دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٠ - ابوالعلاء گنجوی
ابوالعلاء گنجوی
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْعَلاءِ گَنْجَوی، نظامالدین محمود (د ٥٥٤ ق / ١١٥٩ م)، از شعرای پارسیگوی و ستایشگر شروانشاه منوچهر بن فریدون. او در گنجه به دنیا آمد و ظاهراً روزگار جوانی خود را در همانجا گذراند.
ابوالعلاء در ٤٤ سالگی به شروان رفت (فصیح، ٢ / ٢٦٦) و به دربار منوچهر شروانشاه راه یافت. سلطان شعر دوست بود و فضلا را محترم میشمرد و ابوالعلاء در دربار او عنوان ملك الشعرایی یافت (دولتشاه، ٥٧- ٥٨). در این زمان افضلالدین خاقانی و فلكی شروانی از شاگردان ابوالعلاء بودند و هر دو به وسیلۀ او به دربار شروانشاه راه یافتند (همو، ٥٧؛ رازی، ٣ / ٢٩٩؛ كازرونی، ٣٣؛ اوحدی، ٣١). ابوالعلاء به استعداد خاقانی پی برد و به او دلبستگی خاص یافت و دختر خود را به عقد وی درآورد (حمدالله، ٧٢٢-٧٢٣؛ علیشیر، ٣٢٩؛ رازی، ٣ / ٣٠٠) و تخلص خاقانی را برای او برگزید (حمدالله، دولتشاه، همانجاها)، ولی پس از چندی میان استاد و شاگرد اختلاف افتاد و عناد پدید آمد و به هجو یكدیگر پرداختند (نك : خاقانی، تحفة العراقین، ٢٣٥-٢٣٧، دیوان، ٣٨؛ علیشیر، ٣٢٨- ٣٢٩؛ دولتشاه، همانجا؛ اوحدی، ٣١-٣٢). اوحدی ریشۀ این اختلافات را سخنچینی و فتنهانگیزی دیگران دانسته است (ص ٣١)، اما برخی دیگر، غرور و نخوت خاقانی را موجب این امر میدانند (دولتشاه، همانجا؛ آذر بیگدلی، ٥٢-٥٣). خاقانی در دو قصیده از دسیسهچینیهای ابوالعلاء و حاسدان خود سخن گفته است (نك : دیوان، ٣٧- ٣٩، ٣٤٦-٣٥٠) و به نظر میرسد كه حبس اول وی در نتیجۀ همین اتهامات و دسیسهها بوده باشد. وی در یكی از قصایدش به حبس خود اشاره كرده و ابوالعلاء را موجب این گرفتاری دانسته است (نك : همانجا). خاقانی در مقابله با رفتار ابوالعلاء ساكت ننشست و اتهاماتی را بر وی وارد ساخت و ظاهراً با استفاده از گرایشهای شیعی ابوالعلاء (نك : شعاع شیرازی، ٧٠٦- ٧٠٩)، وی را منتسب به اسماعیلیان و پیرو حسن صباح قلمداد كرد (تحفة العراقین، ٢٣٥-٢٣٧). ظاهراً اینگونه اتهامات پیامدهای ناگواری درپی داشته است و ابوالعلاء در یكی از قصاید خود (شعاع شیرازی، همانجا)، سعی فراوان در رد این اتهامات دارد.
با وجود شهرت و جایگاه ویژهای كه ابوالعلاء در اران و دربار شروانشاه داشته، بیش از چند قطعه و قصیده از وی برجای نمانده است (رازی، ٣ / ٣٠١-٣٠٢؛ شعاع شیرازی، ٧٠٥- ٧٠٩، ٧١١-٧١٣). ظاهراً وی اشعار فراوان و دیوانی داشته كه از میان رفته است، زیرا رازی (٣ / ٣٠٠) به كثرت روایت از اشعار او اشاره كرده، ولی هدایت (١ / ١٩٩) و آذر بیگدلی (ص ٥٣) به اندك بودن اشعار او اشاره دارند.
در هیچ یك از منابع معتبر سخنی از سال وفات ابوالعلاء به میان نیامده است، اما آزادانی در «شاهد صادق» وفات او را در ٥٥٤ ق آورده (ص ٢٧) و در نسخهای از تذكرهای بیآغاز و انجام كه در دست شعاعالملك شیرازی (ص ٧٠٦) بوده، مرگ او در ٥٧١ ق ذكر شده است، ولی تاریخی كه در «شاهد صادق» آمده، درستتر به نظر میرسد.
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشكده، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
آزادانی اصفهانی، محمدصادق بن محمد صالح، «شاهد صادق»، یادگار، ١٣٢٤ ش، س ٢، شم ٦؛
اوحدی بلیانی، محمد بن معینالدین، عرفاتالعاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملك، شم ٥٣٢٤؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خاقانی شروانی، تحفة العراقین، به كوشش یحیی قریب، تهران، ١٣٥٧ ش؛
همو، دیوان، به كوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، ١٣٥٧ ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، تهران، ١٣٦٦ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
شعاع شیرازی، محمد حسین، «ابوالعلاء گنجوی»، ارمغان، ١٣١٢ ش، س ١٤؛
علیشیر نوایی، مجالس النفائس، به كوشش علیاصغر حكمت، تهران، ١٣٦٣ ش؛
فصیحخوافی، احمد بن محمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٤٠ ش؛
كازرونی، ابوالقاسم بن ابی حامد، سلم السموات، به كوشش یحیی قریب، تهران، ١٣٤٠ ش؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٦٦ ش.
علی میرانصاری