دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٢ - ادیب صابر ترمذی
ادیب صابر ترمذی
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٤ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَدیبْ صابِرِ تِرْمِذی، شهابالدین صابر بن اسماعیل (مق نیمۀ اول سدۀ ٦ق/ نیمۀ اول سدۀ ١٢م)، شاعر پارسی زبان و ستایشگر سنجر سلجوقی و آتسز خوارزمشاه.
او در خاندانی اهل علم و ادب زاده شد. چه، پدر وی نیز ادیب اسماعیل شهرت داشت (هدایت، ٢/ ٨٢١؛ فروزانفر، ٢٤٠؛ قویم، ٣). تذكرهنویسان دربارۀ محل تولد وی اختلاف كردهاند. دولتشاه (ص ٧٣) او را از بخارا، و برخی دیگر چون رازی (٢/ ٨٦) و كازرونی (ص ٣٤) وی را از ترمذ دانستهاند و به گفتۀ تقیالدین كاشانی در خلاصة الاشعار ادیب در بخارا نشو و نما یافته، اما اصل وی از ترمذ است. صابر در آغاز جوانی برای تحصیل به هرات رفت (زنوزی، ٧٥؛ آذر، ٣٣٥)، سپس راهی نیشابور شد و در زمرۀ مصاحبان ابوالقاسم علی بن جعفر، نقیب ترمذ در نیشابور در آمد و در اشعار خویش به ستایش او پرداخت (بیهقی، ٢/ ٥٧٤؛ دولتشاه، همانجا؛ هدایت، ٢/ ٨٢٢؛ فروزانفر، ٢٤٣).
ابوالقاسم علی بن جعفر كه به سبب نفوذ بسیار خود رئیس خراسان خوانده میشد، با سلطان سنجر سلجوقی و دربار او ارتباط نزدیك داشت، چنانكه سنجر او را برادر خطاب میكرد (بیهقی، همانجا؛ دولتشاه، ٧٣-٧٤؛ آذر، ٣٣٦؛ زنوزی، همانجا). ادیب نیز به یاری وی به دربار سنجر راه یافت. دیری نپایید كه ادیب نزد سلطان منزلتی یافت و در كنار مدیحهسرایی به امور سیاسی نیز كشانده شد، چنانكه پس از اختلاف میان آتسز خوارزمشاه و سلطان سنجر كه به جنگی بزرگ در ٥٣٨ق/ ١١٤٣م، و شكست آتسز انجامید، ادیب صابر همراه با پیامها و نصایحی از سوی سنجر به عنوان سفیر و به گفتۀ برخی برای جاسوسی به خوارزم گسیل شد (جوینی، ٢/ ٧- ٨؛ خواندمیر، ٢/ ٥١٩؛ دولتشاه، رازی، آذر، همانجاها). اما این سفر به قتل ادیب انجامید، زیرا وی سلطان سنجر را از توطئۀ آتسز برای قتل سلطان آگاه ساخت و آتسز دستور داد او را در جیحون غرق كردند (همانجاها). قصایدی از ادیب در ستایش آتسز برجای مانده كه ظاهراً مربوط به این زمان، یعنی حضور ادیب در دربار خوارزمشاه است.
برخی از تذكرهنویسان، قتل ادیب صابر را در ٥٤٦ق/ ١١٥١م دانستهاند (نك : دولتشاه، رازی، زنوزی، هدایت، همانجاها؛ ایمان، ٢٧). حال آنكه اقامت ادیب در خوارزم از ٥٣٨ تا ٥٤٢ق، یعنی میان دو جنگ آتسز و سنجر بوده است؛ در این صورت مرگ وی میبایست پیش از ٥٤٢ق، یا در همان سال بوده باشد.
ادیب صابر با بسیاری از شعرای عصر خویش چون انوری، رشید وطواط، سوزنی سمرقندی، عبدالواسع جبلی، فتوحی مروزی ارتباط دوستانه و مشاعره داشته است و برخی از ایشان چكامههایی در ستایش ادیب سرودهاند (نك : انوری، ١/ ٢٧٤، ٢/ ٦٨٧؛ سوزنی، ٣٦١؛ جبلی، ٦٣١-٦٣٢؛ عوفی، ١/ ١٥٢، به نقل از فتوحی مروزی). اوحدی، جوهری زرگر را شاگرد وی دانسته است (ص ٢٦١).
در این میان اگرچه رشید وطواط بیش از همه در ستایش ادیب شعر سروده است (نك : ص ٢٥٩، ٣٢٣، ٤٤٩، ٥٧٤، ٥٨٠، ٥٨٣-٦٠٠)، اما بعد میان این دو اختلافاتی بروز كرد كه به مشاجرات ركیك لفظی انجامید (نك : همو، ٥٧٠؛ رازی، ٢/ ٨٧). اوحدی وقوع این اختلافات و مشاجرات را مربوط به زمانی میداند كه ادیب صابر در دربار آتسز به سر میبرده است (ص ٦٤). با توجه به اینكه رشید وطواط نیز از ستایشگران آتسز بوده، احتمال دارد كه عامل این اختلافات، رقابت دو شاعر در یك دربار بوده باشد. بهگفتۀ اوحدی مداخله و تحریك برخی از نزدیكان خوارزمشاه در قتل ادیب بیتأثیر نبوده است (همانجا).
از ادیب صابر دیوان اشعاری دارای ٢٠٠‘٣ بیت، مشتمل بر قصیده، غزل، رباعی و تركیببند باقی مانده است. این دیوان تاكنون دوبار، نخست به كوشش علی قویم در ١٣٣٤ش، و دیگر بار به كوشش محمدعلی ناصح در ١٣٤٣ش در تهران چاپ شده است.
ادیب صابر از جمله شعرای سبك خراسانی است. ویژگیهایی كه در سرودههای او دیده میشود، در سرودههای شاعران سدههای ٥ و ٦ق و بهویژه شاعران خراسان به چشم میخورد. شعر او حاكی از آگاهی وی از مبادی ریاضی و فلسفه و تسلط به زبان و ادبیات تازی است. چنانكه گاه مضمون برخی از اشعار فارسی را به تازی گفته، و گاه برخی از مضامین اشعار عربی را به فارسی ترجمه كرده است. او در شعر خود از شعرای بزرگ عرب چون اخطل، اعشى، عجاج، ابوتمام و حتى از نحویانی چون زجاج، اخفش و ابوالاسود دؤلی و بزرگانی چون خصیب و احنف یاد كرده، و به تضمین شعری از متنبی پرداخته است (نك : فروزانفر، ٢٤٠-٢٤١؛ رضازادۀ شفق، ٣١١؛ ادیب، ١٩٥، ٢٦٥، ٣٨٩، ٤١٠، ٥٢٩، جم).
شعر ادیب از نظر لفظ، معنی و موضوع به سبك فرخی نزدیك است، جز آنكه تكلفاتی چون حذف الف و التزام ردیفهای بلند و تقریباً نامتناسب، از لطافت سخن او میكاهد. او گاه به سبك منوچهری، عنصری، مسعود سعد، انوری و معزی نیز قصایدی دارد. وی در شعری معزی و مسعود را بر خویش مقدم دانسته است (ص ٢٠٩؛ فروزانفر، همانجا؛ حمیدی، ١-٢/ ٣٦٧؛ نفیسی، ١/ ٨٤؛ رضازادۀ شفق، همانجا).
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشكده، بهكوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ش؛
ادیب صابر، دیوان، بهكوشش محمدعلی ناصح، تهران، ١٣٤٣ش؛
انوری ابیوردی، دیوان، بهكوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٤ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
ایمان، رحم علیخان، منتخب اللطایف، بهكوشش محمدرضا جلالی نایینی و امیرحسن عابدی، تهران، ١٣٤٩ش؛
بیهقی، علی، لباب الانساب، بهكوشش مهدی رجایی، قم، ١٤١٠ق؛
جبلی، عبدالواسع، دیوان، بهكوشش ذبیحالله صفا، تهران، ١٣٥٦ش؛
جوینی، عطاملك، تاریخ جهانگشای، بهكوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٩١٦م؛
حمیدی شیرازی، مهدی، بهشت سخن، تهران، ١٣٦٦ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، بهكوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، بهكوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، بهكوشش جواد فاضل، تهران، علیاكبر علمی؛
رشید وطواط، محمد، دیوان، بهكوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٣٩ش؛
رضازادۀ شفق، صادق، تاریخ ادبیات ایران، شیراز، ١٣٥٢ش؛
زنوزی، عبدالرسول، ریاض الجنة، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی تبریز، شم ٣٥٧٨؛
سوزنی سمرقندی، محمد، دیوان، بهكوشش ناصرالدین شاه حسینی، تهران، ١٣٣٨ش؛
عوفی، محمد، لباب الالباب، بهكوشش ادوارد براون، لیدن، ١٩٠٦م؛
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ش؛
قویم، علی، مقدمه بر دیوان ادیب صابر، تهران، ١٣٣٤ش؛
كازرونی، ابوالقاسم، مرقوم پنجم كتاب سلّم السماوات، بهكوشش یحیى قریب، تهران، ١٣٤٠ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛
هدایت، رضا قلی، مجمع الفصحا، بهكوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش.
علی میرانصاری