دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٥١ - بهار
بهار
نویسنده (ها) :
محسن سلیمانی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهار، شهرستان و شهری در غرب استان همدان.
شهرستان بهار
این شهرستان از شمال و شمال خاوری به شهرستان كبودرآهنگ، از خاور به شهرستان همدان، از جنوب به شهرستان تویسركان، از جنوب غربی به شهرستان اسدآباد و از غرب به شهرستان قروه (استان كردستان) محدود است (جعفری، ٢١٧). مساحت آن ٣٣٤‘١ كمـ٢ و شامل ٣ بخش مركزی، صالحآباد و لالجین، و ٣ شهر بهار، صالحآباد و لالجین، و همچنین ٦ دهستان است ( آمارنامه... ،٩؛ نشریه... ، ٦٢).
طبق سرشماری ١٣٧٥ش جمعیت این شهرستان ٦٣٥‘١٢٧ نفر بوده است. از این شمار ٢٢٨‘١٠ خانوار با جمعیتی برابر ١٧٨‘٤٨ نفر در مناطق شهری و ٧٤٣‘١٤ خانوار با جمعیتی برابر با ٤٥٧‘٧٩ نفر در مناطق روستایی سكنا داشتهاند ( آمارنامه، ٢٩) كه بیانگر برتری بافت روستایی این شهرستان است.
اقتصاد شهرستان بهار مبتنی بر كشاورزی و دامداری است. وجود منابع سطحی و زیرزمینی آب، حاصلخیزی خاك و هموار بودن زمین، این اراضی را به ناحیهای كشاورزی بدل كرده است؛ محصولات عمدۀ آن گندم و جو است. وجود مراتع سرسبز نیز، موجب رونق دامداری در این شهرستان شده است. صنایع دستی از دیگر فعالیتهای اقتصادی اهالی این شهرستان بهشمار میآید. صنعت سفالگری بخش لالجین مشهور و شناخته شده است. در شهرستان بهار از دیرباز صنعت قالیبافی وجود داشته، و قالیهای آن از ظرافت خاصی برخوردار است ( جغرافیا...،٢ /١٣١٠، ١٣١١). این شهرستان زیارتگاه و آثار باستانی متعددی دارد ( فرهنگ...، ٢١٥، ٢٣٧- ٢٣٨، جم ).
شهرستان بهار در جلگۀ شمالی كوهستان الوند واقع شده است و نواحی جنوبی آن به ارتفاعات كوهستان الوند ختم میشود. رودخانۀ قرهچای و ریزابههایی كه از دامنۀ شمالی الوند سرازیر میشوند، آب مورد نیاز اراضی این جلگه را تأمین میكنند (جعفری، همانجا). از دیگر رودهای بهار میتوان به وفرجین و سیمین اشاره كرد ( فرهنگ،٧٥). آب و هوای نواحی شمالی آن معتدل و اندكی متمایل به سردی است. از نظر بارش شهرستان بهار جزو نواحی نیمه خشك است (جعفری، همانجا). براساس تصویبنامۀ هیئت دولت در ١٣٧٢ش شهرستان بهار از پیوند دوبخش مركزی و لالجین تشكیل شد.
شهر بهار
این شهر در °٤٨ و ´٢٧ طول شرقی و °٣٤ و ´٥٥ عرض شمالی واقع شده است (مفخم پایان، ١ /٧٧). طبق سرشماری ١٣٧٥ش شهر بهار دارای جمعیتی بالغبر ٨٠٠‘٢٥ نفر بوده است ( سرشماری... ، سی و نه).
پیشینۀ تاریخی
در منابع دورۀ سلجوقی از مرغزاری به نام مرج قراتكین یاد شده است (نک : ظهیرالدین، ٦٣؛ بنداری، ٢٠١) باتوجه به فاصلۀ مرج قراتكین كه در یك منزلی همدان واقع بوده است، این ناحیه با بهار امروزی مطابقت دارد (نک : همانجا؛ زینالعابدین، ١٦٨). در زمان سلطان مسعود سلجوقی در ٥٤١ ق / ١١٤٦م بوزابه یكی از امرای سلجوقی برضد سلطان مسعود دست به شورش زد و دو تن از شاهزادگان سلجوقی به نامهای محمد و ملكشاه را به اصفهان و همدان برد، تا پس از پیروزی بر سلطان مسعود یكی از این دو را به سلطنت برساند. جنگ قطعی در مرج قراتكین روی داد كه منجر به شكست بوزابه گردید (بنداری، ٢٠١-٢٠٢؛ راوندی، ٢٤١-٢٤٢؛ ظهیرالدین، ٦٣-٦٤؛ بازورث، ١٣٢-١٣٣).
نام بهار (وهار) برای نخستین بار در منابع دورۀ مغول در ذیل وقایع سلیمانشاه ایوایی،حاكم كردستان آمده است (نک : رشیدالدین، ٢ /٨٥٧). به درستی روشن نیست كه چرا مرج یا مرج قراتكین به بهار تغییر نام داده است. مقارن دورۀ مغول بهار دارالملك كردستان بود (نک : حمدالله، ١٠٧؛ قزوینی، ٤٥٤، ٤٥٥).
سلطان جلالالدین خوارزمشاه در ٦٢١ق /١٢٢٤م پس از بازگشت از هندوستان و حمله به پیرامون بغداد، به هنگام بازگشت، به قلعۀ بهار رفت و خواهر سلیمانشاه حاكم كردستان را به نكاح خویش درآورد (نک : قزوینی، همانجا). در ٦٤٠ق /١٢٤٢م نبردی در وهار (بهار) میان خلیل بدر كردی حاكم لرستان با سلیمانشاه ایوایی در گرفت كه منجر به كشته شدن خلیل بدركردی شد (نک : ابن ابی الحدید، ٧ /٢٣٩؛ ابن فوطی، ٢٨٦؛ بدلیسی، ٦٥-٦٦).
در ٦٥٥ق /١٢٥٧م سپاهیان هولاكو بهار و قلعۀ آن را ویران كردند. ویرانههای این قلعه در یكی از محلات شهر بهار به نام دولت قلعه سی (قلعۀ دولت) هنوز پابرجاست ( فرهنگ،همانجا). در ١١٩٩ق /١٧٨٥م جنگی میان محمدجعفر خان زند (استظهارالدوله) و خسروخان، والی اردلان (كردستان) در منطقۀ بهار روی داد كه منجر به شكست محمدجعفر خان گردید (نک : ابوالحسن، ٧٠٩-٧١٢؛ رستم الحكما، ٤٥٠).
در دورۀ قاجاریه بهار قریهای آباد با باغهای میوه بود كه حدود هزار خانه داشت (نک : زینالعابدین، همانجا).
مآخذ
آمارنامۀ استان همدان (١٣٧٦ش)، سازمان برنامه و بودجه، تهران، ١٣٧٧ش؛
ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٨ق /١٩٥٩م؛
ابن فوطی، عبدالرزاق، الحوادث الجامعة، بغداد، ١٣٥١ق؛
ابوالحسن مستوفی، گلشن مراد، به كوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ١٣٦٩ش؛
بدلیسی، شرفخان، شرفنامه، به كوشش محمد عباسی، تهران، ١٣٤٣ش؛
بنداری اصفهانی، فتح، تاریخ دولة آل سلجوق (زبدة النصرة)، بیروت، ١٤٠٠ق /١٩٨٠م؛
جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛
جغرافیای كامل ایران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، ١٣٦٦ش؛
حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به كوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق /١٩١٣م؛
راوندی، محمد، راحة الصدور، به كوشش محمد اقبال و مجتبی مینوی، تهران، ١٣٦٤ش؛
رستم الحكما، محمد هاشم، رستم التواریخ، به كوشش محمد مشیری، تهران، ١٣٤٨ش؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به كوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛
زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران، ١٣١٥ش؛
سرشماری عمومی نفوس و مسكن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی، شهرستان بهار، مركز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛
ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ش؛
فرهنگ جغرافیایی آبادیهای كشور (همدان)، ادارۀ جغرافیایی ارتش، تهران، ١٣٧٦ش، ج ٤٧؛
قزوینی، محمد، تعلیقات بر تاریخ جهانگشای جوینی، لیدن، ١٣٥٥ق /١٩٣٧م؛
مفخم پایان، لطفالله، فرهنگ آبادیهای ایران، تهران، ١٣٣٩ش؛
نشریۀ دفتر تقسیمات كشوری، معاونت سیاسی ـ اجتماعی وزارت كشور، تهران، ١٣٧٩ش، شم ٢؛
نیز:
Bosworth, C. E., «The Political and Dynstic History of the Iranian World, A. D. ١٠٠٠-١٢١٧», The Cambridge History of Iran, vol. V, ed. J.A. Boyle, Cambridge, ١٩٦٨.
محسن سلیمانی