دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٨ - بهاءالدین باجن
بهاءالدین باجن
نویسنده (ها) :
مرجان افشاریان
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَهاءُالدّینِ باجَن (٧٩٠-٩١٢ق /١٣٨٨-١٥٠٦م)، شاعر و از صوفیان طریقۀ چشتیۀ برهانپور. شهرت وی به سرودن اشعار هندی، موسوم به دهره است (نک : دنبالۀ مقاله) و او به سبب ویژگیهای این نوع اشعارش تخلص باجن را برای خود برگزید. باجن واژهای هندی مشتق از مصدر بَجنا به معنای نواختن و خواندنِ آواز است (جالبی، ١ /١٠٦؛ هادی، ١١٨؛ پلاتز، .(١٣٤ باجن فرزند شیخ معزالدین، از فرزندان مولانا احمد مدنی و در تصوف مرید شیخ رحمتالله گجراتی بود. وی قسمت اعظم زندگی خود را در گجرات گذراند (نسیم، ٦ /٢١٤؛ جالبی، ١ /١٠٦).
خزانۀ رحمت و جُنگنامۀ پشواز و ساری و چولی و تهبند و ازار و اشعار صوفیانۀ هندی باجن، از آثار بر جا مانده از اوست (صدیقی، ١ /٣٨٦، ٤١٨؛ احمد، ١٣٣). خزانۀ رحمت كه میتوان آن را از نخستین نمونههای مدون ادبیات اردو در گجرات به شمار آورد، با عنوانهای دیگری همچون گلستان رحمت و خزائن رحمتالله نیز در منابع آمده، و شامل شرح حال و گفتههای پیر او، شیخ رحمتالله به فارسی و كلام صوفیانه و دهرههای او به هندی است.
دهره نوعی شعر هندی، و آن كلامی موزون و آهنگین است كه مضمون حمد و نعت و منقبت دارد و توسط قوالان همراه با ذكرهایی در مدح مشایخ نواخته و خوانده میشود؛ چنانكه بهاءالدین باجن در اینگونه سرودهها به مدح پیر خود و شناساندن آرامگاه وی و نیز به وصف گجرات میپردازد. سرودن اینگونه اشعار توسط باجن شاید حاصل اهمیت سماع در میان سالكان طریقۀ چشتیه باشد (جالبی، ١ /١٠٦-١٠٧؛ نسیم، ٢١٥-٢١٦؛ منزوی، ١١ /١١٠٥، ١٢ /٢٣٠٩؛ بشیر حسین، ٢ /٣٠٠؛ نیز نک : ه د، ٧ /٥٣٣). خزانۀ رحمت در مجموعۀ نسخههای خطی كتابخانۀ شیرانی و كتابخانۀ انجمن ترقی اردو نگهداری میشود. تاریخ كتابت این نسخه، به سبب افتادگی صفحات پایانی آن معلوم نیست (صدیقی، ١ /٣٦٣؛ بشیر حسین، همانجا).
مثنوی جنگنامۀ پشواز و ساری و چولی و تهبند و ازار، شامل ٢١٩ بیت است كه در كتابخانۀ انجمن ترقی اردو نگهداری میشود. تاریخ كتابت آن ١١٦١ق، و كاتب آن شخصی است به نام عبدالنبی (صدیقی، ١ /٣٦٢-٣٦٣، ٣٦٨، ٤١٨).
از خلفا و جانشینان بهاءالدین باجن میتوان علی متقی برهانپوری و شیخ عبدالحكیم (فرزند باجن) را نام برد. شیخ عبدالحكیم به مجالس سماع علاقۀ خاص داشت. وی همچون پدرش اشعاری به زبان هندی سروده است (راشد، ٣٦٧- ٣٦٨؛ قادری، ٣٤٨؛ رضوی، II /٢٨٣؛ هادی، همانجا).
باجن اواخر عمر را در برهانپور سپری كرد و در همانجا درگذشت و به خاك سپرده شد (یونس شاه، ١ /١٨٩؛ نسیم، ٢١٤؛ رضوی، همانجا).
مآخذ
احمد، عزیز، تاریخ تفكر اسلامی، ترجمۀ نقی لطفی و محمد جعفر یاحقی، تهران، ١٣٦٧ش؛
بشیرحسین، محمد، فهرست مخطوطات شیرانی، لاهور، ١٩٦٩م؛
جالبی، جمیل، تاریخ ادب اردو، لاهور، ١٩٧٥م؛
راشد برهانپوری، محمد مطیعالله، برهانپوركی سندهی اولیاء، حیدرآباد دكن، ١٩٨٧م؛
صدیقی امروهوی، افسر و سرفراز علی رضوی، مخطوطات انجمن ترقی اردو، كراچی، ١٩٦٥م؛
قادری، محمد ایوب، تذكرۀ علمائی هند، كراچی، ١٩٦١م؛
منزوی، خطی مشترك؛
نسیم، ا.د.، «مشایخ اردوسری مصنفین»، تاریخ ادبیات مسلمانان پاكستان و هند، لاهور، ١٩٧١م، ج ٦؛
یونس شاه، تذكرۀ نعت گویان اردو، ایبتآباد، ١٩٨٢م؛
نیز:
Hadi, N., Dictionary of Indo Persian Literature, Delhi , ١٩٩٥;
Platts, J. T., A Dictionary of Urdū, Classical Hindl, and English, Oxford, ١٩٨٢;
Rizvi, A. A., A History of Sufism in India, New Delhi , ١٩٨٣.
مرجان افشاریان