دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٧ - خلاصة الحوادث
خلاصة الحوادث
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خُلاصَةُ الْحَوادِث، نخستین روزنامۀ «یومیۀ» ایران که هفتهای ٥ روز (به استثنای روزهای جمعه و یکشنبه)، در تهران با حروف سربی چاپ و توزیع میشد. شمارۀ نخست آن در ١٤ جمادیالاول ١٣١٦ ق / ٣١ اکتبر ١٨٩٨ م (سالروز تولد مظفرالدین شاه) منتشر شد؛ و انتشار آن به مدت ٥ سال ادامه یافت. این روزنامه پس از نشر ١٠٧‘ ١ شماره، در ١٨ ربیع الآخر ١٣٢١ ق / ١٣ اوت ١٩٠٣ م، به کار خود پایان داد (پروین، ٢ / ٣٩٩، ٤٠٠؛ صدر، ١ / ٨، ٢ / ٢٤٦).
خلاصة الحوادث روزنامهای دولتی بود و در هیچیک از شمارههای این روزنامه اشارهای به مدیر مسئول و مؤسس آن نشده است؛ ولی ادارۀ آن، به دست علیمحمد خان شیبانی کاشانی ملقب به مجیر الدوله، رئیس «دارالترجمه» و معاون محمدباقرخان اعتمادالسلطنه، وزیر «انطباعات» بود (همانجا؛ پروین، ٢ / ٣٩٨). دولتآبادی ادارۀ روزنامه را زیر نظارت محمدباقر خان اعتمادالسلطنه دانسته است (١ / ١٩٩).
دربارۀ ناشر این روزنامه نظرها مختلف است. پروین به نقل از احتشام السلطنه، ناشر آن را «انجمن معارف» معرفی کرده است (٢ / ٣٩٩)، ولی بسیاری خلاف این عقیده را دارند و ناشر خلاصة الحوادث را «وزارت انطباعات» دانستهاند (همانجا). البته علامت شیر و خورشید (علامت رسمی دولت ایران)، بر سرلوحۀ روزنامه و نیز توزیع شمارۀ اول آن در جشن تولد مظفرالدین شاه، توسط محمدباقر خان اعتماد السلطنه (نک : صدر، همانجا)، گمان دوم را تقویت میکند.
خلاصة الحوادث روزنامهای تکورقی بود و مطالب آن، تنها بر یک رویِ آن چاپ میشد (همو، ٢ / ٢٤٥). این روزنامه در ابتدا رایگان بود و بعدازظهرها توسط دانشآموزان دبستانی توزیع میشد، ولی بعداً قیمتی بسیار نازل برای آن تعیین شد (همو، ١ / ٨؛ پروین، ٢ / ٧٧٤). روزنامه دارای دفتر مستقلی بود و در مطبعۀ «فرانکو پرسان» در خیابان علاءالدوله چاپ، و از «حجرۀ آقا میرزا حسن، وکیل جراید و روزنامجات» در خیابان ناصریه (ناصرخسرو)، توزیع میشد. انتخاب این چاپخانه، احتمالاً بهسبب امکانات چاپ حروف لاتین در آن بوده است، زیرا در دو سال پایانی حیات روزنامه (١٣٢٠-١٣٢١ ق)، بخش کوچکی از اخبار خارجۀ آن به زبان فرانسوی درج میشد (همو، ٢ / ٧١٩، ٧٤٨، ٧٦٧؛ صدر، ٢ / ٢٤٦؛ عباسزاده، ٨٣). فراوانی اغلاط چاپی در روزنامه، میتواند نشان از تسلط نداشتن کارگران این چاپخانه بر حروفچینی فارسی و یا نشان از شتابی باشد که کارگران مطبعه برای رساندن روزنامه به دست مردم در هر روز داشتهاند (پروین، ٢ / ٧٤٣).
محتویات روزنامه به «اخبار داخله و خارجه»، اختصاص یافته بود. منابع «اخبار خارجه»، خبرهای تلگرافی از خبرگزاریها بود؛ بدینترتیب که خبرگزاری رویتر، اخبار جهان را از اروپا به هندوستان مخابره میکرد، و سفارت انگلیس در تهران هم با استفاده از خط تلگراف، این اخبار را دریافت میداشت و سپس نسخهای از آن را به دربار، برای مطالعۀ شاه میفرستاد. وزارت انطباعات هم با استفاده از نسخۀ دربار، اخبار را دستچین، و در خلاصة الحوادث درج میکرد (براون، ٢ / ١٣٨؛ کهن، ١ / ١٩٧؛ صدر، ١ / ٨، ٢ / ٢٤٥، ٢٤٧).
گردانندگان خلاصة الحوادث، انگیزۀ خود را از انتشار آن، آگاه ساختن مردم از «اوضاع و احوال عالم» عنوان میکردند (همو، ٢ / ٢٤٥-٢٤٦)، هرچند کهن این روزنامه را تبلیغی در جهت عملکرد دولت میداند و معتقد است که گردانندگان روزنامه با ارائۀ تازهترین خبرها، درصدد جلب خوانندگان به سوی خود، و دور ساختن آنان از روزنامههای مترقی، ملی و برونمرزی بودهاند. او همچنین تکنیک روزنامهنگاری در خلاصة الحوادث را بسیار ضعیف و آن را دور از «دانش ژورنالیسم زمان» خود میداند (همانجا؛ نیز نک : عباسزاده، همانجا).
در مقابل نگاه یکسره منفی کهن، نظر متفاوتی از سوی پروین (٢ / ٣٩٧، ٤٢٩، ٤٣١، ٤٣٣) ارائه شده است. او خلاصة الحوادث را «قهرمان سادهنویسی» در دورۀ قاجار میداند که مردم اقبالی تمام بدان داشتند؛ زیرا ترجمۀ اخبار دنیا را در اولین فرصت در اختیار آنها قرار میداد، انتشار آن به طور روزانه و منظم بود، خبرها بدون جملهپردازی و مترادفات رایج در نثر روزنامهنگاری آن دوره درج میگردید، تملق و چاپلوسی در نثر خبرها دیده نمیشد و مهمتر از همه اینکه، ممیزی و سانسور در آن راه نداشت. البته استفادۀ برخی از نشریات آن دوره، مانند تربیت، ادب و مظفری بـوشهر از مطالب خلاصة الحوادث (نک : همو، ٢ / ٤٣٤، ٧٣٣، ٧٣٦) میتواند مؤید نظر پروین باشد. در کنار تمامی این ویژگیها، نباید نقش خلاصة الحوادث را در تحول نثر روزنامهنگاری از شیوۀ منشیانه به زبان سادۀ روزنامهنگاری در دورۀ قاجار فراموش کرد (نک : همو، ٢ / ٣٩٧).
مآخذ
براون، ادوارد، مطبوعات و ادبیات ایران در دورۀ مشروطیت، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
پروین، ناصرالدین، تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان، تهران، ١٣٧٩ ش؛
دولتآبادی، یحیى، حیات یحیى، تهران، ١٣٢٨ ش؛
صدرهاشمی، محمد، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان، ١٣٣٢ ش؛
عباسزاده، هوشنگ، «طلوع و غروب خلاصة الحوادث»، رسانه، تهران، ١٣٧٥ ش، س ٧، شم ١؛
کهن، گوئل، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تهران، ١٣٦٠ ش.
علی میرانصاری