دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٤ - اثیرالدین اخسیکتی
اثیرالدین اخسیکتی
نویسنده (ها) :
قنبرعلی رودگر
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَثیرُالدّینِ اَخْسیكَتی، ابوالفضل محمد بن ابی طاهر، شاعر پارسیگوی اواخر سدۀ ٦ ق / ١٢ م. حمدالله مستوفی نام و نسب او را چنین یاده كرده است: عبدالله بن محمد بن ابی بكر بن عثمان (ص ٨١٤). وی در اشعارش خود را اثیر و گاه اثیر اخسیكتی نامیده است (فروزانفر، ٥٣٢-٥٣٣؛ صفا، ٢ / ٧٠٧). تاریخ ولادت او در هیچ یك از منابع نیامده است. برپایۀ برخی قراین میتوان حدس زد كه وی میبایست در فاصلۀ سالهای ٥٢٠ تا ٥٢٢ ق زاده شده باشد (نک : همایون، فرخ، ٣٣-٣٤).
اصل او از اخسیكت از شهرهای فرغانه، واقع در ماوراءالنهر است (حمدالله، همانجا؛ دولتشاه، ٩٤؛ تقیالدین،٢١). وی دوران كودكی را در زادگاه خود گذراند، سپس به خراسان رفت و زمانی دراز در بلخ و مرو و هرات دانش آموخت (نک : اثیرالدین، دیوان، ٣٠٨، بیت ٧؛ تقیالدین، همانجا؛ آذر، ٣٢٥). آنگاه ظاهراً رهسپار نیشابور شد (نک : اثیرالدین، ١٨٠، بیت ١١؛ قس: نفیسی، ١٠٧) و چون آنجا را كه در پی فتنۀ غُزان دستخوش ویرانی و ناامنی شده بود، مناسب اقامت نیافت، آهنگ عراق كرد (دولتشاه، همانجا؛ فروزانفر، ٥٣٦؛ همایون فرخ، ٣٦). در همدان ابتدا به دربار محمد بن محمود سلجوقی (حك ٥٤٨-٥٥٤ ق) و سپس به دستگاه ارسلان بن طغرل (حك ٥٥٥-٥٧١ ق) راه یافت (دولتشاه، ٦٥؛ فروزانفر، ٥٣٦-٥٣٧؛ همایون فرخ، ٧٣)، اما پس از آشنایی با شمسالدین ایلدگز، مؤسس سلسلۀ اتابكان آذربایجان (حك ٥٤١-٥٧٠ ق)، رهسپار آن دیار شد (دولتشاه، ٩٤؛ تقیالدین، آذر، همانجاها). نوشتهاند كه وی در اواخر عمر در سلك مُریدان شیخ نجمالدین كبری (مق ٦١٨ ق) درآمد (تقیالدین، همانجا؛ زنوزی، ٧٨٩؛ آذر، ٣٢٦؛ هدایت، ریاض، ٢٧٢)، ولی برخی از محققان به دلیل آنكه دورۀ كمال شیخ نجمالدین پس از وفات اثیرالدین بوده است، در درستی این سخن تردید كردهاند (فروزانفر، ٥٣٦؛ صفا، ٢ / ٧٠٩) و شاید نیامدن نام نجمالدین كبری در شمار ممدوحان شاعر ستایشگری چون او، مؤید این تردید باشد.
اثیرالدین سرانجام در خلخال گوشۀ عزلت گزید و در همان شهر درگذشت (رازی، ٣ / ٤٦٠؛ اوحدی، ٥١). تذكرهنویسان سال مرگ اثیرالدین را به اختلاف ٥٦٢، ٥٧٠، ٥٧٩، ٦٠٨ و ٦٥٧ ق نوشتهاند (تقیالدین، ٢٦؛ هدایت، همانجا، مجمع، ٢٧٢؛ فروزانفر، ٥٣٩)، اما بر پایۀ اشعار برجای مانده از وی و برخی قراین میتوان گفت كه او تا ٥٩٣ ق زنده بوده است (همایون، فرخ، ٤٧-٥٠؛ قس: فروزانفر، صفا، همانجاها).
منابع بر دانش، فضل و سخنوری اثیرالدین تأكید ورزیدهاند (دولتشاه، همانجا؛ تقیالدین، ٢٠؛ اوحدی، ٥٠؛ آذر، ٣٢٥). از مطالعۀ برخی ابیات دیوان اثیرالدین نیز برمیآید كه او در هیأت، فلسفه، كلام، ریاضیات و طب دست داشته است (ص ٩٤، بیت ١٣ و ١٤، ص ١١٣، بیت ٦ و ٧؛ فروزانفر، ٥٣٤؛ اثیرالدین، قصیده، ٥٤- ٦٩).
اثیرالدین قصاید بسیاری در مدح شاهان، وزیران و بزرگان سروده است كه از آن میان میتوان اینان را نام برد: محمد بن محمود سلجوقی، ركنالدین ارسلان بن طغرل، شمسالدین ایلدگز و دو پسرش محمد جهان پهلوان (حك ٥٧١-٥٨٢) و مظفرالدین قزل ارسلان (حك ٥٨٢-٥٨٧)، علاءالدین محمد فرمانروای مراغه (زنده در ٥٩٣ ق)، علاءالدوله فخرالدین عربشاه، از علویان همدان و امیر قهستان (مق ٥٨٤ ق)، ركنالدین حسن از علمای شافعیان، خواجه حسن جانی از پیشوایان حنفیه و ظهیرالدین بلخی از دانشمندان شافعی مذهب همدان (دیوان، ٨٦، ١٠٩، ١٧٩، ١٩٣، ٢٦٤، ٢٦٥، ٣١٥؛ راوندی، ٣٠١؛ دولتشاه، ٦٥-٦٦؛ تقیالدین، ٢١؛ فروزانفر، ٥٣٧- ٥٣٨؛ همایون فرخ، ٨٣- ٩٨).
اثیرالدین در بیشتر قالبهای شعر فارسی طبعآزمایی و هنرنمایی كرده، اما هنر او بیشتر در قصیدهسرایی است و سخن سنجان وی را از قصیدهسرایان طراز اول به شمار آوردهاند (تقیالدین، همانجا؛ فروزانفر، ٥٣٤-٥٦٣؛ صفا، ٢ / ٧٠٩).
اثیرالدین با برخی از شاعران معاصر خویش مناظراتی داشته؛ ازجمله میان او و خاقانی و مجیر بیلقانی كار به تعریض و هجو نیز انجامیده است (راوندی، ٣٢٧؛ دولتشاه، ٩٤؛ هدایت، همانجا).
اثیرالدین در آوردن ردیفهای دشوار، تركیبهای تازه، آفریدن مضمونهای نو، به كارگیری صنعتهای ادبی و بهرهگیری از دانشهای فراوان خود، مهارت نشان داده است (فروزانفر، ٥٣٤-٥٣٥؛ صفا، همانجا). با اینهمه، پایبندی وی به آوردن مضامین دشوار و استفاده از اصطلاحات علمی و دقتهای فلسفی حتی در وصف مناظر طبیعی و مظاهر عشق، موجب دیریابی معانی برخی از ابیات او شده و از جذابیت و ملاحت آنها كاسته است (نك : تقیالدین، همانجا؛ فروزانفر، ٥٣٣، ٥٣٤؛ نفیسی، ١٠٧). اثیرالدین بهویژه در غزلیات تا حدودی توانسته است لطافت و سادگی زبان را جایگزین صلابت و طمطراق كلام در سبك خراسانی كند، اما میل به تقلید، طبع بلند او را در بند كشیده و وی را درحد یكی از مقلدان خوب انوری محدود كرده است (فروزانفر، ٥٣٣). برخی در مقام داوری، شعر وی را برتر از انوری و خاقانی دانستهاند (دولتشاه، ٩٦؛ تقیالدین، همانجا؛ همایون فرخ، ٧٥)، حتی خود شاعر نیز چنین گمانی داشته است (نک : اثیرالدین، همان، ٨٦، بیت ٦؛ فروزانفر، همانجا)، ولی به گفتۀ دولتشاه: «انصاف آن است كه هر یكی از این ٣ فاضل را شیوهای داشت كه دیگری را نیست: اثیر سخن را دانشمندانه میگوید و انوری سلیقۀ سخن را نیكتر رعایت میكند و خاقانی را طمطراق لفظ بر همه تفضیل دارد» (همانجا).
با آنكه ستایش قناعت، پارسایی و آزادگی و اندرزهای اخلاقی و توجه به گرایشهای عرفانی در اشعار اثیرالدین گهگاه به چشم میخورد (نک : دیوان، ٣٠٨، ٣٨٦، بیت ٥ و ٦؛ دولتشاه، ٩٤، ٩٦؛ فروزانفر، ٥٣٥)، مشكل بتوان او را در شمار شاعران عارف آورد، زیرا این نوع مضامین در اشعار او بیشتر ناشی از سرخوردگی وی از بیلطفی ممدوح بوده است، تا اعتقاد راستین به این ارزشها (نک : همانجا؛ همایون فرخ، ٥٦).
دیوان اثیرالدین اخسیكتی كه مشتمل بر بیش از ٦٥٠٠ بیت است در ١٣٣٧ ش، توسط ركنالدین همایون فرخ به طبع رسیده و از آنجا كه شمار ابیات دیوان او را تا ٨ هزار هم نوشتهاند، چاپ فعلی در بردارندۀ تمام اشعار شاعر نیست (همایون، فرخ، ٤٢-٤٤).
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشكدۀ آذر، به كوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
اثیرالدین اخسیكتی، محمد، دیوان، به كوشش ركنالدین همایون فرخ، تهران، ١٣٣٧ ش؛
همو، قصیده ضمن « شرح قصیدهای از اثیرالدین اخسیكتی»، به كوشش نورانی وصال، مجلۀ دانشكدۀ ادبیات شیراز، ١٣٣٦ ش، س ١، شم ١؛
اوحدی، بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
تقیالدین كاشی، محمد، قسمتی از خلاصة الاشعار در مقدمۀ همایون فرخ (هم )؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢٨ ق / ١٩١٠ م؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، تهران، ١٣٣٨ ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ ش؛
راوندی، محمد، راحة الصدور و آیة السرور، به كوشش محمد اقبال تهران، ١٣٣٣ ش؛
زنوزی، محمد حسن، ریاض الجنة، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی تبریز، شم ٣٥٧٨؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٩ ش؛
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، به کوشش مهرعلی گرکانی، تهران، ١٣٤٤ ش؛
همو، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٤٠ ش؛
همایون فرخ، ركنالدین، مقدمه بر دیوان اثیرالدین اخسیكتی (هم ).
قنبرعلی رودگر