دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣ - ایرج میرزا
ایرج میرزا
نویسنده (ها) :
قنبرعلی رودگر
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ايرَجْ ميرْزا، جلالالممالك (١٢٩١-١٣٤٤ق/ ١٨٧٤-١٩٢٥م)، شاعر معاصر و مشهور ايران. وی فرزند غلامحسين ميرزا صدرالشعرا و از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود و در تبريز به دنيا آمد؛ تحصيلات خود را در همين شهر آغاز كرد. در ١٤ سالگی به سبب شايستگيهای بسيارش، توجه اميرنظام گروسی، پيشكار آذربايجان را به خود جلب كرد و با تشويق و مساعدت او، به فراگيری ادبيات فارسی و فرانسه نزد استادان ايرانی و فرانسوی پرداخت (عبرت، ١٢؛ آرينپور، ٢/ ٣٨٤) و به زودی توانست بجز فارسی و فرانسه، به زبانهای تركی، عربی و روسی نيز تسلط يابد (برقعی، ١٦).
ايرج در ١٦ سالگی (١٣٠٧ ق) ازدواج كرد. در ١٣٠٩ ق به معاونت مدرسۀ مظفری منصوب شد. در ١٩ سالگی، پدرش صدرالشعرا ــ شاعر رسمی دستگاه مظفرالدين ميرزای وليعهد ــ را از دست داد. در اين زمان لقب «فخرالشعرا» بدو پيشنهاد شد، اما ظاهراً از پذيرش اين لقب خودداری كرد، ولی در عمل، وظايف شاعر رسمی مظفرالدين ميرزا وليعهد را عهدهدار شد (محجوب، ٩، ١٥، ٢٦، ٢٨؛ عبرت، همانجا؛ آرينپور، ٢/ ٣٨٥).
ايرج از ١٣١٤ ق مدتی منشی مخصوص امينالدوله بود (عبرت، آرينپور، همانجاها) و چندی بعد همراه دبير حضور به اروپا رفت. در ١٣١٨ ق پس از بازگشت، در تبريز پيشكار جديد آذربايجان، يعنی نظام السلطنۀ مافی، او را نزد خود نگاه داشت و به رياست اتاق تجارت منصوب كرد (آرينپور، همانجا)؛ در همان سال همراه نظامالسلطنه به تهران آمد. ايرج در ١٣١٩ ق به استخدام ادارۀ گمرك كه زير نظر بلژيكيها بود، درآمد و تا ١٣٢٢ق به عنوان مترجم در گمرك كرمانشاهان مشغول به كار شد (عبرت، آرينپور، همانجاها؛ فتحی، ٩٠).
وی در ١٣٢٤ق به استخدام وزارت معارف درآمد و تا ١٣٢٩ق در اين شغل بود (آرينپور، ٢/ ٣٨٦). در ١٣٢٦ق با حفظ سمت به همراه پيشكار جديد آذربايجان، مهديقلی هدايت راهی تبريز شد و رياست دفتر ايالتی را برعهده گرفت؛ اما با شروع انقلاب تبريز، از راه قفقاز به تهران بازگشت و ادارۀ عتيقه جات (باستانشناسی) را در وزارت معارف ايجاد كرد. ايرج سال بعد به معاونت حكومت اصفهان و سپس آباده منصوب شد و در ١٣٣٣ق به عضويت ادارۀ گمرك بندر انزلی درآمد، ولی در همان سال به تهران بازگشت و رياست دفتر محاكمات ماليه را عهدهدار شد (عبرت، ١٣؛ آرينپور، ٢/ ٣٨٦-٣٨٧).
در ١٣٣٤ق فرزند بزرگ ايرج، يعنی جعفرقلی ميرزا، خودكشی كرد و اين حادثه اثری ناخوشايند در او برجای نهاد. ايرج در ١٣٣٧ ق به خراسان رفت و به عنوان معاون پيشكاری ماليه مشغول به كار شد (همو، ٢/ ٣٨٧). در ١٣٤٢ق به علت تغيير شغل و تعويق در پرداخت حقوق ماهيانهاش به تهران بازگشت (همو، ٢/ ٣٨٨). وی سرانجام در شعبان ١٣٤٤/ اسفند ١٣٠٤ در تهران درگذشت و در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد (همو، ٢/ ٣٨٩).
آثـار
از ايرج ديوان اشعاری باقی است. اين ديوان، نخستينبار پس از مرگ او، در فاصلۀ سالهای ١٣٠٧- ١٣٠٩ ش، در ٧ دفتر، با مقدمۀ پسرش خسرو ميرزا، در تهران به چاپ رسيد. پس از آن برگزيدههايی از اشعار وی مانند منظومههای عارفنامه و زهره و منوچهر جداگانه به چاپ رسيد. همچنين در ١٣٤٢ ش ديوان ايرج به كوشش محمدجعفر محجوب، مشتمل بر ٤ هزار بيت در تهران به چاپ رسيد (همو، ٢/ ٣٩٠-٣٩١).
سرودههای ايرج ميرزا به لحاظ زبان و مضمون، به دو دورۀ مجزا قابل تقسيم است: دورۀ اول شامل سرودههای نوجوانی وی تا پايان دورۀ شاعری رسمی او در دربار قاجار، و دورۀ دوم از زمان خروج از دربار تا پايان حيات. سرودههای دورۀ اول، گذشته از برخی عيوب لفظی و معنوی، استحكام و استواری لازم را ندارد (محجوب، ٢٨). ايرج در اين دوره از سنت پيشينيان تقليد میكرد، اما ذوق سرشار و كمالطلبی او، تسلط بر ادبيات فرانسه، مسافرت به اروپا، انقلاب مشروطيت و مسئوليتهای مختلف اداری سبب شد تا انديشه و نگرش وی كمال يابد و در شمار يكی از پيشگامان تحول شعر فارسی درآيد (همو، ٢٩-٣٠). سرودههای دورۀ دوم از سادگی بيان، روانی زبان و استفاده از اصطلاحات و تعبيرات عاميانه و محاورهای برخوردار است (آژند، ٣٤١؛ مجتهدی، ٣٦).
احاطۀ ايرج بر ادبيات عرب و فرانسه، سبب میشد كه گاهی به استفاده از لغات و تركيبات استوار و ضربالمثلهايی از اين دو زبان، روی آورد (محجوب، ٣٩)؛ نيز به سبب گرايش به سادگی كلام و ترجيح معنی بر لفظ، در پارهای موارد، از برخی موازين و دقايق عروضی، چشم میپوشيد (همو، ٤٥). گفتنی است كه برخی نيز قصايد او را هم طراز قصيدههای فرخی سيستانی دانستهاند (گروسی، ٣٨).
مضمون سرودههای ايرج در اين دوره شامل انتقادات اجتماعی و خرده گيری از عادات و رسومی بود كه آنها را نادرست و مايۀ تيرهروزی مردم میدانست (محجوب، ٣١، ٣٣). ايرج در بيشتر قالبهای شعر فارسی هنرنمايی میكرد، اما به مثنوی و قطعه گرايش بيشتری داشت؛ تا جايی كه بيش از نيمی از ديوان خود را به اين دو قالب اختصاص داد. مشهورترين آثار او در ميان قطعهها و مثنويهای اوست، مانند مثنويهای عارفنامه، زهره و منوچهر و شاه و جام و قطعههای «مادر» و «هديۀ عاشق».
مآخذ
آرينپور، یحیى، از صبا تا نيما، تهران، ١٣٥٤ ش؛
آژند، يعقوب، ادبيات نوين ايران، تهران، ١٣٦٣ ش؛
برقعی، محمدباقر، سخنوران نامی معاصر، تهران، اميركبير؛
عبرت نائينی، «ايرج ميرزا»، محيط، تهران، ١٣٢٩ ش، شم ٩؛
فتحی، نصرتالله، عارف و ايرج، تهران، ١٣٥٣ ش؛
گروسی، اميرنظام، منشآت، تهران، ١٣٢٧ش؛
مجتهدی، مهدی، رجال آذربايجان در عصر مشروطيت، تهران، ١٣٢٧ش؛
محجوب، محمدجعفر، تحقيق در احوال و آثار و افكار و اشعار ايرج ميرزا، تهران، ١٣٥٣ ش.
قنبرعلی رودگر