دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٩ - اسیر لکهنوی
اسیر لکهنوی
نویسنده (ها) :
عارف نوشاهی
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ١١ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَسیرِ لَكْهْنَوی، میرمظفرعلی(١٢٢٩- ١٢٩٩ق/ ١٨١٤-١٨٨٢م)، ادیب، شاعر، مترجم و نویسنده به زبان فارسی و اردو در شبه قاره. پدر وی میر مددعلی مایل از اخلاف محمد صالح كروری بود و نسب به عباس ابن علی(ع) میرساند (عشرت، ٢٧، ٢٩؛ سری رام، ١/ ٢٩٩).
اسیر در امیتی از توابع لكهنو زاده شد و در ١٠ سالگی به لكهنو رفت. تحصیلات ابتدایی و عربی و فارسی را نزد پدر و عموی خود میرسیدعلی به انجام رسانید و نزد میرزا كاظم علی و میرقائم علی، آثاری چون حدیقۀ سنایی خواند (عشرت، سری رام، همانجاها؛ عروج، ١٧٨) و از درس برخی از استادان «فرنگی محل» نیز بهره برد (سكسینه، ١/ ٢٣٢؛ سریرام، همانجا). اسیر از همان ابتدا به شعر و سخن سرایی علاقه داشت و در محافل شعرا شركت میكرد. از همین رو، به محضر غلام همدانی، متخلص به مصحفی راه یافت و چنانكه مصحفی دربارۀ او پیش بینی كرده بود، در اندك زمانی سرآمد شد (عشرت، ٢٨-٣٠؛ سری رام، همانجا) و بسیاری از شاعران چون امیر مینایی و اسد وشوق نزد او پرورش یافتند و حتی كسانی چون واجد علی شاه و نواب یوسف علی خان ناظم والی رامپور، در شعر و سخن سنجی از وی بهره میگرفتند (سری رام، سكسینه، همانجاها؛ رضوی، ٢/ ٣٢٥- ٣٢٨، كه نام ٧٧ تن از شاگردان او را آورده است).
اسیر مذهب تشیع داشت و به همین سبب در دربار حكمرانان اَوَده كه شیعی مذهب بودند، جایگاه ویژهای یافت و به خدمت ٣ تن شاهان اوده، نصیرالدین حیدر، امجد علی شاه و واجد علی شاه، درآمد. اگرچه در دورۀ واجد علی شاه به دسیسۀ وزیر وی علینقی خان به سبب دوستی با امین الدوله چند روزی زندانی شد، با اینهمه، همچنان از عنایت شاه برخوردار بود و از سوی او به دبیری و ندیمی برگزیده شد و لقب «تدبیرالدوله مدبرالملك میر مظفر علی خان بهادر جنگ» یافت (عشرت، سری رام، سكسینه، همانجاها).
پس از انقراض سلطنت اوده، واجد علی شاه از لكهنو به كلكته تبعید شد و بسیاری از ندیمان او را همراهی كردند، اما اسیر در لكهنو ماند. از این رو، واجد علی از او سخت آزرده خاطر شد (عروج، سكسینه، همانجاها). چندی بعد اسیر به دربار رامپور راه یافت و به خدمت نوابان آنجا، محمدسعید خان، یوسف علی خان و به ویژه محمد كلب علی خان درآمد (سریرام، سكسینه، همانجاها). اسیر سرانجام در لكهنو درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد (همانجا؛ سیل، ٩؛ عشرت، ٣٠؛ نجم الغنی، ٥/ ١١١؛ نورالحسن، ٦). فرزندان وی محمد غضنفر خان متخلص به حكیم و محمد افضل علی خان متخلص به فضل نیز هر دو از بزرگان شعر و ادب اردو بودند (تجمل، ٣٧٢-٣٧٣؛ سری رام، ١/ ٣٠٠).
اسیر در علوم بلاغی به ویژه عروض و قافیه چیره دست بود. طبعی روان داشت و گاه شمار ابیات برخی غزلهای او به ٧٠ بیت میرسد. اشعار او به همان سبك سنتی لكهنو سروده شده است، اما گاه در سرودههای او برخی اشعار بیرون از این سبك نیز دیده میشود، چنانكه شیوۀ او در غزلسرایی كاملاً متفاوت با معاصران اوست (سری رام، ١/ ٢٩٩-٣٠٠؛ سكسینه، ١/ ٢٣٢؛ عشرت، همانجا؛ ناصر، ١/ ٥٣١).
آثار
الف - فارسی
١. اضافت، رسالهای است مختصر در بیان ١٤ نوع «اضافتِ» دستوری. نخستین بار این رساله در مجموعۀ رسائل اسیر در لكهنو (١٢٩٠ق/ ١٨٧٣م) و بار دیگر در ١٣٣٣ق/ ١٩١٥م در كانپور به چاپ رسید. ٢. روضۀ القوافی. اسیر این رسالۀ كوتاه را در ١٢٦١ق/ ١٨٤٥م به خواهش برادرزادۀ خود میرهادی علی تألیف كرد و در آن به بررسی قوافی اشعار پرداخته است. ٣. شجرۀ العروض. اسیر این رساله را نیز به خواهش هادی علی دربارۀ عروض نگاشته است. این اثر و اثر پیشین در رسائل اسیر به چاپ رسیده است. ٤. كربلای معلی، یا ریاض المسلمین. اسیر در این اثر كه در ١٢٩٥ق/ ١٨٧٨م نگاشته شده، واقعۀ شهادت امام حسین (ع) و مصائب اهل بیت را با بهرهگیری از یكی از آثار محمدباقر مجلسی در قالب مثنوی به نظم كشیده، و در دیباچۀ كتاب، واجد علی شاه و نواب محمد كلب علی خان را ستوده است. این مثنوی در ١٣١٧ق/ ١٨٩٩م در كانپور منتشر شده است. استوری به خطا ریاض المسلمین را كه به فارسی سروده شده، ترجمۀ اردوی حق الیقین مجلسی دانسته است (III/ ١٣٨). ٥. گلشن تعشق، مجموعۀ غزلیات، قطعات، قصاید، مثنویها و انواع دیگر اشعار اوست. در این دیوان قصیدهای مصنوع در وصف واجد علی شاه آمده كه از حروف هر مصراع آن به حساب جمل تاریخ ١٢٦٧ق به دست میآید. گلشن تعشق در ١٣١٧ق/ ١٨٩٩م در لكهنو به چاپ رسیده است. ٦. مجمع البحرین ذولسانین. این مجموعۀ شعر در ستایش ١٤ معصوم(ع) سرودهشده،و در ١٣٢٤ق/ ١٩٠٦مدر لكهنو منتشر شدهاست. ٧. تشریح الحروف (رضوی، ٢/ ٣٢٤).
ب - اردو
از اسیر ٦ دیوان شعر به اردو برجای مانده كه از آن میان ٤ دیوان چاپ شده است. اشعار عاشقانۀ او در ٣ دیوان به نامهای دیوان اسیر، ریاض حقیقت و گلستان سخن، و مناقب در دیوان گلدستۀ امانت گرد آمده، و كلیات قصاید شبه طور جداگانه تدوین شده است. افزون بر اینها، مثنویهای درۀ التاج و معارج الفضائل را در بیان كرامات امامان سروده، و نیز فوائد مظفریه را در نحو عربی نگاشته است (عشرت، همانجا). اسیر معیار الاشعار تألیف نصیرالدین طوسی را به نام زر كامل عیار به اردو درآورده است. این ترجمه نخستین بار در ١٣٢٣ق/ ١٩٠٥م در لكهنو به چاپ رسید و در ١٩٨٣م تجدید چاپ شد.
مآخذ
تجمل حسین خان، مرغوب جهان، لكهنو، ١٣٠٧ق؛
رضوی، سرفراز علی، مآخذات، كراچی، ١٩٨١-١٩٨٢م؛
سری رام، خمخانۀ جاوید، دهلی، ١٣٢٥ق؛
سكسینه، رام بابو، تاریخ ادب اردو، ترجمۀ میرزا محمد عسكری، كراچی؛
سیل، رورندیدورد، جامع الاشعار، مدرس، ١٨٨٣م؛
عروج، عبدالرئوف، تذكرۀ فارسی گو شعرای اردو، كراچی، ١٩٧١م)؛
عشرت، محمد عبدالرئوف، آب بقا، به كوشش جعفر علی نشتر، لكهنو، ١٩٢٨م؛
ناصر، سعادت علی، تذكرۀ خوش معركه زیبا، به كوشش مشفق خواجه، لاهور، ١٩٧٠م؛
نجمالغنی رامپوری، محمد، تاریخ اوده، كراچی، ١٩٨٣م؛
نورالحسن، نگارستان سخن، بهوپال، ١٢٩٣ق؛
نیز:
Storey, C. A., Persian Literature, Leiden, ١٩٨٤.
عارف نوشاهی