افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٥ - يك بحث مهم
عَلى أَمْرِهِ.
ولى مشكل لاينحل بعد از اين مرحله به وجود آمده است:
اولا: تورات و انجيل بعد از فوت دو پيامبر بزرگوار؛ حضرت موسى و حضرت عيسى، دچار تحريف شدند، و خرافات مردم نادان در آنها راه يافت كه باعث گمراهى متدينين به آن دو دين شده، وضع انجيل بدتر است چون به جاى يكى، پنج انجيل يا بيشتر شد.
به عبارت ديگر آن عنايتى كه به حفظ وحى در اول شد، در مرحلهى بعد صورت نگرفت و مكلفين به آن دو كتاب آسمانى (تورات و انجيل) يهوديهاى قبل از بعثت عيسى، و نصرانيهاى قبل از بعثت خاتم النبيين (ص) حتى نفس اثبات نبوتهاى جديد براى مكلفين جديد ومتدينين به دين سابق، نيز كه اتمام حجت بر همهى سابقين و لاحقين باشد، صورت نگرفت، كه واقعاً در نظر آنانى كه فلسفهى خلقت اولى آدمى را تدين به دين آسمانى مىدانند، مشكل لاينحل و بىجواب است.
ثانياً: هر چند قرآن مجيد كتاب خداوند مورد عنايت قرار گرفت[١]؛ ولى سنّت مقدسه نبوى مورد عنايت قرار نگرفت، از نظريات افراطى سادهلوحان اخباريها و محدثين غافل كه بگذريم، فقهاى محققين و اساتيد با تجربهى علم رجال، مىدانند كه روايات و احاديث ضعيف و يا مجهول الاسانيد، بسيار زياد است كه چندين مرتبه از احاديث معتبرةالسند بيشتر است. تازه خيلى از احاديث معتبرة السند، با هم متعارض و يا مصدر اولى آن مجهول است و بيشتر ازنود و پنج درصد احاديث احاد است. و احاديث متواتره شايد ٥% را تشكيل ندهد،
[١] -« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»( الحجر: ٩)؛
|
من كتاب معجزات را حافظم بيش |
و كم كن را از قرآن رافضم. |
|