دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٥ - پادشاه خاتون
پادشاه خاتون
نویسنده (ها) :
صغری دودانگه
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
پادْشاهْ خاتون، صفوةالدنیا والدین (٦٤٥- مق ٦٩٤ ق / ١٢٤٧-١٢٩٥م)، هفتمین حكمران قراختایی كرمان، دختر قطبالدین محمد و قتلغ تركان خاتون.
از زندگی او پیش از فعالیت سیاسیاش اطلاعی در دست نیست. ورود او به صحنۀ حوادث از زمانی آغاز شد كه به ازدواج اباقاخان مغول درآمد. چون میان مادرش قتلغ تركان كه پس از مرگ شوهرش قطبالدین زمام امور كرمان را در دست گرفته بود، با سیور غتمش پسر قطبالدین اختلاف افتاد، پادشاه خاتون وساطت كرد و سیورغتمش بهدستور اباقاخان ناچار به عقبنشینی شد (حافظ ابرو، ٣ / ٦٦- ٦٨). چون اباقاخان درگذشت، سیورغتمش با حمایت احمد تكودار به كرمان تسلط یافت و قتلغ تركان با آنكه شریك در حكومت بود، بر اثر آزارهای فرزندخوانده، درگذشت و این حادثه خشم پادشاه خاتون را برانگیخت. اندكی بعد پادشاه خاتون به ازدواج كیخاتو فرزند خواندۀ اباقاخان درآمد و به آسیای صغیر رفت (همو، ٣ / ٦٨ -٧١؛ صهبا، ٣٥-٣٦، ٣٩). در این وقت سیورغتمش به شهرهای سیرجان و اطراف كه ملك موروث پادشاه خاتون و همواره در تصرف او بود، دست درازی كرد (حافظ ابرو، ٣ / ٧٤). در این میان، ارغون شاه بمرد و كیخاتو ایلخان شد. پادشاه خاتون كه اینك قدرتی نو یافته بود، بیدرنگ به كرمان آمد و سیورغتمش را گرفت، و پس از ماجراهایی سرانجام در ٦٩٣ق / ١٢٩٤م او را كشت (همو، ٣ / ٧٩-٨١؛ صهبا، ٣٦؛ همت كرمانی، ٨٩؛ باستانی، ٥٩) و خود در حكومت كرمان مستقل شد. آنگاه به بسط قدرت و قلمرو پرداخت (همو، ٦١).
اندكی بعد كیخاتوخان كشته شد و كار بر پادشاه خاتون چنان تنگ آمد كه در برابر یورش كردوچین همسر سیورغتمش تاب مقاومت نیافت و تسلیم شد و چند روز بعد او را در كوشك زر، نزدیك كرمان كشتند (٦٩٤ق / ١٢٩٥م) و در دیه كوچكی موسوم به مسكین به خاك كردند (حافظ ابرو، ٣ / ٨١-٨٢؛ ناصرالدین، ٧٦-٧٧؛ خواندمیر، ٣ / ٢٧٠؛ هدایت، ١ / ٧٣؛ اقبال، ١ / ٤٠٧؛ باستانی، ٦٢) و پس از آنكه سلطان مظفرالدین محمدشاه حاكم كرمان شد، پیكر او را با عزاداری و احترام بسیار به كرمان بردند و در مدرسهای كه قتلغ تركان خاتون بنا كرده بود، به خاك سپردند (حافظ ابرو، ٣ / ٨٢؛ ناصرالدین، ٧٧؛ شبانكارهای، ٢٠٣). خواجه نظامالدین محمود وزارت كرمان را در عصر حكومت پادشاه خاتون در دست داشت (خواندمیر، ٣ / ٢٧١).
پادشاه خاتون مانند مادرش قتلغ تركان، به كرمان علاقۀ خاص داشت و به آبادانی آنجا میكوشید؛ چنان كه مدارس و مساجدی در این شهر بنا كرد (شبانكارهای، ٢٠٢). وی زنی با ذوق و اهل ادب بود و اشعار بسیاری با تخلص «عفتی» سروده كه تاكنون جمعآوری نشده، و به چاپ نرسیده است. بخشی از اشعار وی در پارهای منابع به طور پراكنده مذكور است (اقبال، ١ / ٤٠٧- ٤٠٨؛ ناصرالدین، ٧٠-٧١؛ همت كرمانی، ٨٨). وی خط نسخ را زیبا مینوشت و چندین قرآن به خط خود برای برخی از بزرگان، از جمله هولاكوخان و دیگر سلاطین مغول نوشته است. دستنویسهای بسیاری به خط وی دست كم تا سدۀ ٨ ق / ١٤م در كرمان و دیگر شهرهای ایران موجود بوده است (ناصرالدین، ٧٠؛ اعلمی، ١ / ٣٣٢؛ مستقیمزاده، ١٤٥). پادشاه خاتون علاوه بر خوشنویسی، در فن عروض و لغت نیز مهارت داشت. او به اهل ادب و اندیشه احترام میگذاشت و دربارش محفل و مجمع ادیبان و اندیشمندانی بود كه همگی مستمری نیز میگرفتند (شبانكارهای، همانجا؛ صهبا، ٣٧- ٣٨؛ همت كرمانی، همانجا).
مآخذ
اعلمی حایری، محمدحسین، تراجم اعلام النساء، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مفصل ایران، از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت، تهران، ١٣٤١ش؛
باستانیپاریزی، محمدابراهیم، مقدمه بر تاریخ شاهی، تهران، ١٣٥٥ش؛
حافظ ابرو، عبدالله، جغرافیا، به كوشش صادق سجادی، تهران، ١٣٧٨ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به كوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٣ش؛
شبانكارهای، محمد، مجمع الانساب، به كوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٦٣ش؛
صهبا، جواد، «سی پارۀ قدیمی»، یادگار، ١٣٢٤ش، س ١، شم ٩؛
مستقیمزاده، سلیمان سعدالدین، تحفۀ خطاطین، استانبول، ١٩٢٨م؛
ناصرالدین منشی كرمانی، سمط العلى للحضرة العلیا، به كوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٦٢ش؛
هدایت، رضا قلی، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٦ش؛
همت كرمانی، محمود، تاریخ مفصل كرمان، تهران، ١٣٧٠ش.
صغرى دودانگه