دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٣٣ - انجمن معارف
انجمن معارف
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْجُمَنِ مَعارِف، انجمنی متشكل از برخی معارف دوستان ایرانی كه در ١٣١٥ق/ ١٨٩٧م، به اهتمام شخصیتهایی مانند امینالدوله و احتشامالسلطنه، با هدف تأسیس مدارس جدید و توسعۀ معارف در تهران تشكیل شد.
به گفتۀ دولتآبادی، در ذیقعدۀ ١٣١٤، امینالدوله پس از دستیابی به صدارت، بر آن شد تا مدرسۀ رشدیه را كه پیشتر در تبریز به مدیریت میرزا حسن تبریزی (رشدیه) تأسیس شده بود، در تهران نیز راهاندازی كند (١/ ١٧٨-١٨١). در این زمان حركتی همسو از طرف برخی تجددطلبان مانند احتشامالسلطنه ظهور كرد و ایشان نخستین بار در رجب ١٣١٥، به ابتكار كریم خان سوادكوهی، سردارمكرم و البته با رخصت امینالدوله، به همراه عدهای مانند جعفر قلی خان نیرالملك و یحیى دولتآبادی، در منزل سردار مكرم فراهم آمدند تا مدرسهای شبانهروزی برای تعلیم و نگهداری دانشآموزان یتیم تأسیس كنند (همو، ١/ ١٨٤-١٨٧). این جلسه منجر به تشكیل انجمن معارف شد كه هدف آن بسط و توسعۀ مدارس جدید بود. امینالدوله با نفوذ خود، وزیر علوم، یعنی نیرالملك را به ریاست انجمن برگماشت (همو، ١/ ١٨٦-١٨٧) و برای نشان دادن همراهی خود با اهداف انجمن، در باغ مسكونی خویش، مدرسۀ رشدیه را برپا ساخت (همو، ١/ ١٨٦).
اعضای انجمن در نخستین گام خود، دچار دو دستگی و اختلافنظر شدند. عدهای مانند مفتاحالملك و ممتحنالدوله، زیرنظر احتشامالسلطنه، به رقابت با امینالدوله و همفكران او، یعنی میرزا حسن تبریزی و نیرالملك پرداختند (همو، ١/ ١٨٧- ١٨٨).
همفكران احتشامالسلطنه خیلی زود توانستند بر رقیبان خود غلبه یابند و نیرالملك به رغم آنکه ریاست انجمن را داشت، عمدۀ فعالیتها به دست احتشامالسلطنه و نفوذ او صورت میگرفت. از جملۀ اقدامات احتشامالسلطنه، جمعآوری اعانه از طبقات مختلف مردم و نیز محدود ساختن بودجۀ مدرسۀ رشدیه بود (همو، ١/ ١٨٧-١٩١). وی با این تمهیدات توانست در مدت ٦ ماه، مدارسی مانند افتتاحیه، ابتدائیه، علمیه و مظفریه را برپا سازد و ٣ هزار دانشآموز در این مدارس گردآورد (احتشامالسلطنه، ٣٢٦-٣٢٧).
در محرم ١٣١٦، امینالدوله از صدارت معزول شد و دشمن دیرینۀ او، یعنی امینالسلطان كه باطناً موافق اصلاحات نبود، صدارت یافت (دولتآبادی، ١/ ٢٠٩، ٢١١، ٢١٣-٢١٤). در این زمان دو دستگیهایی در انجمن پدید آمد و كسانی مانند مفتاحالملك، از احتشامالسلطنه جدا شده، خود را به گروه نیرالملك و رشدیه نزدیك ساختند. مفتاحالملك برای كنار گذاشتن احتشامالسلطنه در نخستین گام، خود را به امینالسلطان نزدیك ساخت (همو، ١/ ٢١٦)، اما احتشامالسلطنه برای خنثى ساختن اقدامات وی، امین السلطان را به انجمن دعوت كرد. پذیرش این دعوت از سوی امینالسلطان و كمك مالی وی به انجمن (همو، ١/ ٢١٧- ٢١٩)، احتشامالسلطنه را به این اشتباه انداخت كه وی با انجمن موافقت قلبی دارد و میتوان به حمایتهای او پشت گرم بود؛ از این رو، علاوه بر تأسیس كتابخانۀ ملی، مدرسۀ اكابر، دارالتألیف و دارالترجمه (همو، ١/ ٢٢١-٢٢٢؛ احتشامالسلطنه، ٣٢٧)، درصدد برآمد تا مدرسۀ دارالفنون را از اختیار نیرالملك، وزیر علوم به در آورد (دولتآبادی، ١/ ٢٢٤).
مفتاحالملك با تمسك به این اقدام احتشامالسلطنه نامهای به شاه نوشت و اعمال او را مغایر با استقلال سلطنت عنوان نمود. با كمك و نفوذ امینالسلطان و به بهانۀ این نامه، شاه فرمان خلع احتشامالسلطنه و ریاست نیرالملك بر انجمن معارف را صادر كرد (همو، ١/ ٢٢٥-٢٢٦؛ احتشامالسلطنه، ٣٤٤-٣٤٥).
مردم به علت خارج شدن احتشامالسلطنه از انجمن، دیگر حاضر به كمك مالی به انجمن نشدند (دولتآبادی، ١/ ٢٤٤). این موضوع و همچنین افشای سوء استفادههای مالی از بودجۀ انجمن سبب شد تا مفتاحالملك هم خود را از ادارۀ انجمن دور سازد. نتیجۀ نهایی آن بود كه در شوال ١٣١٨، انجمن در عمل، به حالت انحلال و تعطیل افتاد (همو، ١/ ٢٤١، ٢٤٤، ٢٨٢).
مآخذ
احتشامالسلطنه، محمود، خاطرات، به كوشش محمد مهدی موسوی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
دولتآبادی، یحیى، حیات یحیى، تهران، ١٣٦٢ ش.
علی میرانصاری