دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٩١ - حیدری تبریزی
حیدری تبریزی
نویسنده (ها) :
پیام شمس الدینی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١١ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِیْدَریِ تَبْریزی، میر حیدر (د ١٠٠٠ یا ١٠٠٢ ق/ ١٥٩٢ یا ١٥٩٤ م)، از شاعران پارسیگوی دربار اکبرشاه (سل ٩٦٣-١٠١٤ ق/ ١٥٥٦-١٦٠٥ م) در هند.
در ابتدا به تابعدوزی (آزاد، ١٨٧؛ صدیق حسن خان، ١٢٢) یا سرّاجی (نک : سادات، ١/ ١١٣، حاشیۀ ٢) اشتغال داشت، اما سرانجام به تجارت روی آورد (واله، ١/ ٥٨٨؛ ایمان، ١٥٥). او را از شاگردان وجیهالدین عبدالله بن محمد لسانی شیرازی (د ٩٤٠ ق/ ١٥٣٣ م) دانستهاند (بدائونی، ٣/ ٢١٨؛ آفتابرای، ١/ ٢١٣؛ عبدالغنی، ٤٧) که با توجه به سالشمار زندگی او و لسانی، نیز با دقت در متن «لسانالغیب» این امر مسلم نمیگردد (نک : ابوترابی، ٥٣٢). حیدری در مقابله با استاد دیگرش، شریف تبریزی (د ٩٥٦ (؟) ق/ ١٥٤٩ م) که منظومۀ سهو اللسان را در هجو لسانی شیرازی گفته بود از میان ٥٠ هزار بیت لسانی شیرازی، منتخبی فراهم آورد و به تضمین آنها پرداخت (آزاد، همانجا).
حیدری در جوانی (٩٧٢ ق/ ١٥٦٥ م) پس از گزاردن حج به هند رفت (شفیق، ٨٠؛ نهاوندی، ٣/ ١٣٣٤؛ بدائونی، همانجا؛ صدیق حسن خان، همانجا). وی ازجملۀ نخستین شاعران ایرانی است که به هند رفته است (ابوترابی، ٥٢٨). در سفر اول به مولتان رفت و از بابت سرودن قصیدهای در مدح قاسم خان نیشابوری، ٤ هزار روپیه صله گرفت (شفیق، همانجا؛ آزاد، ١٨٦؛ رازی، ٣/ ٢٤٣)؛ آنگاه به ایران بازگشت و پس از توقفی کوتاه دوباره عازم هند شد و این بار به آگره رفت و از راه مدح درباریان و امرای اکبرشاه، سرمایهای به هم رساند (آزاد، ١٨٦-١٨٧؛ صدیق حسن خان، همانجا)؛ میر محمد خان اتگه (شمسالدین محمد غزنوی، مشهور به خان اعظم اول) و فرزندش اعظم خان (میرزا عزیز کوکلتاش، مشهور به خان اعظم ثانی)، ازجملۀ این درباریان بودند.
حیدری نخست شعری به درگاه اکبر شاه فرستاد و پس از آن، به پایمردی میر محمد خان به دربار راه یافت و قصیدهای در مدح فیلهای جنگی اکبر شاه سرود (رازی، ٣/ ٢٤٤؛ آزاد، ١٨٧). اکبرشاه به او ٠٠٠‘١ یا ٠٠٠‘٢ روپیه صله، خلعت و اسب داد. وقتی خزانهدار در تحویل صلات تأخیر کرد، حیدری شکوائیهای به دربار فرستاد و صله و خلعت خود را دریافت کرد (آزاد، رازی، همانجاها؛ آذر، ١/ ١١٤؛ شفیق، ٨١؛ عظیمآبادی، ٢/ ٤٤٩). حیدری در زمان فتح گجرات به دست اکبر شاه در ٩٨٠ ق ملتزم رکاب او بود (نهاوندی، همانجا؛ ابوترابی، ٥٣٠) و منظومۀ جنگنامۀ گجرات را سرود (نک : منزوی، ٤/ ٢٧٤٨؛ خزانهدارلو، ٢٥٦).
او در دومین سفر، دلزدگی خود از هند را با سرودن رباعی مشهوری در مذمت آن دیار بیان کرد و بدین سبب مورد شماتت تذکرهنویسان هندی قرار گرفت (آزاد، ١٨٨؛ صدیق حسن خان، ١٢٢). در بازگشت، نخست در تکیۀ میرحیدر تبریز، در آرامگاه امیر قطبالدین حیدر تونی (د ٨١٠ ق/ ١٤٠٧ م) اقامت گزید (نک : ابوترابی، ٥٣٣؛ رازی، ٣/ ٢٤٥)؛ سپس بر اثر حملۀ عثمانی به ایران و اشغال تبریز، به نطنز کاشان کوچید (نهاوندی، ٣/ ١٣٣٥؛ ابوترابی، ٥٣١؛ گلچین، ١/ ٣٥٧). تقیالدین کاشی (٩٤٦-١٠١٦ (؟) ق/ ١٥٣٩- ١٦٠٧ م)، مؤلف خلاصة الاشعار، در ٩٨٥ ق حیدری تبریزی را در کاشان ملاقات کرده است (نک : همو، ١/ ٣٥٣-٣٥٤). صادقی افشار (ز ٩٤٠ ق) از دیگر معاصران شاعر است که مجلس او را گرمتر از اشعارش توصیف میکند (ص ٢١٧).
حیدری در ماجرای شکار باز فراری شاه عباس در نطنز، با سرودن اشعاری خشم شاه را فرونشاند (نک : نهاوندی، ٣/ ١٣٣٥-١٣٣٦). او در همین دوران با وحشی بافقی به نزاعی ادبی پرداخت و هر دو یکدیگر را هجو کردند (واله، ١/ ٥٨٨؛ آزاد، ١٨٧؛ صدیق حسن خان، عبدالغنی، همانجاها). تاریخ این داستان را ٩٩٠ ق/ ١٥٨٢ م و یکی از دلایل آن را منازعات حیدری ـ نعمتی رایج آن روزگار دانستهاند (ابوترابی، ٥٣٠، ٥٣٣)؛ زیرا حیدری تبریزی که تخلص خود را هم از طریقۀ «حیدری» گرفته بود، ستایندۀ این طریقه بود و وحشی بافقی از ستایندگان خاندان نعمتالله ولی، خاصه میر میران، حاکم یزد به شمار میآمد (ابوترابی، همانجاها). طرفه آنکه حیدری تبریزی نیز از میر میران شکوه داشت (صادقی، همانجا).
عبدالباقی نهاوندی (د ١٠٤٥ ق/ ١٦٣٥ م) از ناپسندبودن سبک هندی در نظر حیدری تبریزی یاد کرده و او را از امثال و اقران طوقی تبریزی، شریف تبریزی (د ٩٥٦ ق/ ١٥٤٩ م) و محمدشریف وقوعی تبریزی ( د ١٠١٨ ق/ ١٦٠٩ م) دانسته است (نهاوندی، ٣/ ١٣٢٨، ١٣٣٧). معاصران حیدری او را در جمع شاعران متوسط ردهبندی کردهاند (بدائونی، ٣/ ٢١٨؛ آزاد، صدیق حسن خان، همانجاها).
نسخهای از کلیات حیدری تبریزی به شمارۀ ١٨١‘٥ نگاشتهشده در ١٠٦٩ ق/ ١٦٥٩ م در کتابخانۀ مجلس شورا نگهداری میشود (شورا، ١٥/ ٣٤٦- ٣٤٨). این نسخه افزون بر ٩ هزار بیت از قصاید، غزلیات، قطعات و رباعیات حیدری، مشتمل است بر ٣ رساله با عناوین جنگنامۀ گجرات، سیر و سلوک، و لسان الغیب (همانجا؛ ابوترابی، ٥٣٤). رسالۀ سیر و سلوک در ٣ «قسم» و ١٠ «اصل» شامل نزدیک به ٧٠٠ بیت یا ٧٠ بیت (دولتآبادی، ٣٢١؛ ابوترابی، ٥٣٥) است و یادآور اصول عشرۀ نجمالدین کبرى است (همانجا). حیدری در این رساله از مشاهدات هند چون سوزاندن زنان بیوه همراه با پیکر مردانشان نیز یاد کرده است (همانجا).
تاریخ درگذشت او را به اختلاف ١٠٠٠ ق/ ١٥٩٢ م (عبدالغنی، همانجا)، ١٠٠٢ ق/ ١٥٩٤ م (نهاوندی، همانجا)، و ١٠٢٠ ق/ ١٦١١ م (ابوترابی، ٥٣٢) آوردهاند. از حیدری تبریزی فرزندی با تخلص سامری باقی ماند که همانند پدر شاعر و تاجر بود (رازی، همانجا).
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش حسن ساداتناصری، تهران، ١٣٣٦ ش؛
آزاد بلگرامی، میر غلامعلی، خزانۀ عامره، کانپور، ١٨٧١ م؛
آفتابرای لکهنوی، ریاض العارفین، به کوشش حسامالدین راشدی، اسلامآباد، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٧ م؛
ابوترابی همدانی، آرش، «لسانالغیب»، گنجینۀ بهارستان، به کوشش بهروز ایمانی، تهران، ١٣٨٤ ش؛
ایمان، رحیم علی خان، منتخب اللطایف، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، به کوشش احمد علی، کلکته، ١٨٦٩ م؛
خزانهدارلو، محمدعلی، منظومههای فارسی، تهران، ١٣٧٥ ش؛
دولتآبادی، عزیز، سخنوران آذربایجان، تبریز، ١٣٥٥ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فـاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
ساداتناصری، حسن، تعلیقات بر آتشکده (نک : هم ، آذر بیگدلی)؛
شفیق، لچهمی نراین، شام غریبان، به کوشش محمد اکبرالدین صدیقی، کراچی، ١٩٧٧ م؛
شورا، خطی؛
صادقی افشار، صادق، مجمع الخواص، ترجمۀ عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٢٧ ش؛
صدیق حسن خان، محمد صدیق، شمع انجمن، بهوپال، ١٢٩٣ ق؛
عبدالغنی، محمد، تذکرةالشعرا، به کوشش محمد مقتدا شروانی، علیگره، ١٩١٦ م؛
عظیمآبادی، حسینقلی خان، نشتر عشق، به کوشش اصغر جانفدا، دوشنبه، ١٩٨٢ م؛
گلچین معانی، احمد، کاروان هند، مشهد، ١٣٦٩ ش؛
منزوی، خطی؛
نهاوندی، عبدالقادر، مآثر رحیمی، به کوشش محمدحسین هدایت، کلکته، ١٩٣١ م؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، به کوشش محسن نـاجی نصرآبادی، تهران، ١٣٨٤ ش.
پیام شمسالدینی