دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٢٣ - جودت
جودت
نویسنده (ها) :
رحیم رئیس نیا
آخرین بروز رسانی :
شنبه ١١ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جودَت، عبدالله، شاعر، مترجم، فعال سیاسی، اندیشمند، طبیب و ناشر ترکیهای و از بنیانگذاران جمعیت اتحاد و ترقی. او در جمادی الاول ١٢٨٦ق / سپتامبر ١٨٦٩م در عربگیر ــ قصبهای در ولایت معمورة العزیز که امروزه الازیق نامیده میشود و در منطقۀ فلات علیا قرارگرفته است (میدان لاروس، II / ٦٢٧؛ آق بایراق، ٩) ــ در یک خانوادۀ کردتبار به دنیا آمد (ماردین، ١٦٤؛ EI٢, II / ٥٣٣). به همین سبب بود که بعدها بعضی از مقالات خود را با نام مستعار «بیر کرد» (یک کرد) امضا میکرد («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩٠).
جودت تحصیلات ابتدایی و تعلیمات دینی را از پدرش حاج عمر وصفی افندی ــ که وابسته به صنف عامیه و کاتب طابور (منشی گردان) بود ــ و عمویش، که پیشنماز محله بود، فرا گرفت («دائرةالمعارف عثمانیها»، I / ١١).
وی پس از تحصیل در رشدیه در مکتب طبیّۀ عسکری ادامۀ تحصیل داد و در ١٣١٢ق / ١٨٩٤م با درجۀ سروان طبیب فارغالتحصیل شد (آقشین، «تاریخ اندیشه ... »، ٣٣٤-٣٣٥؛ اولکن، ٢٤٠؛ «دائرةالمعارف دیانت»، همانجا).
تحصیل در مکتب عسکری یکی از نقاط عطف زندگی عبدالله جودت به شمار میآید. وی به هنگام ورود به این نهاد علمی ـ نظامی، بسیار دیندار بود (اولکن، همانجا) و واجبات دینی را به جای میآورد («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا) و پارهای از شعرهایش را با الهام از باورهای دینی میسرود (ماردین، ١٦٥)، چنانکه دومین مجموعۀ شعری چاپ شدۀ وی حدود سال ١٣١٨ق با «نعت شریف» در ستایش پیامبر (ص) آغاز شده است (EI٢، همانجا). اما در همان زمان، تمایلات «مادهگرایی زیستشناسانه» ــ که در مکتب طبیه رواج داشت ــ او را تحت تأثیر قرار داد، چنانکه بخشی از کتاب معروف لودویک بوشنر (١٨٢٤-١٨٩٩م) پزشک و فیلسوف آلمانی و از مدافعان ماده باوری (نک : بریتانیکا، II / ٥٩٧) را با عنوان فیزیولوجیای تفکر (١٣٠٧ق / ١٨٩٠م) و کتاب دیگر او را با نام گوریل (١٣١٢ق / ١٨٩٤م) به زبان ترکی عثمانی ترجمه کرد (ماردین، ١٦٩؛ «دائرةالمعارف عثمانیها»، همانجا).
تأثیر دیگر فضای حاکم بر مکتب طبیۀ عسکری، تمایلِ عبدالله جودت به فعالیتهای سیاسی بر ضد رژیم استبدادی عثمانی بود، آن هم در زمانی که سلطان عبدالحمید دوم در اواخر سال ١٢٩٣ق / ١٨٧٦م ناگزیر از اعلان مشروطیت اول شده بود («دائرةالمعارف دیانت»، XXIX / ٣٩١) و پس از انحلال مجلس مبعوثان در صفر ١٢٩٥ / فوریۀ ١٨٧٨، و پایان حکومت مشروطه (کارال، VIII / ٢٤٠)، جمعیت نامنسجم «ینی عثمانلیلار» (نوعثمانیان) و یا «گنج عثمانلیلار» (عثمانیان جوان) ــ که در اروپا معروف به «ژون تورکلر» (ترکان جوان، نک : ه م) بود ــ (آقشین، «ترکان جوان ... »، ١٨-١٩؛ کارال، VIII / ٢٤٣, ٣٨٨)، فرو پاشید (میدان لاروس، VI / ٧٠٩). در همان سال، جمعیت «اتحاد عثمانی» که بعدها به «اتحاد و ترقی» تغییر نام داد (تونایا، III / ٧)، پا گرفت. عبدالله جودت یکی از ٤ یا ٥ بنیانگذار اولیۀ جمعیت «اتحاد عثمانی» محسوب میشود. بنیانگذاران این جمعیت، همگی از دانشجویان مکتب طبیۀ عسکری بودند، (رامزاور، ١٤-١٥؛ کارال، VIII / ٥١٣-٥١٤؛ اولکن، ١٢٠؛ ماردین، ١٦٤؛ آقشین، همان، ٢٢؛ پتروسیان، ١٧٥؛ تونایا، همانجا). او در دوران دانشجویی خود در همان نهاد آموزشی ـ نظامی، به سبب فعالیت سیاسی چند بار از طرف مدیریت آنجا بازخواست، تنبیه و حتى بازداشت شد.
جودت پس از فراغ از تحصیل در بیمارستان حیدرپاشای استانبول به عنوان دستیار چشم پزشک به کار پرداخت («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩٠) وی چند ماه بعد با استفاده از مأموریتی که برای مبارزه با بیماری وبا به دیاربکر اعزام شده بـود، نظر افـرادی ــ از آن جمله ضیاء گوکالپ معروف ــ را به جمعیت اتحاد عثمانی جلب کرد (هانی اوغلو، I / ٢٩٢).
جودت سرانجام پس از یک سال و نیم اشتغال در بیمارستان («دائرةالمعارف ترک»، I / ٣٧)، به علت انتشار بیاننامۀ جمعیت (هانی اوغلو، I / ٣٨٨-٣٩٩)، مورد سوءظن قرارگرفت و همراه با عدهای که از «اصحاب افکار فاسده» و «ارباب افکار خائنانه» بهشمار آمده بودند (همو، I / ٤٠١ ff.) دستگیر، و در رجب ١٣١٣ / دسامبر ١٨٩٥ به طرابلس غرب (تریپولی) تبعید گردید (همو، I / ١٨٦-١٨٧). او پس از آنکه مدتی در قلعه زندانی شد، اجازه یافت که در داخل باروی شهر آزاد بگردد. وی از این فرصت استفاده کـرد و مقالاتی بـا نامهای مستعار به نشریات جمعیت ــ که در پاریس منتشر میشدند ــ فرستاد و زمانیکه اطلاع یافت درصدد تبعیدش به نقطۀ دیگری هستند، از طریق تونس به فرانسه گریخت و به ترکان جوان فعال در آنجا پیوست («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩٠-٩١؛ ماردین، ١٦٥؛ «دائرةالمعارف جمهوریت»، I / ١٩٧).
عبدالله جودت و رفیقش اسحاق سکوتی ــ که ابتدا جزو مخالفان سازش با عبدالحمید بودند ــ پس از فرار به اروپا در ژنو مستقر شدند و به تهیۀ مقدمات انتشار روزنامهای به نام عثمانلی به زبانهای ترکی و فرانسوی پرداختند (رامزاور، ٥٣؛ رئیسنیا، ٢ / ٣٧٢؛ «دائرةالمعارف جمهوریت»، همانجا). نخستین شمارۀ عثمانلی در رجب ١٣١٥ / دسامبر ١٨٩٧ منتشر شد. این نشریه، ارگان مطبوعاتی گروه ژنو اتحاد و ترقی بود (ماردین، ١٠٦).
سلطان عبدالحمبد بار دیگر برای رفع نگرانی خود از بابت کانون مخالفت جدید، ابتدا احمد جلال الدین پاشا ــ «سرخفیۀ» خود (همانجا) ــ و سپس منیربیک، سفیر معتمد خویش در پاریس را مأمور مذاکره و معامله با عناصر فعال و مؤثر اتحاد و ترقی در ژنو کرد و سرانجام جودت و اسحاق سکوتی هم با قبولاندن برخی از شروط خود به نمایندۀ سلطان با وی به سازش رسیدند. در نتیجه، انتشار روزنامۀ عثمانلی در ١٣١٧ق / ١٨٩٩م متوقف گردید و مدتی بعد جودت در سفارت وین، و اسحاق سکوتی در سفارت رُم به عنوان افسر طبیب نظامی به کار پرداختند (رامزاور، رئیسنیا، همانجاها؛ پتروسیان، ٢٠٥).
جودت دربارۀ دلیل سازش خود با نمایندۀ سلطان چنین نوشته است: «فکر کردم که آب و تاب دادن به حرفهای خشک و خالی که شمار خوانندگانشان بیش از ١٠٠ نفر نیست، محال اندر محال است. زمانیکه به آزادی آن همه محکومین سیاسی نخبه و تا حدودی ترفیه حال آنها موفق شدم، پیشنهاد حکومت سنیه را دربارۀ قبول مأموریت پذیرفتم» (ماردین، ١٦٦). ادعا شده است که وی به سبب دادن گزارشهای مخفیانه دربارۀ ترکان جوان به سلطان عبدالحمید مورد التفات او قرار گرفته است (ایشیق، I / ٢٠).
حضور عبدالله جودت در سفارت حدود ٣ سال ادامه یافت (ماردین، همانجا). با وجود آنکه حقوق دریافتی او و رفقایش نقش مهمی در حل مسائل مالی جمعیت داشت («دائرةالمعارف دیانت»، XXIII / ٤٧٨)، لیکن سازش با دربار تأثیر منفی در افکار عمومی آزادیخواهان عثمانی در داخل و خارج از کشور بر جای گذاشت (آقشین، «ترکان جوان»، ٣٨) و در اروپا، در میان ترکان جوان، جناح مخالفی با معاملهکنندگان با حکومت شکل گرفت که احمدرضا بیک، از رهبران ترکان جوان در رأس آن قرار داشت (هانی اوغلو، II / ٣٠٧).
به نظر میرسد جودت همزمان با کار در سفارت، به فعالیتهای سیاسی خود نیز پنهانی ادامه میداد؛ این موضوع سبب درگیری او با سفیر عثمانی در وین، شد. سرانجام به دنبال شکایت سفیر، پلیس اتریش در ١٣٢١ق / ١٩٠٣م جودت را از آن کشور اخراج کرد (ماردین، همانجا).
جودت سپس به پاریس رفت، اما احمدرضا بیک و یارانش بهعلت همکاری او با دربار از پذیرفتن وی خودداری کردند و او ناچار به ژنو بازگشت و انتشار عثمانلی را از سر گرفت. در اوایل سال ١٣٢٢ق / ١٩٠٤م، جودت به تشکیل «عثمانلی اتحاد و انقلاب جمعیتی» که تنها تشکیلات دارای تمایلات آنارشیستی در جنبش ترکان جوان بود، دست زد («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩١).
جودت که ارتقای سطح فرهنگی ترکان و انتشار مجلات فرهنگی را عمدهترین عامل ترقی کشور به شمار میآورد (کوران، ٢٦٦)، در جمادی الاول همان سال مجلۀ اجتهاد را به پشتیبانیِ مالی احمد جلال الدین پاشا، سرخفیۀ سابق، که دیگر از عبدالحمید رویگردان شده بود (کوران، ٢٢٧-٢٢٨, ٢٣٥-٢٣٦؛ «دائرةالمعارف عثمانیها»، I / ١١٢)، انتشار داد. این مجله که به ترکی و زبانهای اروپایی منتشر میشد، تنها مجلهای در جنبش ترکان جوان بود که در آن، فرهنگ بر سیاست غلبه داشت (نک : «دائرةالمعارف دیانت»، همانجا). این نشریه از سطحی بودن بینش سیاسی نشریات دیگر ترکان جوان انتقاد میکرد و برای یافتن معانی عمیقتری از سیاست میکوشید. از همان زمان شکاف بین عبدالله جودت و گـروه احمدرضا شاکر بیک ــ که بـا گذشت زمان دریافتشان از سیاست سطحیتـر و گروهگرایانهتر میشد ــ عمیقتر گردید. تشدید چنین اختلافنظری بود که پس از پیروزی اتحادیون در ١٣٢٦ق / ١٩٠٨م در ترکیه بازگشت عبدالله جودت به استانبول را تا ١٣٢٩ق / ١٩١١م، به تعویق انداخت (ماردین، ١٦٧). حلمی ضیاء اولکن، تعویق بازگشت جودت به استانبول را ناشی از فروکش کردن حرص و هیجان سیاسی او دانسته است (ص ٢٤٢-٢٤٣).
انتشار اجتهاد در ژنو بیش از ٩ شماره ادامه نیافت و جودت در ١٣٢٢ق / ١٩٠٤م، در نتیجۀ شکایت دربار عثمانی، به بهانۀ چاپ منظومۀ هجوآمیز «بیر رؤیا» (یک رؤیا) در نکوهش سلطان ــ که از قرار معلوم یکی از مأموران دربار تعمداً در اختیارش گذاشته بود (کوران، ٢٤٨, ٢٥٤-٢٥٥) ــ از سویس اخراج (ماردین، همانجا)، و به طور غیابی به زندان ابد محکوم گردید.
جودت حدود یک سال بعد به قاهره مهاجرت کرد و مطعبۀ اجتهاد را بهمنظور انتشار مجله و کتاب به آن شهر انتقال داد (همو، نیز «دائرةالمعارف دیانت»، همانجاها). پس از انتشار ١٤ شمارۀ دیگر از اجتهاد در قاهره، زمینۀ بازگشت او به استانبول فراهم آمد. او پس از بازگشت به این شهر، به انتشار اجتهاد تا پایان عمر خود (نوامبر ١٩٣٢م / آذر ١٣١١ش)، ادامه داد و ٣٥٨ شماره از آن را منتشر کرد (همان، XXI / ٤٤٨).
عبدالله جودت پس از بازگشت به استانبول، از همان روزهای نخست برای تأسیس «خانۀ اجتهاد» کوشید و دوباره در کنار انتشار مجلۀ اجتهاد، به انتشار کتابهای سری «کتبخانۀ اجتهاد» ادامه داد (اولکن، همانجا). او زمانیکه در مصر بود، با حزب «تشبث شخصی و عدم مرکزیت جمعیتی» به رهبری پرنس صباح الدین از مخالفین «جمعیت اتحاد و ترقی» (که پس از اعلان مشروطیت دوم در ١٣٢٣ق / ١٩٠٥م به حزب حاکم در ترکیه تبدیل شده بود)، ارتباط نزدیک داشت («دائرةالمعارف دیانت»، همانجا).
جودت در استانبول به عضویت «عثمانلی دموکرات فرقه سی» (فرقۀ دموکرات عثمانی) درآمد. رئیس این حزب ابراهیم تمو، همرزم قدیمیاش و از بنیانگذاران جمعیت اتحاد عثمانی در ١٣٠٦ق، بود. جودت به عنوان معاون وی یا رئیس دوم، برگزیده شد (تونایا، I / ١٧١-١٧٢). او در نشریات فرقۀ یاد شده و بهویژه در مجلۀ تنقید ــ که ترجمان فکری فرقه بهشمار میآمد و گروهی از جوانـان عضو حـزب در اطراف آن گرد آمده بودند ــ قلم میزد (همو، I / ١٧٦, ١٧٧). حزب حاکم، وجود این فرقه را بر نمیتافت و به اشکال مختلف آن را تحت فشار قرار میداد (همو، I / ١٧٥؛ آقشین، «ترکان جوان»، ١٧٨)، چندانکه ابراهیم تمو در اواخر سال ١٣٢٨ق / ١٩١٠م ناگزیر از مهاجرت به رومانی شد (همانجا).
پس از مدتی، فرقه دستخوش انفعال گردید و به دنبال تشکیل «حریت و ائتلاف فرقهسی» (حزب حریت و ائتلاف) در اواخر سال ١٣٢٩ق، فرقۀ دموکرات عثمانی منحل گردید (بیرنجی، ٣٩-٤٩). جودت از این پس، از فعالیت سیاسی خود کاست («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩١-٩٢) تا فعالیتهای فرهنگی خود را ادامه دهد.
وی در دورۀ حاکمیت حزب اتحاد و ترقی، و بهرغم صدور احکام توقیف اجتهاد، به انتشار شمارههای آن با نامهای جهد، اشهاد، اشتهاد، و عالم تجارت و صنایع انتشار داد و طی دورۀ مشروطیت دوم توانست تنها از شمارۀ ٢٤ تا ١٢٧ اجتهاد را منتشر سازد و از ربیع الثانی ١٣٣٣ق به بعد بهسبب تهدید شدن به مرگ از ادامۀ انتشار آن خودداری کرد؛ لیکن همزمان با برافتادن حاکمیت اتحاد و ترقی، شمارۀ ١٢٨ آن را با نام اشتهاد در ٢٦ محرم ١٣٣٧ق / ١ نوامبر ١٩١٨م انتشار داد.
جودت در این دوره، گذشته از انتشار اجتهاد، در نشریات دیگری نیز به مقالهنویسی بر ضد اتحادیون ادامه میداد. در همین دوره در تشکیل «انگلیس محبلر جمعیتی» (جمعیت دوستداران انگلیس)، و نیز در «کردستان تعالی جمعیتی» (جمعیت تعالی کردستان) ــ که با انگلیسیها همکاری داشت ــ فعال بود (تونایا، II / ٢٠٢, ٢٢٤).
او که پس از جنگ جهانی اول شاهد ورشکستگی عثمانیگرایی بود، نه به ملیگرایی ترک، بلکه به ریشههای کردی خود بازگشت (تسورشر، «کمالیست ... »، ٤٩). از همین روی ترکگرایان و اسلامگرایان او را متهم میکردند که در ورای ادعای غربگرایی، از ملیگرایی کرد دفاع میکند (برکس، ٤٣١). اگرچه دوبار در دولتهای دورۀ «متارکه» ــ دورۀ پس از برافتادن اتحاد و ترقی تا قدرتگیری مبارزۀ رهایی ملی به رهبری مصطفى کمال پاشا (تونچای، IV / ٥٢ ff.) ــ مدیر ادارۀ «صحیه» (بهداشت) شد، لیکن از آنجایی که به علت جریحهدار کردن احساسات مذهبی مؤمنان با نوشتههای بیملاحظه و جسارتآمیز خود، در نظر قشرهایی از جامعۀ عثمانی چهرهای نامطلوب و حتى منفور به شمار میآمد، بیش از چند ماه در آن مقام دوام نیاورد («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩٢).
جودت بیش از هر وابستۀ ترکان جوان، گرایشهای جمهوریخواهی داشت (تسورشر، همانجا) و بعضی از اصلاحات دورۀ جمهوریت را پیش از اعلان آن در ترکیه، مطرح کرده بود (حیلاو، ٣٨٣)؛ چنانکه اجتهاد پیشاهنگ بعضی از «انقلابهای» مصطفى کمال پاشا به شمار میرفت (ماردین، ١٦٨). جودت به علت برخی نظریات افراطیاش دربارۀ غربگرایی و اعتقادات مردم و نیز مخالفتش با تمرکزگرایی حکومت و دفاع از خودمختاری اقلیتهای مسلمان، از طرف ایدئولوژی رسمی دورۀ جمهوریت پذیرفته نشد (حیلاو، همانجا).
وی در ١٩٢٥م / ١٣٠٣ش به آنکارا رفت و با غازی مصطفى آل پاشا گفتوگو نمود و حتى غازی پیشنهاد کرد، او نمایندگی از طرف حزب حاکم را بپذیرد؛ ولی ارائۀ طرحی از جانب جودت برای وارد کردن خون تازهای به پیکر ملت و اصلاحنژاد آن از طریق اجازه دادن به مهاجرت گروههایی که در کشورهایی چون آلمان و ایتالیا به سر میبردند و فراهم آوردن شرایط ازدواج آنان با ترکها و پدید آوردن ملتی که توانایی تغییر سرنوشت خود را داشته باشد، با طوفانی از انتقاد و اعتراض مواجه شد و به داشتن مأموریت برای تخریب نهادهای دینی و اجتماعی ملت متهم شد و حتى برخی اظهار میداشتند که او را نه به مجلس، بلکه به تیمارستان باید فرستاد. دامنۀ این اعتراضات چندان وسیع بود که حتى به روزنامۀ حاکمیت ملیه، ارگان رسمی حزب حاکم، نیز کشیده شد (اولکن، ٢٥٠؛ کاراعلی اوغلو، III / ٧٠٣؛ حیلاو، همانجا).
گفته میشود مصطفى کمال احیاناً با نظریات او کموبیش آشنایی داشت و حتى احتمالاً تحت تأثیر برخی از آنها قرار گرفته بود (کات اوغلو، ٤٧٢). شباهت برنامههای اصلاحاتی عبدالله جودت، مانند لزوم ازدواج رسمی، گذاشتن کلاه و پوشیدن کت و شلوار، بستن خانقاهها، برپایی نظام نوین آموزشی، نوسازی زبان، روی آوردن به صنعت و تجارت ملی و ... با وجوهی از انقلاب کمالیستی قابل تأمل است (همانجا).
جودت به هنگام آغاز انتشار اجتهاد با الفبای لاتین در ١٩٢٩م / ١٣٠٨ش، یادآور شد که یک ربع قرن پیش از آن، در نخستین شمارههای همان مجله مبحث تغییر الفبا مطرح شده بود (ماردین، همانجا). هواداری او از تغییر الفبا در دورۀ مشروطیت دوم (تسورشر، «تاریخ نوین ... »، ٢٧٤)، بیگمان از مواردی بود که مورد توجه رهبر نظام جمهوریت ترکیه قرار گرفت. طرفداری جودت از الفبای لاتین هم حملات سنتگرایان را به وی و به طور غیر مستقیم به آتاتورک که او را به آنکارا فراخوانده بود، برانگیخت (برکس، ٥٤٩). گفته شده است که مصطفى کمال پاشا ترجمۀ «عقل سلیم»، اثر اولباک (١٧٢٣-١٧٨٩م) را ــ که ردیهای بود بر ادیان متشکل و صنف رهبان ــ به عبدالله جودت سفارش داده بود (اوندر، ١٤٨).
عبدالله جودت تا پایان عمر خود، ضمن طبابت به تألیف، ترجمه و انتشار مجلۀ اجتهاد و تألیف کتاب ادامه داد. او تربیت مردم (ماردین، ١٦٣) و «تنویر و تنور» (همو، ١٦٨-١٦٩) را وظیفۀ خود میدانست و بر آن بود که «اصلاح و تعمیر» و «ذکای» انسانها عامل اصلی اصلاحات است. وی معتقد بود ذکای انسانها به ساعتی میماند که به تعمیر احتیاج دارد (همو، ١٧٥) و ملت باید بیدار و آگاه باشد و هیچ حاکمی را که تابع «قانون شرع و امت» و «عاقل» و «منصف» نباشد، به رسمیت نشناسد (همو، ١٨٣)، و این همه را در پرتو ترویج آگاهی امکانپذیر میدانست و اعتقاد داشت همینکه ذوق خواندن آثار نویسندگان بزرگ غرب به خلق تزریق گردد، هیچ مانعی قادر به جلوگیری از تسریع این جریان نخواهد شد. از این روی لازم است شاهکارهای نویسندگان و شعرای بزرگ به صورتی عامهفهم به زبان ترکی ترجمه شود (همو، ١٧٤-١٧٥).
آثـار
جودت در تعقیب اهداف خود در کار نوشتن و نشر کوشا بود؛ وی انتشار حدود ٦٠ جلد کتاب از «کتبخانۀ اجتهاد» را در ژنو شروع کرده و در قاهره و استانبول ادامه داد. اکثر این آثار تألیف، ترجمه و سرودۀ خود جودت هستند («دائرةالمعارف دیانت»، XXI / ٤٤٨). کتابهایی که او تألیف کرده بیش از ٦٠ جلد است (کاراعلی اوغلو، همانجا) و به عبارتی دقیقتر مشتمل است بر ٤٦ تألیف و ٣٠ ترجمه («دائرةالمعارف دیانت»، I / ٩٣). که بدین ترتیب میتوان گروهبندی کرد:
١. سرودهها، مجموعههای شعر ترکی که شمار آنها به ٩ میرسد و از آن جمله است: هیچ، تُربۀ معصومیت، گیزلی فغانلار (فغانهای پنهانی)، رمضان باغچهسی، قارلی داغدان سَس (صدا از کوه پر برف) (اوزکریملی، I / ١٦)؛ و ٥. مجموعۀ شعر به زبان فرانسوی («دائرةالمعارف ادیبان ... »، ٤٦-٤٧). وی سرودههایی نیز به زبان فارسی دارد (همانجا).
٢. ترجمههایی از آثار نویسندگان و شاعران شرقی و غربی چون شیلر (١٧٥٩-١٨٠٥)، لرد بایرون (١٧٨٨-١٨٢٤م). ترجمۀ هفت اثر از آثار معروف شکسپیر (١٥٦٤-١٦١٦م) که هملت، مکبث، ژولیوس سزار، رومئو و ژولیت، شاه لیر، و آنتونی وکلئوپاترا از آن جملهاند (همانجا)؛ رباعیات خیام و تورکچه یه ترجمه لری (رباعیات خیام و ترجمۀ آنها به ترکی) که نخستین بار در ١٣٣٢ق / ١٩١٤م و بار دیگر با افزودههایی در ١٩٢٦م در استانبول بـه چاپ رسید (رئیسنیا، ١ / ٧٩٦ بب )؛ دل مست مولانا (استانبول، ١٣٠٠ش / ١٩٢١م) که ترجمۀ گزیدههایی از دیوان کبیر مولوی (اولکن، ٢٤٣) و شاهدی است بر شیفتگی او نسبت به مولانا («دائرةالمعارف ترک»، I / ٣٨).
٣. ترجمههای مربوط به اسلامیت و سنن مذهبی، که عمدهترین و بحثانگیزترین آنها در این زمینه «تاریخ اسلامیت» راینهارت پیتر آن دوزی، خاورشناس هلندی (١٨٢٠-١٨٨٣م) (نک : «دائرةالمعارف دیانت»، II / ٥١٣-٥١٤) است که به ترکی ترجمه، و در دو جلد (مجموعاً مشتمل بر ٧٣٣ صفحه) در ١٩٠٨م در مصر (صادقپور، ١٢٥) در زمرۀ «کتابخانۀ اجتهاد»، چاپ و منتشر ساخت.
انتشار این کتاب موجی از انتقاد و اعتراض و اتهام را بر ضد آن و شخص عبدالله جودت برانگیخت و مترجم را ــ که در عین حال در زمرۀ مخالفان حزب حاکم به شمار میآمد ــ شریک جرم مؤلف، و او را در معرض حملات تند و تیز پایانناپذیر قرار داد. نقدهای زیادی بر کتاب مورد بحث نوشته شد که مهمترین آنها سلسله مقالاتی تحت عنوان «تاریخ اسلامیت»، نوشتۀ اسماعیل حقی مناسترلی (١٢٦٢-١٣٣٠ق / ١٨٤٦-١٩١٢م) عالم دینی و عضو مجلس اعیان بود (نک : «دائرةالمعارف دیانت»، XXVII / ٥٦٣-٥٦٤) که در چند شمارۀ روزنامۀ صراط مستقیم (در ٣٠ بخش) چاپ شد (همان، I / ٩١).
عبدالله جودت در فرانسه با گوستاولوبون (١٨٤١-١٩٣١م) پزشک و روانشناس فرانسوی (دایرةالمعارف ... ، ٢ / ٢٥١٣؛ سحاب، ٢٢٥-٢٢٦؛ میدان لاروس، VII / ٨٥٦) آشنا شد و یک اثر او را هنگامی که در مصر اقامت داشت، در قاهره (١٣٢٥ق / ١٩٠٧م) ترجمه و منتشر کرد و بعدها باز به ترجمۀ آثار وی ادامه داد (اولکن، ١٧٤). وی تا اواخر عمر خود در زمینۀ اصلاحات و تحولات اجتماعی تحت تأثیر افکار و نظریات او بود و در بسیاری از مقالات خود از جمله در عثمانلی (ماردین، ١١١) و اجتهاد، به وی استناد مینمود؛ چندانکه نام عبدالله جودت، نام گوستاولوبون، و نام گوستاولوبون نام عبدالله جودت را تداعی میکرد (اولکن، ٢٤٤).
مهمترین کتابهای لوبون که جودت به ترکی ترجمه و منتشر کرد، عبارتاند از: «روح الاقوام»، «عصر مزین نصوص فلسفهسی» (نصوص فلسفی عصرمان)، «آوروپا حربندن آلنان پسیکولوجیایی درسلر» (دروس روانشناسانۀ گرفته شده از جنگ اروپا)، «دون ویارین» (دیروز و فردا)، و «علم روح اجتماعی» («دائرةالمعارف ترک»، I / ٣٨). جودت بدون بررسی نقادانۀ نظریات لوبون سعی در تطبیق آنها در جامعۀ ترکیه داشت و اعتراضات و انتقاداتی بر ضد خود برمیانگیخت؛ چنانکه پیشنهاد اصلاح نژاد ترکیه از طریق دورگهسازی (نک : سطرهای پیشین) از آن جمله بود (اولکن، ٢٥٠-٢٥١؛ باقیرازر، ١٤١).
مآخذ
دایرةالمعارف فارسی؛
رئیسنیا، رحیم، ایران و عثمانی در آستانۀ قرن بیستم، تبریز، ١٣٧٤ش؛
سحاب، ابوالقاسم، فرهنگ خاورشناسان، تهران، ١٣٥٦ش؛
صادقپور وجدی، محمد و جمشید فرآذین، فهرست کتابخانۀ ملی تبریز (کتب چاپی اهدائی مرحوم حاج محمد نخجوانی)، تبریز، ١٣٥٢ش؛
نیز:
Akbayrak, N., Osmanlı yer adları sö
zlü
ğü
, Ι
stanbul, ٢٠٠٣;
Akԫin, S., «
Dü
ԫü
nce ve bilim tarihi (١٨٣٩-١٩٠٨)»
, Tü
rkiye tarihi (Osmanli devleti, ١٦٠٠-١٩٠٨), Istanbul, ١٩٩٠, vol. III;
id, Jö
n Tü
kler ve Ittihat ve Terakki, Istanbul, ١٩٨٧;
Bakırezer, G., «
Tü
rkiye’
de sosyal liberalizm (١٩٠٨-١٩٤٥)»
, Modern Tü
rkiye’
de siyası dü
ԫü
nce (Liberalizm), Istanbul, ٢٠٠٥, vol. VII;
Berkes, N., Tü
rkiye’
de (Ç
ağdaԫlaԫma), ed. A. Kuyaԫ, Istanbul, ٢٠٠٤;
Birinci, A., Hü
rriyet ve İtilâ
f Firkansi, Istanbul, ١٩٩٠;
Britannica, micropaedia, ١٩٨٦;
Cumhuriyet ansiklopedisi (١٩٢٣-٢٠٠٠), Istanbul, ٢٠٠٣;
EI٢;
Hanioğlu, M. Ԫ., Bir siyasal ö
rgü
t olarak Osmanlı İttihad ve Terakki Cemiyeti ve Jö
n Tü
rklü
k, Istanbul, ١٩٨٩;
Hilav, S., «
Dü
ԫü
nce tarihi (١٩٠٨-١٩٨٠)»
, Tü
rkiye tarihi (Ç
ağdaԫ Tü
rkiye, ١٩٠٨-١٩٨٠), ed. S. Akԫin, Istanbul, ١٩٩٠, vol. IV;
Iԫik, İ., Tü
rkiye yazarlar ansiklopedisi, Ankara, ٢٠٠٤;
Karaalioğlu, S. K., Tü
rk edebiyatı tarihi, Istanbul, ١٩٧٨;
Karal, E. Z., Osmanlı tarihi, Ankara, ٢٠٠٠;
Katoğlu, M., «
Cumhuriyet Tü
rkiyesi’
nde eğitim, kü
ltü
r, sanat»
, Tü
rkiye tarihi (Ç
ağdaԫ Tü
rkiye, ١٩٠٨-١٩٨٠), ed. S. Akԫin, Istanbul, ١٩٩٠, vol. IV;
Kuran, A. B., İnkilâ
p tarihimiz ve Jö
n Tü
rkler, Istanbul, ١٩٨٨;
Mardin, Ԫ., Jö
n Tü
rklerin siyasi fikirleri (١٨٩٥-١٩٠٨), Istanbul, ١٩٨٩;
Meydan Larousse, Istanbul, ١٩٨٧;
Osmanlılar ansiklopedisi (Yaԫamları ve yapıtlarıyla), Istanbul, ٢٠٠٤;
Ö
zkırımlı, A., Tü
rk, edebiyatı tarihi ansiklopedisi, Istanbul, ٢٠٠٤;
Petrosyan, Y., A., Sovyet gö
zü
yle Jö
ntü
rkler, tr. M. Beyhan and A. Hacıhasanoğıu, Istanbul, ١٩٧٧;
Ramsaur, E. E., The young Turks (Prelude to Revolution of ١٩٠٨ ), Beirut, ١٩٦٥;
Tunaya, T. Z., Tü
rkiye’
de siyasal partiler, Istanbul, ١٩٨٦-١٩٨٩;
Tunç
ay, M., «
Siyasal tarih (١٩٠٨-١٩٢٣)»
, Tü
rkiye tarihi (Ç
ağdaԫ Tü
rkiye, ١٩٠٨-١٩٨٠), ed. S. Akԫin, Istanbul, ١٩٩٠, vol. IV;
Tü
rk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٦٨;
Tü
rk dü
nyası edebiyatç
ıları ansiklopedisi, Ankara, ٢٠٠٢;
Tü
rkiye diyanet vakfı İslâ
m ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٦-٢٠٠٤;
Ü
lken, H.Z., Tü
rkiye’
de Ç
ağdaԫ dü
ԫü
nce tarihi, Istanbul, ١٩٦٦;
Ü
nder, H., «
Atatü
rk imgesinin siyasal yaԫamdaki rolü
»
, Modern Tü
rkiye’
de siyasî
dü
ԫü
nce, (Kemalizm), Istanbul, ٢٠٠٤, vol. II;
Zü
rcher, E. J., «
Kemalist dü
ԫü
ncenin Osmanlı kaynakları»
, Modern Tü
rkiye’
de siyasî
dü
ԫü
nce (Kemalizm), Istanbul, ٢٠٠٤, vol. II;
id, Modernleԫen Tü
rkiye’
nin tarihi, tr. Y. S. Gö
nen, Istanbul, ٢٠٠٤.
رحیم رئیس
نیا