دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٤ - ادایی
ادایی
نویسنده (ها) :
بخش ادبیات - علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٣ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَدایی، تخلص چند تن از شاعران پارسیگوی در سدههای ١٠- ١١ق كه در ایران و هند میزیستهاند:
١. ادایی شیرازی
بهاءالدین علی (یا محمد) (د ٩٢٨ق/ ١٥٢٢م)، از شاعران و خوشنویسان شیراز. او بسیاری از منظومههای شاعران پیش از خود چون فردوسی، نظامی و امیرخسرو را به خط خوش نگاشته بود (علیشیر، ٣٦٤- ٣٦٥) و همین امر سبب آشنایی وی با سبك سرودههای پیشینیان و چیرهدستی او در سرودن قالبهای مختلف شعر چون مثنوی، غزل و قصیده شد (همانجا).
ادایی پس از سفرهای بسیار، در استانبول اقامت گزید و به دربار سلطان سلیم اول (٩١٨-٩٢٦ق/ ١٥١٢-١٥٢٠م) و سلطان سلیمان (٩٢٦-٩٧٤ق/ ١٥٢٠-١٥٦٦م) راه یافت و آنگاه به ستایش سلطان مصطفی پسر سلطان سلیمان و نیز محمد صقلی پاشا، وزیر اعظم پرداخت (نفیسی، ١/ ٣٣٨). ادایی در پی شیوع طاعونی كه در ٩٢٨ق استانبول را فرا گرفت، درگذشت (علیشیر، همانجا).
بهگفتۀ امیرعلیشیرنوایی وی منظومهای با عنوان سلیمنامه بهسبك شاهنامه در بحر متقارب داشته كه تاریخ سلطنت سلیم اول را در آن به نظم درآورده است (همانجا؛ نفیسی، ١/ ٣٣٩). تاكنون نشانی از این منظومه بهدست نیامده است، جز اینكه در موزۀ بریتانیا، نسخهای با عنوان سلیم خان نامه موجود است كه نویسندۀ آن شناخته نیست (منزوی، ٤/ ٢٩٢١). افزون بر این، اشعاری پراكنده از وی در تذكرهها آمده است (علیشیر، همانجا).
٢. ادایی اصفهانی (د ٩٣٠ق/ ١٥٢٤م)
در اصفهان زاده شد و دورۀ شاه اسماعیل تا آغاز روزگار شاه طهماسب را درك كرد (اوحدی، ١١٨). سام میرزا با آنكه ادایی را از شاعران پر آوازۀ اصفهان بهشمار آورده، قوافی اشعار وی را مشحون از خطا دانسته است (ص ٣٣٩). ابیاتی از او در تذكرهها یافت میشود (اوحدی، سام میرزا، همانجاها).
٣. ادایی یزدی
میرمحمد مؤمن حكیم، شاعر و قاضی سدۀ ١١ق. او اهل بفرو از روستاهای یزد بود و در شهرهای میبد و اردكان، مسند قضا داشت. ادایی هر ماه، یك هفته به یزد رفته، در جامع این شهر به ایراد خطبه میپرداخت (بافقی، ٣/ ٣٧٧؛ خاضع، ١/ ١٠). بهگفتۀ بافقی، تسلط ادایی در بلاغت و ادبیات عرب بدان پایه بود كه هیچگاه خطبهای تكراری از او شنیده نشد (٣/ ٣٧٨). وی در فلسفه نیز شهرت یافت، اما آراء وی سبب شد كه علمای شهر او را دهری خواندند و به الحاد و كفر متهم ساختند. وی ناگزیر از جلای وطن شد و به بندر سورت (در گجرات هند) رفت (نصرآبادی، ٢٩١-٢٩٢؛ صدیق حسن، ٢٨؛ خاضع، همانجا) و پس از سفری كوتاه به گلكنده، به بندر سورت بازگشت و تا پایان زندگی در آنجا اقامت گزید (نك : «تاریخ...»، II/ ٩٦).
گویند وی به یاری میر مؤمن استرابادی كه خود وزیر اعظم محمدقلی قطبشاه (حك ٩٨٨-١٠٢٠ق/ ١٥٨٠- ١٦١١م) بود، به دربار راه یافت و پس از چندی به مقام وزارت رسید (نك : خاضع، ١/ ١٠-١١)، اما با توجه به ا¸نكه نصرآبادی، سفر ادایی را از ایران در حدود ٣٠ سال پیش از نگارش تذكرۀ خود ذكر كرده (ص ٢٩١)، و آغاز نگارش این تذكره نیز در ١٠٨٣ق بوده است (ص ٥ -٦)، وی نمیتوانسته به دربار محمدقلی قطب شاه كه در ١٠٢٠ق درگذشته، راه یافته باشد. گویند وی زاهد و صوفی مسلك بوده، حتی كرامتی نیز دربارۀ مرگش نقل كردهاند (احمدعلی، ١٦٨؛ نصرآبادی، ٢٩١-٢٩٢).
تاریخ درگذشت ادایی را به اختلاف در ١٠٣٠ق (گوپاموی، ٤٤؛ صدیق حسن، نیز «تاریخ»، همانجاها)، ١٠٣٨ق (خاضع، ١/ ١١) و ١٠٦٢ق (گلچین معانی، ١/ ٣٠) نوشتهاند؛ اما چنانكه ذكر شد، اگر براساس سخن نصرآبادی سفر ادایی به هند در حدود سال ١٠٥٣ق باشد، درگذشت وی میبایست در ١٠٦٢ق روی داده باشد.
بخش بزرگی از سرودههای وی از میان رفته است. گویند به رباعی بیش از دیگر قالبهای شعری متمایل بوده است («تاریخ»، همانجا)، اما به سبب اندك بودن اشعار برجای مانده از او، بررسی سبك و سیاق سرودههای وی و نیز قالبهایی كه بدان متمایل بوده، دشوار مینماید. در همین ابیات پراكنده، رنگی از بدبینی به زندگی و جهان به چشم میخورد (همانجا). نمونههایی از اشعار او در تذكرهها آمده است (نك : نصرآبادی، صدیق حسن، خاضع، همانجاها).
مآخذ
احمدعلی هاشمی سندیلوی، مخزن الغرایب، لاهور، ١٩٦٨م؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملیملك، شم ٥٣٢٤؛
بافقی، محمدمفید، جامع مفیدی، بهكوشش ایرج افشار،تهران، ١٣٤٠ش؛
خاضع، اردشیر، تذكرۀ سخنوران یزد، حیدرآباد دكن، ١٣٤١ش؛
سام میرزا صفوی، تحفۀ سامی، به كوشش ركنالدین همایونفرخ، تهران، ١٣٤٧ش؛
صدیق حسنخان، محمد، شمع انجمن، بهكوشش محمد عبدالمجیدخان، بهوپال، ١٢٩٣ق؛
علیشیر نوایی، مجالس النفائس، بهكوشش علیاصغر حكمت، تهران، ١٣٦٣ش؛
گلچین معانی، احمد، كاروان هند، مشهد، ١٣٦٩ش؛
گوپاموی، محمد قدرتالله، نتائج الافكار، بهكوشش اردشیر بنشاهی، بمبئی، ١٣٣٦ش؛
منزوی، خطی؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذكره، به كوشش وحید دستگردی، تهران، ١٣١٧ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر، تهران، ١٣٤٤ش؛
نیز:
History of Medieval Deccan (١٢٩٥-١٧٢٤), ed. H. K. Sherwani & P.M. Joshi, Hyderabad, ١٩٧٤.
علی میرانصاری و بخش ادبیات