دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٢٤ - حاجیخلیفه
حاجیخلیفه
نویسنده (ها) :
یوسف بیگ باباپور
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حاجیْخَلیفه، مصطفى بن عبدالله ایکنجی، دانشمند، تاریخنگار، ادیب، زندگینامهنویس، جغرافینگار، کتابشناس و کتابنامهنویس سرشناس ترک مستعرب عثمانی در سدۀ ١١ق / ١٧م («دائرةالمعارف ترک»، XXI / ٤٠١؛ کاراعلی اوغلو، ٣١٤؛ هاشمپور، ١١؛ محدث، ١٠؛ زرکلی، ٧ / ٢٣٦) و برخی او را فیلسوف دانستهاند (هامر پورگشتال، II / ٢٤٨).
دو منبع خودنوشت از دورۀ حیات وی شامل دو برهه از زندگیاش در دست است که در دو اثر او به نام سلّم الوصول (پایان بخش اول) و میزان الحق (پایان کتاب) آمده است. او در دیگر کتابهایش مانند فذلکه، جهاننما و کشف الظنون به مناسبتهایی، خاطراتی از حیات خود را آورده است (هاشمپور، همانجا). وی به اعتبار دانش فراوان و درجۀ فضل و معلوماتش و نیز اشتغال به کتابت دفاتر سلطانی، در میان علمای عثمانی به «کاتب چلبی»، و میان اهل دیوان به «حاجی خلیفه» شهرت داشت (نالینو، ٧٤؛ نیز IA, VI / ٤٣٢)، زیرا در سدۀ ٩ق / ١٥م این عنوان بـه معنـای «سرور» به علما و فضلا اطلاق میشد (نک : مرعشی، «ح») و به تعبیر برخی، به «فاضل قسطنطینی» موصوف است (مدرس، ٥ / ١٠).
وی در ذیقعدۀ ١٠١٧ / ژانویۀ ١٦٠٩ در قسطنطنیه (استانبول) به دنیا آمد (مرعشی، «و»؛ برخی نیز به اشتباه تولد او را سال ١٠٠٠ق، نک : سامی، ٥ / ٣٨٠٦؛ و برخی دیگر ١٠٠٤ق دانستهاند، نک : قمی، ٢٤٢). پدرش مردی دیندار و دانشدوست بود. وی ابتدا در «سرای» (دربار) خدمت میکرد و سپس وارد دیوان حرب و فوج سِلیدار (سلاحدار) سپاه عثمانی شد (IA، همانجا) و مصطفى نیز در ١٤ سالگی به یاری پدرش وارد فوج سلیدار شد و در ادارۀ «محاسبۀ آناتولی» در سمت منشیگری به کار حساب و سیاق پرداخت (شیخی، ١ / ٢٦٢؛ IA، همانجا).
مصطفى از پنج شش سالگی، نزد امام عیسى خلیفه قریمی (اهل شبه جزیرۀ کریمه)، در زادگاهش به تحصیل پرداخت («دائرةالمعارف دیانت ...»، XXV / ٣٦) و مقدمات علوم (قرائت، تجوید و آداب نماز) را با نظارت پدرش فرا گرفت (هاشمپور، همانجا) و سپس نزد الیاس خوجه کتابهای تصریف و عوامل را خواند و از بوگری احمد چلبی خوشنویسی یاد گرفت و پیش زکریا علی ابراهیم افندی و نَفَسزاده به تعلم پرداخت و قرآن کریم را تا نیمه حفظ کرد (همانجا).
در ١٠٣٣ق / ١٦٢٤م هنگامی که سپاه عثمانی برای فرونشاندن عصیان آبازهپاشا از استانبول حرکت میکرد، مصطفى به همراه پدرش در آن سپاه بود («دائرةالمعارف ترک»، همانجا) و تا ١٠٤٥ق / ١٦٣٦م تقریباً پیوسته لشکریان عثمانی را در جنگهای مرزهای شرقی آناتولی همراهی میکرد. از آن جمله است: جنگهای عثمانی با ایران، لشکرکشی عثمانیها به همدان در ١٠٣٨ق، محاصرۀ بغداد در ١٠٤٠ق، و جنگ سالهای ١٠٤٣-١٠٤٥ق به فرماندهی سلطان مراد چهارم (همانجا). در اثنای این لشکرکشیها در ١٠٣٥ق، در راه بازگشت از بغداد پدرش در موصل درگذشت و مصطفى همراه یکی از بستگان پدرش به دیاربکر رفت و به خدمت ادارۀ «مقابله سواری» آنجا درآمد (IA، همانجا).
وی در ١٠٣٨ق در استانبول، در جلسات درس شیخ محمد بن مصطفى بالیکسری، معروف به قاضیزاده، شرکت جست و سخت تحت تأثیر او قرارگرفت (کوثری، ٤٧٦؛ روحانی، «کتابشناسان مسلمان»، ٩٣)؛ سپس به دمشق رفت و با علمای آن دیار به مناظره و مباحثه پرداخت و اوقات فراغت را در بازار کتابفروشان گذرانید و کتابهای بسیاری از آنجا خرید (روحانی، همانجا).
دیگر استادان او اعرج مصطفى، کُرد عبدالله کِچی محمد، و ولی افندی، از مشاهیر عصر بودند که مصطفى نزد آنان ادبیات السنۀ ثلاثه (ترکی، فارسی و عربی)، فقه، حدیث، تفسیر، و منطق آموخت و نزد دانشمندی فِلِمنکی (هلندیتبار) ریاضیات، جغرافیا، و دیگر فنون را فرا گرفت (کحاله، ١٢ / ٢٦٢؛ کوثری، ٤٧٧- ٤٧٨؛ سامی، همانجا)؛ و چون در وجود خود احساس بیماری کرد، به تحصیل علم طب و معرفت حواس باطنی و اسماءالله مشغول گردید (هامر پورگشتال، VI / ٤٦). او مدتی در دوران سلطنت مراد چهارم، عهدهدار دفترخانۀ مهرداری شد (همو، V / ١١٩) و سپس در زمان سلطان محمد چهارم از اجزاء یکی از دفترخانههای مالیه گردید و در این فرصت رسالۀ دستورالعمل خویش را نگاشت (همو، V / ٥٧٣).
وی در ١٠٣٩ق / ١٦٢٩م در لشکرکشی خسروپاشا، از امیران عثمانی، به مرزهای غربی ایران و محاصرۀ مجدد بغداد حضور داشت و از برخی شهرهای ایران ازجمله همدان و بیستون دیدن کرد و نتیجۀ سفر خود را در آثارش جهاننما و فذلکه به تفصیل آورد (همو، VI / ٤٦؛ نیز نک : اوزونچارشیلی، III(٢) / ٥٣٩)؛ و سپس به حلب رفت (کوثری، ٤٧٦) و از آنجا در ١٠٤٣ق / ١٦٣٣م وقتی که سپاه عثمانی اتراق قشلاقی داشت، فرصت را غنیمت شمرده، به حج مشرف شد (شیخی، ١ / ٢٦٣؛ هامر پورگشتال، اوزون چارشیلی، همانجاها) و ضمن حج، از کتابخانههای آن دیار دیدن کرد (زرکلی، ٧ / ٢٣٦) و از این پس به «حاجی» ملقب شد (هامر پورگشتال، همانجا؛ زیدان، ٣ / ٣٤٠).
در ١٠٤٥ق / ١٦٣٥م به قسطنطنیه بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماندگار شد و در مکتب چند استاد، ازجمله شیخ مصطفى افندی اَعرج (د ١٠٦٣ق / ١٦٥٣م) و چند تن دیگر به تکمیل آموختههایش در زمینههای متون تفسیر، منطق، حکمت، ریاضیات، طب و جز آنها مشغول شد و مابقی عمر خویش را به تحقیق و تدوین و تألیف آثارش ازجمله کشفالظنون سپری کرد (اوزون ـ چارشیلی، همانجا؛ شیخی، ١ / ٢٦٢-٢٦٣؛ الموسوعة ... ، ٧ / ٨٨٨).
پس از بازگشت به استانبول، از خویشاوندی ارثیۀ بسیاری به او رسید که همه را صرف خرید کتاب نمود و در همان زمان ازدواج کرد («دائرةالمعارف ترک»، XXI / ٤٠١). حاجیخلیفه تدریس نیز میکرد، ازجمله به فرزند خود و مولانا محمد بن احمد رومی کتاب شرح الاشکال در هندسه و الطریقة المحمدیة در هیئت را، درس میداد و قواعد استخراج تقویم را از زیج میآموخت (IA, VI / ٤٣٣).
در ١٠٥٨ق / ١٦٤٨م به سبب تألیف تقویم التواریخ به سمت خلیفه دومی (معاون دومی) ترفیع داده شد (همانجا). او بیشتر آثارش را پس از این تاریخ تألیف کرد، ازجمله ترجمههایی از متون لاتینی به ترکی که به یاری شیخ محمد اخلاصی ــ مهتدی (مسیحـی اسـلام آورده) فـرانسوی ــ انجـام داد (EI٢, IV / ٧٦١؛ «دائرةالمعارف دیانت»، XXV / ٣٧؛ نیز نک : محدث، ١٢-١٣). آثار او در سدۀ ١١ق / ١٧م در تثبیت و تداوم هویت ادبیات منثور ترکی اهمیت بسزایی داشته است (ووسینیچ، ٧٩؛ شاو، ١ / ٤٩٠) و حتى برخی وی را «در شمار پیشگامان رنسانس» و نیز «در ارتباط با سنت فلسفی شرق، یعنی تعلیمات ارسطویی» دانستهاند (میکل، ١ / ٤٧٤).
نحوۀ تحصیلات او در مدارج علمی با شیوۀ مرسوم زمانش متفاوت بود (وورم، ١٥١)، اما سیاحت او در قلمرو عثمانی و ایران، موجب خلق آثاری شد که او را به مقام بالایی از دانش و پژوهش رساند. او در سفرهایش به تحقیق در زمینۀ دلایل عقبماندگی جامعۀ عثمانی پرداخت و چون دگرگونی اجتماعی را در جامعۀ خویش تقریباً غیرممکن قلمداد میکرد، به تمدن مغربزمین رغبت نشان داد و با برخی از اروپاییان ساکن در قسطنطنیه مجالست و مؤانست کرد (همو، ١٥٦-١٥٧, ١٦٢-١٦٣) و با الگوبرداری از نحوۀ کشورداری و قوانین ممالک فرنگی، اطلاعاتی کسب نمود و رسالۀ دستورالعمل خویش را برای رفع مشکلات جامعۀ خود نگاشت (همو، ١٠٢-١٠٣؛ روحانی، «کتابشناسان مسلمان»، ٩٤). در این رساله فکر و روحیۀ دگرگون شدۀ حاجی خلیفه برای اصلاح جامعه را به وضوح میتوان دید (تکین داغ، ٥٣٩). او زمانی که عضو مجلس مشورت (شورا) و از عقلای کُتّاب (کاتبان) بود، در این رساله، «مصلحت مهمه»، یعنی « چگونگی امکان فرایند تدارک تنظیم امور دولت» را بیان کرده است (همانجا).
کاتب چلبی با وجود آنکه سفری به ممالک اروپایی نداشت، اما به تمدن مغربزمین تعلق خاطر داشت و درواقع از پیشروان متأثر از فرهنگ اروپایی در شیوۀ حکومتهای غیراسلامی بود. این دیدگاه او را به وضوح میتوان در برخی از آثارش مشاهده کرد؛ تا جایی که در ذکر تاریخ از آوردن سال میلادی به جای سال هجری خودداری نمیکرد (نک : همو، ٥٥١؛ وورم، ٥).
او نخستین مورخ عثمانی است که با آراء و اندیشههای ابنخلدون آشنایی داشت (نک : تکین داغ، ٥٣٨-٥٤٠) و نویسندگان مشهور ترک نسلهای بعد همه به شیوۀ او رفتند (وورم، ١٥٥-١٥٦). وی بیشتر وقت خود را در کتابخانۀ شیخالاسلام یحیى (قاضیالقضات و ملکالشعرا) ــ در قسطنطنیه که محل تجمع فضلا بود ــ سپری میکرد (کراچکوفسکی، IV / ٦٠٢).
حاجیخلیفه در ١٠٦٧ق / ١٦٥٧م به مرگ ناگهانی درگذشت و در محلۀ زیرک (در جوار جوامع زیرک) در استانبول در حظیرهای کوچک دفن شد. در ١٩٥٣م مقبرهاش را مرمت، و سنگ قبر جدیدی برایش تهیه کردند (EI٢, IV / ٧٦١؛ «دائرةالمعارف ترک»، XXI / ٤٠١).
بنا به گفتۀ خودش، در مذهب، حنفی و در مشرب، اشراقی بود. در تمجید از صفاتش گفتهاند که پاکدامن، علمدوست و اهل قناعت و نمونۀ متفکری آزاده و مثبتاندیش در دوران خویش بود، به نحوی که توجه و اعجاب اروپاییان را نیز نسبت به خود برانگیخت (نک : هاشمپور، ١٣-١٤؛ نیز IA, VI / ٤٣٤-٤٣٧؛ «دائرةالمعارف دیـانت»، XXV / ٣٧). وشنهزاده ــ برادرزادۀ شیخالاسلام یحیى ــ دو سال پس از درگذشت حاجیخلیفه کلیۀ آثار وی را به قصد حفظ و نگهداری خرید، و بر بعضی از آنها ذیل و شرحی ضمیمه کرد (وورم، ٦٧-٦٩؛ بالتقایا، ٧٤-٧٥).
آثـار
آثار وی نشان از نبوغ ذاتی، غنای دانش و فضل، ذوق فراوان و احاطۀ او در علوم زمان خویش دارد (شاو، I / ٢٨٥-٢٨٦). این آثار شامل ٢١ تألیف و ترجمه است (;
GAL, II / ٥٦٤-٥٦٥ GAL, S, II / ٦٣٥-٦٣٧؛ نیز نک : قره بلوط، ٥ / ٣٧٠١-٣٧٠٤):
١. فذلکة اقوال الاخیار فی علم التاریخ والاخبار، یا فذلکة التواریخ، تاریخ عمومی یا تاریخ کبیر، به زبان عربی، که شامل وقایع جهان از خلقت جهان تا ١٠٥١ق / ١٦٤١م، در ٤ فصل است. نسخهای از آن به خط مؤلف به شمارۀ ١٠٣١٨، در کتابخانۀ دولتی بایزید نگهداری میشود (IA, VI / ٤٣٦).
٢. فذلکة، وقایعنگاریای است به ترکی، مشتمل بر تاریخ خلافت عثمانی از ١٠٠٠ تا ١٠٦٥ق / ١٥٩٢ (از اواخر حکومت سلطان مراد سوم تا هفتمین سال حکومت سلطان محمد چهارم) (سل ١٠٥٨- ١٠٩٨ق / ١٦٤٨-١٦٨٧م). فذلکة کتابی است جامع و معتبر با ذکر تاریخ دقیق که در انتهای هر فصل اسامی علمای معروف آن دوره نیز آمده است. این کتاب در دو جلد در استانبول به چاپ رسیده است (همانجا؛ اوزونچارشیلی، III(٢) / ٥٤٥؛ فهرس ... ، ٢ / ٣٧٦).
٣. تحفة الکبار فی اسفارالبحار، ذکر وقایع جنگهای دریایی عثمانیها به ترکی، که نگارش آن از ١٠٥٥ق / ١٦٤٥م شروع میشود و با شکست عثمانیان از ونیزیان در ١٠٦٧ق / ١٦٥٧م در داردانل، پایان مییابد (GAL، نیز IA، همانجاها). نسخههای فراوانی از آن موجود است که نشان از اهمیت آن دارد (کراچکوفسکی، IV / ٦٢٢). این اثر یکبار در ١١٤١ق / ١٧٢٨م در دارالطباعة المعموره، در قطع رحلی بزرگ با ٥ نقشه از نیمکرۀ زمین و جز آن، و بار دیگر در ١٣٢٩ق / ١٩١١م منتشر شده ( فهرس، ٢ / ٢٤٢؛ واندیک، ٣٧٨؛ IA، همانجا)، و میچل نیز در ١٢٤٧ق / ١٨٣١م نیمی از آن را به انگلیسی ترجمه کرده است (کراچکوفسکی، همانجا).
٤. تقویم التواریخ، جدول وقایع تاریخی از خلقت آدم(ع) تا ١٠٥٨ یا ١٠٦٠ق (استوری، I(١) / ١٢٨)، که سپس حسین بن جعفر، معروف به هزار فن (١٠٢٠-١١٠٣ق) ذیلی بر آن تا ١٠٧٨ق / ١٦٦٧م افزوده و همین کتاب توسط آنتوان گالان فرانسوی (١٦٤٦-١٧١٥م) به فرانسه برگردانده شد (گلشنی، ٤٣). در ١٦٩٧م رینالدو کارلی آن را به ایتالیایی ترجمه کرد، و نیز در ١١٤٦ق / ١٧٣٣م در استانبول منتشر شد (محدث، ٩؛ واندیک، ٣٧٧؛ EI١, III / ٢٠٥). ترجمۀ فارسی آن نیز در تهران (١٣٧٦ش) منتشر شده است. ترجمههایی از آن به فارسی با عنوانهای حقۀ نمکدان از مصطفى افندی، لشکرنویس عثمانی (اعتصامی، ٢ / ١٣٧- ١٣٨) و تاریخ سنواتی یا تاریخ تقویمی از مترجمی ناشناخته که اول به عربی و سپس به فارسی برگردانده شده، موجود است (منزوی، خطی، ٦ / ٤١٠٧، ٤١٣٠؛ نوشاهی، ٧٢١؛ دانشپژوه، فهرست ... ، ٨ / ٥٥٣، ١٠ / ١٥٦٢، نشریه ... ، ٢ / ٦٩). ترجمۀ فارسی دیگری نیز از آن با عنوان لب التواریخ در دست است (افشار، ٦٥٠). تاکنون دوگونه تحریر از این کتاب مشاهده شده است که یکی در ٣ «کراسه» که در هر صفحه، ٥٠ سال، و دیگری در ١٠ «کراسه» که در هر صفحه، ٢٠ سال را گزارش میدهد (منزوی، خطی مشترک، ١٠ / ١٢٣).
ترجمههایی نیز به عربی و ایتالیایی بههمراه متن ترکی آن در ١٦٩٧م در ونیز منتشر شده است (سرکیس، ٧٣٣). همچنین ترجمهها و نسخههـای فـراوان دیگری از آن مـوجود است (نک : استوری، ٢ / ٦١٨-٦٢٢؛ ایوانف، ١٤).
٥. رونقالسلطنة، برگزیدههایی از تاریخ قسطنطنیه که از لاتین به ترکی برگردانده شده است.
٦. تاریخ فرنگی، اثر یوهان کاریون، ترجمۀ ترکی کرونیکل.
٧. ارشاد الحیارى الى تاریخ الیونان و الروم و النصارى، اثری است دربارۀ انواع حکومتهای غربی و تاریخ خاندانهای سلطنتی اروپا و مذهب آنان که از اطلس مینور، اثر مرکاتور (به لاتین) و چند کتاب دیگر اخذ شده است و توجه و تعلق وی به فرهنگ و تمدن اروپایی را نشان میدهد (IA, VI / ٤٣٦-٤٣٧؛ روحانی، «کتابشناسان مسلمان»، ٩٤).
٨. سلّم الوصول الى طبقات الفحول، گزیدهای از زندگینامهها بـه عربی بـه تـرتیب الفبـایی (IA, VI / ٤٣٧). نسخهای از آن در کتابخانۀ خدیویه (شم ٧٤٨٢) و معهد المخطوطات قاهره (شم ٢٨٣) موجود است ( فهرست ... ، ٥ / ٦٩). این کتاب ٢٠١١م در استانبول در ٦ جلد منتشر شده است.
٩. جهاننما، در کیهانشناسی ناتمام. نسخههایی از آن در کتابخانههای مختلف عثمانی و جز آن موجود است.
١٠. لوامع النور فی ظلمة [ فی ترجمة] اطلس مینور، ترجمۀ اطلس مینور، اثر مرکاتور، به ترکی در ١٠٦٤ق / ١٦٥٤م، با حواشی بسیار. این اطلس با همکاری شیخ محمد اخلاصی ترجمه شده است. نسـخـهای از آن در کتـابخـانـۀ نـورعثمـانیـه (شم ٢٩٩٨) و نسخـههایی در کتـابخانـههای کـوپریلی (شم ١٧٨) و حمیدیـه (شم ٩٨٨) موجود است (اوزونچارشیلی، III(٢) / ٥٤٤؛ بغدادی، ٢ / ٤١٥؛ GAL, S, II / ٦٣٧؛ کوپریلیزاده ... ، ١٥٠؛ حمیدیه ... ، ٥٤؛ نورعثمانیه ... ، ١٧٢).
١١. الهام المقدس فی فیض الاقدس، به ترکی، دربارۀ شرطهای نماز در قطبین (IA، همانجا).
١٢. کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، به عربی، با مقدمهای در اهمیت طبقهبندی علوم، مشتمل بر معرفی ٥٠٠‘١٤ عنوان به ترتیب الفبایی. حاجیخلیفه نخستین کسی بود که در این کتاب فهرستی از آثار عربی، فارسی و ترکی را به ترتیب الفبایی گرد آورد و با شیوهای منظم و منطقی، به وصف آن آثار پرداخت (همانجا؛ عطبه، ٧٨). آنگاه اسماعیل پاشا بغدادی کار او را ادامه داد و ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون را بهعنوان ذیل و تکملۀ آن اثر پدید آورد (نک : ه د، بغدادی، اسماعیل)؛ البته روش او با روش حاجیخلیفه متفاوت بود (روحانی، «مأخذشناسی ... »، ٨٨). بهجز کتاب بغدادی، ذیلهای فراوانی بر این کتاب نگاشته شده است (نک : بالتقایا، ٧٢-٧٣؛ طباخ، ١٧٨- ١٧٩). آنتوان گالان فرانسوی نخستین مترجم اروپایی این کتاب در ١٦٨٢م بود (گلشنی، ٤٤)، و گوستاو فلوگل آلمانی، پس از او آن را به زبان لاتینی ترجمه و در ٧ جلد چاپ کرده است (١٨٣٥- ١٨٥٨م، لایپزیگ و لندن). متن اصلی کتاب در مصر (١٢٧٤ق) و استانبول (١٣١١ق) منتشر شده و شرفالدین بالتقایا و کلیسلی رفعت بیلگه در دو جلد آن را به چاپ رساندهاند (استانبول، ١٩٤١-١٩٤٣م)؛ سپس همین اثر یکبار در قم با مقدمۀ شهابالدین مرعشی نجفی (١٣٨٦ق / ١٩٦٦م) و بار دیگر در بیروت (١٤٠٣ق / ١٩٨٢م) به چاپ افست رسیده است (واندیک، ٧؛ بالتقایا، ٧٢-٧٥؛ گلشنی، همانجا؛ روحانی، «کتابشناسان شرق»، ١٤٠؛ IA، همانجا).
١٣. تحفةالاخیار فی الحکم و الامثال و الاشعار، که تألیف آن در ١٠٦١ق / ١٦٥١م آغاز شده، شامل امثال و حکم، پند و اندرز، حکایات و لطایف و اشعار نغز و گفتاری در صرف و نحو، منتخب از کتابهای ادب و حکمت عربی، فارسی و ترکی، دربارۀ زندگی معقول آدمیان، و نیز اطلاعاتی دربارۀ جانوران و گیاهان که به ترتیب الفبایی (تا حرف ح) ترتیب یافته، اما ناتمام مانده است. نسخههایی از آن در کتابخانههای خدیویۀ قاهره (شم ٧٢١٩، بـه خط مـؤلف)، نـورعثمـانیۀ استـانبول (شم ٤٩٤٩)، اسعد افندی (شم ٢٥٣٩)، و دارالکتب (شم ٢١٣٩٨) موجود است (بروسهلی، III / ٨٩؛ نیز IA، همانجا؛ روحانی، همان، ١٣٤).
١٤. دُرَر منتثرة و غُرَر منتشرة، مجموعهای برگزیده از تراجم احوال (IA، همانجا).
١٥. دستورالعمل فی اصلاح الخلل، رسالهای در یک مقدمه، ٣ فصل و یک نتیجه، با پیشنهادهایی برای اصلاحات مالی و اداری در دولت عثمـانی (شیخـی، ١ / ٢٦٤؛ نک : هـاشمپور، ١٧؛ IA, VI / ٤٣٧-٤٣٨). از آنجا که مخارج دولت عثمانی از درآمد آن بیشتر شده بود، در ٦ محرم ١٠٦٣ق / ١٧ نوامبر ١٦٥٣م کمیسیون بزرگ مالی تشکیل گردید که مؤلف نیز در آن حضور داشت؛ از اینرو این کتاب را تألیف کرد. حسین هزار فن بسیاری از مطالب این اثر را در کتابش، تلخیص البیان فی قوانین آل عثمان، که در دورۀ سلطان محمد چهارم نگاشته، عیناً نقل کرده است (وورم، ١٠٢-١٠٣). این رساله در ١٢٨٠ق / ١٨٦٣م به ضمیمۀ قوانین آل عثمان، اثر عینعلی منتشر شد ( فهرس، ١ / ٣٢؛ EI٢, IV / ٧٦٢) که به آلمانی نیز ترجمه شده است (همانجا).
١٦. رجم الرجیم بالسین و الجیم، مجموعهای از مسائل غریبۀ فقهی و فتاوای نادر.
١٧. شرح بر تفسیر بیضاوی، تفسیر قرآن کریم.
١٨. حسن الهدایة، شرح رسالۀ محمدیۀ ملاعلی قوشچی که در ١٠٥٧ق / ١٦٤٧م نگاشته شده است. نسخهای از آن در کتابخانۀ سلیمانیۀ استانبول موجود است (روحانی، «کتابشناسان مسلمان»، ٩٥، حاشیۀ ١٤).
١٩. جامع المتون من جلّ الفنون، مجموعۀ علمی از متون متداول روز.
٢٠. مختصر جامع المتون.
٢١. میزان الحق فی اختیار الاحق، به ترکی، در حل اختلافاتی است که در زمـان سلطان مـراد چهارم (سل ١٠٣٢- ١٠٤٩ق / ١٦٢٣-١٦٤٠م) میان مذهبهای افراطی در موارد مختلف، مانند نوشیدن مسکرات، کشیدن تنباکو، نواختن فلوت و رقصهای دراویش و جز آنها موجود بوده است. نسخهای از آن در کتابخانههای نورعثمانیه (شم ٤٣٢٧) و بشیرآغا (شم ٥٥٤) و جز آنها موجود است («دائرةالمعارف دیانت»، XXV / ٤٠؛ نیز IA, VI / ٤٣٨؛ دفتر ... ، ٤٠؛ نورعثمانیه، ٢٤٨).
در ایران نیز مجموعۀ مدونی بهصورت جُنگ و به خط حاجیخلیفه موجود است که در کتابخانۀ مرعشی (قم) به شمارۀ ٤٢٩٨ نگهداری میشود و شامل ٨ رساله به عربی با موضوعات مختلف است.
مآخذ
استوری، چ. ا.، ادبیات فارسی، ترجمه به روسی: یو. ا. برگل، ترجمۀ یحیى آرینپور و دیگران، تحریر احمد منزوی، تهران، ١٣٦٢ش؛
اعتصامی، یوسف، فهرست کتابخانۀ مجلس شورای ملی، تهران، ١٣١١ش؛
افشار، ایرج، «نسخ خطی فارسی در موزۀ بریتانیا»، نسخههای خطی، نشریۀ کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤٤ش، دفتر چهارم؛
بالتقایا، محمد شرفالدین، «چاپ جدید کشفالظنون»، یادگار، تهران، ١٣٢٤ش، س ١، شم ١٠؛
بغدادی، ایضاح؛
تکین داغ و فندق اوغلی، «تأثیر اندیشههای ابن خلدون بر تاریخنگاران عثمانی و روش تاریخنگاری عثمانیان»، ترجمۀ وهاب ولی، تحقیقات تاریخی، تهران، ١٣٦٨ش، س ١، شم ٣؛
حمیدیه کتبخانه سنده محفوظ کتب موجوده نک دفتریدر، استانبول، ١٣٠٠ق؛
دانشپژوه، محمدتقی، فهرست کتـابخانۀ مـرکزی دانشگـاه تهـران، تهران، ١٣٣٩-١٣٤٠ش؛
همو و ایرج افشار، نشریۀ کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤١ش؛
دفتر کتبخانۀ بشیرآغا، استانبول، ١٣٠٣ق؛
روحانی، کاظم، «کتابشناسان شـرق»، نـامـۀ انجمـن کتـابـداران ایـران، تهـران، ١٣٥٦ش، س ١٠، شم ٢؛
همـو، «کتابشناسان مسلمان»، کیهان اندیشه، تهران، ١٣٦٤ش، شم ٤؛
همو، «مأخذشناسی اسلامی»، کیهان، قم، ١٣٦٥ش، شم ٦؛
زرکلی، اعلام؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، ١٩١٣م؛
سامی، شمسالدین، قاموسالاعلام، استانبول، ١٣١٤ق؛
سرکیس، یوسف الیاس، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره، ١٣٤٦ق / ١٩٢٨م؛
شاو، ا. ج و ا. ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضانزاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛
شیخی محمد افندی، وقایع الفضلاء ( ذیل الشقائق النعمانیة)، به کوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
طباخ، محمدراغب، «کشفالظنون»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٦٣ق / ١٩٤٤م، ج ١٩ (١-٢)؛
عطبه، عبدالرحمان، مع المکتبة العربیة، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
فهرست الکتب العربیة المحفوظة بالکتبخانة الخدیویة المصریة، قاهره، ١٣٠٨م؛
فهرس المطبوعات الترکیة العثمانیة، قاهره، ١٩٨٢م؛
قره بلوط، علیرضا و احمد طوران، معجم التاریخ التراث الاسلامی فی مکتبات العالم، قیصریه، دارالعقبه؛
قمی، عباس، هدیةالاحباب، تهران، ١٣٦٣ش؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٥٧م؛
کوپریلیزاده محمدپاشا کتبخانه سنده محفوظ کتب موجوده نک دفتریدر، استانبول؛
کوثری، محمدزاهد، مقالات، قاهره، ١٣٧٢ق؛
گلشنی، عبدالکریم، «نقد و معرفی کتاب تقویم التواریخ»، آینۀ میراث، تهران، ١٣٧٧ش، س ١، شم ٢؛
محدث، هاشم، مقدمه بر ترجمۀ تقویم التواریخ حاجیخلیفه، تهران، ١٣٧٦ش؛
مدرس، محمدعلی، ریحانةالادب، تبریز، ١٣٦٩ش؛
مرعشی، شهابالدین، مقدمه بر کشفالظنون حاجی خلیفه، ج ١؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
الموسوعة العربیة، دمشق، ٢٠٠٣م؛
میکل، آ. و ه . لوران، اسلام و تمدن اسلام، ترجمۀ حسن فروغی، تهران، ١٣٨١ش؛
نالینو، ک. آ.، علم الفلک، رم، ١٩١١م؛
نور عثمانیه کتبخانه سنده محفوظ کتب موجوده نک دفتریدر، استانبول، ١٣٠٣ق؛
نوشاهی، عارف، فهرست نسخههای خطی فارسی موزۀ ملی پاکستان، کراچی، لاهور، ١٣٥٠ش؛
واندیک، ا.، اکتفاء القنوع، به کوشش محمدعلی ببلاوی، قاهره، ١٣١٣ق / ١٨٩٦م؛
ووسینیچ، وین، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ سهیل آذری، تبریز، ١٣٤٦ش؛
هاشمپور سبحانی، توفیق، «ادای دین به مصطفی بن عبدالله، معروف به حاج خلیفه یا کاتب چلبی، کتابشناس بزرگ ترک»، کتابداری، تهران، ١٣٧٨ش، س ٣٣، دفتر ٣٠-٣١؛
نیز:
Bursali, M. T., Osmanli müellifleri, Istanbul, ١٩٧٥;
EI١;
EI٢;
GAL;
GAL, S;
Hammer-Purgstall, J., Geschichte des osmanischen Reiches, Graz, ١٩٦٣;
IA;
Ivanow, W., Concise Descriptive Catalogue of the Persian Manuscripts in the Collection of the Asiatic Society of Bengal, Calcutta, ١٩٨٥;
Karaalioğlu, S. K., Türk edebiyatçılar sözlüğü, Istanbul, ١٩٨٢;
Krachkovskiĭ, I. Yu., Izbrannye Sochineniya, Moscow / Leningrad, ١٩٥٧;
Shaw, S. J. and E. K. Shaw, History of the Ottoman Empire and Modern Turkey, Cambridge, ١٩٨٥;
Storey, C. A., Persian Literature, London, ١٩٧٠;
Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧١;
Türkiye diyanet vakfı İslâm ansiklopedisi, Ankara, ٢٠٠٢;
UzunçarŞılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٢;
Wurm, H., «Der osmanische Historiker Hüseyn b. Ğa'fer, genannt Hezārfenn, und die Istanbuler Gesellschaft», Der zweiten Hälfte, Hamburg, ١٩٧١, vol. XVII.
یوسف بیگباباپور