دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١ - ابوشکور بلخی
ابوشکور بلخی
نویسنده (ها) :
محمد عبدعلی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوشَكورِ بَلْخی، شاعر و حكیم ایرانی سدۀ ٤ ق / ١٠ م. از زندگی ابوشكور آگاهی چندان در دست نیست. نام او در جایی نیامده و كنیه و نسیت وی نیز نخستین بار در قصیدهای از منوچهری دامغانی (د ٤٣٣ ق / ١٠٤١ م) ذكر شده است (ص ١٤٠). نسبت «بلخی» گواه آن است كه از مردم بلخ بوده و زادگاهش نیز احتمالاً این شهر بوده است. زمان تولد ابوشكور روشن نیست، اما برخی از محققان با توجه به قراینی تولد وی را در ٣٠٣ ق / ٩١٥ م حدس زدهاند (نفیسی، حواشی و تعلیمات بر قابوسنامه، ٢١٦). از آنجا كه ابوشكور، مثنوی آفریننامه را در فاصلۀ سالهای ٣٣٣-٣٣٦ ق / ٩٤٥-٩٤٧ م سروده است (نك : ه د، آفریننامه)، به یقین میتوان گفت كه وی در نیمۀ نخست سدۀ ٤ ق میزیسته و پس از رودكی (د ٣٢٩ ق) نیز زنده بوده است. از این رو سخن صاحب مجمع الفصحا كه ظهور ابوشكور را در سنۀ ٣٣٦ ق دانسته و با اینهمه وی را بر رودكی و شهید بلخی مقدم دانسته است (هدایت، ١٣٨)، پذیرفتنی نیست.
ابوشكور چنانكه از اشعارش برمیآید، ظاهراً در پی یافتن ممدوح از بلخ به بخارا رفت و پس از چندی در گمنامی به سر برد، سرانجام در دربار سامانیان در دربار سامانیان شهرت و اعتبار تمام یافت (نك : لازار، ٨٢). این دوران ظاهراً مصادف با حكومت نوح بن نصر سامانی (٣٣١-٣٤٢ ق / ٩٤٣-٩٥٣ م) بود، زیرا ابوشكور در بیتی از اشعارش وی را خداوند خویش خوانده است (اسدی طوسی، چ مجتبائی، ٨٦).
ابوشكور بلخی را سرایندۀ قصاید و غزلیات و مثنویهای بسیار شمردهاند، اما از آن میان جز قطعات كوتاه و ابیات پراكنده در فرهنگها و تذكرهها و كتابهای دیگر (در حدود ٤٠٠ بیت) چیزی بر جای نمانده است (لازار، ٧٨- ١٢٨؛ لغتنامۀ دهخدا؛ گنج بازیافته، ٤٢- ٧٨). از این شمار ابیات، در حدود ٣٠٠ بیت مثنوی است كه در بحر متقارب سروده شده و ظاهراً متعلق به منظومۀ آفریننامۀ اوست (نفیسی، «كتاب تحفة الملوك»، ٥٠٦-٥١٢) و بقیه ابیاتی است بازمانده و از قصاید و غزلیات او در موضوعات چون مدح، تغزل، هجو، ستایش عشق و شراب و وصف طبیعت (لازار، ٧٨-٨٧). تقریباً نیمی از این ابیات مثنوی در تحفة الملوك علی بن ابی حفص بن فقیه اصفهانی (سدۀ ٧ ق) آمده است كه از وزن و مضمون آنها چنین برمیآید كه متعلق به آفریننامه است (نفیسی، حواشی و تعلیقات بر قابوسنامه، ٢١٥، «كتاب تحفة الملوك»، ٥٠٧-٥١٢؛ قس: لازار، ٩١-١٢٧).
این منظومه تا آنجا كه از ابیات برجای ماندۀ آن میتوان دریافت، متشكل از داستان یا داستانهایی است (نك : اسدی طوسی، چ اقبال، ٣٢٠، ٤١٧) كه احتمالاً اصل و منشأ ملی یا مذهبی داشتهاند. وجود بیتهایی یكسره رزمی گواه آن تواند بود كه شاعر حماسهای پهلوانی پرداخته بوده است. همانندی وزن و سبك این منظومه با شاهنامه و نقل یا اقتباس نمونههایی از آن در شاهنامه نشان میدهد كه فردوسی به آفریننامۀ ابوشكور نظر داشته و از آن بهره گرفته است. از این رو ابوشكور را باید پس از رودكی از پیشروان داستانسرایی منظوم در زبان فارسی دانست كه در كار تدوین روایات ملی و اساطیری و ترویج حماسهسرایی بر دقیقی (د ح ٣٧٠ ق) و فردوسی پیشی داشته است (تقیزاده، ١٣؛ نولدكه، ٥٠-٥١). در این زمینه، ابوشكور مثنویهای دیگری نیز به بحرهای هزج، رمل، خفیف و سریع داشته كه اكنون ابیات كمی از آنها باقی مانده است (نك : لازار، ٨٨-٩٠). همانندی شیوۀ سخن و وزن مثنوی بحر هزج ابوشكور (همو، ٨٨) با ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و مثنوی بحر سریع او (همو، ٩٠) با مخزن الاسرار نظامی شاید حاكی از تأثیر ابوشكور بر این دو شاعر باشد.
غیر از داستانسرایی، مضمون اصلی دیگری كه در اشعار ابوشكور دیده میشود، پند و اندرز و حكمت و اخلاق است، همچون ستایش خرد و دانش به عنوان راهنما و راهبر آدمی در گفتار و كردار، بنیادی بودن راستی در تقابل با دروغ در جهان، اندرزهایی در آداب سخن گفتن و همانند اینها كه همه با شیوۀ بیان و اندیشههای موجود در اندرزنامههای پهلوی همخوانی و نزدیكی دارد. اینگونه مضامین اگر چه در آثار شاعران سدۀ ٤ ق همچون شهید بلخی، رودكی، ابوطاهر خسروانی و دقیقی كم و بیش دیده میشود، ولی عمق نظر و باریكاندیشی ابوشكور خاص خود اوست. به علاوه نقل ابیات بلند آفرین نامه دربارۀ حكمت و اخلاق در آثار نویسندگان سدههای بعد (نك : نفیسی، حواشی و تعلیقات بر قابوسنامه، ٢٢٠-٢٢١؛ ریاحی، ٦٨٩، ٦٩٧؛ علی بن ابی حفص، جم ) نشان میدهد كه اینان به سرودههای ابوشكور نظر داشته و بدان ارج مینهادهاند.
مآخذ
اسدی طوسی، لغت فرس، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣١٩ ش؛
همو، همان، به كوشش فتحالله مجتبائی و علیاشرف صادقی، تهران، ١٣٦٥ ش؛
تقیزاده، حسن «مشاهیر شعرای ایران، ابوشكور بلخی»، كاوه، ١٢٩٠ ش، س ٥، شم ٨؛
ریاحی، محمدامین، تعلیقات بر مرصاد العباد نجم رازی، تهران، ١٣٦٥ ش؛
علی بن ابی حفص بن فقیه محمود اصفهانی، تحفة الملوك، تهران، ١٣١٧ ش؛
گنج باز یافته (بخش نخست)، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
لازار، ژیلبر، اشعار پراكنده، تهران، ١٣٤١ ش / ١٩٦٤ م؛
لغتنامۀ دهخدا؛
منوچهری دامغانی، دیوان، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
نفیسی، سعید، حواشی و تعلقات بر قابوسنامه، تهران، ١٣٤٢ ش؛
همو، «كتاب تحفة الملوك»، مهر، تهران، ١٣١٢ ش، س ١، شم ٨؛
نولدكه، تئودور، حماسۀ ملی ایران، ترجمۀ بزرگ علوی، تهران، ١٣٥٧ ش؛
هدایت، رضاقلیخان، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفّا، تهران، ١٣٣٦ ش.
محمد عبدعلی