دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦١٨ - امید همدانی
امید همدانی
نویسنده (ها) :
عارف نوشاهی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُمیدِ هَمَدانی، محمدرضا، ملقب به قزلباش خان (د ١١٥٩ق/ ١٧٤٦ م)، از شعرای پارسیگوی هند در سدۀ ١٢ ق.
وی در حدود سال ١٠٨٩ ق (مشفق، ١١) در همدان متولد شد (ایمان، ٧٩؛ واله، ٤٩؛ خلیل، ١٣؛ آذر، ٧٦؛ قس: خوشگو، ٣/ ٢٥٠، كه به خطا مولد او را اصفهان نوشته است). ایام كودكی را در اصفهان گذراند و در همانجا به تحصیل علم پرداخت (واله، خلیل، همانجاها) و با میرزا طاهر وحید قزوینی (د ١١١٢ ق) و میرنجات اصفهانی (د ١١٢٢ ق) و محمد نصیر فایض ابهری (د ١١٣٤ ق) معاشر بود (واله، همانجا). در دهۀ دوم سدۀ ١٢ ق از اصفهان به دكن رفت و به مصاحبت ذوالفقارخان بهادر نصرت جنگ در آمد (آرزو، ١٧) و بهادرشاه اول (حك ١١١٨-١١٢٤ ق) به سفارش همو منصب هزاری و لقب قزلباش خان به وی داد (واله، همانجا؛ آزاد، ٢٠٩).
امید تا ١١١٩ق در مصاحبت ذوالفقار خان در دكن به سر برد، آنگاه در پی مأموریتهای دیوانی مدتی در شهرهای برهانپور و كرناتك زیست و سپس به حیدر آباد رفت. در آنجا به ملازمان مبارزخان، حاكم این شهر پیوست (همانجا؛ مشفق، ١٥). با كشته شدن مبارزخان در ١١٣٧ق به فرمان حاكم جدید دكن، نواب نظامالملك آصف جاه، امید به زندان افتاد، اما با ارسال غزلی از زندان برای نواب، توانست از زندان برهد و به ملازمت حاكم جدید درآید و راه ترقی در پیش گیرد. در همین ایام سفری نیز به حرمین شریفین كرد (آزاد، واله، همانجاها).
امید در ١١٥٠ ق به دهلی رفت. زندگی باشكوه و مجالس ادبی و فرهنگی دهلی وی را چنان مجذوب ساخت كه دیگر به دكن بازنگشت و همانجا در گذشت (آزاد، ٢٠٩-٢١٠؛ آرزو، واله، همانجاها؛ معتمدخان، ١٣٣؛ قس: خوشگو، همانجا، كه وفات او را در ١١٦٠ ق آورده است).
امید نزدیك به ٤٠ سال در هند به سر برد. وی در این مدت زبان و موسیقی هندی را نیكو آموخت، چنانکه در فهم نکات و رموز این هنر بر اهل هند برتری یافت (آزاد، ٢٠٩؛ آرزو، واله، آذر، همانجاها). وی مردی خوش خلق، متواضع و زود جوش بود و شعرا را مینواخت (آزاد، خوشگو، همانجاها؛ حاكم، ٤٨- ٤٩) و با تذكرهنویسان و شاعران معروف آن روزگار چون سراجالدین علی خان آرزو، اشرف علی خان فغان، فقیردهلوی، میرتقی میردهلوی، آزادبلگرامی، عبدالحكیم حاكم لاهوری و واله داغستانی، و نیز نعمت خان سدارنگ موسیقیدان دوستی و همنشینی داشت (مشفق، ٢٣-٢٧).
دیوان فارسی او مشتمل بر بیش از ٧ هزار بیت است (واله، ٥٠). آرزو سبك كلام وی را به سبك سلمان ساوجی مانند كرده (همانجا)، اما سخن درست از آنِ واله داغستانی (همانجا) است كه میگوید: رطب و یابس در كلامش بسیار است و اشعار در خور نقل او همانهایی است كه میرشمسالدین فقیر برگزیده است. آنچه در شعر او به وضوح میتوان دید، مضمون سازیهایی است به سبك هندی كه فاقد قدرت و شیرینی در خور توجهی است. با وجود این، دیوان امید در هند خواستار داشت (خوشگو، همانجا) و نسخهای از آن به ایران نیز رسیده بوده كه آذربیگدلی آن را دیده بوده است (آذر، همانجا). دیوان او هنوز به چاپ نرسیده است و نسخههای خطی آن در كتابخانههای معتبر جهان نگهداری میشود (نک : منزوی، ٩/ ١٩٩٤؛ ریو، II/ ٧١١). گزیدههایی از دیوان او نیز در دست است (نوشاهی، ٤٧٥-٤٧٦). امید گاهی به زبان اردو هم شعر میسرود، اما شمار آنها بسیار اندك است (مشفق، ٣٤-٣٦؛ جمیل، ٢/ ١٣٤). وی منظومهای عاشقانه به نام كارستان دارد كه نسخۀ خطی آن در كتابخانۀ ملی پاریس به شمارۀ ١٩٣٢ موجود است (بلوشه، III/ ٤١٢).
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشكده، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
آرزو، سراجالدین علی خان، مجمع النفایس، به كوشش عابد رضا بیدار، پتنه، ١٩٩٢ م؛
آزاد بلگرامی، غلام علی، سرو آزاد، حیدرآباد دكن، ١٩١٣ م؛
ایمان، رحم علی خان، تذكرۀ منتخب اللطائف، به كوشش محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
جمیل جالبی، تاریخ ادب اردو، لاهور، ١٩٨٧ م؛
حاكم، عبدالحكیم، مردم دیده، به كوشش سید عبدالله، لاهور، ١٩٦١م؛
خلیل، علی ابراهیم، صحف ابراهیم، به كوشش عابدرضا بیدار، پتنه، كتابخانۀ خدابخش؛
خوشگو، بندر ابن داس، سفینۀ خوشگو، به كوشش محمد عطاء الرحمان عطاكاكوی، پتنه، ١٣٧٨ ق؛
مشفق خواجه، تحقیق نامه، لاهور، ١٩٩١ م؛
معتمدخان، محمد، تاریخ محمدی، به كوشش امتیاز علی خان عرشی، رامپور، ١٩٦٠م؛
منزوی، خطی مشترك؛
نوشاهی، عارف، فهرست نسخههای خطی فارسی موزۀ ملی پاكستان كراچی، اسلامآباد، ١٣٦٢ش؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٤٣٠١؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue, des manuscrits persans, Paris, ١٩٢٨;
Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, London, ١٩٦٦.
عارف نوشاهی