دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥١٠ - چندربهان منشی
چندربهان منشی
نویسنده (ها) :
پریسا سنجابی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چَنْدَرْبْهانِ مُنْشی (برهمن لاهوری)، ادیب و شاعر هندی ـ تبار پارسیگوی در سدۀ ١١ق / ١٧م، و از منشیان و خوشنویسان دربار شاه جهان (سل ١٠٣٧- ١٠٦٩ق / ١٦٢٨- ١٦٥٨م).
چندربهان متخلص به برهمن، در خانوادهای برهمن به دنیا آمد (واله، ١ / ٤١٢؛ لودی، ١٣٩؛ صفا، ٢(٥) / ١٢٣٦-١٢٣٧). پدرش دهرم داس لاهوری از صاحبمنصبان و دیوانیان لاهور بود (احمد، پاکستان ... ، ٢ / ٩٤؛ عبدالله، ٧٥). وی تعلیمات ابتدایی را نزد ملا ابوالحکیم سیالکوتی فرا گرفت (عظیمآبادی، ٢٥٦؛ چوپرا، ٣٣١). او همچنین به فراگیری زبانهای فارسی، عربی و سنسکریت، و آموختن آثار مهم ادبی به این زبانها همت گماشت (احمد، همان، ٢ / ٩٥).
چندربهان نخست به خدمت میر عبدالکریم (میر عمارت)، کاخدار و متصدی ساختمانهای لاهور درآمد (عبدالله، همانجا؛ صفا، ٥(٢) / ١٢٣٧؛ نیز نک : چوپرا، همانجا). پس از آن در سلک ملازمان ملا شکرالله شیرازی (د ١٠٤٨ق / ١٦٣٨م)، متخلص به افضل خان درآمد. افضل خان که مردی فاضل و ادیب بود و وزارت شاهجهان را به عهده داشت، چندربهان را به دربار شاهجهان برد و در دارالانشا به خدمت گماشت (عابدی، ٩٦١؛ کنبو، ٣ / ١٦٧؛ نیز نک : آفتاب اصغر، ٣٠١-٣٠٢). شاه جهان که از حسن خط و انشای چندربهان آگاه شد، او را به منصب هزاری گماشت و به خطاب رایی (راجگی) نواخت؛ نیز او را با وصف «هندوی فارسیدان» میستود (بختاور خان، ٢ / ٥٥١؛ احمد، همان، ٢ / ٩٦؛ صفا، ٥(٢) / ١٢٣٨؛ نیز نک : عابدی، ٩٦٢). پس از افضل خان چندربهان در تهیۀ مکاتبات رسمی، به وزرا و مقامات عالیرتبه کمک میکرد (احمد، همان، ٢ / ٩٦-٩٧؛ چوپرا، ٣٣٢).
شاهزاده داراشکوه (مق ١٠٦٩ق / ١٦٥٩م) که برای ترجمۀ آثار حکمی و عرفانی هند، گروهی از عالمان هندو را در خدمت داشت، سبک تحریر و شیوۀ نوشتن و سرودن چندربهان منشی را پسندید و وی را به عنوان دبیر و منشی خاص خود برگزید (صفا، عابدی، همانجاها؛ گوپاموی، ١٠٦).
به گفتۀ هیرا لعل چوپرا (همانجا) ترتیب ملاقات داراشکوه و بابا لعل (د ٩٥٧ق / ١٥٥٠م) ــ از صوفیان بزرگ هند ــ را چندربهان داده است. پس از کشته شدن داراشکوه، چندربهان با آنکه مورد عنایت اورنگ زیب (حک ١٠٦٨- ١١١٨ق / ١٦٥٧-١٧٠٦م) بود، از مناصب دولتی کناره گرفت و به شهر بنارس رفت و در همانجا در ١٠٧٣ق / ١٦٦٣م درگذشت (میرحسین، ٧٤؛ گلچینمعانی، ١ / ٦٣٤؛ نیز نک : ایمان، ١٠٥-١٠٦).
چندربهان شخصیتی وارسته، صوفیمنش و سلیمالطبع بود و با وجود تعلقات درباری، به امور دنیایی و مادی علاقه نشان نمیداد (عابدی، همانجا؛ عبدالله، ٧٦؛ احمد، «چندربهان ... »، ٣٦٨- ٣٦٩). وی افزون بر شاعری و سخنوری، در خوشنویسی نیز تبحر داشت. در نستعلیق شاگرد عبدالرشید دیلمی بود و شکستهنویسی را نزد کفایت خان آموخت (بیانی، ٢ / ١٣٢). غلاممحمد هفت قلمی قطعاتی از مشق کتاب وی را دیده است (ص ٥٥).
آثـار
١. چهار چمن، اثری تاریخی، که دارای ارزش ادبی نیز هست. این کتاب از مشهورترین آثار به زبان فارسی است که بهوسیلۀ پارسیدانان هند، پیش از ١٠٥٧ق نوشته شده است (صفا، ٥(٣) / ١٧٧٧). این اثر مشتمل بر ٤ بخش یا ٤ چمن است. دو بخش اول آن به شرح کارهای بزرگ وزرا، گزارش جشنهای دولتی، شرح مفصل کارهای روزانه، و جلال و شکوه دربار و پایتخت تازه، یعنی شاهجهانآباد، و ١٧ استان از استانهای معروف قلمرو شاهجهان، اختصاص دارد (منزوی، خطی ... ، ٥ / ١٣٥-١٣٧؛ صفا، همانجا). چمن سوم، شرح حال مؤلف و نامههای او به شاهجهان است، و چمن چهارم، بیانگر اندیشهها و نظریات چندربهان منشی دربارۀ دین، اخلاق، عرفان و تصوف است (همانجا؛ هادی، ١٤٠).
٢. منشآت برهمن، مجموعۀ نامههایی است که چندربهان به امرا و همسر و خویشاوندان خویش نوشته است. این اثر پیشرفت تدریجی زبان فارسی را در میان هندوان نشان میدهد. در این کتاب چندربهان فرزندش تیغ بهان را برای رسیدن به کمال، به فراگیری زبان فارسی و عربی توصیه میکند (عبدالله، ٧٨).
٣. دیوان، مجموعهای از غزلیات، رباعیات، قصاید و مفردات چندربهان است (نک : سراسر اثر)، که به کوشش محمد عبدالحمید فاروقی در کلکته (١٩٦٧م) به چاپ رسیده است.
٤. رسالۀ برهمن، تذکرۀ مختصری است در معرفی شاعران عهد اکبرشاه (سل ٩٦٣-١٠١٤ق / ١٥٥٦-١٦٠٥م) تا معاصران خود مؤلف (گلچین معانی، ١ / ٦٣١-٦٣٢؛ منزوی، همان، ٥ / ١٣٥).
آثار دیگر او اینها ست: گلدستۀ عشق، تحفة الانوار، نگارنامه، مجمع الفقراء، و نادر النکات، یا سؤال و جواب بابا لعل با داراشکوه، در باب تصوف هند (همانجا، فهرستواره، ٢ / ١٢٥٠، ١٣٢١؛ مارشال، ٣٧٨-٣٧٩).
سبک نگارش این آثار ساده، عاری از تکلف و به دور از اغراق، تشبیهات و استعارات رایج در آن دوره است (نک : احمد، «چندربهان»، ٣٧١-٣٧٤). بهجز سادگی و دور بودن از تکلفات، ایجاز و اختصار از ویژگیهای دیگر رسائل و رقعات چندربهان بهشمار میآید و آثار او را در قیاس با آثار منشیان و تاریخنگاران آن روزگار ممتاز میسازد (عبدالله، ٧٧-٧٩).
مآخذ
آفتاب اصغر، تاریخ نویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٣٦٤ش؛
احمد، ظهورالدین، پاکستان میں فارسی ادب کی تاریخ، لاهور، ١٩٧٤م؛
همو، «چندربهان لاهوری»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاکستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ٤؛
ایمان، رحم علیخان، منتخباللطایف، به کوشش محمدرضا جلالی نائینی و امیرحسن عابدی، تهران، ١٣٤٩ش؛
بختاورخان، محمد، مرآة العالم: تاریخ اورنگ زیب، به کوشش ساجده س. علوی، لاهور، ١٩٧٩م؛
بیانی، مهدی، احوال و آثار خوشنویسان، تهران، ١٣٤٥ش؛
چندربهان منشی، دیوان، به کوشش عبدالحمید فاروقی، کلکته، ١٩٧٦م؛
چوپرا، هیرا لعل، «چندربهان برهمن»، هند نو، تهران، ١٣٣٩ش، س ٩، شم ٥؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛
عـابدی، امیـرحسن، «هنـدوی فارسیدان»، سخن، تهران، ١٣٣٣ش، شم ١؛
عبدالله، محمد، ادبیات فارسی در میان هندوان، ترجمۀ محمد اسلم خان، تهران، ١٣٧١ش؛
عظیمآبادی، حسینقلی، تذکرۀ نشتر عشق، بهکوشش اصغر جانفدا، دوشنبه، ١٩٨١م؛
کنبو، محمدصالح، عمل صالح ( شاه جهان نامه)، به کوشش غلام یزدانی و وحید قریشی، لاهور، ١٩٧٢م؛
گلچین معانی، احمد، تاریخ تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨ش؛
گوپاموی، محمد قـدرتالله، نتـایج الافکار، به کـوشش اردشیر بنشـاهی خاضع، بمبئی، ١٣٣٦ش؛
لودی، شیرعلی، مرآة الخیال، بمبئی، ١٩٠٦م؛
منزوی، خطی مشترک؛
همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٨٢ش؛
میرحسین دوست سنبهلی، تذکرۀ حسینی، لکهنو، ١٢٩٣ق؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، ١٣٨٤ش؛
هفت قلمی دهلوی، غلام محمد، تذکرۀ خوشنویسان، به کوشش محمد هدایت حسین، کلکته، ١٣٢٨ق؛
نیز:
Hadi, N., Dictionary of Indo-Persian Literature, New Delhi, ١٩٩٥; Marshall, D. N., Mughals in India, London / New York, Marshall Publishing.
پریسا سنجابی