دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦٥ - بهرنگی
بهرنگی
نویسنده (ها) :
هرمز رحیمیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٤ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِهْرَنْگی، صمد (١٣١٨-١٣٤٧ش /١٩٣٩- ١٩٦٨م)، قصهنویس، مترجم، پژوهشگر و منتقد. او تحصیلات خود را از آغاز تا پایان دورۀ دو سالۀ دانشسرای مقدماتی در زادگاهش، تبریز گذراند و از ١٣٣٦ش، همزمان با تدریس در روستاهای آذربایجان، به فعالیتهای فرهنگی دیگری نیز اهتمام ورزید:
١. آغاز نویسندگی، نوشتن مقالهها و قطعات طنزآمیز در نشریۀ فكاهی توفیق (نک : صلاحی، ٧٨).
٢. توجه به گنجینۀ وسیع و متنوع فرهنگ مردمی (فولكلور) خطۀ آذربایجان (نک : بهرنگی، صمد، «سازمین سؤزو»، ١٧٦) و كند و كاو در این حوزه كه این آثار حاصل آن پژوهشهاست: الف ـ تاپماجالار، قوشما جالار (= مَتَلها و چیستانها، ١٣٤٥ش) و افسانههای آذربایجان (ج ١، ١٣٤٤ش؛ ج ٢، ١٣٤٧ش) با همكاری بهروز دهقانی (نک : افشار، ٣٤٣)؛ ب ـ نگارش قصههای تمثیلی ـنمادین، با اقتباس از افسانههای محلی، ازجمله تلخون (١٣٤٢ش) كه با امضای مستعارِ «قارانقوش» در كتاب هفته منتشر شد. .
٣. بررسی مشكلات و موانع تعلیم و تربیت كودكان روستایی و نقد نابهنجاریها و شیوههای ناهماهنگ رایج در آموزش و پرورش وقت و پیشنهاد اصلاح این مهم باتألیف كتاب كند و كاودر مسائل تربیتی ایران (١٣٤٤ ش) (نک : مشار، ٢/٢٦٨٢) و طرح رسالۀ الفبا برای كودكان روستایی كه با چاپ آن موافقت نشد (نک : سركوهی، ٧٥؛ ساعدی، ٤٤).
٤. ترجمۀ قصههایی از تركی استانبولی به فارسی، از جمله ماالاغها (١٣٤٤ش) مجموعۀ ١٢ قصه از عزیز نسین (نک : مشار، ٢ /٢٨٣٩؛ صلاحی، همانجا)؛ و نیز برگردان گزیدهای از سرودههای شاعران معاصر به تركی آذری (نک : صلاحی، همانجا).
٥. پیگیری تحصیلات با اتمام دورۀ دوم دبیرستان (ششم متوسطه) و ورود به دانشكدۀ ادبیات تبریز و اخذ درجۀ لیسانس در رشتۀ زبان انگلیسی (نک : بهرنگی، اسد، ٣٦-٣٧).
٦. مهمتر اینكه با درك عمیقِ ضرورت ایجاد تحوّل و دگرگونی در حوزۀ ادبیات كودكان و نوجوانان و تذكار این معنا (نک : بهرنگی، صمد، قصهها...، ٥- ٨، مقدمه)، طرحی نو در افكند و با نوشتن مقالات انتقادی و با نگارش قصههای خلاق برای كودكان و نوجوانان (١٣٤٧ش)، نظیر یك هلو و هزار هلو (همان، ٢٤٣-٢٧٣)، گامهایی مؤثر برداشت و راه را برای نویسندگان این حوزه هموار ساخت. از اینرو، بهرنگی را جزو بانیان ادبیات خلاق كودكان و نوجوانان و از پیشگامان ادبیات عامیانۀ محلی و مسائل روستایی دانستهاند و بر ابتكار و نوآوری و برجستگی آثار وی و تأثیر آنها بر خواننده تأكید كردهاند (نک : عابدینی، ٢ /١٤٦- ١٤٨؛ سركوهی، همانجا؛ سرامی، ١٩-٢١؛ میرصادقی، ٦٩٧).
برخی از آثار بهرنگی، اعم از مقالات و قصهها، با نامهای مستعار منتشر شده است، نظیر «صاد»، «قارانقوش»، «چنگیز مرآتی»، «داریوش نواب مراغی»، «بابك»، «آدی باتمیش»، «افشین پرویزی»، «ص. آدام»، «سولماز» و... (نک : عزیزی، ٣٢؛ «كارنامه...»، ١٠٥).
بهرنگی بر آن بود كه ادبیات باید بتواند دنیای رؤیایی كودكانه را به عالم واقعیت بزرگترها ــ كه گاه تلخ و دردانگیز است ــ بپیوندد؛ نیز جهانبینی دقیقی به كودك بدهد تا با داشتن معیار سنجش، قادر باشد مسائل اخلاقی و اجتماعی را در موقعیتهایی كه همواره دگرگون میشوند، ارزیابی كند (نک : بهرنگی، صمد، همان، ٧- ٨)؛ از اینرو، با فضاسازی و بازسازی واقعیت در قصهها، كودك و نوجوان را با «وضع موجود» و ضرورت تغییر آن به «وضع مطلوب» آشنا میسازد.
بیشتر موضوعات قصههای بهرنگی، زندگی تهیدستان و روستانشینان است، با درونمایههایی چون جهل، فقر و بهرهكشی (برای نمونه نک : قصۀ پسرك لبوفروش)، تضاد عمیق میان طبقات (نک : یك هلو و هزار هلو و افسانۀ محبت)، جدال دو قشر متضاد (نک : كچل كفترباز و كوراوغلو و كچل حمزه)، آموزش (نک : سرگذشت دانۀ برف)، نفی وضع موجود و زندگی متداول (نک : تلخون)؛ «تلخون» دختر تاجری متفاوت با ٦ خواهر دیگر خود، از رفاه و امنیت موجود روی برمیتابد تا به سعادتی كه خواستار آن است، دست یابد (نک : همو، «تلخن»، ١٦ بب ). بجز آثاری كه نام برده شد، بهرنگی دارای نوشتههای دیگبیشتر موضوعات قصههای بهرنگی، زندگی تهیدستان و روستانشینان است، با درونمایههایی چون جهل، فقر و بهرهكشی (برای نمونه نک : قصۀ پسرك لبوفروش)، تضاد عمیق میان طبقات (نک : یك هلو و هزار هلو و افسانۀ محبت)، جدال دو قشر متضاد (نک : كچل كفترباز و كوراوغلو و كچل حمزه)، آموزش (نک : سرگذشت دانۀ برف)، نفی وضع موجود و زندگی متداول (نک : تلخون)؛ «تلخون» دختر تاجری متفاوت با ٦ خواهر دیگر خود، از رفاه و امنیت موجود روی برمیتابد تا به سعادتی كه خواستار آن است، دست یابد (نک : همو، «تلخن»، ١٦ بب ). بجز آثاری كه نام برده شد، بهرنگی دارای نوشتههای دیگری نیز هست كه هنوز به چاپ نرسیدهاندری نیز هست كه هنوز به چاپ نرسیدهاند.
از مطالعۀ داستانهای بهرنگی میتوان نتیجه گرفت كه زبان قصههای او ساده و نزدیك به زبان محاوره است كه از عناصر زبان روستا چاشنی گرفته است، بیهیچ كوششی در به كار بردن شگردهای داستانی و آرایههای كلامی؛ زبانی كه با موضوع و درونمایۀ قصههایش سنخیت تام دارد. بهرنگی به مسائلی چون نثر فاخر و اسلوب ویژه یا «سبك شخصی» كه جزو دلمشغولیهای بیشتر داستاننویسان همعصر وی بود، اعتنایی نداشت. گاه تسامحات و تركِ اولاهایی ــ شاید از سر عمد ــ در زبان قصههایش دیده میشود كه با توجه به موقعیت اجتماعی شخصیتهای وی، «واقع نما»ست.
در میان آثار او، قصۀ ماهی سیاه كوچولو از شهرت بیشتری برخوردار است. این قصه در نمایشگاه بینالمللی بولونیای ایتالیا (١٣٤٨ش) برندۀ نشان طلا شد (درویشیان، ٦٤). مجموعۀ قصههای وی با عنوان قصههای بهرنگ، چاپ شده است. این نویسنده در جوانی، در شهریورماه ١٣٤٧، در رود ارس غرق شد.
مآخذ
افشار، ایرج، «وفات صمد بهرنگی»، راهنمای كتاب، تهران، ١٣٤٧ش، س ١١، شم ٥؛
بهرنگی، اسد، «برادرم صمد»، صمد بهرنگی با موجهای ارس به دریا پیوست، به كوشش ح. نمینی، تهران، ١٣٥٧ش؛
بهرنگی، صمد، «تلخن»، كتاب هفته، تهران، ١٣٤٢ش، شم ٨٨؛
همو، «سازمین سؤزو»، راهنمای كتاب، تهران، ١٣٤٥ش، س ٩، شم ٢؛
همو، قصههای بهرنگ، تهران، ١٣٥٦ش؛
درویشیان، علیاشرف، «صمد جاودانه شد»، جهان نو، تهران، ١٣٤٨ش، س ٢٤، شم ٣؛
ساعدی، غلامحسین، «افسانههای تا دورترین آبادیها»، صمد بهرنگی با موجهای ارس به دریا پیوست، به كوشش ح. نمینی، تهران، ١٣٥٧ش؛
سرامی، قدمعلی، «صمد بهرنگی معلمی همواره در كار آموختن»، همان؛
سركوهی، فرج، «روزهای باران در تبریز»، آدینه، تهران، ١٣٧٠ش،شم ٦٢-٦٣؛
صلاحی، عمران، «خاطرهای از آدمی كه او را ندیده بودم»، همان؛
عابدینی، حسن، صد سال داستاننویسی در ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛
عزیزی، محمد، «یادی از یك نویسنده»، نگین، تهران، ١٣٥٦ش، شم ١٥٤؛
«كارنامۀ قلمی صمد بهرنگی»، آرش، تهران، ١٣٤٧، شم ١٨؛
مشار، خانبابا، فهرست كتابهای چاپی فارسی، تهران، ١٣٥٢ش؛
میرصادقی، جمال، ادبیات داستانی، تهران، ٣٦٦ش.
هرمز رحیمیان