دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٥ - اثیرالدین اومانی
اثیرالدین اومانی
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری - قنبرعلی رودگر
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَثیرُالدّینِ اومانی، عبدالله، از شاعران پارسیگوی و ستایشگر حكام محلی غرب ایران در نیمۀ اول سدۀ ٧ ق / ١٣ م. وی احتمالاً در آخرین دهه از سدۀ ٦ ق / ١٢ م (صفا، ٣ / ٣٩٩-٤٠١) در قریۀ اومان از ناحیۀ اعلم (حدود درگزین) همدان زاده شد (حمدالله، ٧١٥؛ خواندمیر، ٣ / ١٠٦؛ انصاری، ٣٤؛ یاقوت، ١ / ٣١٦). به گفتۀ آذر بیگدلی در آغاز جوانی به قصد تحصیل به اصفهان رفت (ص ٢٦٠) و در آنجا با بسیاری از شعرا چون كمالالدین اسماعیل (مق ٦٣٥ ق / ١٢٣٨ م)، رفیع لنبانی، جلالالدین دهستانی، محمود قمری و ركنالدین قبایی (شاگرد اثیرالدین) ارتباط یافت. كمالالدین در قصیدهای اثیرالدین را ستوده و وی نیز قصیدهای در سوگ وی سروده است (دولتشاه، ١١٨، ١٣٠؛ رازی، ٢ / ٥٥٦؛ اوحدی، ٢٥٣، ٤٠٢، ١٠٨٨؛ هدایت، ١ / ٢٨٠؛ صفا، ٣ / ٣٩٥، ٤٠١).
تذكرهنویسان شعر و فضل اثیرالدین را ستودهاند (دولتشاه، ١٢٩؛ آذر، همانجا). از مطالعۀ اشعار وی میتوان به پایۀ علمی او در طب، ریاضی، نجوم و فلسفه پی برد (صفا، ٣ / ٣٩٨). برخی از تذكرهنویسان نیز، اثیرالدین را شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی دانستهاند (دولتشاه، آذر، هدایت، همانجاها)، اما صفا با ذكر ادلهای چند این سخن را مردود میشمارد (نك : ٣ / ٣٩٦- ٣٩٨).
قصایدی از اثیرالدین در دست است كه از اقامت وی در بغداد حكایت میكند. او در این شهر كسانی مانند مستنصر، خلیفۀ عباسی (حك ٦٢٣-٦٤٠ ق) و سلیمان شاه ایوایی از امرای مستعصم را كه بر غرب ایران سلطه داشت، ستایش كرده است (وصاف، ٢٧؛ جاجرمی، ٢ / ٦٧٦- ٦٧٩؛ رازی، همانجا؛ بینش، ١١٠، ١١١، ١١٤). اثیرالدین علاوه بر ستایش سلیمان شاه، قصایدی نیز در مدح دشمن او یعنی خلیل ابن شجاعالدین، از سلاطین لُر كوچك، دارد كه این امر ظاهراً موجب خشم سلیمان شاه شده است (صفا، ٣ / ٣٩٩-٤٠٠).
اثیرالدین به زبانهای فارسی و عربی شعر میسرود. از اشعار عربی او چیزی در دست نیست، اما دولتشاه (همانجا) به آنها اشاره كرده است. قصیدهای نیز از اثیرالدین در استقبال از صمّة بن عبدالله قشیری در دست است كه نشان از تتبع او در اشعار عرب دارد (صفا، ٣ / ٣٩٨). از اثیرالدین علاوه بر قصاید، اشعاری نیز در قالب قطعه، رباعی و غزل در دست است. وی از شاعرانی است كه با گرایش به نرمی و سادگی در زبان در انتقال سبك خراسانی به عراقی نقش داشتهاند (نك : بینش، ١٢٦- ١٢٨).
اشعار فارسی اثیرالدین از همان ابتدا مورد توجه بوده است. به گفتۀ دولتشاه (ص ١١٩) دیوان او در عراق عجم «محترم و عزیز ... اما در خراسان متروك» بوده است. اوحدی (ص ٥٥) و هدایت (همانجا). شمار ابیات این دیوان را ٥ هزار بیت دانستهاند (قس: آذر، همانجا). دیوان اثیرالدین تاكنون چاپ نشده، ولی نسخههای خطی فراوانی از آن موجود است (نک : منزوی، ٣ / ٢٢١٨- ٢٢١٩).
دربارۀ تاریخ مرگ اثیرالدین اختلاف است. برخی مرگ او را اجمالاً در عهد هلاكو (حك ٦٥٤-٦٦٣ ق) دانستهاند (حمدالله، ٧١٥؛ علیشیر،٣٢٦)، اما هدایت (١ / ٢٨٠)، ٦٥٦ ق و تقیالدین كاشی (نك : بینش، ١٠٧)، ٦٦٥ ق را ذكر كرده است. به هر روی مرگ وی میبایست پس از سقوط بغداد (٦٥٦ ق) رخ داده باشد، زیرا قصیدهای از وی در وصف كشتاری بزرگ در دست است كه به احتمال قوی دربارۀ سقوط بغداد و كشتار مردم این شهر به دست مغول سروده شده است (صفا، ٣ / ٣٩٧- ٣٩٨).
مآخذ
آذربیگدلی، لطفعلی، آتشكدۀ آذر، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
انصاری كازرونی، ابوالقاسم، مرقوم پنجم كتاب سُلّم السموات، به كوشش یحیی قریب، تهران، ١٣٤٠ ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
بینش، تقی، «اثیرالدین اومانی (زندگی و شعر)»، مجلۀ دانشكدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی، س ١١، شم ١؛
جاجرمی، محمد، مونس الاحرار فی دقائق الاشعار، به كوشش میرصالح طبیبی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ ش؛
علیشیر نوایی، مجالس النفائس، به كوشش علیاصغر حكمت، تهران، ١٣٦٤ ش؛
منزوی، خطی؛
وصاف، تاریخ، بمبئی، ١٢٦٩ ق؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر صفا، تهران، ١٣٣٦ ش؛
یاقوت، بلدان.
علی میرانصاری ـ قنبرعلی رودگر