دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١ - انوری
انوری
نویسنده (ها) :
اصغر دادبه
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَنْوَری، اوحدالدین محمد بن محمد، از شاعران بزرگ ایران در سدۀ ٦ ق/ ١٢ م.
او در قریۀ بادنه از توابع خاوران (فصیح، ٢٦٧)، یا بدنه از توابع ابیورد (دولتشاه، ٦٧) به دنیا آمد. پدرش از صاحب منصبان آن روزگار به شمار میرفت، از این رو، امكان دانشاندوزی برای وی به خوبی فراهم بود. او در مدرسۀ منصوریۀ طوس علوم عقلی و نقلی را آموخت (عوفی، جوامع ... ، ٢/ ٤٧٨؛ دولتشاه، همانجا)، چندان كه خود در قطعهای (٢/ ٦٨٦-٦٨٧) اشاره میكند، در علوم گوناگون به كمال رسید. افزون بر آن در حكمت، فلسفه و ریاضیات نیز سرآمد دوران شد (عوفی، همانجا؛ صفا، تاریخ ... ، ٢/ ٦٥٧). تاریخ وفات انوری همچون سالزادش به درستی دانسته نیست، اما میتوان گفت كه او در ربع اول سدۀ ٦ ق متولد شد و در اواخر همین سده درگذشت (شفیعی، ٢٩). مدرس رضوی در مقدمۀ دیوان انوری (١/ ٨٣) به تخمین مرگ شاعر را میان سالهای ٥٥٢ تا ٥٥٩ ق دانسته است؛ حال آنکه صفا در گنج سخن (١/ ٣٧٧) سال ٥٨٣ ق را صحیح میداند. وی در بلخ وفات یافت و در مقبرۀ سلطان احمد خضرویه به خاك سپرده شد (دولتشاه، ٦٩؛ بختاورخان، ٥٢٩؛ معصوم علیشاه، ٢/ ٥٩٤)؛ اما برخی برآنند كه او در مقبرۀ الشعرای تبریز و كنار آرامگاه خاقانی و ظهیر فاریابی مدفون است (حمدالله، نزهة ... ، ٨٩؛ فصیح، ٢٦٧- ٢٦٨).
دربارۀ مذهب انوری اختلافنظرهایی وجود دارد. شوشتری (٢/ ٦٢٣) او را شیعۀ اثناعشری میداند، اما با توجه به اشعار و محیط زندگانی وی میتوان گفت كه به تسنن گرایش داشته است. او در اشعار خود خلفای راشدین را ستوده، و به پیامبر(ص) و علی (ع) نیز مهر ورزیده است (مدرس رضوی، ١/ ١١٦-١١٧؛ شهیدی، «كز ـ ل»).
به گفتۀ تذكرهنویسان، انوری پس از مشاهدۀ شكوه و جلال شاعری كه از نزدیكی محل تحصیل یا تدریس او میگذشت، بر آن شد تا با سرودن قصیدهای (نک : ١/ ١٣٥) به دربار سلطان سنجر راه یابد. بدینسان، او ٣٠ سال در خدمت سلطان بود (نک : دولتشاه، ٦٧؛ راوندی، ١٩٦؛ رازی، ٢/ ٢٦-٢٧؛ آذر، ٥٥).
واقعۀ قران كواكب را مهمترین رویداد زندگی انوری دانستهاند. چه، شاعر به شیوۀ منجمان، در ٢٩ جمادیالآخر ٥٨٢ اقتران كواكب را در برج میزان پیشبینی كرده بود. انوری میپنداشت كه در آن روز انقلابی عظیم در عالم پدید خواهد آمد، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. این امر سبب سرشكستگی انوری شد و شاعران زبان به طعن او گشودند (نک : رازی، ٢/ ٢٧؛ اوحدی، ٩٣؛ آذر، ٥٥-٥٦؛ حمدالله، تاریخ ... ، ٤٦٤؛ خواندمیر، ٢/ ٥٣٢). انوری در پاسخ به اعتراض سلطان سنجر، ظهور تدریجی آثار قرانات را عذر آورد (دولتشاه، ٦٨) و حكما بعدها در تأویل این پیشبینی از تولد چنگیز در شب موعود سخن گفتند و زیر و زبر شدن عالم را با ویرانی خراسان در اثر حملۀ چنگیز تطبیق كردند (آذر، ٥٦؛ احمدعلی، ٨٩).
پایگاه علمی و ادبی
انوری از دانشمندان نامور روزگار خود به شمار میرود و اشعارش، در بردارندۀ دانشها و معارف آن دوران است. اشارات، تلمیحات، تصویرسازی و مضمون آفرینیهایش، همه از استادی او در منطق، موسىقی، هیأت، ریاضی، علوم طبیعی، نجوم و حكمت حكایت دارد (انوری، ٢/ ٦٨٦، ٦٨٧). منابع و مآخذ نیز مؤید ادعاهای شاعر در دانش و حكمت اوست؛ چنانکه عوفی در لباب ـ الالباب (ص ١٢٥) پایگاه والای علمی او را میستاید.
انوری به ابن سینا اعتقادی تام داشت و گفتهاند كه برخی از آثار او را به خط خود نوشته بوده است (صفا، تاریخ، ٢/ ٦٥٧). وی همچنین كتابی در شرح اشارات ابن سینا با عنوان البشارات فی شرح الاشارات تألیف كرده بود (مدرس، ١/ ١٩٧). انوری ظاهراً كتابی در حكمت یا نجوم نگاشته، و به شاه قطبالدین، صاحب موصل، تقدیم كرده بود كه به گمان شفیعی كدكنی (ص ٢٤)، گویا همان كتاب مفید است كه دولتشاه سمرقندی (همانجا) بدان اشاره دارد.
حاصل تلاش انوری در عرصۀ شعر و ادب، دیوانی مشتمل بر قصاید، قطعات، غزلیات و رباعیات است كه حدود ٧٠٠‘١٤ بیت دارد (نفیسی، ٨٢). در این مجموعه كه میتوان به تناقض درونی سرایندهاش پی برد، هم از زهد و هم از حرص سخن رفته است؛ گاه صحبت از خردگرایی است و گاه خرد ستیزی؛ هم مباهات به شعر و هم نفرت از آن وجود دارد (نک : شفیعی، ١١٢-١١٣). انوری انواع معانی و مضامین، از مدح و هجو گرفته تا وعظ، تمثیل و نقدهای اجتماعی را به نیكی سروده است (صفا، همان، ٢/ ٦٦٨). وی پیش از سعدی غزل را به كمال و لطف نزدیك كرد و نخستین شاعری بود كه غزلسرایی در دیوان او رونق گرفت (محجوب، ٥٨١-٥٨٢). انوری در عین دلبستگی به شعر، حكمت را از آن برتر میشمارد و شاعری را دون شأن خود میداند (نک : دولتشاه ٦٧). در واقع، او با آنکه چون افلاطون، شاعر است، اما افلاطون وار شاعران را از مدینۀ فاضلۀ خود میراند.
در زمینۀ خاستگاه شعر، نظریۀ او به آراء طرفدارانِ دیدگاههای روانشناختی میماند؛ دیدگاههایی كه بر طبق آن خاستگاه هنر، غریزهای هنر آفرین است (نک : دادبه، ٥٢- ٥٨). انوری برای تبیین خاستگاه شعر، نخست به طبقهبندی آن میپردازد، سپس مدح، هجو و غزل را به ترتیبْ محصول طبیعی حرص، خشم و شهوت میداند (شفیعی، ١٢٧). وی بیآنکه از «شعر حق» سخنی به میان آورد، ویژگیهای «شعرهای باطل» را بر میشمارد و مدایح را جزو آن میداند. بدینسان، شاعر با دید ارزش شناسانه به چیستی شعر اشاره دارد. او به لحاظ جنبههای صوری شعر، ملاك كمال این هنر را در اعتدال تلفیق لفظ و معنا میجوید (همو، ١٢٩). وی همچنین ملاك زیبایی شعر را در عذوبت و متانت میداند (صفا، همان، ٢/ ٤٧١). انوری با نفی اخذ، اقتباس و انتحال، بر ابتكار در هنر شاعری تأكید میورزد و به تعریض میگوید: برخلاف «اكابر گردنکشان نظم»، خون دیوانی به گردن او نیست و اشعارش همگی حاصل اندیشۀ خود اوست (١/ ٨٥).
سبك
سبك انوری در شاعری، واسطۀ سبك خراسانی و سبك عراقی است. بدین معنا كه انوری با تكمیل سبك شاعری ابوالفرج رونی، راه را برای ظهور سبك عراقی هموار ساخت (محجوب، ٥٦٨). طریقۀ انوری، دنبالۀ همان روشی است كه ابوالفرج در اواخر قرن ٥ ق ابداع كرد و در سدۀ بعد پیروانی یافت و به كمال رسید (صفا، همانجا). عوفی ( لباب، ٣١٩) به تتبع انوری در دیوان ابوالفرج تصریح میكند. چنانکه قصاید انوری ــ كه غالباً بدون مقدمه و با مدح ممدوح آغاز میشود ــ متأثر از شیوۀ ابوالفرج است (صفا، همان، ٢/ ٤٧١-٤٧٢). مدرس رضوی نیز به تأثیرپذیری انوری از ابوالفرج اشاره دارد (١/ ١٠٠-١٠٤).
بحث در سبك انوری را میتوان در ٣ حوزۀ زبان، صورخیال و خلق مضمون دنبال كرد: پیوند زبان محاوره با زبان شیوای شعر و ادب، به ویژه در غزل، مهمترین خصیصۀ سبك انوری است. این سبك پس از یك سده سیر تكاملی، به بهترین صورت بر زبان سعدی جلوه كرد (فروزانفر، ٣٣٣-٣٣٤). شفیعی كدكنی نحو زبان انوری را از طبیعیترین نحوهای زبان فارسی و پیراسته از هرگونه حشو و زواید میداند كه هم در حوزۀ رسمی و تشریفاتی، یعنی قصاید شاعر خود را نشان میدهد و هم در حوزۀ طبیعی و صمیمی محاوره، یعنی قطعهها و غزلها آشكار میشود (ص ٦٧- ٦٨). از ویژگیهای مهم سبك انوری، آفریدن استعارات و تشبیهات نو، و از پرتو آنها پروراندن معانی نغز و مرغوب است (شبلی نعمانی، ١/ ٢١٧). تصویرسازی انوری، غیر از حكایت فشردگی (= اجتماع تصاویر) از دو بابت تازگی دارد: شاعر عناصر صور خیال را از پیشینیان وام میگیرد و آن را در جامهای نو عرضه میكند و در این كار معمولاً از حسن تعلیل مدد میجوید. او همچنین در عرضۀ تصویرهای تازۀ خود، از علوم رایج عصر بهره میگیرد كه البته از این بابت هم ابوالفرج، پیشرو، و انوری كمال بخش آن است. از این رو، فهم شعر انوری با دانستن علوم و معارف مورد استفادۀ او پیوندی جدی دارد (شفیعی، ٤٣، ٥٩-٦٣).
استفاده از كنایات و امثال، از ویژگیهای دیگر سبك انوری است؛ چنانکه بسیاری از سخنان او به صورت ضربالمثل در آمدهاند كه البته معلول ساختار طبیعی زبان شاعر است (همو، ٧٢، ٧٣، ٧٧). مضمون آفرینی و استخراج معانی تازه از لابهلای آیات، روایات، تلمیحات و حتى مطالب عادی از مشخصات بارز سبك انوری است كه همان شیوۀ متنبی (شاعر معروف عرب) را در اذهان تداعی میسازد (شمیسا، ١٢٠).
از دیدگاه نقد قدیم، انوری در كنار فردوسی و نظامی یكی از ٣ پیامبر شعر فارسی به شمار میرود. بر این اساس هر یك از تذكرهنویسان او را به زبانی ستودهاند و به خصیصهای از خصایص هنر او انگشت نهادهاند، چندان كه عوفی ( لباب، ٣٣٩) از مصنوع و مطبوع بودن قصاید او، دولتشاه سمرقندی (ص ٦٧) از جامعیت او، و جامی (ص ٩٨) از «حسن شعر و لطف نظم» او سخن راندهاند. همچنین آذر بیگدلی (ص ٥٥) به بیمانندی او از عهد آل سامان تا روزگار نویسنده، قزوینی (ص ٣٦١) به همانندی او با ابوالعتاهیه (ه م) در لطف سخن، و مجد همگر به برتری او بر ظهیر فاریابی اشاره كردهاند (نک : حمدالله، تاریخ، ٧٤٩-٧٥١؛ شوشتری، ٢/ ٦٢٤-٦٢٥). شاعر خود نیز در مقام ناقد خویش، قریحه، زبان، اندیشه، ذكا و طبع خود را میستاید و ضمن مقایسۀ خود با شاعران بزرگی چون سنایی و ادیب صابر، از ساحری خود در هنر شاعری سخن میگوید (٢/ ٦٧٤، ٦٨٧).
از دیدگاه نقد جدید و پس از دگرگونی معیارهای نقد، این نظریه كه انوری یكی از ٣ یا ٥ شاعر بزرگ ادب فارسی است، مردود اعلام شد. ناقدان، غالباً، بر رد همپایگی او با فردوسی و سعدی انگشت نهادند و صدور چنین حكمی را عین بیانصافی شمردند (شبلی نعمانی، ١/ ٢١٧؛ بهار، ١/ ٦٦٧) و هرچند آنان، رساندن «ممدوح به مرتبۀ خدایی، خواهش به درجۀ گدایی و بدگویی به مرحلۀ فحاشی» (نک : حمیدی، ٣٩٣) را ناپسند دانستند، اما هرگز در پاكی، سادگی و روشنی زبان انوری و خالی بودن آن از هرگونه حشو و زواید تردید نکردند (همو، ٣٩١، ٣٩٣). تسلط او در مدیحهسرایی و دست یافتن به معانی و الفاظ تا بدانجاست كه به ندرت واژهای نابجا در قصاید او یافت میشود و شاعر در اغلب قصاید مدحی خود، بلاغتی نوآیین عرضه میكند (شفیعی، ٤٤، ٤٩).
بیشتر ناقدان معاصر بر اینکه انوری از سرآمدان روزگار خویش و از ستونهای استوار شعر پارسی است و نیز یدبیضایی در پروردن انواع معانی و مضامین دارد، تصریح كردهاند (نک : صفا، تاریخ، ٢/ ٦٨٨). به عقیدۀ آنان انوری در طنز، به معنی تصویرِ هنریِ اجتماع نقیضین؛ در هجو، به معنی تأكید بر زشتیهای یك چیز؛ و در هزل، به معنی نزدیك شدن هنجارِ گفتار به اموری كه بر طبق قراردادهای رسمی یك جامعه حرام (= تابو) به شمار میآید، استاد مسلم است (شفیعی، ٥١-٥٢).
مآخذ
آذربیگدلی، لطفعلی، آتشكده، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ش؛
احمدعلی هاشمی سندیولی، مخزن الغرائب، به كوشش محمدباقر، لاهور، ١٩٦٨م؛
انوری، محمد، دیوان، به كوشش مدرس رضوی، تهران، ١٣٧٢ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، تهران، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
بختاورخان، محمد، مرآةالعالم: تاریخ اورنگ زیب، به كوشش ساجده س. علوی، لاهور، ١٩٧٩ م؛
بهار، محمدتقی، دیوان، تهران، ١٣٦٨ ش؛
جامی، عبدالرحمان، بهارستان، به كوشش اسماعیل حاكمی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٣٩ ش؛
همو، نزهة القلوب، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٦ ش؛
حمیدی، مهدی، بهشت سخن، تهران، ١٣٦٦ ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
دادبه، اصغر، «بحثی در تأثیر فلسفه بر ادبیات»، حكایت شعر، تهران، ١٣٧٥ ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، به كوشش محمدرمضانی، تهران، ١٣٣٨ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
راوندی، محمد، راحةالصدور و آیةالسرور، به كوشش محمد اقبال، تهران، ١٣٣٣ ش؛
شبلی نعمانی، محمد، شعر العجم، ترجمۀ محمدتقی فخرداعی گیلانی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شفیعی كدكنی، محمدرضا، مفلس كیمیا فروش، تهران، ١٣٧٢ش؛
شمیسا، سیروس، سبكشناسی شعر، تهران، ١٣٧٤ ش؛
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٥ ش؛
شهیدی، جعفر، شرح لغات و مشكلات دیوان انوری، تهران، ١٣٧٦ ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٩ ش؛
همو، گنج سخن، تهران، ١٣٦٣ش؛
عوفی، محمد، جوامع الحكایات، به كوشش امیر بانو مصفا و مظاهر مصفا، تهران، ١٣٥٣ ش؛
همو، لباب الالباب، به كوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢١ ق/ ١٩٠٣ م؛
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ ش؛
فصیحخوافی، احمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ ش؛
قزوینی، زكریا، آثار البلاد و اخبار العباد، بیروت، ١٩٦٠ م؛
محجوب، محمدجعفر، سبك خراسانی در شعر فارسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٦ش؛
مدرس رضوی، محمدتقی، مقدمه بر دیوان انوری (هم )؛
معصوم علیشاه، محمدمعصوم، طرائق الحقائق، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣١٨ ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری، تهران، ١٣٤٤ ش.
اصغر دادبه