دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٩ - حریف جندقی
حریف جندقی
نویسنده (ها) :
ناهید دادبه
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَریفِ جَنْدَقی، میرزا سیدابوالحسن حریف از سادات طباطبایی جندق، شاعر سدۀ ١٣ ق / ١٩ م. حریف فرزند میرزا سیدعلی، و اصل وی از جندق بود. او در اوان جوانی زادگاه خود را ترک گفت و به تهران و شهرهای مختلف آذربایجان سفر کرد. در اوایل سلطنت محمدشاه قاجار (سل ١٢٥٠-١٢٦٤ ق / ١٨٣٤- ١٨٤٨ م) در شهر خوی، در شمار همراهان و اطرافیان حاکم این شهر، حسینقلیخان دنبلی (حک ١٢٠٠-١٢١٣ ق / ١٧٨٦- ١٧٩٨ م) قرار گرفت و در ١٢٠٩ ق / ١٧٩٤ م، در همین شهر اقامت گزید و تأهل اختیار کرد (اختر، ١ / ٥٧؛ محمودمیرزا، ٢ / ٥٩٠؛ بسمل، ٥١٧؛ هلاکو، ٤٥؛ مفتون، ١ / ١٨٠؛ ریاحی، تاریخ ... ، ٢١٩؛ آقاسی، ٤٩٤؛ نیز نک : آلداود، ٤٥-٤٧، ٥٢-٥٣، ١١٧).
پس از مرگ حسینقلیخان، حریف در دستگاه جانشین وی، جعفرقلیخان، به سر برد و پس از شکست جعفرقلیخان از قوای قاجار و استیلای آنان بر خوی در ١٢١٤ ق / ١٧٩٩ م، به تبریز رفت؛ او به دربار فتحعلیشاه (سل ١٢١٢-١٢٥٠ ق / ١٧٩٧-١٨٣٤ م) پیوست و قصایدی در مدح آن پادشاه و فرزندان و رجال دوران وی سرود (مفتون، همانجا؛ ریاحی، همان، ٢٢١).
حریف افزون بر شاعری، هنر شاهنامهخوانی نیز داشت و اشعار بسیاری از فردوسی حفظ بود که آن را با صدایی رسا، به شیوۀ شاهنامهخوانان میخواند. وی به همین سبب به محافل بزرگان رفتوآمد میکرد و نخست طرف توجه حسینقلیخان، حاکم خوی، و سپس مورد عنایت فتحعلیشاه قاجار قرار گرفت (هدایت، ٤ / ٢٠٩؛ بسمل، محمودمیرزا، اختر، همانجاها؛ رشحه، ٣٤). صاحب ریاض الجنة بر آن است که پایگاه حریف در شاهنامهخوانی به بلندی پایگاه فردوسی در شاهنامهسرایی است (نک : ریاحی، همان، ٢٢٠؛ آقاسی، همانجا). اختر (همانجا) تصریح میکند که حریف افزون بر بسیاری از ابیات شاهنامه، خمسۀ نظامی را هم از حفظ داشته است.
شعر و هنر شاهنامهخوانی حریف و نیز صفات و رفتار او را دو تن از تذکرهنویسان، یعنی مفتون دنبلی (١ / ١٨٠-١٨٢) و فاضل گروسی (ص ٤٩٠)، که ظاهراً از وی ناخشنود بودهاند، نقد کرده، و نه فقط شعر حریف، که خلقوخو و صدای او را هم یکسره ناخوش شمردهاند (نیز نک : رشحه، بسمل، همانجاها؛ ریاحی، همان ، ٢٢١). مفتون ضمن اشاره به «حافظۀ غریب حریف»، بر «حنجرۀ کریه و صدای خشن» وی در خواندن شاهنامه، و نیز حرکات عجیب و ناشایست او انگشت مینهد (١ / ١٨٠-١٨١) و صاحب انجمن خاقان ضمن تکرار همین معانی، از روایت غلط اشعار از سوی حریف و عدم تشخیص نیک از بد و «صحیح از سقیم» وی سخن میگوید (فاضل، همانجا؛ نیز نک : آلداود، ٥٠).
دیدگاه بیشتر تذکرهنویسان روزگار حریف، با دیدگاه دنبلی و گروسی ــ که باید آن را دیدگاه اقلیت به شمار آورد ــ متفاوت است. بر طبق دیدگاه اکثریت، حریف دارای طبعی روان و لطیف و ذهنی پویا بود، در بدیههگویی و بدیههخوانی و نیز در سرودن غزل مهارت کامل داشت، و قصیده و هجویه را هم خوب میسرود. وی با آنکه چونان دیگر شاعران عصر بازگشت ادبی، پیرو شاعران سبک عراقی و خراسانی است، سخنش خالی از تازگی نیست (محمودمیرزا، هدایت، همانجاها؛ اختر، ١ / ٥٧؛ آقاسی، ٤٩٤؛ ریاحی، مقدمه بر ... ، ١٤-١٥).
آثار حریفْ مجموعۀ اشعار یا دیوان او ست که به گزارش برخی از تذکرهها شامل ٤ یا ٥ هزار بیت بوده، اما جز اندکی از آن (حـدود یک دهم) بـه دست ما نرسیده است (اختر، همانجا؛ محمودمیرزا، ٢ / ٥٩٠-٥٩١؛ آقابزرگ، ٩(١) / ٢٣٤؛ آقاسی، همانجا؛ ریاحی، «حریف ... »، ٤٤٤). اشعار گـردآوریشده (نک : آلداود، ٦٢ بب ) مجموعاً ٤١٥ بیت است و این همان اندک ابیاتی است که از شاعر بر جای مانده است؛ همین مقدار اندک، شماری از غزلها، قصیدهها، قطعهها، مفردات، رباعیها و اشعار ناتمام وی را در بر میگیرد. حریف در ١٢٣٠ ق / ١٨١٥ م در تبریز درگذشت (مفتون، ١ / ١٨١؛ آقابزرگ، هدایت، همانجاها).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
آقاسی، مهدی، تاریخ خوی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
آلداود، علی، احوال و اشعار حریف جندقی خویی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
اختر، احمد، تذکره، بهکوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٣ ش؛
بسمل شیرازی، علیاکبر، تذکرۀ دلگشا، بهکوشش منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧١ ش؛
رشحۀ اصفهانی، محمدباقر، تذکرۀ منظوم، بهکوشش احمد گلچین معانی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
ریاحی، محمدامین، تاریخ خوی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
همو، «حریف خویی»، یغما، تهران، ١٣٢٧ ش، س ١، شم ١٠؛
همو، مقدمه بر احوال و اشعار ... (نک : هم ، آلداود)؛
فاضل گروسی، انجمن خاقان، تهران، ١٣٧٦ ش؛
محمودمیرزا قاجار، سفینة المحمود، بهکوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٦ ش؛
مفتون دنبلی، عبدالرزاق، نگارستان دارا، بهکوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٢ ش؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، بهکوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ ش؛
هلاکو قاجار، احمد، مصطبۀ خراب، بهکوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٤ ش.
ناهید دادبه