افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٢ - يك خط انحرافى شاذ
كه دليلى بر اين افتراى خود بيان دارد. او در پى اغفال خوانند گان خود از مطالبه استدلال، به إطالهى عبارات نيشدار و ضد وحيانى بودن قرآن، است.
وقتى آدم بى دليل و برهان به شوخى و يا كذب صحبت كند، هرچه دلش بخواهد مى گويد، عقده گشايى مىكند و خود را آزاد مى داند و گاهى افتراء مى بندد.
او مى گويد مگر على نگفت كه روياى انبياء وحى است.[١]
ولى اين نويسنده چون در علوم دينى درس نخوانده و در آن ها مطالعات عميقى ندارد، نمى داند كه اولا روايت فوق نه سند معتبر دارد و نه مصدر معتبر.[٢]
ثانيا احاديث معتبرى كه در اقسام وحى وارد شده و اقسام وحى را بيان كرده، و گاهى وحى را در خواب صحيح مى دانسته؛ نه او آن ها را ديده و نه به آن ها اعتقاد دارد و گرنه مى دانست كه وحى قرآن همه در بيدارى بوده است.
او مى گويد اگر پديدارى به نام وحى داريم كه محصول حالت ناهشيارى و نا متعارف است، آن گاه بايد باور كنيم كه زبانش هم نامتعارف است، حتى اگر مشابه زبان ما باشد و اين عين همان باورى است كه ما در باره همه خواب ها داريم و بى تكلف و بى تأمل به دنبال خواب گزار مى رويم. (عبارت او تمام شد).
اولا وحى در خواب منحصر نيست و نه قرآن در خواب پيامبر نازل شده و اين اختراع شخص شماست. وحى غبار آلود نيست، در قرآن اصرار شده كه قرآن به زبان آشكار نازل شده كه در تفسير آيات گذشته بيان شد؛ همه گفته هاى شما، اختراع تخيل خود شماست،
[١] - بحار الانوار، ج ١١، ص ٦٤، به نقل از امالى شيخ طوسى.
[٢] - به خاتمه كتاب بحوث فى علم الرجال نويسنده مراجعه شود، او اين حديث را براى الزام ديگران آورده، و گرنه او به امامت حضرت على كه متفرع بر رسالت خاتم النبيين( ص) است، اعتقادى ندارد.