دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٦٣ - ابن ابار ابوجعفر
ابن ابار ابوجعفر
نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٣ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْن اَبّار، ابوجعفر احمدبن محمّد خَولانی (د ٤٣٠ یا ٤٣٣ق / ١٠٣٩ یا ١٠٤٢م)، شاعر دولت عَبّادی در اشبیلیه. وی به قبیلۀ قحطانیِ خَوْلان بن عمرو منسوب است كه افراد آن پس از فتح اندلس، در آن دیار باقی ماندند و سپس بعضی از آنان در قرطبه مسكن گزیدند (ابنحزم، ٤١٨). سَمع بن مالك خولانی (د ١٠٢ق / ٧٢١م، قس: ابن عذاری، ٢ / ٢٥) كه عمر بن عبدالعزیز (د ١٠١ق) او را بر اندلس گمارد، از همین طایفه بود. برخی دیگر از افراد این خاندان، در اشبیلیه ساكن شدند و مسجد بزرگ آنجا را كه به مسجد خَولانّیین معروف گشت، بنیاد نهادند (تِرِس سادابا، XXII / ٣٤٨).
همۀ آنچه دربارۀ ابن ابار توان یافت در سه منبع اصلی گرد آمده است: ١. البدیع فی وصف الرّبیع، تألیف اسماعیل بن محمّد حِمیری معروف به حبیب (د ٤٤٠ق / ١٠٤٨م) كه شاگرد ابن ابّار و راوی شعر او بوده است (ص ١٦٤: فهرست)؛ ٢. جذوة المقتبس، تألیف حُمَیدی (د ٤٨٨ق / ١٠٩٥م). اهمیت این كتاب در آن است كه مؤلف اطلاعات خود را مستقیماً از گفتار ابن حزم (د ٤٥٦ق / ١٠٦٣م) در دیداری كه با او در «المرّیه» داشته نقل كرده است. در این كتاب دو بیت از ابن ابّار آمده كه وی در آنها ابوالولید حمیری را به مرگ جاریهای (دختر یا كنیز) و ولادت فرزندی تسلیت و تهنیت گفته است (حمیدی، ١٠٧؛ مقری، ٣ / ٤٧٧). مقری همانجا به خطا پنداشته است كه مقصود از ابوالولید، معتضد بن عباد امیر اشبیلیه است؛ ٣. روایت ابن بسام كه او خود از حدیقۀ ابوعامر بن مَسلَمة (ضبّی، ٨٠) و حلّۀ ابن ابّار قُضاعی (٢ / ٣٦٦، ٣٦٧) نقل كرده است. در این روایت اشعاری ادیبانه كه میان ابنابّار و ابوالاصبغ بن عبدالعزیز (ابن بسام، ٢ / ٢٠٦) و نیز میان ابن ابّار و ابوالولید محمدبن عبدالعزیز رد و بدل شده، آمده است (ابنبسام، ٢ / ١٥٥، ٢٠٦). تقریباً همۀ منابع متأخرتر مطالب خود را دربارۀ ابن اَبّار از الذّخیرة یا الجذوة گرفتهاند. اینك با بررسی منابع مذكور، و نیز از خلال مناظرات و مفاخرات شعری و تهنیتهایی كه میان وی و دیگران رد و بدل شده میتوان تصویر كلی از ابن ابار و عصر او به دست داد. شعر ابن ابّار اغلب توصیفی، نسیب، تشبیب و غزل است و می و تفرّج و عشق زنان موضوع اصلی غالب اشعار اوست (EI٢).
ابن خلكان (١ / ١٤٢) اشاره میكند كه شماری از ابیات مسلّم او را در نسخۀ بزرگ وفیات كه در اسكندریه نوشته، آورده است. حاجی خلیفه (١ / ٧٦٣) نیز دیوانی به او نسبت داده است، امّا معلوم نیست اشعار ابن ابار در دیوانی گردآوری شده باشد، مگر اینكه اشعار پراكندۀ او را در پیشنویسی جمع كرده و یا دیوان ابن ابّار قضاعی را به جای دیوان ابن ابّار خولانی گرفته باشند و ظاهراً شعر ابن ابّار چندان نبوده كه دیوانی گرد آید. برخی از نویسندگان متأخر، بعضی از آثار قضاعی را به خولانی نسبت دادهاند، از آن جمله است اعتاب الكُتّاب (حاجی خلیفه، ١ / ١٢٥) و دُرر السِّمط فی خبر السِّبط (بغدادی، ١ / ٤٦٦)، كحّاله نیز (١ / ١٠٠) دچار همین لغزش شده است و به حدود ٢٠٠ سال فاصله كه میان خولانی و قضاعی (د ٦٥٨ق) بوده، توجه نداشته است. دو كتاب مذكور كه تألیف ابن ابّار قضاعی است به چاپ رسیده است (EI٢).
مآخذ: ابن ابار قضاعی، محمدبن عبدالله، الحلّة السّیراء، به كوشش حسین مؤنس، قاهره، ١٩٦٣م؛ ابن بسّام، علی، الذخیرة فی محاسن اهل الجزیرة، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٩م؛ ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٩٨٣م؛ ابن خلكان، وفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٧م؛ ابنعذاری، محمدبن محمد، البیان المغرب فی اخبار ملوك الاندلس و المغرب، به كوشش راینهارت دزی، لیدن، ١٨٤٩م؛ اخبار مجموعة، به كوشش امیلیو لافونته القنطره، مادرید، ١٨٦٧م؛ بغدادی، اسماعیل بن محمدامین، ایضاح المكنون، استانبول، ١٣٤٤-١٣٤٥ق؛ حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ حمیدی، محمدبن فتوح، جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس، به كوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٩٨٣م؛ حمیری، ولید اسماعیل بن عامر، البدیع فی وصف الرّبیع، به كوشش هنری پرس، رباط، ١٩٤٠م؛ صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش محمد یوسف نجم، بیروت، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛ ضبّی، احمدبن یحیی، بغیة الملتمس، به كوشش فرانسیسكو كودرا، ١٨٨٤م؛ كحّاله، عمررضا، معجم المؤلفین، دمشق، ١٣٧٦-١٣٨١ق؛ مسعودی، علی بن حسین، التنبیه و الاشراف، به كوشش اسماعیل صاوی، قاهره، دارالصاوی؛ مقری، احمد بن محمد، نفح الطّیب، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨م؛ نیز:
EI٢; Terés Saadaba, E. »Linajes Arabes en Al. Andalus«, Al. Andalus, Madrid, ١٩٥٧.
محمد احمد موسوی آل طعمه