دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٠٠ - پوریهای جامی
پوریهای جامی
نویسنده (ها) :
مریم مجیدی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پورْبَهایِ جامی، تاجالدین بن بهاءالدین، معروف به «ابن بها»، متخلص به «پوربها» و «بها»، شاعر هزلگوی سدۀ ٧ق/١٣م. وی اصلاً از روستای جام در خراسان، و در خانوادهای اهل دانش به دنیا آمد (اوحدی، ١٩٣). پدرانش منصب قضای ولایت جام را داشتند. پوربها را نیز نخست برای این شغل تربیت كردند، ولی طبع ظریفش او را به معاشرت با شاعران كشانید (دولتشاه، ١٣٦).
پوربها در هرات دانشهای ادبی را نزد ركنالدین قُبایی و سعیدی هروی آموخت (همو، ١٢٠، ١٣٠، ١٣٦؛ آذر، ١/٢٩٢؛ هدایت، ٢/٧٠١؛ صفا، ٣(١)/٣٥٦). گفتهاند كه به روزگار سلطنت ارغون خان (٦٥٧-٦٧٢ق) همراه خواجه وجیهالدین زنگی پسر طاهر فریومدی به تبریز رفت (دولتشاه، ١٣٧؛ اوحدی، همانجا؛ قس: صفا، ٣(١)/٦٦٣). پوربها در تبریز با همام تبریزی مشاعره داشت و به دستگاه خواجه شمسالدین محمد صاحب دیوان جوینی نزدیك شد و او را مدح كرد (دولتشاه، همانجا؛ رازی، ٢/١٧٩؛ حمدالله، ٨١٦).
پوربها در تبریز درگذشت (علی حسن خان، ٧٧). سال مرگ دقیق او معلومنیست. صفا به دلایلی (٣(١)/٦٦٦) نظر تقیالدین كاشانی، یعنی ٧٣٢ق/١٣٣٢م را نادرست میداند. اشارۀ بعضی منابع به وفات پوربها در عهد سلطان ابوسعید گوركان در نیمۀ دوم سدۀ ٩ق (برای نمونه، نك : صبا، ١٤٠؛ آقابزرگ، ٩(١)/١٥٩)، البته ناممكن مینماید. اگر منظور، ایلخان ابوسعید بهادر
(حك ٧١٧-٧٣٦ق) بوده باشد هم باید گفت حمدالله مستوفی كه تاریخ گزیده را در روزگار این سلطان نگاشته، هیچ اشارهای به مرگ پوربها نكرده است.
فصیح خوافی قصیدهای از پوربها، مربوط به زلزلۀ نیشابور در ٦٦٦ق/١٢٦٨م و بازسازی آن شهر در ٦٦٩ق، نقل كرده است (٢/٣٣٧، ٣٤٠)؛ اما دیگر سرودههای پوربها استمرار حیات وی را پس از این تاریخ تأیید نمیكنند.
پوربها شاعری خوش قریحه و باذوق بود و دیوان مختصر او مضامین متنوعی دارد. وی در برخی سرودههایش، به ویژگیهای شخصیت خویش اشاره كرده است (نك : صفا، ٣(١)/٦٦١، ٦٦٧- ٦٦٨). مهارت پوربها در سرودن هزل و هجاست (رازی، ٢/١٧٩-١٨٠). وی شخصیتهای تاریخی و معاصر خود را هجو كرده است (نك : صفا، ٣(١)/٦٦٢، حاشیه)؛ همچنین هزلیاتی دربارۀ اعضای بدن خود سروده (نك : رازی، ٢/١٨٠) كه در این زمینه، سخن او یادآور شعر سوزنی است، هرچند كه پوربها خود را از سوزنی برتر میداند (نك : صفا، ٣(١)/٦٦٧). در مواردی نیز هزل و هجویات پوربها رنگ انتقادی از مفاسد اجتماعی روزگار به خود میگیرد (نك : افشار، ٥). پوربها در سرودههای جدی، خود را همطراز سنایی میداند (صفا، همانجا).
از تفننهای شعری پوربها میتوان به كاربرد فراوان واژهها و عبارتهای مغولی در ضمن قصیدهای مدحی اشاره كرد (نك : دولتشاه، همانجا؛ جاجرمی، ١/٢٧٤). یكی از استادانهترین تفننهای پوربها، قصیدۀ لامیه به زبان مردم الكن است (نك : صفا، ٣(١)/٦٦٨).
نسخهای خطی از دیوان پوربهای جامی (كتابت: ١٠٢٩ق)، در موزۀ بریتانیا موجود است (نك : مركزی، ١/٨٨-٨٩). همچنین مثنوی «كارنامۀ اوقاف» او را (نك : VIII/٣٤٢,EI٢) ایرج افشار در ٣١٥ بیت در مدح عزالدین فریومدی و هجو صاحب اوقاف، به چاپ رسانده (١٣٣٩ش) كه در آن نام سراینده تاجالدین نسایی ضبط شده است.
مآخذ
آذر بیگدلی، لطفعلی، آتشكده، به كوشش حسن سادات ناصری، تهران، ١٣٣٦ش؛
آقابزرگ، الذریعة؛
افشار، ایرج، مقدمه بر «كارنامۀ اوقاف»، فرهنگ ایران زمین، ١٣٢٩ش، ج ٧؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
جاجرمی، محمد، مونس الاحرار، به كوشش صالح طبیبی، تهران، ١٣٣٧ش؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣٢٨ق/١٩١٠م؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ش؛
رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جوادفاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
صبا، محمدمظفر حسین، تذكرة روز روشن، به كوشش محمدحسین ركنزادۀ آدمیت، تهران، ١٣٤٣ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ش؛
علی حسن خان، صبح گلشن، كلكته، ١٢٩٥ق؛
فصیح خوافی، محمد، مجمل فصیحی، به كوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٤٠ش؛
مركزی، میكروفیلمها؛
هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
نیز:
.EI٢
مریم مجیدی