دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٦ - بسحاق اطعمه
بسحاق اطعمه
نویسنده (ها) :
مریم مجیدی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٧ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُسْحاق اَطْعِمه، ابواسحاق حلاج شیرازی (د ٨٤٠ق / ١٤٣٦م)، از شاعران پارسیگوی سدۂ ٩ق / ١٥م. دربارۂ نام و لقب او نظریات گوناگونی وجود دارد. از میان تذكرهنویسان، تنها هدایت نام او را احمد آورده است ( ریاض ...، ٧١؛ نیز نك : بهروزی، ٢٤٩)، اما چنانكه اوحدی بلیانی (١ / ١١٧)، تصریح كرده، احمد اطعمه (د ٨٥٠ق) نام مقلد بسحاق اطعمه است. نخستین بار لودی (ص ٦٢)، و پس از او اته (ص ١١٨)، نفیسی (١ / ٢٩٦) و صفا (٤ / ٢٤٤) او را به لقب جمالالدین خواندند (قس: میرزایف، ٣، ٥، كه لقب فخرالدین بدو داده است).
به گواهی اغلب منابع، بسحاق در نیمۀ دوم سدۂ ٨ ق در شیراز به دنیا آمد و بیشتر مدت زندگی خود را در آن شهر گذراند. از خاتمۀ دیوان بسحاق (ص ١٨٣) بر میآید كه او در شیراز، در حجرۂ مدرسهای زندگی میكرده است و دوستدارانش در آنجا به دیدار او میرفتهاند. وی همچنین در بعضی از سرودههای خود (مثلاً نك : ص ٨٧) به سفرهایش بهاصفهان و خراسان اشاره كرده است.
بسحاق به دربار شاهزاده اسكندر بن عمر شیخ نوۂ تیمور گوركانی، حاكم فارس و اصفهان (٨١٥ -٨١٧ق / ١٤١٢-١٤١٤م) راه داشت و ندیم وی بود (نك : دولتشاه، ٢٧٦)؛ اما در جای جای دیوان خود (ص ١٣، ١٤، ١٧، جم )، اشارههایی به حال خود و مردم فقیر روزگار دارد كه نشان میدهد از نعمتهای دربار چندان بهرهای نداشته است.
نخستینبار، هدایت بسحاق را از مریدان شاه نعمتالله ولی (د ٨٣٤ ق) دانسته (نك : مجمع ...، ٤ / ١٥)، ولی به باور میرزایف (ص ١٨-١٩) نقیضۀ بسحاق، به ویژه بر غزلی از شاه نعمتالله، خود ردیهای بر آراء وی است. همچنین محتوای «رسالۀ خوابنامۀ» بسحاق مخالفت او را با عارفان روزگار مینمایاند (نك : بسحاق، ١٦٦ بب ). بسحاق در دیوانش خود را با لقب حلاج میخواند (نك : ص ٤) و دولتشاه هم به پیشۀ حلاجی وی اشاره كرده است (ص ٢٧٦)، ولی علی حسن خان این پیشه را از آن پدر بسحاق میداند (ص ٦٣).
سال وفات بسحاق را ٨٢٧، ٨٣٠ و ٨٣٧ق نیز نوشتهاند (نك : میرزایف، ٦؛ فرصتالدوله، ٤٧٤؛ اعتمادالسلطنه، ٢ / ٦٨٨- ٦٨٩)، اما به اشارۂ بهروزی (همانجا) با توجه به سنگ مزار منتسب به بسحاق كه هماكنون در تكیۀ چهل تنان شیراز قرار دارد، او در ٨٤٠ق درگذشته است.
دیوان بسحاق شامل آثار منظوم و منثور اوست: الف - آثار منظوم: شامل سُفرۂ كنزالاشتها در قالب قصیدۂ رائیه كه نقیضۀ قصیدۂ مشهور سعدی است (١١٤ بیت)؛ قصاید دیگر و نیز غزلیات (١٠٠ غزل)؛ ترجیعبند؛ مثنوی اسرار چنگال (٧٢ بیت)؛ مقطعات (١٧ قطعه)؛ رباعیات (١٧ رباعی)؛ فهلویات؛ فردیات؛ مثنوی جَنگ نامۀ مزعفر و بغرا (٦٠٣‘١ بیت بر وزن شاهنامۀ فردوسی)؛ ب - آثار منثور: شامل دیباچه (به نثر مسجع)؛ رسالۀ ماجرای برنج و بغرا؛ رسالۀ خوابنامه در هجو ادعاهای عارفان معاصر شاعر؛ فرهنگ دیوان اطعمه، شامل نام و طرز تهیۀ غذاها؛ خاتمۀ دیوان.
دیوان بسحاق نخستین بار در ١٢٩٩ق در ایران و سپس در ١٣٠٣ق در استانبول، به كوشش میرزا حبیب اصفهانی، به ضمیمۀ فرهنگ نامۀ اصطلاحات كتاب (كه غیر از فرهنگنامۀ نگاشتۀ بسحاق است)، به چاپ رسید. اثر اخیر بارها در ایران تجدید چاپ شده است.
شیوۂ شاعری بسحاق بیش از هر كس متأثر از عبید زاكانی بوده است (ایرانیكا)، اما باید توجه داشت كه وی در سرودههای خود، به بهانۀ وصف خوراكیها، ریاكاری مردم منعم را با نوع غذاهایشان سنجیده (نك : ص ٥٨)، و با انتقاد گزندۂ خود، آرزوهای پنهانی طبقات محروم آن روزگار را نمایانده است (نك : صفا، ٤ / ٢٤٧- ٢٤٨).
سرودههای بسحاق از نوع نقیضه (نك : داد، ٢٩٨-٢٩٩) است. او برای نقیضهسازی، شعرهای بزرگانی چون فردوسی، ظهیر فاریابی، عطار، نظامی، خواجو، حافظ و شاه نعمتالله ولی را برگزیده است. نهایت هنر او در آن است كه میان دو امر متباین (قرابت ناگزیر با اثر اصلی و اجتناب عمدی از آن)، تعادلی برقرار كرده كه موجب شده است نقیضههای او،ضمن هدایتذهن خواننده بهآثاراصلی،خود سرودههایی مستقل و هدفمند باشد. بسحاق در نقیضهسازی و مضمونیابی از چنان ذهن مستعدی برخوردار بوده كه در برابر برخی غزلهای حافظ، كمال خجندی و دیگران، بیش از یك نقیضه ساخته است (نك : ص ٤٦- ٤٨، ٦٧- ٦٨، ٩٣-٩٤).
از دیگر تفننهای بسحاق سرودن ٢٢ بیت به گویش كردی و لری (ص ٢٥-٢٦) و نیز دو دو بیتی به شیوۂ فهلویات و به گویش محلی است (ص ١١٣). ریپكا شعر بسحاق را با آثار شاعر فرانسوی، ژوزف دوبرشو (١٧٦٢- ١٨٣٨م) كه درباره خورد و خوراك میسروده، سنجیده است (ص ٤٣٥؛ نیز نكـ: ²EI).
شاعرانیچون نظامالدیناحمداطعمه،نظامالدین محمود قاری یزدی (د ٩٩٣ق / ١٥٨٥م، در دیوان البسه )، تقی دانش، معروف به ضیاء لشكر (د ١٢٨٨ق / ١٨٧١م، در دیوان حكیم سوری )، عبدالقادر خواجه سودا (د١٢٩٠ق / ١٨٧٣م، كهنقیضههایی در اعتراض به شعر شاعران سبك هندی دارد) و میرزا عبدالله گرجی اصفهانی، متخلص به اشتها (سدۂ ١٣ق / ١٩م)، از مقلدان بسحاق بودهاند (نك : نفیسی، ١ / ٢٠٤؛ میرزایف، ٧٢؛ ایرانیكا).
مآخذ
اته، هرمان، تاریخ ادبیات فارسی، ترجمۀ رضازاده شفق، تهران، ١٣٥٦ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاریخ منتظم ناصری، به كوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٦٤ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، عكس نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
بسحاق اطعمه، دیوان، شیراز، ١٣٦٠ش؛
بهروزی، علینقی، «تاریخ وفات شیخ ابواسحاق حلاج و محل قبر او»، یغما، تهران، ١٣٥٤ش، س ٢٨، شم ٢؛
داد، سیما، فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران، ١٣٧١ش؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرۃ الشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٨ش؛
ریپكا، یان، تاریخ ادبیات ایران، ترجمۀ عیسى شهابی، تهران، ١٣٥٤ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٦ش؛
علی حسن خان، صبح گلشن، كلكته، ١٢٩٥ق؛
فرصت، محمدنصیر، آثار عجم، تهران، ١٣٦٢ش؛
لودی، شیرعلی، مرآۃ الخیال، به كوشش محمد ملك الكتاب شیرازی، بمبئی، ١٣٢٤ق؛
میرزایف، عبدالغنی، ابواسحاق و فعالیت ادبی او، دوشنبه، ١٩٧١م؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
هدایت، رضاقلی، ریاض العارفین، تهران، ١٣١٦ش؛
همو، مجمع الفصحا، به كوشش مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
نیز:
EI٢;
Iranica.
مریم مجیدی