان، سرآغاز کلام با «چیست آن» یا «آن چیست» همراه است، لفظ چیستان برای این صنعت علم شده است (شمس قیس، هدایت، همانجاها؛ قریب، ٣١؛ معزی، نجفقلی، ٢٤١)؛ البته، چیستانهای بسیاری بهگونۀ خطاب یا بدون هرگونه لفظ و علامتی که دالّ بر چیستان باشد، در اشعار فارسی بهچشم میخورد (برای نمونه، نک : رودکی، ٤٨٧؛ فرخی، ٣٦٣-٣٦٥؛ منوچهری، ٦٤؛ ناصرخسرو، ١٦٤؛ مسعود سعد، ٢٦٧؛ معزی، محمد، ٢٩).
چیستان و معما
بیشتر دانشمندان بلاغی چیستان (لغز) و معما را از یکدیگر جدا ساختهاند و بر این قول تأکید کردهاند که در چیستان، گوینده بیآنکه از کسی یا چیزی نامی بهمیان آرد، اوصاف آن را چنان برمیشمارد تا مخاطب صاحب ذوق، با شنیدن آن اوصاف، منظور گوینده را دریابد؛ بهطورمثال، لغز شمع در بیتِ «ای نهاده بر میان فرق جان خویشتن / جسم ما زنده به جان و جان تو زنده به تن ... » (منوچهری، همانجا). شاعر با برشمردن اوصاف شمع، خواننده را به نام شمع رهنمون میگردد.
در معما، گوینده نام شخص یا چیزی را پنهان میدارد و اوصاف آن را، بهطرزی پیچیده و اشارتوار بیان میکند تا مخاطب با تأمل و تعمق بسیار و با توجه به صنایعی چون تشبیه، قلب، تصحیف، حل و عقد، و حساب سیاق و جمل، و جز آنها، آن را درک کند (شمس قیس، ٤٢٦، ٤٣٠؛ تاجالحلاوی، ٧٦-٧٧؛ کاشفی، ١٢٦، ١٢٨؛ هدایت، ١٨٤، ١٨٨؛ قریب، ٣١، ٣٣؛ همایی، ١ / ٣٣٥-٣٣٦، ٣٤٢؛ شمیسا، نگاهی، ١٧٧- ١٧٨). بهطورمثال: نام بت من اگر بپرسی / سیبی است نهاده بر سرِ سرو. نخست، شاعر نام محبوب خود را پنهان کرده، سپس پیچیده و رمزگونه، اوصاف آن را در تشبیه «سیبی است نهاده بر سرِ سرو» بیان میکند و شنونده را بر آن میدارد تا دو واژۀ «سیبی است» را در صورت ملفوظ آن و بهصورت «سی، بیست» خوانده، و مضروب آن را ــ یعنی عدد ٦٠٠ ــ که در حساب جمل مترادف حرف «خ» است، بر سر ٣ حرف «س»، «ر» و «و» قرار داده، و از ترکیب آن واژۀ «خسرو» را بهدست آرد (همایی، ١ / ٣٤٢).
برخی از بلاغتنگاران، با اندک اختلاف، این دو صنعت را مترادف یا نزدیک یکدیگر دانستهاند و بر این تأکید ورزیدهاند که صرفاً، طریق سؤالی چیستان، وجه متمایز آن با معما ست (رشید وطواط، ٧٠-٧١؛ رامی، ٩٩؛ جرجانی، ٢٤٧؛ سیوطی، ١٣٧؛ نک : کسروی، ٢٣٩).
این نوع شعر از آغاز زمان رواج فارسینویسی، گاه در ابیاتی کوتاه و زمانی در ابیاتی نسبتاً طولانی و در قالبهای گوناگون مثل قطعه، قصیده و گاه رباعی و نیز در اوزان مختلف عروضی سروده شده است (برای نمونه، نک : رودکی، ٤٩١؛ عنصری، ٢٢٧-٢٣٠؛ منوچهری، ٦٤- ٦٨؛ جمالالدین، ١٥-٢٢؛ صبا، ٢٥٤-٢٥٦؛ نصرآبادی، ٨٢٧).
انواع چیستان
چیستان دو گونه است:
١. چیستان ادبی
و آن کلامی است موزون و مبهم که گوینده یا سراینده با بیان اوصاف چیزی، میکوشد تا زمینۀ راه بردن شنونده را به امر نهان شده فراهم آورد، مانند لغز «شمشیر» از عنصری، «چنگ» از حکیم مختار غزنوی، «شمع» از منوچهری، و «آب» از جمالالدین اصفهانی (همایی، ٣٣٦-٣٤٢).
٢. چیستان عامیانه
چیستانی است منظوم یا منثور، به زبانی ساده که گوینده و سرایندۀ آن بدان سبب که شخصی معین نیست، ناشناخته است. چیستانهای عامیانه حاصل برداشتها، احساسها و تجربههای جمعی مردمی است که در محیطی بومی زندگی میکنند و ناگزیر مخاطب اینگونه چیستانها هم عامۀ مردماند.
الف ـ چیستانهای منظوم
که در قالبهای کوتاه و بلند مشتمل بر چند پاره سروده شده، و هر پاره شامل ٢ تا ٦ هجا یا افزون بر ٦ هجا ست که در آن، اوصاف امر نهان شده را برمیشمارند و شنونده را بر شناخت آن امر برمیانگیزند (رستگار، ١٣٧؛ بلوکباشی، ٢٣-٢٤). چیستان «آتش در منقل» نمونهای از چیستانهای عامیانه است: دستمال انار / پیش زن سالار / اگر جرئت داری / یکیشو بردار. گفتنی است، گاه این مضامین پیچیده در دو بیت و به زبان خواص سروده میشده، و هر پاره دارای ١١ هجا بوده است. چیستان «قلیان» از این دست است: آتش اندر آب هرگز دیدهای / ماه در محراب هرگز دیدهای / / این بزرگیها که کردی در جهان / پسته در عناب هرگز دیدهای (رستگار، همانجا).
ب ـ چیستانهای منثور
که در قالب یک جملۀ پرسشی مطرح میشوند و از نمونههای قابل ملاحظۀ چیستان منثور لغز «چرخ چاه» است: کدام ٤ برادراند که یک شال کمرشان بسته؟ (بلوکباشی، ٢٦).
از آنجایی که مخاطب چیستانهای عامیانه، عامۀ مردماند، میتوان چیستانهای کودکان را نیز، از نوع چیستانهای عامیانه بهشمار آورد (همو، ١٤؛ کیانوش، ١١٦). لازمۀ این چیستانها وضوح، داشتن بنیادی متناسب ادراک و برآمده از تجربههای کودکان است تا افزون بر وصف، تعلیم و سرگرمی، از آن پرورش تفکر کودک نیز به بار آید (همو، ١١٧- ١١٨).
چیستان و سبکهای ادبیات فارسی
اگرچه چیستان در ایران پیش از اسلام، قدمتی مکتوب به دیرینگی اوستای متأخر دارد (نک : یشتها، آبان یشت، بند ٨٢-٨٣) و تفصیل آن در اواخر عهد ساسانی نیز قابل ملاحظه است (نک : ماتیکان ... ، ١٤، ٣٣)، اما در ایران عهد اسلامی، رودکی (همانجا) نخستین شاعری است که در طلیعۀ فارسی نوین، دو قطعه دربارۀ «ریواس» و «قلم» سروده، که دارای مشخصههای چیستان است و بهرغم نظر برخی از محققان (مؤتمن، ٣٣٣)، میتوان این دو قطعه را سرآغاز سرودن لغزهای فارسی نوین بهشمار آورد و با توجه به دیرینگی چیستان و چیستانگویی در ایرانِ پیش از اسلام و فترت ٣ سدۀ پیش آمده در زبان فارسی، منطقاً رودکی را تداوم بخش سنتی کهن و نه بنیانگذار شیوهای نوظهور میتوان دانست.
ازآنجاییکه بیشتر چیستانها در قالب قصیده سروده شده است و با توجه به این نکته که قصیده قالب مسلط در سبک خراسانی است (شمیسا، سبکشناسی ... ، ٦٩)، میتوان به قول مؤتمن (همانجا) مبنی بر رونق لغزسرایی همراه با رواج قصیده تأکید ورزید، و بهعبارتی، سبک خراسانی را عهدِ روایی چیستانگویی بهشمار آورد و بهسبب غلبۀ قالب غزل در سبک عراقی (شمیسا، همانجا، نیز ٢٠٨)، این سبک را عصر کاهش یا کسادی چیستان محسوب داشت و بنابر دیدگاه یارشاطر (ص ٢٤٣) عهد تیموری یا سدۀ ٩ق / ١٥م را نسبت به ادوار سابق عصر کاهش چیستان دانست.
گفتنی است که صفا عصر صفویه یا دوران سبک هندی را روز بازار معما و معماگویی دانسته، و بخش مفصل معماهای تذکرۀ نصرآبادی را شاهدی بر مدعای خود آورده است (٥(١) / ٣٩٨). ازآنجاییکه نصرآبادی، بخش کوچکی از کتاب خود را به چیستانگویان و لغزسرایان (ص ٧٤٩- ٧٥٨) و فصل مشبعی را به معما و معماگویان (ص ٧٥٩- ٨١٨) تخصیص داده، و با این تذکار که در سبک هندی غلبه با تکبیت بوده است (شمیسا، همان، ٢٨٧)، میتوان نتیجه گرفت که سبک هندی نیز ادامۀ کسادی بازار چیستان و چیستانسرایی بوده است.
دورۀ بازگشت ادبی و تجدید حیات قصیده و ظهور قصیدهسرایان مقلد، جانی دوباره در پیکر چیستان و چیستانسرایی میدمد و چیستانهای بسیاری در موضوعات مختلف از جمله: کتاب، عینک، نیزه و جز آنها سروده میشود (مؤتمن، ٣٣٣) و سرانجام در ادبیات معاصر، بـهسبب تـوجه بـه مسائل اجتماعی ـ سیاسی ظاهراً جایی برای عرضۀ چیستان باقی نمیماند، مگر در ادبیات کودکان و ادبیات عامه.
مآخذ
بلوکباشی، علی، «نظری به ادبیات عامۀ ایران»، چیستان نامۀ دزفولی محمدعلی امام، تهران، ١٣٧٩ش؛
تاج الحلاوی، علی، دقایق الشعر، به کوشش محمدکاظم امام، تهران، ١٣٤١ش؛
تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٨ش؛
تقوی، نصرالله، هنجار گفتار، تهران، ١٣١٧ش؛
تهانوی، محمد اعلى، کشاف اصطلاحات الفنون، به کوشش اشپرنگر، کلکته، ١٨٦٢م؛
جرجانی، علی، التعریفات، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٤١٧ق؛
جمالالدین عبدالرزاق، دیوان، به کوشش حسن وحید دستگردی، تهران، ١٣٢٠ش؛
رادویانی، محمد، ترجمان البلاغة، به کوشش احمد آتش، تهران، ١٣٨٠ش؛
رامی تبریزی، حسن، حقایق الحدائق، به کوشش محمدکاظم امام، تهران، ١٣٤١ش؛
رستگار فسایی، منصور، انواع شعر فارسی، شیراز، ١٣٧٢ش؛
رشید وطواط، محمد، حدایق السحر فی دقایق الشعر، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٠٨ش؛
رودکی، دیوان، به کوشش عبدالغنی میرزایف، دوشنبه، ١٩٥٨م؛
سیوطی، شرح عقود الجمان، قاهره، ١٣٥٨ق؛
شمس قیس رازی، محمد، المعجم، به کوشش محمد قزوینی و محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٢٧ش؛
شمیسا، سیروس، انواع ادبی، تهران، ١٣٨٣ش؛
همو، سبکشناسی شعر، تهران، ١٣٨٢ش؛
همو، نگاهی تازه به بدیع، تهران، ١٣٨٦ش؛
صبا، فتحعلی، دیوان، به کوشش محمدعلی نجاتی، تهران، ١٣٤١ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛
عنصری، حسن، دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٤٢ش؛
فرخی سیستانی، دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٥ش؛
قریب، عبدالعظیم، البدیع، تهران، ١٣٠٦ش؛
کاشفی، حسین، بدایع الافکار فی صنایع الاشعار، به کوشش جلالالدین کزازی، تهران، ١٣٦٩ش؛
کسروی، احمد، نوشتهها در زمینۀ زبان فارسی، به کوشش حسین یزدانیان، تهران، ١٣٥٧ش؛
کیانوش، محمود، شعر کودک در ایران، تهران، ١٣٥٥ش؛
ماتیکان یوشت فریان، ترجمۀ محمود جعفری، تهران، ١٣٦٥ش؛
مدنی، علی، انوار الربیع فی انواع البدیع، به کوشش شاکر هادی شکر، نجف، ١٣٨٩ق؛
مسعود سعد سلمان، دیوان، به کوشش غلامرضا رشید یاسمی، تهران، ١٣٣٩ش؛
معزی، محمد، دیوان، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣١٨ش؛
معزی، نجفقلی، درّۀ نجفی، به کوشش حسین آهی، تهران، ١٣٦٢ش؛
منوچهری دامغانی، احمد، دیوان، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٢٦ش؛
مؤتمن، زینالعابدین، شعر و ادب فارسی، تهران، ١٣٤٦ش؛
ناصر خسرو، دیوان، به کوشش مجتبى مینوی و مهدی محقق، تهران، ١٣٦٨ش؛
نصرآبادی، محمد طاهر، تذکره، به کوشش احمد مدقّق یزدی، یزد، ١٣٧٨ش؛
هدایت، رضاقلی، مدارج البلاغة، شیراز، ١٣٥٥ش؛
همایی، جلالالدین، فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران، ١٣٦٣ش؛
یارشاطر، احسان، شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمۀ اول قرن نهم)، تهران، ١٣٣٤ش؛
یشتها، ترجمۀ ابراهیم پورداود، تهران، ١٣٤٧ش.
جمیله اعظمیان