دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٨ - چهل طوطی
چهل طوطی
نویسنده (ها) :
حمید رضا شایگان فر
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٦ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چِهِلْطوطی، یا طوطینامه، از متون داستانی و کهن هند به زبان سنسکریت که به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. دو متن معتبر از این کتاب به زبان فارسی در دست است: یکی ترجمه و تألیف عماد بن محمد ثغری (سدۀ ٧ و ٨ ق / ١٣ و ١٤م)، با نام جواهر الاسمار ( طوطینامه)، و دیگری ویرایش و تألیف دوبارۀ ترجمۀ ثغری بهقلم ضیاءالدین نخشبی (د ٧٥١ق / ١٣٥٠م) با عنوان طوطینامه که مشهورتر است.
خلاصۀ اصلِ داستان این است: بازرگانی به سفر میرود و از همسرش میخواهد تا در غیبت او، قبل از اقدام به هر کاری، با طوطیِ وی مشورت کند. در مدت غیبتِ بازرگان، همسر او عاشق جوانی میشود و هر شب که قصدِ دیدار او میکند، ابتدا راز خود را با طوطی در میان میگذارد و طوطی با داستانپردازی، چنان زن را سرگرم میکند که شب میگذرد و دنبالۀ داستانها به شب دیگر موکول میشود و بر همین منوال ٧٢ شب سپری میگردد تا شب هفتاد و سوم بازرگان از سفر برمیگردد و از آنچه در غیبتش رخ داده، آگاه میشود (نک : ثغری، مقدمه، ١٦-١٧).
امروزه دو روایت به زبان سنسکریت از متن اصلیِ طوطینامه (که از بین رفته)، مشهور به شوکه (سوکه) سپتاتی (به معنای ٧٠ [داستانِ] طوطی) موجود است و ظاهراً روایت مفصلتر ــ که بـه دست برهمنی بـه نـام چینتامَنی بهته فـراهم شده ــ به اصل نزدیکتر است (مجتبائی، ١٩).
عماد بن محمد ثغری در حدود سال ٧١٤ق / ١٣١٤م، چنانکه خود میگوید، به سفارش دوستان و به امید پیوستن به دربارِ سلطان وقت، علاءالدین محمد (سل ٦٩٥-٧١٥ق / ١٢٩٦-١٣١٥م) از سلاطین خلجیِ هند، درصدد برمیآید تا تألیفی فراهم آورد و به کتابخانۀ وی تقدیم کند؛ آنگاه به متن سنسکریتِ طوطینامه برمیخورد. ثغری داستانهایی را که در نسخۀ سنسکریت ناپسند میدید، و همچنین داستانهای تکراریِ آن را ــ که در کلیله و دمنۀ فارسی و سندباد نامه نیز آمده است ــ حذف میکند و بهجای آنها داستانهایی از دیگر متون هندی (سنسکریت) و مواضع دیگر و بهویژه از کلیله و دمنۀ سنسکریت (پنچتنترا) ــ آن داستانهایی که در متن ترجمۀ فارسیِ کلیله نیامده است ــ برمیگزیند، به فارسی برمیگرداند، به ترجمۀ خود میافزاید و کل داستانها را محدود به ٥٢ شب میکند تا طوطی هر شب، روایتگرِ یکی از آنها باشد (نک : ثغری، مقدمه، ١١- ١٨). ثغری اغلب بهجای اسامیِ مکانها و نامهای هندی، از نامهای پارسی استفاده میکند و متن داستانها را نیز به آیات قرآن کریم، احادیث، امثله و اشعار فارسی و عربی میآراید و نام کتاب خود را جواهر الاسمار مینهد.
اطلاع ما از زندگی عماد بن محمد ثغری محدود به همین ترجمۀ او از متن طوطینامۀ سنسکریت ( شوکه سپتاتی) است. از محتوای کتاب چنین برمیآید که جد، پدر و برادر ثغری با دربار شاهان ارتباط داشتهاند و او نیز بعد از تحصیل در محضر علما و فضلای عصر، در حدود سال هفدهمِ سلطنت علاءالدین محمد خلجی ترجمۀ خود را برای تقدیم به سلطان به پایان رسانده است (نک : همو، مقدمه، ١١-١٣). همچنین از خلال افزودههای ثغری به کتاب ــ بهویژه توصیفات زیبای ادبی وی در آغاز داستانها ــ دانش بسیارِ ادبی و علمی وی آشکار است، اما بسامد بالای واژگانِ مغلقِ عربی و اطنابی که در نثر ثغری دیده میشود، اغلب باعث ملال خواننده میگردد. از سوی دیگر، هندیان چون از طریق فرهنگ و زبان فارسی با زبان عربی آشنا شده بودند، از متون ساده با بسامد بیشترِ واژگان فارسی در مقابل واژگان ناآشنا و مغلق عربی استقبال میکردند (نک : موریسن، ٤٣٥) و همین باعث شد که ترجمۀ ثغری، با استقبال گسترده روبهرو نشود و حتى ناشناخته بماند، چنانکه حدود یک دهه بعد از ترجمۀ ثغری، دوستی از ضیاءالدین نخشبی درخواست میکند که متن ترجمۀ ثغری را ــ اگرچه نخشبی نامی از ثغری نمیبرد ــ از نو به نثری روان و پیراسته بازنویسی کند تا مردمانِ بیشتری بتوانند از آن بهرهگیرند. نخشبی نیز بهگفتۀ خودش، «چند حکایت شنیع و بیذوق» را از ٥٢ تقریر در ترجمۀ ثغری میکاهد و به همان شمار، حکایات دیگر جانشین میکند و با کاستن از اطنابها، لفاظیها و واژگان مغلق در ترجمۀ ثغری، کتاب را در ٧٣٠ق / ١٣٣٠م به اتمام میرساند (ص ٤-٥، ٤٣٧).
نخشبی با درآمیختن داستانها، به ویژه با اشعار خود و همچنین شعر عرب، امثال و حکم فارسی و عربی، آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و نیز با تغییر برخی از نامهای متن، بهویژه نام قهرمانان اصلی داستان، متن را از نو تألیف میکند. درواقع، بعد از نگارش و ویرایش نخشبی است که طوطینامه مقبول طبع عام و خاص قرار میگیرد؛ چنانکه علاوه بر نسخهبرداریهای بسیار از روی آن، در سدۀ ٩ق / ١٥م به زبان ترکی ترجمه میشود (مجتبائی، ٢١؛ نک : نخشبی، ٥٤، ٨٥، ١٧٠، ٢١٠، ٢٣٤)؛ گرنز در ١٢٠٧ق / ١٧٩٢م آن را به انگلیسی برگرداند و در ١٢٧٥ق / ١٨٥٨م نیز تحریرِ ترکیِ آن به دست گئورک روزِن به زبان آلمانی ترجمه شد (ریو، II / ٧٥٣). برخی شاعران نیز شماری از داستانهای طوطینامۀ نخشبی را پسند طبع خود یافتند و به نظم فارسی و اردو درآوردند (نک : منزوی، خطی مشترک، ٧ / ٧٠١-٧٠٢؛ نیز راهی، ٢٦٧- ٢٦٨).
با توجه به آنچه گفته شد، نظر برخی از محققان ــ که نگارش نخشبی را ترجمۀ دیگری از متن سنسکریت دانستهاند (برای نمونه، نک : بهار، ٣ / ٢٦٠، حاشیۀ ٢؛ اقبال، ١ / ٥٢٨) ــ درست نمینماید. چنانکه گفته شد متنِ سنسکریت مورد استفادۀ ثغری مشتمل بر ٧٢ داستان بوده که در ٧٢ شب گزارش شده، اما ثغری آن را به ٥٢ شب محدود کرده است (نک : مقدمه، ١٦- ١٨). نام اصلیِ متن سنسکریت ( شوکه سپتاتی به معنای ٧٠ [داستانِ] طوطی) نیز مؤید سخن عماد ثغری است (نک : مجتبائی، ٢٠).
دو نویسندۀ دیگر به نامهای ابوالفضل علامی (د ١٠١١ق / ١٦٠٢م) و محمد قادری (د ١٠٤٥ق / ١٦٣٥م) نیز هر کدام خلاصه و تحریر تازهای از کتاب ضیاءالدین نخشبی فراهم آوردهاند. ابوالفضل تحریر خود را بهدستور اکبر شاه (سل ٩٦٣-١٠١٤ق / ١٥٥٦-١٦٠٥م) به انجام رسانید (اشرف، III / ٤)؛ اما محمد قادری علاوه بر سادهتر کردن، تلخیص و حذف برخی از داستانهای نسخۀ نخشبی، شمار شبها را نیز از ٥٢ به ٣٥ شب کاهش داد (ریو، II / ٧٥٤؛ نیز نک : آل احمد، ٢٥)؛ تهذیب قادری از طوطینامه نیز شهرتی به هم رساند، چنانکه در ١٢١٦ق / ١٨٠١م در لندن به همت گلدوین به انگلیسی ترجمه و منتشر شد (آربری، II(٦) / ٥٤٤) و مترجم آلمانی، ایکِن نیز نسخۀ قادری را در ١٨٣٧م به آلمانی برگرداند (ریو، II / ٧٥٣). مولر هم آن را در ١٣٥٣ق / ١٩٣٤م به زبان فرانسوی ترجمه کرد (آربری، II(٦) / ٥٤٥).
تحریر کماهمیتتری نیز از طوطینامه به نام چهل طوطی در سدۀ ١٣ق / ١٩م نوشته شد که نسخۀ خطی آن به همت ژوکوفسکی در ١٩٠١م در پترزبورگ به خط و زبان فارسی، و مشتمل بر یک مقدمه و ٥ حکایت در کتابی با عنوان مبدأ اللسان چاپ شد (آل احمد، ٢٧)؛ این تحریر در پاریس نیز در ١٩٢٧م منتشر شد، و در ایران هم بارها به چاپ رسیده است.
ب. ه . ورتم نیز ترجمۀ انگلیسیِ تحریرِ سنسکریتِ طوطینامه را با عنوان «طوطینامۀ اصل» در ١٩١١م در لندن منتشر کرد. ٦ حکایت از این مجموعه را که در جُنگی انگلیسی با عنوان «خردِ هند» آمده است، سیمین دانشور و جلال آلاحمد تحت همان عنوان طوطینامۀ اصل به فارسی برگرداندند (نک : دانشور، ٩-١١) که ابتدا در ١٣٤٤ش در مجلۀ یغما و سپس در ١٣٥١ش بهصورت کتابی مستقل در تهران به چاپ رسید.
از اثر عماد ثغری تحت عنوان جواهر الاسمار تنها یک نسخه در کتابخانۀ مجلس، آن هم به صورت ناقص (نک : آل احمد، ٣١)، باقی است که بهاهتمام شمسالدین آل احمد در ١٣٥٢ش در تهران تصحیح، و با حواشیِ سودمند منتشر شده است. اما از طوطینامۀ ضیاءالدین نخشبی، گاه با عنوان چهلطوطی، و همچنین از تحریر محمد قادری، نسخ خطیِ بسیاری در کتابخانههای معتبر ایران و جهـان موجود است (بـرای نمونه، نک : منزوی، خطی، ٥ / ٣٦٧٣، ٣٧٢٩-٣٧٣٢).
ماجرای اغلب داستانها و تمثیلات طوطینامه مبتنی بر فریبکاری و فاسقبازی و نیرنگسازی زنان، بهویژه در میان طبقات مرفه است که برای شناخت جوامع و فرهنگهای مربوط به خاستگاه این داستانها حائز اهمیت است. راویِ این داستانها معمولاً طوطی یا به ندرت برخی حیوانات دیگرند. در بسیاری موارد، حیوانات در قالب شخصیتها یا قهرمانان قصهها ظاهر میشوند (دربارۀ علت این امر و معنای نمادین حیوانات در قصهها، نک : آل احمد، ٤٨-٥٠).
آنچه در مجموعه داستانهایی از قبیل طوطینامه جلبنظر میکند، این است که این داستانها بعد از افزوده شدنِ عناصر فرهنگی ــ به ویژه ایرانی ــ بدانها ست که موردتوجه عمومی و حتى جهانی قرار میگیرند. استفاده از فن «داستان در داستان» نیز ــ که باعث جذابیت متن برای مخاطب میشود و در طوطینامه بسیـار از آن استفـاده شـده است ــ در واقع شیـوهای خـاص در داستاننویسی است که ایرانیان آن را پرورده و تثبیت کردهاند (نک : موریسن، ٣٠٧-٣١١). به علاوه، ثغری و همچنین نخشبی در ترجمه و تحریر خود، از تجربیات دوران زندگی خویش (سدههای ٧ و ٨ق) در ایران و هند بسیار سود جستند و این تجربهها را چاشنی افسانههای باستانی هند کردند؛ از این جهت نیز این طوطینامه ها گذشته از ارزش ادبی، از جهت جامعهشناختی و مطالعه در فرهنگ مردم در سدههای یاد شده، بسیار ارزشمندند، چرا که در این کتابها، از آدابِ پیشههای گوناگون، آیینها و مراسم، مسائل و قواعد حکومتی و جز اینها به کرات سخن رفته است (نک : آل احمد، ٥٠).
مآخذ
آل احمد، شمسالدین، مقدمه بر طوطینامه (نک : هم ، ثغری)؛
اقبالآشتیانی، عباس، تاریخ مغول، تهران، ١٣١٢ش؛
بهار، محمدتقی، سبکشناسی، تهران، ١٣٤٩ش؛
ثغری، عماد، طوطینامه ( جواهر الاسمار)، به کوشش شمسالدین آل احمد، تهران، ١٣٥٢ش؛
دانشور، سیمین و جلال آل احمد، مقدمه بر چهل طوطی اصل، تهران، ١٣٥١ش؛
راهی، اختر، ترجمههای متون فارسی به زبانهای پاکستانی، اسلامآباد، ١٤٠٦ق؛
مجتبائی، فتحالله و غلامعلی آریا، مقدمه بر طوطینامه (نک : هم ، نخشبی)؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
موریسن، جرج و دیگران، ادبیات ایران از آغاز تا امروز، ترجمۀ یعقوب آژند، تهران، ١٣٨٠ش؛
نخشبی، ضیاءالدین، طوطی نامه، به کوشش فتحالله مجتبائی و غلامعلی آریا، تهران، ١٣٧٢ش؛
نیز:
Arberry, A., J., Catalogue of the Library of the India Office, London, ١٩٣٧;
Ashraf, M., A Concise Descriptive Catalogue of the Persian Manuscripts in the Salar Jung Museum and Library, Hyderabad, ١٩٦٦;
Rieu, Ch., Catalogue of the Persian Manuscripts in the British Museum, Oxford, ١٩٦٦.
حمیدرضا شایگانفر