افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٤ - چند مطلب در مورد اين آيات متبركه
در اين آيه اشكال ديگرى باقى نمىماند، تنها سؤالى كه در اين آيه است اين است كه چرا بر خلاف صافات كه با «لام» تعريف آمده است، نكره ذكر شده در حالى كه مراد از مصابيح همان كواكب است. والله العالم.
٢- كلمهى حفظاً در آيه صافات مفعول مطلق فعل مقدر (حفظنا) مىباشد كه آيهى سوم بر آن دلالت دارد و معناى آيه: ما آسمان نزديكتر يا پستتر و پايينتر را به كواكب زينت داديم و ما آسمان را از هر شيطان پليد نگهدارى مىكنيم، شايد وسيلهى نگهدارى نور ستارگان و يا سنگهاى سرگردان در آسمان باشد كه از كلمهى «يقذفون» به آن اشاره دارد.
٣- ظاهراً مراد از بروج آسمانى در آيه ١٦ سوره حجر، همان ستارههاى باشند يا خصوص ستارگانى كه به نام صورتهاى فلكى مشهور شدهاند و در افغانستان تا هنوز دوازده برج، به همان نام عربى شان، باقىمانده است: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، ميزان، عقرب، قوس، جدى، دلو و حوت.
به عبارت ديگر هنگامى كه ما، به ماه و خورشيد نگاه مىكنيم در هر موقعى از سال، آنها را در مقابل يكى از صورتهاى فلكى مذكور مى بينيم.
٤- در آيهى ١٧ حجر، ما، آسمان يا برج را از هر جن متمرد (شيطان) حفظ كردهايم
٥- در دو آيهى اخير يك استثنايى وجود دارد: مگر آن جن هايى كه دزدكى گوش به گفت و گويى ملايكههاى آسمانى بدهند كه به وسيلهى شهاب ثاقب و اشكارى (كه همان سنگهاى سرگردان است) دفع مىشوند.
٦- ملاء اعلى كه ملائكه در محل آنان است، تجردى ندارند، نه خود آنان و نه محل و جايگاه آنان، ملائكه داراى اجسام هستند. و مجرد از ماده نيستند. ما كيفيت صحبت ملائكه