دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥ - اوحدی مراغه ای
اوحدی مراغه ای
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اوحَدیِ مَراغِهای، اوحدالدین (د ١٥ رمضان ٧٣٨ ق/ ٦ آوریل ١٣٣٨ م)، فرزند حسین اصفهانی، از سخنوران و عارفان سدۀ ٨ ق. تولد او را برپایۀ یكی از ابیات جام جم، حدود سال ٦٧٣ ق/ ١٢٧٤ م، تخمین زدهاند (نفیسی، ٤٩). دربارۀ اصل و زادگاه اوحدی، دو نظر متفاوت ابراز شده است: بسیاری اصل او را از مراغه دانستهاند و گفتهاند كه بیشتر عمر خود را در اصفهان گذرانده است (اوحدی بلیانی، ٩٨؛ انصاری، ٨)؛ اما نفیسی (ص ٥٠) با عنایت به برخی از سرودههای اوحدی، زادگاهش را اصفهان دانسته كه بعدها مقیم مراغه شده است. اگر گفتۀ نفیسی را كه ظاهراً دارای صحت است، بپذیریم، چنین به نظر میرسد كه اوحدی در اوایل جوانی از زادگاه خود اصفهان خارج شده، و به سیاحت در بسیاری از شهرها پرداخته است. ازجمله شهرهایی كه وی در دیوانش بدانها اشاره دارد، اینهاست: بصره، بغداد، دمشق، سلطانیه، كربلا، كوفه، نجف، قم و همدان (ص ٢٧، ٣٦، ٣٧، ٨٣، ٢٣٨، ٢٥٦، ٤٨٩، ٤٩٧).
او مدتها در آذربایجان به غربت میزیست (نک : اوحدی مراغهای، ٤٩٩) تا سرانجام پیش از ٧٠٦ ق/ ١٣٠٦ م، مقیم مراغه پایتخت ایلخانان شد (نفیسی، ٥٦) و از آنجا در زمان ابوسعیدخان به تبریز رفت و سلطان و وزیرش غیاثالدین محمد بن خواجه رشیدالدین فضلالله او را اكرام كردند (اوحدی بلیانی، همانجا). اوحدی حداقل در سالهای ٧٣٢-٧٣٣ ق/ ١٣٣٢-١٣٣٣م، در این شهر اقامت داشت (نفیسی، ٥٨)، ولی در پایان عمر به مراغه بازگشت و در همین شهر درگذشت و همانجا به خاك سپرده شد (خواندمیر، ٣/ ٢٢١). مقبرۀ وی اكنون در مراغه باقی است (مروارید، ٤٢٠؛ شوشتری، ٢/ ١٢٣)؛ در حالی كه دولتشاه وفات او را در ٦٩٧ ق/ ١٢٩٨ م و در اصفهان دانسته، و افزوده است كه مزار وی نزد مردم این شهر محترم است (ص ١٥٩).
اوحدی را با صفاتی چون عارف و موحد، ستودهاند (همو، ١٥٧). از چگونگی دانشاندوزی او اطلاعی در دست نیست. او را شاگرد اوحدالدین كرمانی (د ٦٣٤ ق) دانستهاند كه در كرمان دست ارادت به وی داده، و تخلص خود را نیز از نام وی برگرفته است (اوحدی بلیانی، همانجا). هرچند این قول با توجه به سال مرگ اوحدالدین كرمانی، بیپایه مینماید.
دربارۀ مذهب اوحدی مطلبی به صراحت بیان نشده است، ولی در دیوان او اشاراتی هست كه از اعتقاد وی به تشیع حكایت میكند. ازجمله: چندین بار از امام علی (ع) (ص ٣٦، ٥٥٦، ٥٦٣، ٥٨٤، ٦٧٢)، امام حسین (ع) (ص ٤-٦)، امام رضا (ع) (ص ٤٨٩) و حضرت مهدی (ع) (ص ٤٩٣)، یاد كرده است؛ اما نفیسی (ص ٥٩-٦٠) با استناد به اشارات شاعر به خلفای راشدین و «چهار یار» و یا «یار غار» خواندن آنها (ص ٣٥٢، ٤٨٨، ٥٥٩، ٦٠١) و نیز اشارۀ او به شافعی (ص ٥٧٠)، چنین استدلال میكند كه مردم خراسان، عراق و آذربایجان در سدۀ ٨ ق، بیشتر شافعی بودهاند و اهل این مذهب نسبت به سایر مذاهب اهل تسنن، علاقۀ خاصی به اهل بیت دارند و لذا اوحدی میتواند شافعی باشد.
آثـار
سرودههای اوحدی از همان آغاز، مورد توجه بوده، و در آثار دیگران نقل شده است (حمدالله، ٨١٦؛ نفیسی، ٦٠-٦١) و شمار آنها به ٧٢٩‘١٤ بیت میرسد (همو، ٦٠).
١. دیوان، شامل قصاید، غزلیات، تركیبات، ترجیعات و رباعیات است (همانجا). علیشیر نوایی این اثر را مشهور دانسته (ص ٣٢٧- ٣٢٨)، و جامی آن را در غایت لطافت و عذوبت گفته كه به ویژه ترجیعاتش دارای حقایق و معارف است (ص ٦٠٤). در میان سرودههای اوحدی به غزلهای او عنایت بیشتری شده است؛ چنانکه در زمان خود اوحدی، برخی آنها را استقبال كردهاند (نفیسی، همانجا)، و یا برخی از كاتبان به لحاظ مشابهت مضامین بعضی از غزلها با بهترین غزلهای حافظ، به اشتباه افتاده، و غزلهای اوحدی را در نسخههای دستنویس دیوان حافظ وارد ساختهاند (اخوان، ١٣٧؛ بیگدلی، ١٦٦؛ مسرور، ١٢٩-١٣٠).
٢. جام جم، از مثنویهای اوحدی است كه سرودن آن را در ٧٣٣ ق/ ١٣٣٣ م، پس از یك سال در تبریز به پایان برد و به نام خواجه غیاثالدین محمد پسر خواجه رشیدالدین فضلالله كرد (اوحدی مراغهای، ٤٩٩-٥٠٠؛ نفیسی، ٥٧؛ مسرور، ١٣٢). این مثنوی، بر وزن و اسلوب حدیقۀ سنایی سروده شده است (جامی، همانجا؛ اوحدی بلیانی، ٩٨) و از همان ابتدا، با اقبال مردم روبهرو بود و از آن نسخههای متعدد تهیه میشد (دولتشاه، ١٥٩).
٣. منطق العشاق، یا ده نامه، محبتنامه. این مثنوی از مجموعۀ آثاری است كه به همین نامها در سدههای ٧-١٠ ق سروده شده است و شامل نامههایی عاشقانه بود كه میان عاشق و معشوق مبادله میشد (برهان، ١٤٠؛ عیوضی، ٥٢٥-٥٢٦). اوحدی این اثر را در ٧٠٦ ق/ ١٣٠٦ م، به نام وجیهالدین یوسف بن حسن، نوۀ خواجه نصیرالدین طوسی در مراغه به پایان رساند (اوحدی مراغهای، ٤٥٥-٤٥٦؛ نفیسی، ٥٦).
از آثار اوحدی دستنویسهای بسیاری باقی مانده است. این آثار دارای چاپهای مختلف و متنوعی است (نک : همو، ٦٥). آخرین چاپ كلیات وی به كوشش سعید نفیسی در ١٣٤٠ ش در تهران صورت گرفت.
مآخذ
اخوان ثالث، مهدی، حریم سایههای سبز، تهران، ١٣٧٢ ش؛
انصاری كازرونی، ابوالقاسم، مرقوم پنجم كتاب سُلم السموات، به كوشش یحیى قریب، تهران، ١٣٤٠ ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
اوحدی مراغهای، كلیات، به كوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٤٠ ش؛
برهان آزاد، ابراهیم، «محبتنامهها یا دهنامهها»، ارمغان، تهران، ١٣٥٥ش، س ٥٨، شم ١؛
بیگدلی، غلامحسین، «اوحدی و حافظ»، حافظشناسی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به كوشش محمود عابدی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢٨ ق/ ١٩١٠ م؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٢ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، تهران، ١٣٦٦ش؛
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٦ ق؛
علیشیر نوایی، مجالس النفائس، به كوشش علیاصغر حكمت، تهران، ١٣٦٣ ش؛
عیوضی، رشید، «ده نامهگویی در ادب پارسی»، نشریۀ دانشكدۀ ادبیات و علوم انسانی، تبریز، ١٣٥٤ ش، س ٢٧، شم ١١٣؛
مروارید، یونس، مراغه (افرازه رود)، تهران، ١٣٦٠ ش؛
مسرور، حسین، «شرح حال اوحدی مراغهای»، ارمغان، تهران، ١٣٠٧ ش، س ٩، شم ٢٠؛
نفیسی، سعید، مقدمه بر كلیات اوحدی مراغهای (هم ).
علی میرانصاری