دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٧ - آتش
آتش
نویسنده (ها) :
هادی عالم زاده
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آتَشْ، اَحْمَد (١٩١٧-١٩٦٦م)، ادیب و ایرانشناس نامدار تركیه. وی در آغچاكوی در ناحیۀ بیرجیك زاده شد. سال ولادت او را در شناسنامهاش ١٩١١م ثبت كردهاند، ولی آتش خود همواره اظهار میداشته كه در ١٩١٧م تولد یافته است. تحصیلات ابتدایی را در مَرْعَش و تحصیلات متوسطه را در قونیه به پایان رساند. در ١٩٣٥م وارد مدرسۀ عالی استانبول شد و در همین هنگام در گروه آموزشی زبان و ادبیات تركی دانشكدۀ ادبیات استانبول نیز به تحصیل پرداخت. وی از محضر فؤاد كوپرولو، راغب خلوصی اوزدن، ر رحمت آرات، علی نهاد تارلان و احمد اوغلو (كه از استادان و پایهگذاران روشهای نوین آموزش زبان و ادبیات تركی بودند)، سود جست. خود مینویسد: «من زبان فارسی را خود به خود آغاز كردم و در دانشگاه [استانبول] از پروفسور ه ریتر و پسر شاعر بزرگ افعان محمود طرزی، آقای عبدالوهاب طرزی، و استاد علی نهاد تارلان آموختم. عربی را نیز همچنین از پرفسور ه ریتر و شادروان شرفالدین یالتقایه و معلم رفعت بیلگه آموختم» (ص ٦٠). آتش هنوز دانشجو بود كه ریتر در تعلیم دروس خود، فارسی و عربی، از او یاری جست. پس از آنكه احمد آتش در ١٩٣٩م به گرفتن گواهینامههای تحصیلی لازم دست یافت، رسماً به سمت دستیاری ریتر در دانشگاه استخدام شد. موضوع آخرین شهادتنامۀ تحصیلیاش «فقه اللغۀ عربی و فارسی و سندباد نامههای مختلف» بود. تحقیق در باب این موضوع، كه بیانگر گرایش وی به ادبیات عربی و فارسی بود و او همانند استادش ریتر به هر دو به یك اندازه بها میداد، بعدها دنبال گردید و حاصل این تحقیق به اهتمام و تصحیح وی به چاپ رسید. موضوع پایاننامۀ دكتری آتش زندگی و آثار نابغۀ ذبیانی بود. ریتر در گزارشهای خود دشواری تحقیق پیرامون این موضوع را یادآوری كرده است، ولی آتش توفیق یافت این كار را با كیفیتی بالاتر و متفاوت با آنچه ه درنبورگ انجام داده بود، به پایان برد. وی پس از دفاع از رسالۀ خود، در اوایل ١٩٤٣م به مقام دانشیاری رسید.
آتش در تصحیح متون، كه خود آن را نقد و نشر متون میخواند، شاگرد وفادار ریتر بود. اصل اساسی این فن از نظر او این است كه «یك متن وقتی با نقد علمی منتشر میشود، هرگز تصحیح نمیشود، بلكه فقط ناشر سعی میكند هر آنچه از قلم مؤلف درآمده است، عیناً انتشار یابد» و با مجتبى مینوی همسخن میشود كه «غلطی را كه یقین داشته باشم گفته و نوشتۀ مؤلف است، بر صحیحی كه به هفتادویك دلیل مرجح بر قول مؤلف باشد ترجیح میدهم» (آتش، ٦٣).
آتش از ١٩٣٩م با همكاری ریتر برای استقلال كرسی ادبیات عربی و فارسی تلاش كرد. این كار مهم هنگامی انجام گرفت كه آموزش همگانی عربی و فارسی از برنامۀ مدارس متوسطه و عالی حذف گردیده بود و این دو درس در دانشكدۀ ادبیات فقط جزئی تكمیلی از دروس دیگر بهشمار میآمد. وی همچنین در گسترش سازمان خاورشناسی كه بهطور غیررسمی در ١٩٣٨م بنیاد یافته بود، بسیار كوشید و از ١٩٤٩م (تاریخ مراجعت ریتر به آلمان) تا هنگام وفات، مسئولیت آموزشی كرسی ادبیات عربی و فارسی و مؤسسۀ خاورشناسی را برعهده داشت. در ١٩٣٥م به مقام استادی دست یافت. وی با نشر نخستین شمارۀ مجلۀ خاورشناسی در ١٩٥٦م، مؤسسۀ خاورشناسی را دارای نشریهای تخصصی ساخت. او افزون بر این مسئولیتها، مدیریت انتخابی هیأت تحریریۀ اسلام آنسیكلوپدیسی، عضویت كمیتۀ اداری انجمن جهانی پژوهشهای خاورشناسی ــ كه خود از بنیادگذاران آن بود ــ عضویت بنیاد تحقیقات فرهنگی ترك، مجمع زبانشناسی ترك و نیز سرپرستی بخش اسلامی كتابخانۀ دانشگاه استانبول را برای مدتی برعهده گرفت.
احمد آتش محققی دقیق و دانشمندی پركار بود. وسعت مطالعات در باب موضوعات گوناگون، كار مداوم در زمینۀ نسخههای خطی كتابخانهها و فعالیت در تدوین اسلام آنسیكلوپدیسی از او عالمی پرمایه ساخته بود. خود مینویسد: كسانی كه «از نزدیك با حیات من آشنایی دارند، میدانند كه من بجز كارهای علمی هیچ گرفتاری خارجی ندارم و در تهیه و نشر آثار خود نیز بجز موجبات علمی هیچ عاملی مرا دچار وقفه نمیكند» (ص ٧٥). درك محضر تنی چند از استادان سنتی تركیه، مانند شرفالدین یالتقایه و آشنایی و تماس درازمدت با ریتر خاورشناس آلمانی، وی را دانشمندی ممتاز و خاورشناسی برجسته ساخت. گروهی بسیار شاگرد وی بودهاند كه برخی از آنان هماكنون در دانشگاههای تركیه تدریس میكنند.
ادب، فروتنی، خونگرمی و عنایت خاص به آموزش جوانان، از خصلتهای بارز او بود. شیفتۀ آثار خویش نبود و در این باب خودستایی نمیكرد. این منش و نیز انصاف علمی وی از این عبارت او آشكار میگردد كه «اگر متن مورد انتقاد اشتباهاتی دارد، این اشتباهات تنها متوجه شخص من است، نه اصول علمی» (ص ٦٢). تنها تفنن مورد علاقۀ وی تهیۀ میكروفیلم و فوتوكپی نسخههای خطی بود كه در كارگاه كوچكی كه خود در سازمان خاورشناسی ترتیب داده بود، بدان میپرداخت.
همۀ تحصیلات آتش در تركیه بوده، ولی وی به منظور شركت در كنگرهها و سمینارهای مختلف سفرهای كوتاهی به خارج از تركیه داشته است: ١. بیست و یكمین كنگرۀ بینالمللی خاورشناسی (پاریس، ١٩٤٨م)؛ ٢. هزارۀ ابنسینا (بغداد، ١٩٥٢م)؛ ٣. هزارۀ ابنسینا (تهران، ١٩٥٤م)؛ ٤. بیست و سومین كنگرۀ بینالمللی خاورشناسان (كمبریج، ١٩٥٤م)؛ ٥. بیست و پنجمین كنگرۀ بینالمللی خاورشناسان (مسكو، ١٩٦٠م)؛ ٦. مراسم یادبود نهصدمین سال وفات خواجه عبدالله انصاری (كابل ـ هرات،١٩٦٢م)؛ ٧. جلسات بحث و گفتوگو دربارۀ تدوین تاریخ مفصل ایران (تهران، ١٩٦٦م).
الف ـ نقد و نشر متون: ١. سندبادنامه، نگارش محمد بن علی بن محمد ظهیری سمرقندی، با سندبادنامۀ تازی (استانبول، ١٩٤٨م)؛ ٢. ترجمان البلاغه، محمد بن عمر رادویانی (استانبول، ١٩٤٩م)، اهمیت كار آتش در این اثر، صرفنظر از نقد و نشر متن،كشف و عرضۀ این نكته است كه مؤلف حقیقی كتاب برخلاف مشهور، فرخی سیستانی شاعر معروف نیست؛ ٣. وسیلةالنجاة، سلیمان چلبی(آنكارا، ١٩٥٤م)؛ ٤. جامع التواریخ، رشیدالدین فضلالله (ج ٢، جزء ٤، آنكارا، ١٩٥٧م، ج ٢، جزء ٥، آنكارا، ١٩٦٠م)؛ ٥. رسالة فی ماهیةالعشق، ابنسینا (استانبول، ١٩٥٧م)؛ ٦. فهرستی از منظومههای فارسی در كتابخانههای استانبول، ایاصوفیه، نورعثمانیه، فاتح و اسعد افندی (آخرین اثر او).
ب ـ ترجمهها: ١. احصاء العلوم، فارابی، ترجمه به تركی (استانبول، ١٩٥٥م)؛ ٢. راحةالصدور، راوندی، ترجمه به تركی (ج ١، آنكارا، ١٩٥٧م، ج ٢، آنكارا، ١٩٦٧م).
ج ـ مقالات: ١. در حق نقد متون (١٩٤٠م)؛ ٢. نسخههای خطی مهم عربی و فارسی كتابخانههای بوردور و اَنْطاكیه (١٩٤٧م)؛ ٣. در حق ترجمان البلاغة (١٩٤٨م)؛ ٤. در حق ترجمان البلاغه، پاسخ به انتقادات ملكالشعراء بهار (١٩٤٩م)؛ ٥. نسخههای خطی مهم كتابخانههای قونیه (١٩٥٢م)؛ ٦. نسخههای خطی مهم عربی و فارسی كتابخانۀ عمومی قَسْطَمُونی (١٩٥٢م)؛ ٧. نسخههای خطی فارسی آناتولی از قرن ٦- ٨ ق (١٩٤٥م)؛ ٨. منظومۀ ورقه و گلشاه، به تركی (١٩٥٤م) و ترجمۀ فارسی آن به قلم خود او، با عنوان «یك مثنوی گمشده از دورۀ غزنویان، ورقه و گلشاه» (١٣٣٣ش)؛ ٩. نسخههای خطی پراهمیت كتابخانههای آناتولی و آماسیه (١٩٥٥م)؛ ١٠. ابنسینا و شیمی (١٩٥٥م)؛ ١١. ابنسینا در داستانهای عامیانۀ تركی (١٩٥٥م)؛ ١٢. تحقیق دربارۀ زندگی و آثار نابغۀ ذبیانی (١٩٥٦م)؛ ١٣. نسخههای خطی تركی كتابخانههای آناتولی (١٩٥٨م)؛ ١٤. نوشتهای قدیمی به زبان تركی شرقی (١٩٥٨م)؛ ١٥. نسخههای خطی عربی كتابخانههای آناتولی (١٩٥٨م)؛ ١٦. نسخههای خطی آثار رشیدالدین وطواط (١٩٥٩م)؛ ١٧. نسخههای خطی مهم عربی كتابخانههای چروم و یوزقات (١٩٥٩م)؛ ١٨. سیفالدین محمد فَرغانی (١٩٥٩م)؛ ١٩. منظومۀ فارسی كهن دیگری به نام ورقه و گلشاه (١٩٦١م)؛ ٢٠. در باب نقد جامع التواریخ، پاسخ به انتقادات مجتبی مینوی (١٩٦١م)؛ ٢١. فرخی چه زمان به چغانیان رفت؟ (مجلۀ دانشكدۀ ادبیات تهران، س ٨، شمـ ٢، دی ١٣٣٩ش، صص ١-١٣).
د ـ سخنرانیها: ١. مطالعه دربارۀ ترجمان البلاغه (پاریس، ١٩٤٨م)؛ ٢. سبكی كه شعر فارسی تا به امروز حفظ كرده (پاریس، ١٩٤٨م)؛ ٣. آیا رسالۀ الاكسیر اثر ابنسیناست؟ (بغداد، ١٩٥٢م)؛ ٤. آیا رسالۀ حكمة الموت تألیف ابنسیناست؟ (تهران، ١٩٥٤م)؛ ٥. تاریخ آخرین انشای شاهنامۀ فردوسی (كمبریج، ١٩٥٤م)؛ ٦. دربارۀ مجموعهای از نامههای خاقانی (مسكو، ١٩٦٠م)؛ ٧. دربارۀ ذم الكلام خواجه عبدالله انصاری (هرات، ١٩٦٢م)؛ ٨. در باب یك نسخۀ دستنویس از منشآت خاقانی (تهران، ١٩٦٦م).
مشخصات مربوط به چاپ این آثار در مقالۀ چتین (راهنمای كتاب، س ١٣) آمده است. آتش علاوه بر آثار مذكور نزدیك به چهل مقاله در اسلام آنسیكلوپدیسی نوشته است.
مآخذ
آتش، احمد، «در باب نقد جامعالتواریخ»، مجلۀ دانشكدۀ ادبیات تهران، س ٨، شمـ ٣ (فروردین ١٣٤٠ش)، صص ٥٨-٩٣؛
چتین، نهت، «زندگی و آثار احمد آتش»، راهنمای كتاب، س ١٣، شمـ ١٠-١٢ (دی و اسفند ١٣٤٩ش)، صص ٧٣٧-٧٤٧؛
رضازادۀ شفق، صادق، «سخنی چند به یاد احمد آتش»، مجلۀ دانشكدۀ ادبیات تهران، س ١٤، شم ٥-٦ (خرداد و مرداد ١٣٤٦)، صص ٥٦٧-٥٦٩.
هادی عالمزاده