دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٥ - ادیب پیشاوری
ادیب پیشاوری
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَدیبِ پیشاوَری، احمد (١٢٦٠- ١٣٤٩ق/ ١٨٤٤-١٩٣٠م)، فرزند شهابالدین، از سخن سرایان و ادیبان برجستۀ معاصر كه در بسیاری از علوم نقلی و عقلی سرآمد بود.
او به گفتۀ برخی در دهكدهای كوهپایهای میان افغانستان و پیشاور، و به گفتۀ برخی دیگر در شهر پیشاور ولادت یافت (جعفری، ١٥؛ نیز نك : اسحاق، ١٥؛ پارسا، ١٠١؛ آرینپور، ٢/ ٣١٧). تذكرهنویسان برای تاریخ ولادت وی افزونبر ١٢٦٠ق (عبدالرسولی، ٢؛ رشید یاسمی، ١٠؛ جعفری، همانجا؛ بامداد، ٧٧)، سالهای ١٢٥٥ق (معلم، ٥/ ١٦٢٣)، ١٢٥٧ق (آقابزرگ، ١(١)/ ٨٣) و ١٢٧٥ق (عبرت، ٦١) را نیز ذكر كردهاند.
پدر ادیب معروف به سید شاهبابا و نیاكان او همگی از بزرگان صوفیه بودند و در سیر و سلوك نسبت خود را به شهاب الدین سهروردی میرساندند (عبدالرسولی، معلم، آرینپور، پارسا، همانجاها). وی، مقدمات علوم و ادبیات را در كودكی، در پیشاور آغاز كرد (عبدالرسولی، عبرت، همانجاها؛ پارسا، ١٠١-١٠٢). در ١٢٦٦ق/ ١٨٤٩م كه ادیب كودكی بیش نبود، زادگاه وی پیشاور به دست انگلیس از افغانستان جدا شد و به هندوستان پیوست (EI١, VI/ ١٠٦٧؛ دائرةالمعارف آریانا، ٤/ ٤٤٧). همین امر سبب شورش مردم پیشاور و مبارزات طولانی ایشان با نیروهای انگلیسی شد (همانجا). ادیب نیز همراه پدر و بسیاری از بستگان خویش در یكی از جنگهایی كه پیش از ١٢٨٠ق روی داد، شركت جست و پدر و تمامی بستگانش را از دست داد و خود از این مهلكه جان به در برد (عبدالرسولی، ٣؛ رشید یاسمی، همانجا؛ جعفری، ١٦؛ پارسا، ١٠٣؛ برقعی، ١).
پس از آن ادیب به خواست مادرش مهدعلیا، رهسپار كابل شد و نزدیك به دو سال در زمرۀ شاگردان آخوند ملامحمد، معروف به آل ناصر درآمد و سپس به غزنین رفت و در باغ فیروزه، مرقد حكیم سنایی، اقامت گزید و نزد سعدالدین غزنوی، ادب و حكمت آموخت و از آنجا به شهرهای هرات و جام سفر كرد و سپس به مشهد رفت و نزد میرزا عبدالرحمان مدرس و كسان دیگر به فراگیری حكمت، ریاضی و ادبیات پرداخت و از آنجا راهی سبزوار شد و در دو سال آخر زندگانی حاج ملاهادی سبزواری محضر وی و فرزندش را دریافت. ادیب پس از مرگ حاج ملاهادی بار دیگر به مشهد بازگشت. او اگر چه در این هنگام به ادیب هندی شهرت یافته، در مدرسۀ آستانۀ رضویه و مدرسۀ میرزا جعفر به تدریس میپرداخت، برای فراگیری ریاضی در محضر ملا غلامحسین شیخالاسلام حاضر میشد (عبدالرسولی، همانجا؛ فروزانفر، ادیب...، ٤- ٥؛ رشید یاسمی، ١٠-١١؛ اسحاق، ٢٥؛ پارسا، جعفری، همانجاها).
در ١٣٠٠ق، ادیب به پیشنهاد میرزا سعید خان گرمرودی وزیر خارجه كه در آن روزگار تولیت آستان قدس را عهدهدار بود، راهی تهران شد و به سفارش میرزا سعید خان در منزل محمدعلیخان قوامالدوله كه گویا دارای كتابخانهای ارزشمند نیز بود، اقامت گزید. ادیب تا پایان زندگانی خویش تأهل اختیار نكرد و پس از مرگ قوامالدوله در منزل دیگر دوستاران خود چون میرزا حسن خان محتشم السلطنه، علیرضا خان قراگوزلو بهاءالملك و اعتمادالدوله روزگار گذراند و سرانجام در منزل بهاءالملك درگذشت و در شهر ری به خاك سپرده شد (عبدالرسولی، ٣-٤، ١٦؛ فروزانفر، همان، ٥ -٦؛ عبرت، پارسا، جعفری، همانجاها؛ كامران، ٣٣٤).
احاطۀ ادیب بر بسیاری از علوم زمان خود و تبحر فراوان در لغت پارسی و تازی و نیز برخورداری از حافظهای بسیار قوی، او را از برجستهترین ادیبان عصر خویش ساخت. فروزانفر شاعری را از كمترین هنرهای او شمرده، و ادیب را پساز خواجه نصیرالدین طوسی، در تاریخ علم و ادب ایران بیهمتا دانسته است (همان، ٣، ١٠).
پس از ورود ادیب به تهران، بسیاری از دانش پژوهان و ادب دوستان در پیهمنشینی و دانشاندوزی از وی برآمدند، اما دیر جوشی و تندخویی ادیب سبب شد كه او تنها به شركت در انجمنی ادبی كه در خانۀ سیدمحمد بقا تشكیل میشد، بسنده نماید (عبدالرسولی، ٥؛ كامران، همانجا). با حضور دراین جلسات و نیز درسهای خصوصی ادیب كه به ندرت تشكیل میشد، ادیبان و سخنورانی چون محمد قزوینی، محتشمالسلطنۀ اسفندیاری، عباس اقبال آشتیانی،سدیدالسلطنهمینابی، بدیعالزمان فروزانفر و مجتبى مینوی از محضر او بهرهمند شدند (غنی، ٧/ ١٤٣، ٨/ ١٣٢؛ عبدالرسولی، ٣- ٥؛ سدیدالسلطنه، ٥٢٩؛ اسحاق، همانجا؛ قزوینی، بیست مقاله، ١/ ٩-١٠، یادداشتها...، ٣٣-٣٤؛ شفیعی كدكنی، ١١-١٢؛ مینوی، ١٧- ١٨؛ فروزانفر، «سرگذشت»، ٣٧٠).
ادیب در زندگی طولانی خود شاهد رویدادهای فراوانی در ایران، منطقه و جهان بود كه در بسیاری از آنها نقش و تأثیر انگلیس دیده میشد و او به سبب رویدادهای پیشاور، از كودكی كینهای عمیق نسبت به انگلیس داشت؛ از این رو در برابر هر آنچه كه نقش انگلیس در آن نمودار بود، از خود واكنش نشان میداد. بازتاب این امر در آثارش به ویژه دیوان و قیصرنامه به چشم میخورد كه خود نموداری است روشن از اندیشۀ سیاسی و اجتماعی ادیب.
از مهمترین حوادثی كه در دورۀ زندگی ادیب در ایران روی داد، انقلاب مشروطیت، سرنگونی حكومت قاجار و به قدرت رسیدن رضاخان بود كه در این میان، حوادث انقلاب مشروطیت بازتاب فراوانی در دیوان او یافته است. او انقلاب مشروطه را فتنهای از جانب انگلیس میپنداشت و مرثیهای به عربی در سوگ بردار شدن شیخ فضلالله نوری و قطعهای در ردّ مشروطه و ذم مجلس نشینان نیز سروده است (ادیب، دیوان، ١٨،١٤٨-١٥٠،١٩٠-١٩١،١٩٣-١٩٤؛ابوالحسنی، ٧٤-٨١).
اشغال افغانستان، هند، عراق و مصر از سوی انگلیس نیز از رویدادهای دیگری است كه بر اندیشه و ذهن ادیب تأثیر نهاد و سبب شد كه او با بینشی ضد اروپایی در دیوان خویش بارها از غفلت و ناآگاهی مردم خاورزمین یاد كند (نك : همان، ١١٦، ١٣٦-١٤٤، جم). او همواره از هندوستان كه در جوانی ناگزیر به ترك آن شده بود، با اندوه بسیار یاد میكرد (همان، ١٩-٢٤، ١١٦، ١٣٧، ١٣٩) و سبب سلطۀ استعمار را، بیكفایتی امیران، ناآگاهی مردم و دوری مسلمانان و هندوها از كتابهای دینی خویش میدانست (همان، ١٣٨، ١٤٢). وی بر آن بود كه ایجاد حركتی عظیم و مردمی تنها در پرتو اتحاد مسلمانان و هندوها میسر است (همان، ٢٠، ١٤١).
جنگ جهانی اول از مهمترین حوادث بینالمللی بود كه در دورۀ زندگی ادیب روی داد. در طول این جنگ گرایشی شدید به پشتیبانی از آلمان و تنفر از سیاست انگلستان در میان ایرانیان پدید آمده بود كه از آن به «آلمان دوستی» تعبیر كردهاند. ادیب نیز با زمینهای كه از پیش در وی مهیا شده بود، با این اندیشه همسو گشت (سپهر، ٤٤- ٤٥؛ آرینپور، ٢/ ٣١٧)، چنانكه افزون بر بخش عمدهای از اشعار دیوان خویش، اثری مستقل نیز به نام قیصرنامه بدان موضوع اختصاص داد. ادیب در قیصرنامه (ص ٣٨، ٥٤، ٨٨، ٩١، ٩٨، جم) و نیز دیوان (ص ٩-١٣، ٣١-٣٧، ٦٥-٧٦، ١٠٢) از یك سو به ستایش از قیصر آلمان و شرح دلاوریهای او، سرداران و هم پیمانانش پرداخت و از سوی دیگر حملۀ خود را متوجه انگلیس و متحدانش مانند صربستان، روس، بلژیك و آمریكا كرده، و آمریكا را ناجی انگلیس از گرداب جنگ بهشمار آورده است ( دیوان، ٦٤، ١١٥، ٣٢٠، قیصرنامه، ١٠، ١١٥، ١٣٥).
البته همسویی ادیب با اندیشۀ «آلمان دوستی» را نمیتوان به معنای گرایش فكری او به این جریان دانست. به نظر میرسد كه وی، تنها به قصد دامن زدن به جو ضدانگلیسی بدان پرداخته است. چه، ادیب هدایای ارسالی ویلهلم قیصر آلمان را كه ترجمۀ بخشهایی از قیصرنامه را خوانده بود، نپذیرفت و اظهار داشت كه انگیزۀ وی از سرودن قیصرنامه تنها مخالفت با انگلیس بوده است (سپهر، ٤٠٢-٤٠٣).
آثار
١. قیصرنامه. این كتاب سرودهای است حماسی در قالب مثنوی و به بحر متقارب كه نزدیك به ١٤ هزار بیت دارد و ادیب به پیشنهاد عبدالرسولی ــ كه بخش اعظم اشعار وی را گردآورده ــ آن را قیصرنامه نامید (نك : عبدالرسولی، ١٥). ادیب در این منظومه با تسلطی كه بر ظرایف و دقایق شعر پارسی داشته، از سویی به سبك فردوسی و با همان لحن حماسی موضوعی تازه چون جنگ جهانی اول را به نظم كشیده، و از سوی دیگر چون مولوی در خلال هر داستان، حكایات و امثال مناسب گنجانده است (فروزانفر، ادیب، ١١-١٢). درونمایۀ اصلی این اثر ستایش دلاوریهای قیصر آلمان در برابر انگلیس و هم پیمانان اوست. او در نیمۀ اول كتاب پیروزیهای نظامی آلمان را با شوری وصفناشدنی به نظم در آورده (ص ٥٤، ١٠١، ١١٣، ١٧٥)، اما از نیمۀ دوم كه جنگ با سازش آلمان به پایان میرسد، تنها به نكوهش انگلیس پرداخته است.
ادیب در این اثر از تمثیلهای گوناگون، صورخیال و واژگانی غنی بهره جسته، و آن را از گزارشنامۀ جنگ جهانی اول به منظومهای حماسی تبدیل ساخته، و با افزودن بهاریهها و ساقینامه (نك : ص ٧٠-٧٦، ١١٦-١٢١) گهگاه بدان رنگی غنایی بخشیده، و با استفاده از عناصر ایرانی، به تصاویر جنگ جهانی جلوهای آشنا داده است (ص ٥٧، ٦٥، ٦٦، ٩٥)، چنانكه از ابزارها و ادوات جنگی جدید با بیانی استعاری چون «آتشین خشت»، «آتشین دیگ»، «پران شهاب» و «آتشین تیر» یاد كرده است (ص ٣٤، ٦٢، ١٠١). از قیصرنامه دست نوشتههایی در تهران، كتابخانۀ مجلس و كتابخانۀ مینوی، همچنین در مشهد، كتابخانۀ فرخ موجود است (نك: منزوی، ٤/ ٣٠٥٠).
٢. دیوان. این اثر شامل ٢٠٠ ،٤بیت قصیده، غزل و قطعۀ فارسی و ٣٧٠ بیت از سرودههای عربی ادیب است. زمان سرودن اشعار به درستی روشن نیست، ولی به گفتۀ عبدالرسولی اشعاری كه ادیب پیش از ١٣١٥ق (زمان آشنایی وی با ادیب) سروده، تقریباً از میان رفته، اما او اشعاری را كه ادیب پس از آن تاریخ سروده، گرد آورده است. ادیب اگرچه در دورۀ مشروطه میزیست، سرودههایش از نظر زبان، ساختار، وزن و درونمایۀ شعری با سبك رایج این دوره متفاوت است. زبان شعری ادیب به خلاف زبان شعر مشروطه كه از سادگی و روانی برخوردار بود، پیچیده و دشوار است. واژگان در شعر او به گونهای انتخاب شده كه در بسیاری موارد بدون مراجعه به فرهنگ، فهم آن ممكن نیست. افزون بر این، ادیب به انتخاب اوزان، قوافی و ردیفهای دشوار كه دور از شیوۀ زمان او بود، پرداخته، و در برخی موارد به استقبال از قصیده سرایان بزرگی چون خاقانی و انوری رفته است (نك : فروزانفر، همان، ١٣-١٤؛ ادیب، دیوان، ٨ -١٢، ٢٥-٣١، ١٢٥-١٢٩). درونمایۀ شعری او نیز بیشتر دربارۀ موضوعاتی چون جنگ جهانی اول، ستایش قیصر آلمان، نكوهش استعمار انگلیس، انقلاب مشروطه و مسائل هندوستان است. در مجموع از شیوۀ سخنسرایی ادیب برمیآید كه او در كنار نوآوریهای ویژۀ خود، هنوز به سنتهای «بازگشت ادبی» پایبند بوده، و در سرودن بسیاری از قصایدش به شاعرانی چون خاقانی، انوری و ناصرخسرو نظر داشته است (نك : همان، ٩؛ عبدالرسولی، ١٤؛ فروزانفر، همان، ١٣) و گاه مانند خاقانی بسیاری از دانستههای خویش را در علوم مختلف، در سرودههایش گنجانده است (ادیب، همان، ٩-١٢). غزلیات ادیب نیز آمیختهای از شور و شوق غزلیات مولانا با سبك خاص خاقانی است (فروزانفر، همان، ١٥). دیوان ادیب در ١٣١٢ش به كوشش علیعبدالرسولی درتهران به چاپ رسید.
٣. تصحیح تاریخ بیهقی و حواشی و تعلیقات بر آن. این اثر در ١٣٠٧ق به كوشش محمدعلی قوامالدوله (معاون الملك) و مقدمۀ ذكاءالملك فروغی در تهران چاپ شد. ادیب در حواشی این كتاب به مقتضای متن توضیحاتی در زمینههای واژگان، اعلام، نامهای جغرافیایی، اصطلاحات فلسفی، امثال و اشعار عربی داده، و گاه نیز به اغلاطی كه از سوی ناسخان به متن راه یافته، پرداخته است.
٤. «رسالۀ نقد حاضر در تصحیح دیوان ناصر»، كه توضیح و تصحیح دیوان ناصرخسرو است. این رساله از پرسشهای علی عبدالرسولی دربارۀ ابیات دشوار دیوان ناصرخسرو و پاسخهای ادیب بدانها گرد آمده، و ادیب توضیحات و تنقیحات خویش را با امثال و شواهد فلسفی و گاه اشعاری مناسب درآمیخته است (عبدالرسولی، ٢١٨- ٢١٩). این رساله، همراه دیوان ادیب به چاپ رسیده است.
٥. «رساله در بیان قضایای بدیهیات اولیه»، پاسخهای ادیب است به پرسشهای مهدی قلیخان هدایت (مخبرالسلطنه) كه در مجالس مباحثه به قلم عبدالرسولی به كتابت درآمده است (نك : همو، ٢٠٢). این رساله همراه دیوان ادیب چاپ شده است.
٦. ترجمۀ اشارات ابن سینا. ادیب به خواهش برخی از دوستان، اشارات ابن سینا را ترجمه، و پارهای از بخشهای آن را شرح كرده است (همو، ١٥). این رساله تاكنون به چاپ نرسیده است.
٧. به گفتۀ پارسای تویسركانی، ادیب شرحی بر اقوال حكما و مشكلات اشعار شعرای عرب، در حدود ٨ مجلد دستنویس نگاشته، كه اصل آن در كتابخانۀ مدرسۀ عالی سپهسالار نگهداری میشود و تاكنون چاپ نشده است (ص ١٠٦).
٨. جنگ یونان و عثمانی. این اثر در حدود سال ١٣١٤ق در ٨٠٠ بیت، دربارۀ جنگ یونان و عثمانی سروده شده، و تنها نسخۀ آن، نزد سدیدالسلطنه موجود بوده، و تاكنون به چاپ نرسیده است (سدید السلطنه، ٥٢٨).
٩. حكایت تاجر، منظومهای است در بحر متقارب و نزدیك به ٨٠٠‘١ بیت كه ادیب در ٦ ماه پایانی عمرش آن را سروده، و حكایت تاجری است كه خواهرش را ربودهاند (همانجا).
١٠. منظومهای دربارۀ قرارداد ایران و انگلیس. این منظومه در بحر متقارب و دربارۀ معایب قرارداد ١٩١٩م ایران و انگلیس است و نزدیك به ٨ هزار بیت دارد (همانجا).
١١. قصۀ یوسف و زلیخا. این منظومۀ ناتمام، نزدیك به ٤ هزار بیت دارد و در بحر متقارب است و تا مراجعت برادران یوسف ادامه یافته است (فروزانفر، ادیب، ١٠، ١٢-١٣).
١٢. داستان دختر نقاش. این اثر منظومهای است در شرح یك مسافرت و ادیب در آن كوشش داشته كه احساسات و عواطف دختری نقاش را تصویر كند (نك : فروزانفر، همانجا).
افزون بر اینها ادیب منظومۀ ناتمام زهره و منوچهر سرودۀ ایرج میرزا را نیز به پایان رسانده است (پارسا، همانجا).
به گفتۀ ابوالحسنی، شماری از دستنویسهای ادیب كه حاصل پژوهش او در زمینههای گوناگون بوده، در حیات اوتوسط یكی از خدمتگزارانش كه قصد فروش آنها را داشته، ربوده شد و دیگر اثری از آنها به دست نیامد (ص ٢٢٣-٢٢٤).
مآخذ
آرینپور، یحیی، از صبا تا نیما، تهران، ١٣٥٥ش؛
آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعة، قرن ١٤، مشهد، دارالمرتضى؛
ابوالحسنی، علی، آینهدار طلعت یار، تهران، ١٣٧٣ش؛
ادیب پیشاوری، احمد، دیوان، به كوشش علی عبدالرسولی، تهران، ١٣٦٢ش؛
همو، قیصرنامه، نسخۀ خطی كتابخانۀ مجلس، شم ٥٥٧٣؛
اسحاق، محمد، سخنوران نامی ایران در تاریخ معاصر، تهران، ١٣٦٣ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٥٣ش؛
برقعی، محمدباقر، سخنوران نامی معاصر، تهران، ١٣٢٩ش؛
پارسای تویسركانی، عبدالرحمان، «خاطرههای ادبی»، وحید، تهران، ١٣٥٠ش، س ٩، شم ٣؛
جعفری، مرتضى، «احوال و اشعار ادیب پیشاوری»، هلال، كراچی، ١٣٥٠ش، س ١٨؛
دائرةالمعارف آریانا، كابل، ١٣٤١ش؛
رشید یاسمی، غلامرضا، ادبیات معاصر، تهران، ١٣٥٢ش؛
سپهر، عباسقلی، ایران در جنگ بزرگ، تهران، ١٣٣٦ش؛
سدیدالسلطنه، محمدعلی، سفرنامه، به كوشش احمد اقتداری، تهران، ١٣٦٢ش؛
شفیعی كدكنی، محمدرضا، «ادیب نیشابوری در حاشیۀ شعر مشروطه»، زندگی و اشعار ادیب نیشابوری، به كوشش یدالله جلالی پندری، تهران، ١٣٦٧ش؛
عبدالرسولی، علی، مقدمه و تعلیقات بر دیوان ادیب پیشاوری (هم)؛
عبرت نایینی، محمدعلی، نامۀ فرهنگیان، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٤٣٢٧؛
غنی، قاسم، یادداشتها، به كوشش سیروس غنی، تهران، ١٣٦٧ش؛
فروزانفر، بدیعالزمان، ادیب پیشاوری (سخنرانی ١٣٤٩ق)، نسخۀ خطی كتابخانۀ مركز، شم ١٣١٣؛
همو، «سرگذشت»، مجموعه گفتارها، به كوشش قاسم صافی، تهران، ١٣٥٧ش؛
قزوینی، محمد، بیست مقاله، به كوشش عباس اقبال آشتیانی و ابراهیم پورداود، تهران، ١٣٦٣ ش؛
همو، «یادداشتهای تاریخی»، یادگار، تهران، ١٣٣٤ش، س ٣، شم ١؛
كامران، مرتضى، «علامه ادیب پیشاوری»، گوهر، تهران، ١٣٥٣ش، س ٢، شم ٤؛
معلم حبیب آبادی، محمد علی، مكارم الآثار، اصفهان، ١٣٣٧ش؛
منزوی، خطی؛
مینوی، مجتبی، «سخنان»، مجموعه گفتارها، به كوشش قاسم صافی، تهران، ١٣٥٧ش؛
نیز:
EI١
علی میرانصاری