دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٢٠ - برخوردار فراهی
برخوردار فراهی
نویسنده (ها) :
علی میرانصاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْخورْدارِ فَراهی، متخلص به ممتاز، فرزند محمود ترکمان، ادیب، شاعر و قصهپرداز سدۀ ١١ق/١٧م که در دستگاه حاکمان صفوی به منشیگری روزگار میگذراند. دربارۀ او دانستههایی اندک در دست است که بیشترین آنها برگرفته از مقدمۀ وی بر کتاب محبوبالقلوب است. زمان تولد او را اوایل سدۀ ١١ق حدس زدهاند (ظهورالدینوف، ٢٣؛ ذکاوتی، ٤، ٥) و زادگاهش را به تحقیق، شهر فراه دانستهاند (ظهورالدینوف، همانجا).
برخوردار، چنانکه خود مینویسد، مقدمات علوم را در زادگاه خود فراگرفت و سپس به نویسندگی و شاعری روی آورد (ص ٩). او پس از مدتی از فراه خارج شد و به مرو شاهجهان رفت و به خدمت اصلانخان حاکم آن شهر درآمد و زندگی آسودهای را آغاز کرد، ولی پس از دو سال آنجا را ترک گفت و روانۀ اصفهان گردید (همو، ١٠) و منشی حسن قلی خان قورچی، حاکم اصفهان (١٠٠٧-١٠٢٩ق/١٥٩٩-١٦٢٠م) شد (همانجا؛ ذکاوتی، ١).
برخوردار در اصفهان به پیشنهاد یکی از دوستانش، مجموعهای از حکایات شفاهی و کتبی فراهم آورد و آن را رعنا و زیبا نام نهاد (ص ١٢؛ صفا، ٥/١٨٠٢) و به مرور ایام، قصههایی بدین مجموعه افزود تا شمار آنها را به ٤٠٠ رساند و این مجموعه را محفل آرا نامید (ص ١٣). در این زمان هوای خراسان به سرش افتاد. ابتدا به زادگاه خود فراه بازگشت و پس از مدتی راهی هرات شد و از آنجا به مشهد و سپس به اُلکایِ «دُرون» (از توابع درگز) رفت (همو، ١٣-١٤) و چون در منشیگری، مهارتی به دست آورده، و منشآتش هم اشتهار یافته بود (نفیسی، ١/٣٦٢)، به خدمت منوچهر بن قرجقای که در ١٠٣٥ق/١٦٢٦م، از طرف شاه عباس به حکومت آن سامان رسیده بود، درآمد و مدت ٣ سال در این کار بماند (برخوردار، ١٤؛ اسکندبیک، ٣/١٠٤٠؛ ظهورالدینوف، همانجا؛ صفا، ٥/١٨٠٣).
در همین احوال یکی از اقوام کُرد ساکن خراسان به نام چمشکزک بر الکای درون تاخت (برخوردار، ١٧؛ مردوخ، ٩٨). در این تهاجم اموال بسیاری از مردم، از جمله محفل آرا، منشآت و دیگر نوشتههای برخوردار به یغما رفت (برخوردار، ٢٢-٢٣).
برخوردار پس از این واقعه، در هرات و خبوشان (قوچان) اقامت گزید و در هرات، قصۀ «شمسه و قهقهه» (بخشی از کتاب محفل آرا) را بار دیگر تدوین، و به حاکم آن شهر، یعنی صفی قلی شاملو هدیه کرد؛ اما به سبب فتنهانگیزی تنگ نظران، ظاهراً مورد بیمهری قرار گرفت و به ناگزیر هرات را ترک گفت و به خبوشان بازگشت (ظهورالدینوف، ٢٤).
برخوردار به تشویق دوستان خود، در خبوشان بار دیگر دست به کار بازنویسی و تدوین کتاب از دست رفتۀ خود، محفل آرا شد و آنچه از کتاب به خاطر داشت، بازنوشت و کتابی جدید (در یک مقدمه، ٥ باب و یک خاتمه)، فراهم آورد و نام محبوبالقلوب بر آن نهاد (نک: همانجا).
از پایان زندگی برخوردار و زمان مرگ او اطلاعی در دست نیست، ولی مقبرۀ او در قریۀ «یزده» در اطراف شهر فراه (دستکم تا پیش از جنگهای داخلی افغانستان) موجود بوده است (مایل هروی، ٧٩).
مهمترین اثر برخوردار، کتاب محبوبالقلوب است. از او دیوانی تاکنون دیده نشده است و ظاهراً سرودههای او، همانهاست که در لابهلای قصههای محبوبالقلوب آمده است (نک: جم). نفیسی کتابی به نام احسنالسیر (تاریخ عمومی از آغاز تا دورۀ صفوی) را به وی نسبت میدهد و بر آن است که این کتاب به دستور شاه اسماعیل اول، تدوین شده است (همانجا). سخن نفیسی بنیادی استوار ندارد، زیرا به گفتۀ استوری (I(١)/٥٣٥)، احسنالسیر در سالهای ٩٣٠-٩٣٧ق/١٥٢٤-١٥٣١م، یعنی دستکم حدود ٧٠ سال پیش از تولد فراهی تألیف شده است.
مآخذ
اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
برخوردار فراهی، محبوبالقلوب ــ محفل آراــ رعنا و زیبا (دورۀ کامل کتاب)، تهران، ١٣٣٦ش؛
ذکاوتی قراگوزلو، علیرضا، مقدمه بر داستانهای محبوبالقلوب برخوردار فراهی، تهران، ١٣٧٣ش؛
صفا، ذبیح الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٧٠ش؛
ظهورالدینوف، ابوبکر، «روزگار و آثار میرزا برخوردار فراهی»، خراسان، کابل، ١٣٦٣ش، س ٤، شم ٢؛
مایل هروی، غلامرضا، حواشی و تعلیقات بر جغرافیای حافظ ابرو، تهران، ١٣٤٩ش؛
مردوخ کردستانی، محمد، تاریخ، تهران، ١٣٧٩ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
نیز:
Storey,C.A., Persian Literature, London, ١٩٢٧.
علی میرانصاری