دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠١ - جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٣٠ مهر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جَهانْ مَلِکْ خاتون، از زنان شاعر و غزلسرای خاندان اینجو که در سدۀ ٨ ق / ١٤م، در عصر حافظ در شهر شیراز میزیست. وی فرزند جلال الدین مسعود، پسر محمود شاه اینجو، بنیانگذار فرمانروایی خاندان اینجو (ه م) در فارس بود (صفا، ٣ / ١٠٤٥). صاحب منتخب التواریخ اشاره دارد که جلالالدین مسعود پسر نداشت و از او این دختر «که به غایت مستعده و اشعار او معروف است»، باقی مانده است (ص ١٤٤). مسعود از نخستین ممدوحان حافظ بود که در قطعهای به این مطلع: «خسروا دادگرا بحر کفا شیردلا / ای جلال تو به انواع هنر ارزانی» ستایش شده است (ص ١٠٨٤).
نفیسی نام مادر جهان را سلطان بخت ذکر کرده است ( تاریخ ... ، ١ / ٢١٦)، ولی صفا این زن را نامادری جهان میداند (٣ / ١٠٤٨- ١٠٤٩). برخی مادر جهان را دختر و یا نوۀ خواجه رشیدالدین فضل الله دانسته (نک : کاشانیراد، ٦)، و تولد او را پس از ٧٢٥ق یاد کردهاند (همو، ٩). جهان در پی کشته شدن پدرش (پس از ٧٤٣ق / ١٣٤٢م)، تحت سرپرستی عمویش، شاه شیخ ابواسحاق قرار گرفت (صفا، ٣ / ١٠٤٧). تردیدی نیست که توجه کسی مانند ابواسحاق که خود صاحب ذوق، و محفل او محلِ آمد و شدِ شاعران و اندیشمندان بود، در پرورش جهان تأثیر بسزایی داشته است. در همین دوران (میان سالهای ٧٤٤-٧٤٨ق)، او را به همسری امینالدین جهرمی، ندیم ابواسحاق درآوردند (دولتشاه، ٣٢٣؛ نیز نک : صفا، ٣ / ١٠٤٨؛ کاشانیراد، همانجا). حاصل این ازدواج، دختری بود که نامِ مادریِ جهان، یعنی سلطان بخت را بر او نهادند (جهان، ٥٠٩-٥١١؛ نیز نک : صفا، ٣ / ١٠٤٨- ١٠٤٩؛ کاشانیراد، ٨).
دوران رفاه و به تعبیری دوران سُرور و نشاطِ جهان، بسیار کوتاه بود و با قتل شیخ ابواسحاق به دست امیر مبارزالدین در ٧٥٨ق / ١٣٥٧م، به پایان رسید (صفا، ٣ / ١٠٤٧). از این زمان، دوران سختی، عسرت و تنگدستی جهان آغاز شد و او «پای قناعت در دامن عافیت کشید» و در کنج مدرسهای خراب، عزلت گزید و در تحسرِ دورانِ گذشته و اندوهِ فقدانِ دخترش که در سالهای آغازین عمر درگذشته بود، روزگار میگذراند (جهان، ٣٠٩، ٥٠٩-٥١٢، ٥١٥، ٥١٦). جهان پس از ٧٨٤ق / ١٣٨٢م درگذشت (صفا، ٣ / ١٠٤٧-١٠٥٠).
از جهان ملک خاتون، دیوانی با ١٥ هزار بیت بر جا مانده است (کاشانیراد، همانجا). این دیوان با مقدمهای به نثر زیبا و پخته آغاز میگردد. جهان در ابتدا، انگیزۀ خود را از جمعآوری دیوانش برجای نهادن بهترین یادگار (شعر) از خویش میداند (نک : ص ٢). او در ابتدا نسبت به جمعآوری سرودههای خود تردید داشت، اما چون دانست که پیش از او زنانی بزرگ در میان عرب و عجم به شاعری نامآور شدهاند و از خود دیوان شعر برجای نهادهاند، به پیروی از آنان به جمعآوری اشعار خود اقدام کرد (ص ٣-٤). بیشترین حجم سرودههای جهان را غزلیات او تشکیل میدهد (نک : جم (.
زبان شعری او ساده و سلیس است و به ندرت در آن اشتباهات لفظی دیده میشود (صفا، ٣ / ١٠٥١). مضامین غزلها در ذکر احساسات عاشقانۀ زنانه (همو، ٣ / ١٠٤٨) و نیز بیانگر آرزومندی، اشتیاق و نیز غمنامۀ حیات یک زن در سدۀ ٨ ق است (دولتآبادی، ٤٣٠). از این دیوان بر میآید که ممدوحان وی ایناناند: مبارزالدین (با نام سلطان محمد و لقب غازی)؛ شاه شجاع؛ سلطان احمد بهادر ایلکانی؛ جلالالدین میر میران، حاکم اصفهان؛ و یاور شیخ ابو اسحاق (ص ٦- ٨، ٤٧٤؛ نـیـز نک : صفـا، ٣ / ١٠٤٧، ١٠٥١؛ دولـتآبـادی، ٤٢٣-٤٢٤؛ کاشانیراد، ٩-١٠).
جهان با برخی از شاعران همعصر خود ارتباط، و نسبت بدانها التفات داشت. میان او و عبید زاکانی «مشاعره و مناظره» برقرار بود (دولتشاه، ٣٢٣-٣٢٤)؛ هر چند به نظر میرسد عبید در شاعری بدو حسد میورزیده، و با زبانی زشت و ناپسند از او یاد میکرده است (همو، ٣٢٣). سعدی مورد توجه جهان بوده است و از او با عنوان «شیخ» یاد میکند و بیتی را هـم از وی در یکـی از غـزلهای خـود تضمیـن کـرده است (نک : ص ٩١-٩٢).
نفیسی معتقد است که میان جهان و حافظ مناسباتی وجود داشته است، زیرا هر دو در یک زمان، در یک شهر و در یک دربار به سر میبردهاند (نک : «حافظ ... »، ٣٧٠-٣٧٢). او غزلهایی در دیوان جهان یافته که از لحاظ وزن، قافیه و مضمون با برخی از غزلهای حافظ مشترک است. بر این اساس، نفیسی نتیجـهگیـری میکنـد کـه یکـی از دیگـری استقبـال کـرده است
(همانجا). دولتآبادی هم با اعتقاد به این ارتباط، غزلهای بسیاری از دیوانهای جهان و حافظ استخراج کرده است که در وزن، قافیه و مضمون مشترکاند (ص ٤٣٠-٤٤٠).
مآخذ
جهان ملک خاتون، دیوان، به کوشش پوراندخت کاشانیراد و کامل احمدنژاد، تهران، ١٣٧٤ش؛
حافظ، دیوان، به کوشش پرویز خانلری، تهران، ١٣٥٩ش؛
دولتآبادی، پروین، «جهان ملک خاتون، شاعر همزمان حافظ»، سخن اهل دل، تهران، ١٣٧١ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذکره، به کوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٣٧ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
کاشانیراد، پوراندخت و کامل احمدنژاد، مقدمه بر دیوان جهان ملک خاتون (هم )؛
منتخبالتواریخ معینی، منسوب به معینالدین نطنزی، به کوشش پروین اصطخری، تهران ١٣٨٣ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛
همو، «حافظ و جهان ملک خاتون»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٤٧ش، شم ١١.
علی میرانصاری