دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٤٨ - جوری
جوری
نویسنده (ها) :
رحیم رئیس نیا
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جوری، ابراهیم چلبی، شاعر دیوانی و خطاط عثمانی که به سبب وابستگی به طریقت مولویه به جوری دده و جوری چلبی (پاکالین، ٤١٠ ff.، I / ٣٤٢) نیز معروف بوده است، وی ظاهراً در دهۀ نخست سدۀ ١١ق / ١٧م در استانبول به دنیا آمد («دائرةالمعارف دیانت»، VII / ٤٦٠؛ «دائرةالمعارف ترک»، X / ٢٩٤).
با آنکه آثار جوری گواه بر تحصیلات عمیق و گستردۀ او ست، اما استادانش شناخته نشدهاند. تنها سلیمان سعدالدین مستقیمزاده (د ١٢٠٢ق / ١٧٨٨م) در تحفة الخطاطین (ص ٦٣٩) نوشته است که او خطاطی را از عبدی خطاط (د ١٠٥٧ق / ١٦٤٧م)، درویش مولوی مقیم مولوی خانۀ ینیقاپی فرا گرفت (نیز نک : دمیرل، ٤٨٨؛ «دائرةالمعارف ترک»، همانجا؛ «دائرةالمعارف دیانت»، XXXII / ١١٣-١١٥). چنین به نظر میرسد که جوری تحصیلات ابتدایی خود را در محیط خانواده گذرانده، و دانش ادبی و عمومی خویش را در مولویخانههـای استانبول ــ که نوعی مؤسسات فـرهنگی ـ عرفانی بودهاند ــ فرا گرفته است («دائرةالمعارف استانبول»، VII / ٣٥٢١). جوری در مجالس رسوخالدین اسماعیل بن احمد القروی (ه م)، شیخ مولویخانۀ غلطه (گالاتا) و شارح معروف مثنوی مولوی، و نیز در مجالس سماعی که در مولویخانهها برگزار میشد، شرکت میکرد (دمیرل، همانجا).
به نوشتۀ اسراردده (د ١٢١١ق / ١٧٩٦م) در تذکرۀ شعرای مولویه (لوند، I / ٣٤٨-٣٥١)، جوری منتسب به طریقت مولویه، و مرید انقروی بوده است («دائرةالمعارف دیانت»، VII / ٤٦٠). سزایی کوچوک هم در مقالهای دربارۀ نقش مولویه در فرهنگ و هنر دورۀ نوگرایی، جوری را در زمرۀ شاعران مولویه بهشمار آورده است (ص ٥٤٤). به نوشتۀ نعیما (د ١١٢٨ق / ١٧١٦م) جوری از «اجزاء مجلس» و حاملان «اسرار» صاری عبدالله افندی رئیس الکتاب سلطان مراد بوده، و جملۀ تألیفات او، بهویژه شرح فصوص الحکم و دره و جوهرۀ وی را بارها استنساخ کرده است (٦ / ١٢٦). چنانکه گولپینارلی، جوری را نیز چون صاری عبدالله (١٠٧١ق / ١٦٦٠م) در زمرۀ سالکان طریقت بایرامی ـ ملامی بهشمار آورده است (ص ٢٦٦). با توجه به اینکه صاری عبدالله افندی خود را اصلاً بایرامی، بر طریقت جکوتی، و با تربیت مولوی دانسته است («دائرةالمعارف دیانت»، XXXV / ١٤٦)؛ جوری هم میتوانسته است، ضمن انتساب به مولویه در عین حال بـه طریقت بایرامی ـ ملامی نیز منتسب بوده باشد.
جوری گذشته از مولویخانۀ غلطه به، مولویخانههای ینیقاپی، بشکطاش (بشیکتاش) و توپخانۀ استانبول هم آمدورفت داشته است (نعیما، ٦ / ١٢٧). وی هرگز ازدواج نکرد، اما تربیت دو چلپیزاده را، به عنوان فرزندخواندگان خود بر عهده گرفت و پس از آنکه آنان را تربیت کرد و به استخدام دولت درآورد؛ با استفاده از نفوذ معنوی خود، نوجوانان دیگری را نیز به فرزندی پذیرفت و به تربیت آنان پرداخت. جوری با فرزندخواندگان خود مدام با پای پیاده از مولویخانهای به مولویخانۀ دیگری در حرکت بود (اوزکریملی، I / ٢٨٣)، در هر ٣ درگاه با اشتیاق و محبت از وی استقبال و پذیرایی میشد، اما شیوۀ او آن بود که بیش از ٣ روز در یک درگاه توقف نمیکرد («دائرةالمعارف استانبول»، VII / ٣٥٢٢).
جوری پس از پایان تحصیلات در دیوان همایون به شغل کتابت پرداخت، اما مدتی بعد از این کار کناره گرفت و مخارج زندگی خود را از طریق خطاطی و استنساخ کتاب و پدید آوردن نسخههای زیبا تأمین میکرد (بانارلی، II / ٦٦٧؛ «تاریخ ... »، II / ٦٦؛ اوزکریملی، همانجا). بهقولی روزی هزار بیت مینوشت و در ازای هر بیت یک آقچه دریافت میکرد («دائرةالمعارف ادیبان ... »، II / ٤٥٥؛ «دائرةالمعارف دیانت»، VII / ٤٦٠).
جوری در نوشتن خط شکستۀ تعلیق چیرهدست بود. معنزاده ادعا کرده که آثاری چون شهنامه، تاریخ وصاف و کنه الاخبار عالی (د ١٠٠٨ق / ١٥٩٩م) را که وی استنساخ کرده بود، دیده است (نعیما، ٦ / ١٢٦). گذشته از آثار یادشده، چند بار هم آثار خود و نیز ٢٢ بار مثنوی معنوی را استنساخ نموده است. بعدها وقتی سلطان سلیم سوم (حک ١٢٠٣-١٢٢٢ق / ١٧٨٩-١٨٠٧م) مثنوی مولوی به خط جوری را به شیخ غالب (د ١٢١٣ق / ١٧٩٨م)، شاعر متصوف اهدا کرد، وی در قصیدهای که به همین مناسبت سرود، آن مثنوی پربها به خط جوری را امانی که «جور گردون» به «دل عشاقزار» داد، ارزیابی کرد («دائرةالمعارف دیانت»، «دائرةالمعارف ادیبان»، همانجاها).
جوری در ١٠٦٥ق / ١٦٥٥م در استانبول درگذشت (نعیما، همانجا). گفتهاند که وقتی جوری درگذشت، همسایگانش به سبب آنکه وی با آنان ارتباط نداشت، به جنازهاش نزدیک نشدند و صاری عبدالله افندی با شماری از یاران، جنازۀ او را برداشتند و به خاک سپردند و دستکم دو شاعر، راعی و نثاری، هر یک ماده تاریخی به همین مناسبت سرودند (اوزکریملی، «دائرةالمعارف دیانت»، همانجاها).
آثـار
جوری که به فنون شعری وقوف عمیقی داشت، میراثی در شعر از خود به یادگار گذاشته است، او با اینکه از وابستگان طریقت مولویه به شمار میآید و اشعاری با موضوعات گوناگون عرفانی سروده است، اما شاعر خانقاهی بهنظر نمیرسد. وی، بهویژه در غزل، احساسات خود را صمیمانه و با زبانی شیوا و روان بیان کرده، و در وصف زیباییهای طبیعت قدرتی خاص از خود نشان داده است (بانارلی، II / ٦٦٨؛ «دائرةالمعارف زبان ... »، II / ٥٩). کوپریلی جوری را از زمرۀ شاعران کلاسیک ترکی به شمار آورده، و نوشته است که وی با سرودن ترانههای سادۀ آهنگین، که برای مردم و در میان آنان میخوانده، شهرت یافته است. قالب این ترانهها بیشتر «مربع» است (ص ٣٩٧). مهمترین آثار جوری اینها ست:
١. دیوان، مشتمل بر بیشتر نوعهای ادبی مختلف رایج در ادبیات کلاسیک («تاریخ»، همانجا) شامل ٨٤ قصیده، ٩ قطعه در قالب مثنوی، ٥ ترکیببند، ٢ ترجیعبند، ٥ مطلع، ٧ تخمیس، ٨ تسدیس، ٢٧٢ غزل، ١٢٤ ماده تاریخ، و ٣٣ رباعی. از آن میان ٣ قطعه، ٢ مطلع و ٣٣ رباعی به زبانهای فارسی است. از این دیوان ٣٨ نسخه شناسایی شده است (برای مشخصات آنها نک : عیان، ٩-٣٠, ٥٦-٥٩؛ نیز نک : «دائرةالمعارف دیانت»، VII / ٤٦٠؛ آوشار، ١٠٢)، که دو نسخه از آنها، در کتابخانۀ توپکاپی و کتابخانۀ راشد افندی قیصری به خط خود جوری افندی است. متن تنقیدی این دیوان با مقدمهای دربارۀ احوال و آثار جوری افندی به همت حسین عیان در ١٩٨١م در ارزروم چاپ، و منتشر شده است («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا).
تخمیسها و تسدیسهای یاد شده بیشتر بر اساس مطلعهای شاعرانی چون باقی، امری، فضولی، مقالی، نفعی، نوعی، عُلوی و ویسی ساخته شدهاند («دائرةالمعارف زبان»، همانجا). دیوان در عین حال دربردارندۀ یک منظومۀ ٥١ بیتی دربارۀ خوانندگان و سازندگان دورۀ سلطنت مراد چهارم (حک : ١٠٣٢-١٠٤٩ق / ١٦٢٣-١٦٣٩م) است، که از نظر تاریخ موسیقی عثمانی منبع قابل اعتنایی به شمار میآید (همانجا).
٢. حل تحقیقات، ترکیببندی است به زبان فارسی که در آن هر یک از ٥٨ بیت برگزیده از مثنوی مولوی با ٥ بیت در همان وزن شرح شده است. این اثر به انضمام مثنوی عین الفیوض جوری، که شرح جزیرۀ مثنوی یوسف سینه چاک است، در ١٢٦٨ق / ١٨٥٢م در استانبول چاپ، و منتشر شده است («دائرةالمعارف ادیبان»، II / ٤٥٥-٤٥٦؛ دمیرل، ٤٨٣, ٤٨٨).
٣. مثنوی ملحمه [ ملهمه]. ملهمه به نظامی که بر اساس حوادث طبیعی به پیشگویی آینده میپردازد و نیز به آثار مکتوب دربارۀ آن نظام پیشگویی اطلاق میگردد. مثنوی ملهمۀ جوری بازسرایی شمسیۀ یازیجی صلاحالدین، تألیفشده در اوایل سدۀ ٩ق / ١٥م است. ملهمههای دیگری نیز در ادبیات تـرکی عثمانی وجود دارد. مثنوی ملهمه (در ٦٧٢‘ ٣ بیت) ــ که بیشتر سر فصلهایش نیز به زبان فارسی است ــ نخستین بار در ١٢٧٣ق / ١٨٥٧م منتشر، و در سالهای بعد نیز بارها تجدید چاپ شده است (بویراز، ٦٣٥-٦٤٤).
دیگر آثار جوری عبارتاند از مثنوی حلیۀ چهار یارگزین که به شیوۀ حلیۀ محمد بیک خاقانی (د ١٠١٥ق / ١٦٠٦م) سروده شده، و دربارۀ خلفای راشدین است، دستکم ٣ بار در استانبول چاپ، و منتشر شده است (بانارلی، II / ٦٦٧ ؛ «تاریخ»، II / ٦٩ ؛ «دائرةالمعارف ادیبان»، II / ٤٥٦)؛ و مثنوی ٢٠٠ بیتی نظم نیاز که دربارۀ خصوصیات ماهها ست («دائرةالمعارف دیانت»، VII / ٤٦١).
نعیما نیز آثاری با عنوانهای معمّا رساله سی (رسالۀ معما) و مفردات طب منظومه سی (منظومۀ مفردات طب) به جوری نسبت داده (٦ / ١٢٦)، که تاکنون نسخهای از هیچ یک از آنها بهدست نیامده است (نیز نک : «دائرةالمعارف ادیبان»، همانجا). ترجمۀ پند عطار هم اثر دیگر جوری است. در نسخههای موجود ترجمۀ احوال خواجه حافظ شیرازی (استانبول، ١٢٨٠ق) که به جوری نسبت داده شده، نامی از وی برده نشده است. اثر معروف جوری تاریخی (تاریخ جوری) هم ظاهراً تألیف عرفی ادرنوی بوده است («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا).
چند شاعر دیوانی دیگر با تخلص جوری نیز در قلمرو عثمانی زیستهاند («دائرةالمعارف زبان»، II / ٥٨) که یکی از آنها ابراهیم جوری ایرانیتبار بوده است و سلطان سلیم اول پدر او را به همراه هنروران و پیشهوران ایرانی ــ که شمارشان را از چند صد تا چندهزار نوشتهاند ــ پس از جنگ چالدران (٩٢٠ق / ١٥١٤م) به عثمانی برد (رئیسنیا، ٢٣-٢٥).
پدر ابراهیم جوری با افراد خانوادۀ خود در شهر ادرنه ساکن شد و جمعی از ارباب علم و هنر را در زاویهای گرد آورد و به تربیت فرزندش که به خراطزاده معروف شد، همت گماشت («دائرةالمعارف زبان»، همانجا). قنالی زاده (د ١٠١٢ق / ١٦٠٣م)، که معاصر جوری (خراطزاده) بود، او را از قضات روم ایلی و از «اصحاب کمالات» آن طایفه معرفی، و تأکید میکند که دائماً به تحصیل فضل و عرفان اشتغال، و در «مربعگویی» ید طولایی دارد. قنالیزاده ابیاتی از یک سرودۀ او را در تذکرة الشعراء خود نقل کرده است (١ / ٢٦٨-٢٦٩).
مآخذ
رئیسنیا، رحیم، مقدمه بر بیان منازل، نصوح مطراقچی، تهران، ١٣٧٩ش؛
قنالیزاده، حسن، تذکرة الشعراء، آنکارا، ١٩٧٨م؛
مستقیمزاده، سلیمان، تحفۀ خطاطین، استانبول، ١٩٢٨م؛
نعیما، مصطفى، تاریخ، استانبول، ١٢٨٣ق؛
نیز:
AvŞar, Z., «
XVII.-XIX. Yü
zyillara ait yayınlanmiŞ tü
rkç
e divan ve divanç
eler»
, tü
rkiye oraŞtırmalar literature dergisi, Istanbul, ٢٠٠٧, vol. V, no. ١٠;
Ayan, H., Cevri: hayatı, edebikiŞiliği, eserleri ve divanının tenkidimetni, Erzrum, ١٩٨١;
Banarlı, N. S., Tü
rk edebiyâ
tı tâ
rihi , Istanbul, ١٩٨٧;
Boyraz, Ş., «
Geleceğin ö
ğrenilmesinde Farklı bir yö
ntem: Melheme»
, Tü
rkler, ed. H. C. Gü
zel et al., Ankara, ٢٠٠٢, vol. XI;
Demirel, Ş., «
Mevlâ
nâ
’
nın mesnevî
’
si ve Şerhleri»
, Tü
rkiye araŞtırmaları literatü
r dergisi , Istanbul, ٢٠٠٧, vol. V, no. ١٠;
Gö
lpınarlı, A., ١٠٠ Soruda Tü
rkiye’
de mezhelpler ve Tarikatler , Istanbul, ١٩٦٩;
History of the Ottoman State , Society and Civilisation, ed. E. İhsanoğlu, Istanbul, ٢٠٠٢;
İstanbul ansiklopedisi , Istanbul, ١٩٦٥;
Kö
prü
lü
, Tü
rk edebiyatı tarihi , ed. O. F. Kö
prü
lü
and M. Pekin, Istanbul, ١٩٨١;
Kü
ç
ü
k , S., «
YenileŞme dö
nemi kü
ltü
r ve sanatına katkıda bulunan Mevlevî
ler ve Mevlevî
dergâ
hlarında gü
zel sanatların»
, Tü
rkler , ed. H. C. Gü
zel, Ankara, ٢٠٠٢, vol. XV;
Levend, A., S., Tü
rk edebiyatī tarihi, Ankara, ١٩٨٨;
Ōzkirimli, A., Tü
rk edebiyatı tarihi, Istanbul, ٢٠٠٤;
Pakalın, M. Z., Osmanlı tarih deyimleri ve terimleri Sö
zlü
ğü
, Istanbul, ١٩٤٦;
Tü
rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٠;
Tü
rk dili ve edebiyati ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٦;
Tü
rk dü
nyası edebiyatcıları ansiklopedisi, ed. S. Tural et al., Ankara, ٢٠٠٢;
Tü
rkiye diyanet vakfi Islām ansiklopedisi , Istanbul, ١٩٧٦-١٩٨٦.
رحیم رئیس نیا