دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٤ - ادیب نطنزی
ادیب نطنزی
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَدیبِ نَطَنْزی، ابوعبدالله حسین بن ابراهیم بن احمد (د محرم ٤٩٧/ اكتبر١١٠٣)، ادیب و محدث كه به دو زبان فارسی و عربی شعر میسرود. ادیب خود در بیتی به زادگاهش نطنز تصریح كرده است (رشید وطواط، ١٧)، اما از تاریخ تولد و چگونگی آموزش او در علوم ادبی و حدیث اطلاعی در دست نیست؛ تنها از یكی از قصاید او به عربی كه در وصف اصفهان سروده است (مافروخی، ١١٤- ١١٥) و نیز از نام استادانش (نك : سمعانی، ١٣/ ١٣٦-١٣٧) بر میآید كه وی در این شهر اقامت گزیده، و در همانجا به فرا گرفتن دانش پرداخته است.
منابع موجود دربارۀ ادیب به مطالبی كوتاه بسنده نموده، و غالباً او را ذولسانین و از سرآمدان ادبیات عرب دانسته، و نوشتهاند كه وی عمرش را یكسره وقف تعلیم و تعلم كرده (ابناثیر، ٣/ ٣١٦؛ قفطی، ١/ ٣٢٠؛ صفدی، ١٢/ ٣١٩)، و در صنایع ادبی، یگانۀ عصر خویش بوده است (انصاری، ٦٣).
سمعانی برخی از استادان ادیبنطنزی چون ابوبكر محمد بن عبدالله ریذۀ ضبی، ابوذر محمد بن ابراهیم صالحانی، ابوالفضل عبدالرحمان بن احمد رازی و نیز شماری از شاگردان و راویان او مانند نوادهاش ابوالفتح محمد بن علی نطنزی و ادیب ابوالعباس احمد بن محمد بن مؤذن را نام برده است (همانجا).
ادیب تنی چند از وزرا را ستوده كه از آن میان میتوان عمیدالملك كندری (٤١٥- ٤٥٦ق/ ١٠٢٤- ١٠٦٤م)، وزیر طغرل سلجوقی ( یواقیت ...، ١٧٧) و فخرالملك ابوالفتح مظفر بن نظامالملك (د ٥٠٠ق/ ١١٠٧م)، وزیر ملكشاه و حاكم اصفهان را نام برد (مافروخی، همانجا).
آثار
١. المرقاة فی اللغة الفارسیة، یا صحائف . این كتاب فرهنگی عربی به فارسی است كه به ١٢ باب تقسیم شده، و هر باب آن اختصاص به یك موضوع مانند آسمان، زمین، گیاهان، جانوران و ... دارد. نسخههای خطی فراوانی از المرقاة در كتابخانههای دنیا موجود است (نك : منزوی، خطی، ٣/ ٢٠٢٤- ٢٠٢٥) كه در هیچیك از آنها نامی از مؤلف نیامده است و حاجی خلیفه هم در ذیل الصحائف فی اللغة الفارسیه (٢/ ١٠٧٥) و المرقاة (٢/ ١٦٥٦)، از مؤلف نامی به میان نیاورده است. بلوشه برای نخستینبار براساس آنچه كاتبی دیگر در حواشی نسخۀ پاریس افزوده است، این كتاب را از آن ادیب نطنزی دانسته (II/ ١٧٣؛ نیز نك : منزوی، علینقی، ٢٦-٢٧)، و سجادی نیز با بیان شباهتهای موجود میان المرقاة و دیگر اثر ادیب ــ دستور اللغه ــ نظر وی را تأیید كرده است (ص «ی»). این كتاب در ١٣٤٨ش به كوشش جعفر سجادی در تهران منتشر شده است.
المرقاة از ویژگیهای برجستهای برخوردار است كه از مهمترین آنها میتوان به واژههای فارسی سرهای كه در این كتاب آمده است و اكنون دیگر به كار نمیرود، اشاره كرد. بسیاری از این واژهها را در برخی از فرهنگهای مهم مانند برهانقاطع، كنزاللغه، منتهی الارب، آنندراج و... نیز نمیتوان یافت (همو، «یا»).
٢. دستور اللغة، یا الخلاص . این كتاب پس از دیباچه در ٢٨ كتاب (بهشمار منازل قمر) و هر كتاب در ١٢ باب (بهشمار بروج و ماهها) و یك خاتمه مشتمل بر ٣٥ بند ــ با عنوان فصل و باب و گاه بی عنوان ــ تدوین شده، و در آن افزون بر برابرهای فارسی برخی از واژههای مذكور در قرآن، احادیث، آثار ادبا، مراسلات، امثال و دواوین، دورهای در صرف و نحو عربی برای آموزش زبان عربی فراهم آمده است (شورا، ٢/ ٢٧٢-٢٧٣؛ منزوی، علینقی، ٢٢-٢٤). برخی از فرهنگنویسان، دستور اللغه و الخلاص را دو كتاب مستقل پنداشتهاند، اما با توجه به آنچه در دیباچۀ كتاب آمده، نادرستی این پندار آشكار میشود (همو، ١٩-٢٠).
دستور اللغه ( الخلاص) تاكنون چاپ نشده، اما دستنویسهای بسیاری از آن در دست است (نك : منزوی، خطی، ٣/ ١٩٨٣-١٩٨٥). در مقدمۀ نسخۀ سپهسالار از شخصی به نام «الشریف النظامی» یاد شده كه كتاب بدو تقدیم گشته است (ابنیوسف، ٢/ ١٧٩). این نام در نسخۀ دارالكتب به صورت «جمالالملك نظامی» آمده (منزوی، علینقی، ٢١)، و ابن یوسف معتقد است كه «شریف نظامی» و «جمال الملك نظامی» نام یك تن است و مراد خواجه نظامالملك است (همانجا)؛ اما با توجه به ارتباطی كه بین ادیب و فخرالملك ابوالفتح مظفر، یكی از پسران خواجه وجود داشته، میتوان احتمال داد كه ادیب با دیگر پسر او یعنی جمالالملك منصور (مق ٤٧٥ق/ ١٠٨٢م) هم ارتباطی داشته، و كتاب دستوراللغه را به وی تقدیم كرده است. در مقدمۀ نسخۀ دهخدا، از شخص دیگری با عنوان مولانا امیرالمؤمنین نام برده شده (منزوی، علینقی، همانجا) كه اقبال عقیده دارد او المقتدی (٤٦٨- ٤٨٧ق/ ١٠٧٦-١٠٩٤م) یا المستظهر بالله عباسی (٤٨٧-٥١٢ق) است (ص ١٠٠).
٣. دیوان. اوحدی بلیانی از دیوانهای فارسی و عربی ادیب یاد كرده (ص ٦٦)، اما هیچ یك از این دو دیوان تاكنون به دست نیامده است و تنها ابیاتی پراكنده به عربی و فارسی از وی به عنوان شاهد بر برخی از صنایع بدیعی مانند قلب، مطابقه، تقابل و ... به جا مانده است ( یواقیت، ١٧٩؛ رشید وطواط، ١٧؛ شمس قیس، ٣٤٥؛ سیوطی، ١/ ٥٢٨) كه بر پایۀ این ابیات و آنچه در تذكرهها دربارۀ او آمده (اوحدی بلیانی، همانجا؛ انصاری، ٦٣)، نمیتوان دربارۀ شعر و مقام شاعری وی داوری كرد.
مآخذ
ابن اثیر، علی، اللباب، بیروت، دارصادر؛
ابن یوسف شیرازی، فهرست كتابخانۀ مدرسۀ عالی سپهسالار، تهران، ١٣١٦- ١٣١٨ش؛
اقبال، عباس، تعلیقات بر حدایق السحر (نك : هم ، رشید وطواط)؛
انصاری كازرونی، ابوالقاسم، مرقوم پنجم كتاب سلّم السماوات، به كوشش یحیى قریب، تهران، ١٣٤٠ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
حاجی خلیفه، كشف؛
رشید وطواط، محمد، حدایق السحر، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٠٨ش؛
سجادی، جعفر، مقدمه و حاشیه بر المرقاة ادیب نطنزی، تهران، ١٣٤٨ش؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، حیدرآباد دكن، ١٤٠٢ق؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ق؛
شمس قیس رازی، محمد، المعجم، به كوشش محمد قزوینی و مدرس رضوی، تهران، ١٣٣٨ش؛
شورا، خطی؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش رمضان عبدالتواب، ویسبادن، ١٤٠٥ق؛
قفطی، علی، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٦٩ق؛
مافروخی، مفضل، محاسن اصفهان، به كوشش جلال الدین حسینی طهرانی، تهران، ١٣١٢ش؛
منزوی، خطی؛
منزوی، علینقی، فرهنگنامههای عربی به فارسی، تهران، ١٣٣٨ش؛
یواقیت العلوم، به كوشش محمد تقی دانشپژوه، تهران، ١٣٦٤ش؛
نیز:
Blochet, E., Catalogue des manuscrits persans, Paris, ١٩١٢.
علی میرانصاری