دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠ - بدرالدین جاجرمی
بدرالدین جاجرمی
نویسنده (ها) :
لیلا پژوهنده
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدرُالدّینِ جاجَرمی (د ٦٨٦ق/ ١٢٨٧م)، فرزند عمر، متخلص به بدر و بدر جاجرمی، از شعرای فارسیسرای نامدار سدۀ ٧ق/ ١٣م وی در جاچرمِ خراسان متولد شد، اما تاریخ تولدش روشن نیست. در آغاز جوانی و در روزگار حکمرانی بهاءالدین جوینی (د٦٨٧ق) بر اصفهان و عراق عجم، رهسپار اصفهان شد و در آنجا با برخورادری از لطف و حمایت بهاءالدین و فرزندش رشد و تربیت یافت و ملک الشعرا لقب گرفت (دولتشاه، ١٦٤؛ کاشفی،٢٨٨؛ اوحدی،١٨٨؛ هدایت،١/ ٤٣٣؛ صفا،٣(١)/ ٥٦٠).
بدرالدین در اصفهان با شعرایی مانند امامی هروی و رکنالدین قبایی، همنشین بود. او را همچنین شاگردان مجدالدین همگر و معجری دانستهاند (دولتشاه، ١٣٠، ١٦٤؛ انصاری، ٣٦؛ اقبال، ١/ ٥٣٧-٥٣٨؛ صفا، ٣(١)/ ٥٥٩). بدرالدین به سعدالدین حمّویی (د٥٦٠ق)، از مشایخ بزرگ صوفیۀ عصر، اعتقاد و ارادت بسیار داشت و در قصیدهای که در رثای و سروده، از وی با عنوان «مهدی معظّم» و «قطب اعظم» و نظایر آن یاد کرده است (ﻧﻜ : جاجرمی، ٢/ ٨٢١-٨٢٢؛ صفا،٣(١)/ ٥٦٢).
او همچنین از مداحان خاندان جوینی، بهویژه خواجه شمسالدین صاحب دیوان (د٦٨٣ق)، عطاملک جوینی (د ٦٨١ق) و بهاءالدین محمد بود و قاصاید بسیاری در ستایش و رثای این خاندان سرود (اوحدی، همانجا؛ آذر، ٧٤؛ صفا، ٣(١)/ ٥٦٠) که از آن میان، یک رباعی در مدح خواجه شمسالدین و یک قصیده در مدح بهاءالدین، از شهرت بیشتری برخوردار است (ﻧﻜ : دولتشاه، ٨٣، ١٦٤-١٦٥). فرزند بدرالدین، یعنی محمد جاجرمی هم از فضلای نامدار اواخر سدۀ ٨ق و صاحب کتاب مونس الاحرار فی دقائق الاشعار است که از حیث اشتمال بر بسیاری از اشعار بدرالدین و معاصرانِ او حائز اهمیت است (ﻧﻜ : جاجرمی،١/ ٦٠، ١٣٠، ﺟﻤ ؛ صفا، ٣(١)/ ٥٦١-٥٦٣؛ قس: نفیسی، ١/ ٢٠٤،١٧٦).
از سرودههای فخری اصفهانی و سعدالدین ورّاق در سوگ بدرالدین، برمیآید که وی اندکی پس از مجد هگر و امامی هروی، در اصفهان درگذشته است (ﻧﻜ : جاجرمی،٢/ ٨٣٧؛ مهدوی، ١٩٨-١٩٩؛ قریب، ٢٢٤).
بدرالدین از شاعران متوسط زبان فارسی است. وی در قصیده سرایی پیرو شاعران سدۀ ٦ق خراسان است. با اینهمه، در اشعار او از جهت واژگان، روانی و نرمی زبان و به کارگیری به افراط صنایع بدیعی، نشانههای سبک عراقی آشکار است. این نکته به زادگاه بدر در خراسان و نیز اقامت او در اصفهان و آشناییش با سبک عراقی مرتبط است؛ به خصوص که قرن ٧ق دورۀ رواج و رونق سبک عراقی به شمار میرود (ﻧﻜ : جاجرمی، ١/ ١٥-١٦،٢٤-٢٥، ٢/ ٩٦١-٩٦٥، ﺟﻤ ؛ قس: نفیسی،١/ ٧٤-٧٥، ١٦٢؛ صفا، ٣(١)/ ٥٦٣). علاقۀ وافر بدرالدین را به آوردن صنایع بدیعی، از ویژگیهای شعر وی شمردهاند و آن را موجب شهرت و اعتبارش دانستهاند (دولتشاه، ١٦٤)؛ هرچند که همین ویژگی تا حد بسیاری شعر او را از لطافت و خیالانگیزی تهی ساخته است (ﻧﻜ : جاجرمی، صفا، همانجاها).
آثار
١. دیوان، که شمار ابیات آن را در حدود ٤هزار تخمین زدهاند (نفیسی، ١/ ١٦٢؛ صفا، ٣(١)/ ٥٦٢). از این دیوان نسخهای در دست نیست. اشعار پراکندۀ او در تذکرهها دیده میشود، بهویژه شمار قابلتوجهی از این شاعار شامل قصیده، غزل، قطعه، مسمط و رباعی، در مونسالاحرار آمده است (ﻧﻜ : جاجرمی، ١/ ٢٤، ١٥، ١٠٣، ﺟﻤ ؛ صفا، ٣(١)/ ٥٦٢-٥٦٣).
٢. اختلاجات اعضاء، یا اختلاجنامه، منظومه در اختلاجات، رسالهای منظوم و در بعضی نسخهها آمیخته به نثر در قالب مثنوی و در حدود ٢٢٠ بیت، دربارۀ جهیدن برخی از اندامها و اعضای بدن همراه با تعبیر این حرکات و پیشگویی بر پایۀ آنها. از اشارۀ بدرالدین در آغاز این منظومه روشن میشود که وی یک متن منثور دربارۀ اختلاجات اعضاء در دست داشته، و همان را به نظم کشیده، و شرح و توضیح داده، ولی به مؤلف اصلی آن اشارهای نکرده است. در پایان برخی نسخهها، تاریخ نظم، ٦٧٥ق آمده است (دولتشاه، همانجا؛ آقابزرگ،١٩/ ١١٠-١١١؛ منزوی، خطی مشترک،١/ ٣٩٠-٣٩١). در مونس الاحرار نمونۀ نسبتاٌ کاملی از این اثر موجود است (جاجرمی، ٢/ ٨٦١-٨٨٥)؛ همچنین نسخههای متعددی از این اثر در کتابخانههای ایران و پاکستان نگهداری میشود (منزوی، همانجا، نیز خطی، ١/ ٤٦٤-٤٦٥؛ قس: ملی تبریز، ١/ ٣٠-٣١، ٣/ ١٠٥٢-١٠٥٣).
٣. ترجمۀ قصیدۀ نونیۀ عنوان الحکم، قصیدۀ معروف نونیه در ٦٠بیت از ابوالفتح بستی (د٤٠١ق) در نوهش دنیاست و بدرالدین آن را به فارسی در قالب قصیده ترجمه کرده است (دولتشاه، همانجا؛ اعتمادالسلطنه،١/ ١١٦؛ GAS, II/ ٦٤٠-٦٤٢؛ ﻧﻜ : دانشپژوه، ٦٢٩-٦٣٢: متن کامل ترجمه و معرفی ٣نسخۀ خطی). این ترجمه ضمن دیوان شمسالمناقب سروش اصفهانی در ١٣٠٠ق در تهران به چاپ رسیده است.
٤. اختیارات قمر، قصیدهای است در ٣٢بیت که نمونۀ کامل آن را پسرش در مونسالاحرار آمده است (جاجرمی، ٢/ ١٢١٨-١٢٢١).
مآخذ
آذربیگدلی، لطفعلی، آتشکده، به کوشش جعفر شهیدی، تهران، ١٣٣٧ش؛
آقابزرگ، الذریعة؛
اعتمادالسلطنه، محمد حسن، مطلع الشمس، تهران،١٣٦٢ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مفصل ایران، از حملۀ چنگیز تا تشکیل دولت تیموری، تهران، ١٣٤٧ش؛
انصاری کارونی، ابولاقاسم، مرقوم پنجم کتاب سُلّم المسؤات، به کوشش یحێ قریب، تهران، ١٣٤٠ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرقات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شمـ ٥٣٢٤؛
جاجرمی، محمد، مونس الاحرار، به کوشش صالح طبیبی، تهران، ج ١، ١٣٣٧ش، ج ٢، ١٣٥٠ش؛
دانشپژوه، محمدتقی، «ترجمۀ قصیدۀ تونیۀ عنوان الحکم»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات، تهران، ١٣٤٥-١٣٤٦ش؛
دورۀ ١٤؛
دولتشاه سنرقندی، تذکرةالشعراء، تهران، ١٣٣٨ش؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران،١٣٦٦ش؛
قریب، یحێ، تعلیقات بر مرقوم پنجم کتاب سلم السموات (ﻧﻜ : ﻫﻤ ؛
انصاری کازرونی)؛
کاشفی، علی، اطائف الطرائف، به کوشش احمد گلچین معانی، تهران، ١٣٥٢ش؛
ملی تبریز، خطی؛
منزوی، خطی؛
همو، خطی مشترک؛
مهدوی مصلحالدین، تذکرةالقبور، اصفهان، ١٣٤٨ش؛
نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛
هدایت رضاقلی، مجمعالفصحا، به کوشش مظاهر مصفا، تهران،١٣٣٦ش، نیز:
GAS.
لیلا پژوهنده