افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥١ - فوايد فرعى اين بحث
بُوراً» (الفتح: ١٢)
٣- گمان خوب به مؤمنين نيكو است: «لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ» (النور: ١٢)
٤- گمان بد به مؤمنين جايز نيست كه در مجلد اول حدود الشريعة فى محرماتها مستدل شده است.
٥- مشكلى در اين آيه وجود دارد كه در مورد حضرت يونس وارد شده است: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (الأنبياء: ٨٧)؛ صاحب ماه (حضرت يونس) گمان كرد كه ما بر او قدرت نداريم. اولًا آيا يونس به قدرت خداوند ايمان نداشته؟ (نعوذ بالله منه) ثانياً اين ظن، گمان بد به خداوند است كه حرام است؛ ولى با دقت مىفهميم آيه معناى ديگرى دارد؛ فعل «نقدر» از مادهى قدرت نيست ازمادهى «قدر» به معناى ضيق است و طبق حديثى، ظن به معناى يقين است[١]؛ يعنى يونس در شكم ماهى علم داشت كه ما بر او ضيق نمىگيريم (او را در تنگى نمىگذاريم) لذا با اين علم دعا كرد و خداوند دعاى او را اجابت كرد و به ماهى دستور داد او را به خشكه بيندازد.
بلى آيه ديگرى در قرآن وجود دارد كه بايد در مورد آن به تحقيق پرداخت: «وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ
[١] - ظن در چند آيه احتمالا به معناى علم آمده است؛ مانند قول موسى:« وَ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً»( الإسراء: ١٠٢)،« الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ، ... قالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ...»( بقره: ٤٦ و ٢٤٩ و غير اينها.)