دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٧ - بسمل شیرازی
بسمل شیرازی
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بِسْمِل شیرازی، علیاكبر، ملقب به نوّاب (١١٨٧-١٢٦٣ق / ١٧٧٣-١٨٤٧م)، شاعر و تذكرهنویس. نیاكان او از عراق عجم و خراسان بودند كه در دورۀ صفویه در اصفهان سكنی گزیدند و در فتنۀ افغان، از آن شهر به شیراز كوچ كردند (بسمل، ٧٠٧- ٧٠٨؛ هدایت، ٤ / ١٨٢). پدر وی آقاعلی نقیب و عمویش آقابزرگ، هر دو مدرس مدرسه حكیم شیراز بودند (همانجا؛ دیوان بیگی، ١ / ٢٤٢). بسمل در شیراز به دنیا آمد (بسمل، ٧٠٨). وی محل تحصیل خود را مدرسۀ حكیم شیراز یاد كرده است، یعنی همان مدرسهای كه بسیاری از نزدیكانش در آنجا تدریس میكردند. معصوم علیشاه جدّ اعلای خود را یكی از استادان بسمل در فقه و اصول معرفی كرده است (٣ / ٣٤٦).
بسمل در ادبیات، شعر، ریاضی، فقه و اصول تبحر داشت (فرصت، ٢٤٣-٢٤٤؛ محمودمیرزا، ٢ / ٥٠٧؛ داور، ٩١) و خط شكسته را خوش مینوشت (محمودمیرزا، ٢ / ٥٠٨؛ مفتون، ١ / ٧٠). او در شیراز تدریس میكرد و طالبان بسیار از محضرش بهره میبردند (دیوان بیگی، همانجا؛ رستگار، ١٨). هدایت از درك مجلس او در جوانی خود سخن گفته است (همانجا). وی مردی پرسفر بود و بجز نواحی مختلف ایران، به مكه، مدینه و عتبات عالیات نیز سفر كرده است (نكـ: بسمل، ٧٠٩؛ رستگار، همانجا). او در سفر به تهران توانست به دربار فتحعلیشاه (حك ١٢١٢-١٢٥٠ق / ١٧٩٧-١٨٣٤م) راه یابد و با او ملاقات نماید (هدایت، دیوان بیگی، همانجاها). بسمل در شیراز همنشین و همدم حسینعلی میرزا فرمانفرما (د ١٢٥١ق)، پنجمین پسر فتحعلیشاه و والی فارس بود (فرصت، ٢٤٤؛ محمودمیرزا، دیوان بیگی، همانجاها) و دختر او را نیز به همسری گرفت (معصوم علیشاه، همانجا). گفتهاند كه لقب «نوّاب» نتیجۀ همین وصلت است (همانجا).
بسمل دوستان و همنشینان بسیاری از میان شاعران و عالمان همعصر خود داشت كه از آن جمله باید به نور علیشاه، پدر، عمو و جد معصوم علیشاه، قاآنی، مشفق (میرمرادبیك)، نیری (میرزا / طاهر)، عشرت (میرزا عبدالرحیم) و صحبت لاری اشاره كرد (معصوم علیشاه، همانجا؛ صحبت لاری، ٢٠٤؛ رستگار، ٢٥-٣١).
بسمل ٣ پسر به نامهای ابوطالب، علی (صدرالعلماء) و صدرا داشت كه آخرین آنها در نوجوانی درگذشت (فسایی، ٢ / ٩٣٩-٩٤٠؛ فرصت، همانجا؛ رستگار، ٢١-٢٤). معلم حبیب آبادی او را صاحب دختری نیز دانسته است (نك : یادنامه ...، ١٧٢٣). بسمل در شیراز درگذشت و در بقعۀ امامزاده میرسید محمدبن موسیالكاظم(ع) به خاك سپرده شد (دیوان بیگی، ١ / ٢٤٣؛ معصوم علیشاه، همانجا؛ رستگار، ٢٤- ٢٥).
آثار
از بسمل آثار بسیاری به نظم و نثر در موضوعات گوناگون، باقی مانده است، از جمله: بحراللئالی، شرح سی فصل خواجه نصیرالدین طوسی، ذخیرة النجاة فی میراث الاموات، تحفة السفر لنور البصر در معانی و بیان و بدیع، نورالهدایة فی اثبات الرسالة، حاشیه بر مدارك در فقه، حاشیه بر تفسیر قاضی بیضاوی، حاشیه بر تفسیر فارسی، اندرزنامه (اندرز قابوس)، حاشیه و تعلیقات بر مدارك شرایع، رساله در اثبات واجب، رسالههایی كوتاه در پاسخ به پرسشهای گوناگون، رساله در قبله، دیوان، سفینة النجاة و شرح اللمعة الدمشقی(نك : بسمل، ٧٠٩؛ فرصت، هدایت، دیوان بیگی، معصوم علیشاه، همانجاها؛ رستگار، ٣٥-٣٦؛ منزوی، ٢ / ١٥٤٣، ٦ / ٤٤١٨؛ مركزی، ١٠ / ١٩٢٧-١٩٢٩).
تذكرۂ دلگشا دیگر اثر اوست كه از جایگاه خاصی برخوردار است. موضوع اصلی این كتاب ذكر احوال و نمونۀ اشعار حدود ١٦٠ شاعر همدورۀ بسمل، به همراه زندگینامه برخی پادشاهان و شاهزادگان قاجار كه در شاعری دست داشتهاند، و نیز تاریخچهای از سرزمین فارس كه شامل برخی از رویدادها و وصف اماكن و بناهای معروف آنجاست. سبك نگارش كتاب از نمونههای بارز نثر مصنوع دوره قاجار است و به تقلید از تاریخ وصاف (نیمه اول سدۀ ٨ق) تألیف شده است و نویسنده از صنایع ادبی بهره گرفته، و مكرر به آیات و احادیث و اشعار استشهاد كرده است (رستگار، ٣٦، ٣٧، ٣٩).
این كتاب در یك مقدمه، یك گلزار (شامل ٦ گلبن)، دو بوستان، یك خاتمه و یك لاحقه فراهم آمده است (نك : بسمل، ٤٩): گلبن اول، درباره اوضاع شیراز (نك : ص ٥١ -٦٦)؛ گلبن دوم، درباره برخی از آثار و بناهای مشهور شیراز، مانند مدارس و مساجد (ص ٦٧-٢٤٥)، گلبن سوم، درباره زندگانی حسینعلی میرزا فرمانفرما (ص ٢٤٧-٢٥٩)، گلبن چهارم، در احوال برخی از شاهزادگان قاجار (ص ٢٦١-٢٦٤)، گلبن پنجم، درباره برخی دیگر از آثار و ابنیه شیراز (ص ٢٦٥-٢٦٧)، و گلبن ششم، درباره اخلاق و كرامات فرمانفرماست (ص ٢٦٩-٢٧١).
بوستان اول این كتاب مشتمل است بر احوال و اشعار فتحعلیشاه و ١٦ تن از شاهزادگان قاجار كه به سرودن شعر مبادرت میورزیدند (ص ٢٧٣-٣١٢) و بوستان دوم هم در ذكر احوال و اشعار حدود ١٦٠ شاعر معاصر بسمل است (ص ٣١٣-٧٠٧). خاتمه این تذكره در احوال و اشعار خود بسمل (ص ٧٠٧- ٧٣٨) و لاحقه آن درباره زلزلۀ سالهای ١٣٣٩ و ١٣٤٠ق در شیراز است (ص ٧٣٨-٧٥٤).
از تذكرۂ دلگشا، دستنویسهای بسیاری باقی است (نك : گلچین، ١ / ٢٣٣). این كتاب در ١٣٧١ش در شیراز به چاپ رسید.
مآخذ
بسمل شیرازی، علیاكبر، تذكرۂ دلگشا، به كوشش منصور رستگار فسایی، شیراز، ١٣٧١ش؛
داور، محمد مفید، مرآتالفصاحة، به كوشش محمود طاووسی، شیراز، ١٣٧١ش؛
دیوان بیگی، احمد، حدیقة الشعراء، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٤ش؛
رستگار فسایی، منصور، مقدمه بر تذكرۂ دلگشا (نكـ: همـ، بسمل)؛
صحبت لاری، محمدباقر، دیوان، به كوشش حسین معرفت، شیراز، ١٣٥٤ش؛
فرصت، محمدنصیر، آثارالعجم، به كوشش علی دهباشی، تهران، ١٣٦٣ش؛
فسایی، حسن، فارسنامه ناصری، به كوشش منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛
گلچین معانی، احمد، تاریخ تذكرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨ش؛
محمودمیرزا قاجار، سفینة المحمود، به كوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٦ش؛
مركزی، خطی؛
معصوم علیشاه، محمدمعصوم، طرائقالحقائق، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤٥ش؛
مفتون دنبلی، عبدالرزاق، نگارستان دارا، به كوشش عبدالرسول خیامپور، تبریز، ١٣٤٢ش؛
منزوی، خطی؛
هدایت، رضاقلی، مجمعالفصحاء، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
یادنامه معلم حبیب آبادی، اصفهان، ١٣٣٧ش.
علی میرانصاری