دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩٥ - ابراهیم حقی
ابراهیم حقی
نویسنده (ها) :
علی اکبر دیانت
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمْ حقّی، ارزرومی (ارضرومی) شاعر، عارف و دانشمند مشهور ترك (١١١٥-١١٨٦ ق / ١٧٠٣-١٧٧٢ م). وی در قصبۀ «حسن قلعه» از توابع شهرستان ارزروم (در شرق تركیه) زاده شد. پدرش درویش عثمان حُسنی بن ملاّبكر، ملقّب به «حقیرالله»، از عارفان مشهور ناحیۀ ارزروم بود. درویش عثمان در همان سال ولادت فرزند، حسن قلعه را ترك و در ارزروم توطن اختیار كرد، و پس از ٥ سال اقامت در آنجا، برای یافتن مرشد و راهنما و ورود به طریقت، راهیِ سفر شد تا سرانجام در روستای تیلو (تُلو) از توابع سیریت (سَعرد، واقع در استان دیار بكر)، به شیخ اسماعیل فقیرالله از شیوخ طریقت نقشبندی، دست ارادت داد و در همانجا رحل اقامت افكند (بروسه لی، ٣٣؛ حقّی، ٦٥٧-٦٦٤؛ TA, X / ٥٠٧;
TDEA, IV / ٣٢٥-٣٢٦). ابراهیم خردسال در غیاب پدر، تحصیلات مقدماتی را در شهر ارزروم انجام داد و هنگامی كه ٩ ساله بود، نزد پدر به تیلو رفت. چندی بعد به حلقۀ مریدان شیخ اسماعیل پیوست، و بعد از درگذشت پدرش در ١١٣٢ ق / ١٧٢٠ م جای او را نزد شیخ گرفت. مدتی بعد به ارزروم بازگشت و نزد حاذق محمد (محمد حاذق) از شاعران نامدار زمان و مفتی شهر ارزروم به فراگرفتن زبان فارسی و عربی همت گماشت (گولپینارلی، II / ٣٥٣). پس از چندی به تیلو رفت و با دختر عبدالقادر، پسر بزرگ شیخ اسماعیل، ازدواج كرد و با پیر خود نسبت خویشاوندی نیز یافت (بروسه لی، ٣٣، ٣٤). پس از درگذشت شیخ اسماعیل فقیرالله، ابراهیم با عنوان خلیفۀ وی به ارشاد مردم پرداخت و به تحقیق و تألیف آثار علمی همت گماشت. در ١١٥٠ ق / ١٧٣٧ م برای ادای فریضۀ حج، به حجاز رفت. در ١١٦٦ ق / ١٧٥٣ م به دعوت سلطان محمود اول، پادشاه عثمانی (سلطنت: ١١٤٣- ١١٦٨ ق / ١٧٣٠-١٧٥٥ م) رهسپار استانبول شد و در كتابخانۀ همایون به مطالعه و تكمیل معلومات پرداخت (TDEA، همانجا). بعدها دو بار دیگر، در ١١٧٧ و ١١٨١ ق / ١٧٦٣ و ١٧٦٧ م به حج رفت و در عربستان و مصر با دانشمندان آن نواحی ملاقات كرد. در فاصلۀ سالهای ١١٦٨- ١١٧٨ ق / ١٧٥٤-١٧٦٤ م در ارزروم اقامت گزید و برخی از آثار خود را در آنجا تألیف كرد. در اواخر عمر به تیلو بازگشت و تا پایان زندگی در همان شهر به ارشاد و تحقیق ادامه داد (TA, XIX / ٥٠٧-٥٠٨)، و سرانجام در همانجا درگذشت، و در مقبرۀ شیخ اسماعیل به خاك سپرده شد (بروسه لی، ٣٤). دربارۀ تاریخ وفات ابراهیم حقی اختلاف است. پارهای از منابع درگذشت او را در ١١٩٥ ق / ١٧٨١ م نوشتهاند (بغدادی، ایضاح، ١ / ٢٧٢، ٤٠٦، ٢ / ٥١٢؛ همو، هدیة، ١ / ٣٩) و برخی نیز ١١٨٦ ق / ١٧٧٢ م را سال درگذشت او میدانند (قاموس الاعلام؛ بروسه لی،٣٤؛ گولپینارلی، III / ٤٢٣؛ اوزون چارشیلی، IV (٢) / ٦١٥). به احتمال قوی تاریخ اخیر صحیحتر است، زیرا پسر او، اسماعیل فهیم، مؤلف معیار الاوقات در پایان كتاب از پدر خود با عبارت «قدّس الله سرّه العزیز» یاد میكند (گولپینارلی، II / ٤٢٤) و ابراهیم بایستی قبل از ١١٩٣ ق درگذشته باشد. ابراهیم حقی در علوم مختلف از جمله هیأت، جامعهشناسی، ریاضیات، طب (تشریح و وظایف الاعضاء)، اخلاقیات و فرهنگ اسلامی صاحب نظر بود. این شاعر و عارف وارسته، در تعلیم و ارشاد مردم به سوی كمالات روحی و اخلاقی كوشا بود و زندگانی خود را به تعلیم و تعلّم میگذراند. آثار علمی فراوانی از او به یادگار مانده است كه تعداد آنها را بعضی ٣٩ (بروسه لی، ٣٤-٣٥) و برخی دیگر ٣٢ (بغدادی، هدیة، ١ / ٣٩-٤٠) نوشته اند. مهمترین آثار وی به شرح زیر است: ١. دیوان الهیات؛ ٢. معرفتنامه؛ ٣. تذكرة الاحباب؛ ٤. حصن العارفین؛ ٥. كلمات فقیرالله؛ ٦. عرفانیه؛ ٧. قوت جان؛ ٨. منتخبات منظومه (كه بخش بزرگی از آن به زبان فارسی است)؛ ٩. رازنامه؛ ١٠. انسان كامل؛ ١١. رسالۀ حقی در طریق نقشبندی؛ ١٢. الهی نامه؛ ١٣. اقبالنامه؛ ١٤. اعمال فلكّیة بالرّبع المجّیب؛ ١٥. استخراج اعمال فلكّیة؛ ١٦. تحفة الكرام؛ ١٧. نخبة الكرام؛ ١٨. هیأت اسلامیة (نك : بروسهلی، ٣٤-٣٥؛ بغدادی، ایضاح، ١ / ٢٧٢، ٤٠٦، ٢ / ٢٤٥، ٥١٢؛ همو، هدیة، ١ / ٣٩-٤٠؛ گولپینارلی، I / ٢٦٥-٢٦٨, II / ٣٠٨). معروفترین و مهمترین كتاب ابراهیم حقی معرفتنامه است كه دائرةالمعارف گونهای به زبان تركی، شامل یك «مقدمه»، ٣ «فن» و یك «خاتمه» است. هر كدام از این بخشها خود به فصول و بابهای چندی تقسیم میشود. «مقدمه»، از آفرینش جهان، بهشت، دوزخ و برزخ، آسمان و زمین و چگونگی تكوین آنها از دیدگاه اعتقادات اسلامی بحث میكند. در فن اوّل از جهان مادّی چون سیارات منظومۀ شمسی، كسوف، خسوف، دریاها، كوهها و رودخانهها و جز آن سخن میرود. در فن دوم از انسان، حواسّ پنجگانه، وظایف الاعضاء، امراض و مسائل طبی بحث میشود. فن سوم كه مفصلترین بخش كتاب است، به تصوف، مراحل و مقامات سلوك، ذكر، توكل، تفویض، صبر و رضا و به موضوعاتی چون نفوس ملهمه، مطمئنّه، راضیه، مرضیه، كامله و ... اختصاص دارد. در این فن، فصلی نیز دربارۀ زندگی و كرامات شیخ اسماعیل تُلوی (فقیرالله) و پدر مؤلف یعنی درویش عثمان، آمده است (حقّی، ٦٤٦-٦٨٤). در آخرین قسمت، یعنی «خاتمه» چگونگی روابط اجتماعی، رفتار با دیگران، روابط خانوادگی و موضوعات دیگری از این دست مورد بررسی قرار گرفته است. در برخی از صفحات كتاب برحسب مورد، تصاویر و نقشههایی نیز دیده میشود. از این كتاب كه تألیف آن در ١١٧٠ ق / ١٧٥٦ م پایان یافته است، نسخ خطی فراوان در كتابخانههای مختلف تركیه و اروپا موجود است، كه قدیمترین آنها كه در ١١٧٧ ق (٧ سال بعد از تألیف) تحریر یافته و احتمالاً مؤلف خود آن را دیده است، در موزۀ مولانا نگهداری میشود. معرفتنامه تاكنون چندین بار به چاپ رسیده است. چاپ اول آن در ١٢٥١ ق / ١٨٣٥ م در بولاق (مصر) انجام گرفته و سپس در ١٢٦١ ق در قازان (روسیه)، و بار دیگر در ١٢٨٠ ق در بولاق، و در ١٢٨٤ ق در مطبعۀ عمرۀ استانبول چاپ شده، و سرانجام متن ساده شده آن به حروف لاتین در ١٩٨٤ م طبع گردیده است. از دیوان اشعار ابراهیم حقی نیز چندین چاپ در دست است و «حقّی» تخلّص اوست.
مآخذ
بغدادی، اسماعیل، ایضاح المكنون، ج ١ و ٢، استانبول، ١٩٧١ م؛
همو، هدیة العارفین، ج ١، استانبول، ١٩٥١ م؛
بورسه لی، محمدطاهر، عثمانلی مؤلفلری، ج ١، استانبول، ١٣٣٣ ق؛
حقی، ابراهیم، معرفتنامه، به كوشش فؤاد باشار، استانبول، ١٩٨٤ م؛
قاموس الاعلام، نیز:
Gölpinarli, Abdulbaki, mevlana müzesi yazmalan katalogu, vols. II, III, Ankara ١٩٦٧;
karatay, Fehmi, Edhem, Topkapu Saray müzesi kütüphanesi Turkçe yazmalar Katalogu, vols. II, III, Istanbul, ١٩٦١;
Rieu, charles, The Turkish manuscripts in the British Museum, London, ١٨٨٨;
saban Dögen, Müsülman ilim öncüleri Ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٨٤;
TA;
TDEA;
Uzunçarsılı, Ismail Hakkı, Osmanlı Tarihi, Ankara, ١٩٨٣, vol. IV (٢);
YTA.
علیاکبر دیانت