افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٩ - واقعيت هاى خارجى چگونه بوده و به كجا رسيده است؟
زياد كفار است) و اگر مراد مجرد درها وسرير ها و تخت هاى معمولى مى بود موجب كفر مؤمنين نبود و اين درها و سريرها را غالب مردم متوسط داشتند والله العالم.
كلمهى «زخرف» هم به معناى طلا است و هم به معناى مطلق زينت در عرف فارسى زبانها مزخرف به چيزى باطل اطلاق مىشود كه به ظاهر خوب آراسته باشد و گاهى بر مطلق باطل اطلاق مىشود.
در آيه احتمال ديگر داده شده كه: اگر مردم در برابر اسباب و مسببات تكوينى (مطابق اراده ما) قطع نظر از كفر و ايمان شان، امت واحده نمى بودند (و ما قانون عليت را در همه امور نافذ نمى كرديم) به كفار ثروت فوق العاده مى داديم كه از نعمتهاى آخرت محروم هستند ولى قانون سببيت بر همه انسانها حتى انبياء و سران كفر يكسان جارى مىشود و سنت خدا كه قابل تبديل و تغيير نيست بر آن جارى شده است ولى امت واحده غالباً در قرآن به لحاظ كفر و ايمان است و اين احتمال هرچند فى حدنفسه درست است ولى بلحاظ غالب استعمالات آن در قرآن مشكل مىشود. والله العالم.
واقعيت هاى خارجى چگونه بوده و به كجا رسيده است؟
از ابتداى آمدن دين توسط انبياء براى انسانها در كره زمين اكثريت مردم- در غالب زمانها- ايمان نياوردند كه به نظر دقيق قاصر و مقصر و معاند بودند و جمع قليلى از آنان از انبياء (ع) پيروى كردند و مؤمن شدند و شايد در پارهاى از دوره ها مانند دوره نبوت داود و سليمان در محدوده حكومت اين پدر و پسر على نبينا و آله و عليهماالسلام و بعضى از دوره هاى ديگر، مؤمنين اكثريت داشته اند مانند دوره دوم يونس (ع) به هر حال انبياء غالباً از اقتصاد و ثروت برخوردار نبوده اند و قدرت اجتماعى و سياسى نداشته اند و غالباً مورد استهزاء قرار گرفته و طبقه اشرافيت، دين هاى آسمانى را مخالف منافع خود مى دانستند و شديداً از دعوت انبياء و ترويج دين جلوگيرى مى كردند.