افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٨ - معجزه موسى از لحاظ علمى تحقق پذير است
شويد، ولى بايد اين ظاهر را تاويل برد.
اولا كه انبياء و اوليا كه قرآن و حديث و تاريخ نقل مىكند از بلاها ناراحت شدهاند و گاهى گريستهاند كه مطابق طبع بشرى آنان است.
و ثانيا؛ اگر از نعمتها خوشحال نشوند چگونه شكر گزارى كه از همه صاحبان نعمتها به شمول انبيا و اوليا خواسته شده صورت گيرد، شكر گزارى خداوند به مجرد لقلقه زبان نيست، طبعا دل مسرور مى گردد كه آدمى وادار به شكر از آنها مىشود.
اگر به ظاهر آيه جمود كنيم حتى در ميان انبيا كسى را كه نه مصيبت بدش بيايد و نه به نعمت دلش خوشحال شود پيدا نمى توانيم. اگر كسى امروز اين مقام را ادعا كند به نظر من يا دروغگو مى باشد و يا طبيعت و فطرت انسانى او ناقص است.
و هيچ بعيد نيست كه مراد ناراحتى شديد و فرح شديد باشد.[١]
گاهى گرسنگى و خوف براى تحصيل كمال و ثواب نيست كه انتقام از اعمال بد آدمى است كه هيچ اشكالى ندارد «فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ» (نحل: ١١٢) به خاطر كفران مردم قريهاى كه رزق آن از هر جا مى رسيد لباس گرسنگى و خوف را بر آنان پوشانديم.
اين دو سه آيه به شكل نمونه نقل شد.
يك سؤال علمى اينجا باقى مانده است كه اين بلاهاى طبيعى و يا حتى به شمول مظالم اختيارى بندگان بر مظلومين، آيا تنها براى تنبيه بندگان و رسيدن آنان به مقامات بالاى
[١] - و همچنين در بعضى از آيات ديگر كه اين دو لفظ و يا امثال آن ذكر شده است، و الله العالم بمراده و انى اعوذ به من جهلى بكلامه تبارك و تعالى.